دلمیرا آگوستینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دلمیرا آگوستینی
زادروز ۲۴ اکتبر ۱۸۸۶
مونته ویدئو , Flag of Uruguay.svg اروگوئه
درگذشت ۱۶ ژوئیه ۱۹۱۴ (۲۷ سال)
مونته ویدئو , Flag of Uruguay.svg اروگوئه
پیشه شاعر
سبک مدرنیسم
لقب ” زهره ی دنیای شعر ”
همسر انریکه جاب رئیس

دلمیرا آگوستینی (به اسپانیایی: Delmira Agustini)‏ در ۲۴ اکتبر ۱۸۸۶ در شهر مونته ویدئو کشور اروگوئه بدنیا آمد. ده ساله بود که سرودن شعر را آغاز کرد وعلاوه برسرودن شعر،به موزیک و نقاشی هم علاقه خاصی داشت. شعرهای او در مجله La Alborada به چاپ می رسید. در ۱۴ اگوست سال ۱۹۱۳ ازدواج کرد اما این ازدواج دوامی نداشت و در ۵ ژوئن ۱۹۱۴ از همسرش جدا شد. دلمیرا بین شاعرانی که زندگی رمانتیکی داشتند معروف ترین آنان بوده است. می گویند زیبایی او بقدری خیره کننده بود که او را ” زهره ی دنیای شعر ” لقب داده بودند. او طبعی عاشقانه و آتشین داشت و تا آخر عمرش هم عاشق بود،اما عمر چندانی نکرد. وقتی خبر مرگ او در بین مردم اروگوئه منتشر شد، همه جا او را ” قربانی عشق و هوس ” نامیدند. دلمیرا آگوستینی در ۱۶ ژوئیه سال ۱۹۱۴ زمانی که بیش از ۲۸ سال نداشت و چند ماهی بیشتر از انتشار چهار مجموعه‌اش نگذشته بود که کشته شد.

پس از مرگ دلمیرا آگوستینی یکی از نویسندگان آمریکایی در باره ی او نوشت :

” شعر دلمیرا زبان حال جاذبه ی جنسی است. مثل این است که کلمات او، نه از زبان دلمیرا، بلکه از زبان الهه ی هوس بگوش می رسد. اصلاً مثل این است که ” هوس ” با قیافه ی دلپذیر و وحشی و جذاب خود بصورت این کلمات خوش اهنگ در آمده است. ”

پ . ن قطعه شعری از دلمیرا آگوستینی انگار بیوه‌ای چسبیده به شیشه‌ی پنجره‌ام.

اتاقم

با اعجاز شگفت نور و آتش

اتاقم

غاری از طلا و سنگ‌های قیمتی

با خزه‌ای چنان نرم، کرک‌هایی چنان بلند

روشن و داغ، و چنان شیرین که باورم می‌شود

درون دلی ایستاده‌ام.

دلميرا آگوستينی در ۱۹۱۴ کشته شد. وقتی در خون می‌غلطيد بيست و هشت ساله بود. چند ماهی بيشتر نمی‌شد که چهار مجموعه‌ی اثر گذار منتشر کرده‌بود. شعر آمريکای لاتين سخت مديون اوست. هنوز برای ايرانی‌ها ناشناخته‌است . شعر اروتيک دلميرا، پسند حکومتيان منادی اخلاق نيست.

دهان تو

در کار خدايی‌ام بودم من، بالای سنگ

سرشار از غرور.

از دوردست، بامدادان، چند گلبرگ روشن به من رسيدند

چند بوسه در شب.

بالای سنگ،

چنان ديوانه زنی سرسخت، به کارم چسبيده بودم.

آن‌گاه صدایت،

زنگی مقدس يا نتی آسمانی با لرزه‌های انسانی

کمند طلايی‌اش را انداخت از کناره‌های دهانت

آشيانه‌ی شگفت سرگيجه

دو گلبرگ سرخ بسته به مغاک-

کار، رنج شکوه، دردناک و ابلهانه

کالبدی که روح من خود را در آن می‌بافت-

و تو به سر گستاخ سنگ رسيدی

من فروافتادم

بی پايان

در مغاک خونين

او معروفترین شاعر اروگوئه ای بود که زندگی شاعرانه و رمانتیکی داشت. می گویند زیبایی او بقدری خیره کننده بود که او را ” زهره ی دنیای شعر ” لقب داده بودند. او طبعی عاشقانه و آتشین داشت و تا آخر عمرش هم عاشق بود،اما عمر چندانی نکرد. وقتی خبر مرگ او در بین مردم اروگوئه منتشر شد، همه جا او را ” قربانی عشق و هوس ” نامیدند

منابع [ویرایش]