دریک
دریک سکه ٔ زر در دوره هخامنشی، با وزن ۸/۳۵ تا ۸/۴۲ گرم بودهاست. بریک طرف آن نگارهای از یک کماندار هخامنشی در حال دویدن است که کمانی در دست چپ و نیزهای در دست راست دارد. ضرب این سکه را جزو اصلاحات پولی داریوش یکم هخامنشی برشمردهاند، ولی برخی باور دارند که دریک پیش از زمان او هم ضرب میشدهاست. آنچه مسلم است اینک ضرب سکه ٔ زر از امتیازهای ویژه شاه بود. گمان میرود تاریخ نخستین ضرب سکه دریک ۵۱۴ پیش از میلاد باشد.
در زمان هخامنشیان هیچیک از ساتراپها و فرمانداران محلی حق نداشتند بدون پروانه داریوش به نام خود سکه زنند، تنها اجازه داشتند با پروانه داریوش سکهٔ نقره بزنند، چرا که ضرب سکهٔ دریک در انحصار مرکز بود.
عیار سکههای دریک بسیار بالا بود و با آزمایش روی نمونههای به دست آمده روشن شدهاست که فلزش تنها ۳٪ آلیاژ میداشتهاست. این نابی بالا مایهٔ رواج این سکه شد و همواره سکههای طلای هخامنشی سخت معتبر بودند. در پایان دوران هخامنشی دودریکی هم ضرب شد. کیفیت سکههای زر در تمام دوران هخامنشی ثابت ماند.
نقش کماندار پارسی در درازای دو سده پادشاهی هخامنشیان دگرگونیهایی داشت. از آنجا که سکههای هخامنشی تاریخ ضرب ندارند از روی نشانههای دیگر نقشهای مربوط به دوران هر پادشاه را تعیین کردهاند. سکههای هخامنشی جز موارد استثنایی تنها در یک سو دارای نقش هستند و پشت آنها بیشتر فرورفتگی چهارگوش شکل و ناهمواریهای نا به سامانی هست. اینها اثر قسمت برجستهٔ سندانیاست که هنگام چکشزدن بر سکه گذاشته میشد.
در دورهٔ ۲۰۰ ساله پادشاهی هخامنشیان، سکههای نیم دریکی و یک چهارم دریکی نیز ضرب شدند.
محتویات |
[ویرایش] نام دریک
دریک را داریک هم گفتهاند، اما آوایش درست آن دَریک است. بنابر باور ارنست هرتسفلد، دریک از نام داریوش گرفته شده است [۱]،[۲]. ابراهیم پورداوود، ایرانشناس سرشناس، نیز همچون هرتسفلد بر این باور بود که یونانیان، نام سکه زر در زمان داریوش بزرگ هخامنشی را چون منسوب به داریوش بود به یونانی «دریکوس» (Dreikos) یا «داریک» یا «دریک» به معنی «داریوشی» مینامیدند [۳].
اما برخی پژوهشگران بر این باور هستند که دریک از واژه ذَریگ یا زریگ در زبان پارسی باستان به معنی زرین (صفت نسبی از ستاک «دَرَنیه» ( در اوستایی «زَرَنیه») به معنی زر) گرفته شده است [۴]، [۵].
برخی دیگر از پژوهشگران، (همچون رضا مرادی غیاثآبادی) بر این باور هستند که واژه «دَری» شکل امروزیشدهٔ واژهٔ «دَریک» است. چرا که پسوند و آوای پایانیِ ـَک/ ـَگ در زبانهای کهنتر تبدیل به ـَه یا ـی در زبان فارسی شده و یا یکسره از میان رفته شده است (همچون «پارسیک» که تبدیل به «پارسی» شده است). واژه «دَری» از دو پاره «دْ» و «اَری» ساخته شده که بخش نخستینِ آن، حرف معرفه متداول در بسیاری از زبانهای هند-اروپایی، و بخش دوم آن به مفهوم «آریایی/ ایرانی» است. حرف معرفه «دْ» هنوز نیز در زبان پشتو (که یکی از زبانهای خانواده زبانهای ایرانی است) زنده مانده و برای مثال نام کشور را به شکل «د افغانستان» تلفظ میکنند. این حرف با حرف معرفه The در زبان انگلیسی خاستگاهی مشترک دارد [۶].
[ویرایش] پیشنهاد پول تازه
برخی پژوهشگران، این واژه را همراه دینار به عنوان نامی مناسب برای پول پیشنهاد دادهاند و دینار را نامی روامند در شاهنامه دانسته اند [۷]. اما ابراهیم پور داوود، ایران شناس، ریشه واژه دینار را در اصل از واژه یونانی «دناریوس» می دانست [۸].
[ویرایش] پانویس
- ↑ ارنست هرتسفلد. ACHAEMENID DYNASTY; Herzfeld, p. 146; for the contrary view,,. p. 621; DARIUS iii.
- ↑ در نوشته های یونانی، سکه دریک را δαρεικός στατήρ، dareikós statḗr نوشته اند.
- ↑ ابراهیم پورداوود. هرمزدنامه. انتشارات اساطیر، ۱۳۸۱.
- ↑ «زریک. (زَ)(اِ) طلایی مساوی دریک. رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۱۴۹۴ و ۱۴۹۵ شود.». لغتنامه دهخدا. بازبینیشده در ۲۶ فروردین ۱۳۹۰.
- ↑ برای نمونه در صفتهایی مانند دانشیک (دانشورانه) و یا شناسیک (شناسانه) باختریک (باختری) در پارسی میانه ـَک/ ـَگ برای ساختن صفت بکار رفته که از پارسی باستان به یادگار مانده
- ↑ رضا مرادی غیاثآبادی. «دری و دینار: پیشنهاد دو نام برای واحد پول رسمی کشور». پژوهشهای ایرانی، پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰. بازبینیشده در یکشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۰.
- ↑ دری و دینار: پیشنهاد دو نام برای واحد پول رسمی کشور
- ↑ ابراهیم پورداوود. هرمزدنامه. انتشارات اساطیر، ۱۳۸۱.
[ویرایش] منابع
- A. D. H. Bivar, “Achaemenid Coins, Weights and Measures,” in Camb. Hist. Iran II, pp. 610-39.
- E. Herzfeld, “Notes on the Achaemenid Coinage and Some Sasanian Mint-Names,” in J. Allan, H. Mattingly, and E. S. G. Robinson, eds., Transactions of the International Numismatic Congress 1936, London, 1938, pp. 413-26.
- S. P. Noe, Two Hoards of Persian Sigloi, Numismatic Notes and Monographs 136, New York, 1956.
- E. S. G. Robinson, “The Beginnings of Achaemenid Coinage,” NC, 1958, pp. 187-93.
- D. Stronach, “Early Achaemenid Coinage. Perspectives from the Homeland,” Iranica Antiqua 24, 1989, pp. 255-79.
- B. V. Head, The Coinage of Lydia and Persia from the Earliest Time to the Fall of the Dynasty of the Achaemenids, London, 1877.
- Idem, “The Coinage of the Ancient Persians,” in Survey of Persian Art I, pp. 397-405.
- J. R. Melville-Jones, “Darics at Delphi,” Revue belge de numismatique et de sigillographie 125, 1979, pp. 25-36.