سلطان و شبان (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
افسانهٔ سلطان و شبان
قالب کمدی، تاریخی
تهیه‌کننده(ها) مهدی هاشمی
داریوش فرهنگ
سازنده(ها) داریوش فرهنگ
مسعود فروتن
بازیگران مهدی هاشمی
گلاب آدینه
محمد مطیع
محمدعلی کشاورز
احمد آقالو
حسین کسبیان
علیرضا مجلل
گوینده احمد آقالو
کشور ایران پرچم ایران
زبان(ها) فارسی
تولید
سازنده(های)
اختصاصی
علیرضا مجلل
تهیه‌کننده(ها) صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (گروه فیلم و سریال)
مدت هر قسمت حدود ۵۰ دقیقه
پخش کننده
کانال اصلی شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران
پخش اصلی ۱۳۶۳

سلطان و شبان یکی از سریال‌های محبوب دههٔ ۶۰ تلویزیون ایران در ژانر کمدی است که تولید آن در سال ۱۳۶۰ توسط گروه فیلم و سریال تلویزیون آغاز و در سال ۱۳۶۱ به پایان رسیده و در همان سال نیز از شبکهٔ اول سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است. مهدی هاشمی و داریوش فرهنگ به اتفاق یکدیگر فیلمنامهٔ این سریال را در قالب افسانه‌ای کهن نوشته و داریوش فرهنگ آنرا کارگردانی کرده است.

محتویات

[ویرایش] بازیگران

[ویرایش] عوامل تولید

کارگردان

نویسندگان

آهنگساز

فیلمبرداران

تدوین

چهره پردازی

[ویرایش] داستان

سلطانی کوته‌فکر و خوشگذران کابوس عجیبی می‌بیند و خوابگزار اعظم تعبیر آنرا تیرهای بلایی می‌داند که در تاریخ معینی از ماه بر سرش فرود خواهند آمد. سلطان از این موضوع وحشت کرده و در بستر بیماری می‌افتد. وزیر اعظم، سلطان بانو و خوابگزار اعظم راه‌حل این مشکل را جایگزین کردن شخص دیگری به جای سلطان می‌دانند تا خطر بگذرد. پس همای سعادت را رها می‌سازند و پرنده بر شانهٔ شبان ساده‌دلی فرود می‌آید که شباهت غیر قابل تصوری به سلطان دارد. شبان را به قصر آورده و ردای سلطانی بر او می‌پوشانند و سلطان را نیز در جامهٔ شبانی به ده او می‌فرستند. تلخک و دوست کاتبش که متوجهٔ تغییر رفتار سلطان شده‌اند به جستجوی حقیقت می‌پردازند و تلخک جانش را در این راه از دست می‌دهد. کاتب که به ماهیت اصلی سلطان جدید پی برده است او را از اصل ماجرا باخبر می‌سازد و با هم نقشه‌ای برای از بین بردن درباریان و رهایی زندانیان طرح می‌کنند. وزیر اعظم کشته می‌شود و سلطان بانو خودکشی می‌کند. از سوی دیگر سلطان اصلی که عادت به زندگی روستایی ندارد در ده شیرزاد شبان خرابکاری به بارآورده و پس از دریافت کتکی مفصل، توسط اهالی از ده رانده می‌شود. در این میان خوابگزار اعظم مژده می‌آورد که آن تاریخ شوم گذشته و جان سلطان از تیرهای بلا در امان مانده است. سلطان و خوابگزار به قصر باز می‌گردند و کاتب به استقبالشان می‌آید. سلطان که از این موضوع تعجب کرده سراغ درباریان و ملازمانش را می‌گیرد و پاسخ می‌شنود که همگی در سیاهچال هستند. سپس کاتب با لبخندی درهای تالار را گشوده و زندانیان رها شده از بند با تیغ‌هایی بران به سمت سلطان حمله‌ور می‌شوند. کابوس سلطان به حقیقت پیوسته است.

[ویرایش] منابع

  • VCD سریال افسانهٔ سلطان و شبان عرضه شده توسط شرکت صوتی و تصویری سروش
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر