خاطرات خون‌آشام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خاطرات خون‌آشام
Vamp.png
لوگوی سریال خاطرات خون‌آشام
ژانر درام
ترسناک
توسعه‌دهنده کوین ویلیامسون
جولی پلک
نویسنده ال.جی. اسمیت
ستارگان نینا دوبرو
پل ویسلی
یان سامرهلدر
استیون آر. مک‌کوئین
سارا کنینگ
کاترینا گراهام
کندیس آکولا
زک روئریگ
مایکل تروینو
متیو دیویس
جوزف مورگان
کلر هولت
کشور سازنده Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
زبان‌ها انگلیسی
تعداد فصل‌ها 5
تعداد قسمت‌ها 99 قسمت (تا حالا/بقیه در حال ساخت)
تولید
تهیه‌کننده اجرایی لزلی مورگستین
تهیه‌کننده باب لوی
کوین ویلیامسون
جولی پلک
مکان‌ها آتلانتا، جورجیا
کاوینتون، جورجیا
ونکوور
زمان اجرا ۴۱ دقیقه
پخش کننده
شبکه اصلی سی‌دابلیو
فرمت تصویر ۱۰۸۰i (اچ‌دی)
اجرای اصلی ۱۰ سپتامر ۲۰۰۹ – تا به حال
پیوندهای بیرونی
cwtv.com

خاطرات خون‌آشام (به انگلیسی: The Vampire Diaries) یک سریال آمریکایی محصول سال ۲۰۰۹ شبکهٔ تلویزیونی سی‌دابلیو است که هم اکنون نیز در حال ساخت می‌باشد و در حال حاضر محبوب‌ترین سریال تلویزیونی برای رده سنی نوجوان (۱۴-۱۹) محسوب می‌شود.[نیازمند منبع] این داستان به شرح خاطرات و اتفاقاتی که برای یک خون‌آشام به نام استفن سالواتوره و یک دختر به نام الینا گیلبرت می‌پردازد که هر دویشان در پایان هر روز به نوشتن خاطرات خود می‌پردازند. به همین دلیل نام این سریال هم دارای یک ایهام است زیرا نام این مجموعه هم می‌تواند بیانگر "خاطرات خون‌آشام: یعنی خاطراتی باشد که استفن دربارهٔ خود می‌نویسد" و هم خاطراتی که دربارهٔ یک خون‌آشام (توسط الینا) نوشته می‌شود.

رده بندی سنی (PG-۱۴ Rated) این سریال، مشاهده این سریال بنا به تأیید بنیاد رده‌بندی محتوای رسانه در آمریکا برای افراد زیر ۱۴ تنها در حضور والدین مورد تأیید است و در غیر این صورت توصیه نمی‌شود.[نیازمند منبع]

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

فصل یکم (۲۰۰۹-۲۰۱۰)[ویرایش]

خلاصه فصل یکم

در قسمت اول این سریال استفن سالواتوره که یک خون‌آشام است به شهر جدیدی می‌آید و با دختری به نام الینا برخورد می‌کند و عاشقش می‌شود و برای نزدیکتر شدن به الینا در دبیرستانی که الینا می رود ثبت نام می کند و کم کم رابطه بین او و الینا شکل می‌گیرد اما پس از مدتی برادر استفن، دیمن پیدا می‌شود استیفن برای اینکه دیمن به الینا آسیب نزند به الینا گردن بند گل شاه پسند میدهد دیمن مشکلاتی را به وجود می‌آورد که حتی منجر به این می‌شود که الینا خون اشام بودن استفن و دیمن را بفهمد ولی او با توجه به رفتارهای خوبی که از قبل از استفن دیده‌است منطقی برخورد می‌کند و سعی می‌کند با این قضیه کنار بیاید، استفن جریان تبدیل شدنش به خون‌آشام را در سال ۱۸۶۴ را شرح می‌دهد که دختر خون‌آشامی به نام کاترین مسبب این جریان بوده‌است، همچنین دیمن تلاش‌هایی برای بازگردانی کاترین (که ظاهراً او نیز عاشقش بوده‌است) می‌کند که در طی اشتباهی تعداد زیادی خون‌آشام آزاد می‌شوند و مشکلاتی به وجود می‌آیند، در قسمت‌های میانی علت شباهت زیاد الینا به کاترین مشخص می‌شود و آن این بوده که ظاهراً الینا نوهٔ کاترین بوده و او فرزند ناتنی خانوادهٔ گیلبرت بوده‌است، در پایان این فصل کاترین به شهر سابقش بازمی‌گردد.[۱]


قسمت اول

اول داستان الینا رو میبینید که داره خاطراتش را منویسه که میخواد زندگیش رو از نو شروع کنه چون پدر مادرش را در یک حادثه غم انگیز از دست داده و بعدش با شخصیت های دیگه ای چون جنا (خاله الینا) ، جرمی (برادر ناتنی الینا) و بانی (دوست الینا) آشنا میشوید.در مدرسه هم با کرولاین (یکی دیگر از دوست های الینا) که موهای بلوند و روشنی داره آشنا میشید. کمی بعد جرمی رو میبینید که داره مواد مصرف میکنه همان لحظه الینا از راه میرسه و جلوی جرمی رو میگیره که مواد مصرف نکنه وقتی الینا از دستشویی میاد بیرون به استیفن (خوناشام) برخورد میکنه . سپس الینا به قبرستون میره و خاطراتش رو مینویسه و..... انگشتری که دست استیفن میبینید اون رو در مقابل خورشید محافظت میکنه.در جشن استیفن و الینا میرن با هم صحبت میکنند و در همان هنگام استیفن چشماش در حال قرمز شدن بود و الینا شک میکند که چرا اینگونه شد چند لحظه بعد ویکی (دوست جرمی) به تنهایی به جنگل میرود و .... بعد از ماجرای ویکی استیفن به خانه میره و فهمید که یه خوناشام ویکی رو گاز گرفته بعد که وارد اتاق خودش میشه برادرش دیمن رو میبینه و ......


قسمت دوم

در حال حاظر ویکی بیمارستانه و جرمی میره پیشش و میبینه خوابه چندی بعد برادر ویکی (مت) به ملاقاتش میره ولی دید که کسی روی تخت بیمارستان نیست و ناگهان .... الینا هم به خونه استیفن رفت و داداش استیفن رو میبینه که خونه هست و.... روز بعد هم که ستاره دنباله داره میاد استیفن و الینا باهم حرف میزنند . ویکی وقتی که از بیمارستان مرخص شد به شغلش برگشت و از جرمی مواد گرفت و موقعی که میره مواد مصرف میکنه دیمن دوباره اونو گاز میگیره . ویکی گم میشه و همه در صدد پیدا کردن او هستن استیفن اون رو درحالی پیدا میکنه که دیمن داره ویکی رو از بالای ساختمون میندازه و .....

فصل دوم (۲۰۱۰-۲۰۱۱)[ویرایش]

به‌ترتیب از چپ به راست، استفن سالواتوره، الینا گیلبرت و دیمن سالواتوره.

پس از بازگشت کاترین او درصدد انتقام و اذیت و آزار برادران سالواتوره می‌آید و در همین راستا اتفاقاتی می‌افتد. مشخص می‌شود که کاترین از ابتدا فقط استفن سالواتوره را دوست داشته و علاقه‌ای به دیمن ندارد دیمن،استیفن و کارولاین(دوست الینا)که کاترین اورا تبدیل به خون آشام کرده با هم نقشه میکشند که کاترین را بکشند اما علاقه دیمن به کاترین باعث شد که او کشته نشود و به معبد برود(توسط دیمن) شخصیت های جدیدی در این فصل به نام رز(رزماری) و الیژا می آید قرن‌ها پیش از سالواتره ها با برادرانی به نام‌های کلاوس و الایژا(که برادر هم هستند) بوده‌است که این دو برادر نخستین خون‌آشام‌های تاریخ هستند.(کلاوس قویترین و اولین خون آشام تاریخ است) دیمن پس از فهمیدن این موضوع که بیهوده ۱۵۰ سال در پی یافتن کاترین بوده‌است او را فراموش می‌کند و عاشق الینا می‌شود. الینا کنجکاو کلاوس میشود و از دوستش کارولاین درخواست میکند که اورا به پیش کاترین ببرد(چون کاترین کلاوس را بهتر میشناسد) و درخواستی دیگر هم میکند که؛کارولاین به استیفن نگوید که الینا پیش کاترین رفته است سرانجام الینا پیش کاترین میرود و حقیقت را از دهن کاترین میشنود استیفن شک میکند که الینا پیش کاترین رفته است و به معبد میرود که الینا را پیدا کند و او را پیدا میکند

کلاوس در صدد شکستن طلسمی بر می آید که مدت‌ها ذهن او را به خود مشغول کرده‌است. او برای این کار به یک همزاد که خون انسان داشته باشد و یک خون‌آشام نیاز دارد و باید مراسم قربانی کردن را انجام دهد.اما دیمن به اجبار از خون خود به الینا می‌دهد تا خون او ناخالص شود. الینا از دست دیمن ناراحت و عصبانی می‌شود.در هر حال الینا تا پیش از مرگ انسان می‌ماند پس کلاوس او و جنا(که توسط کلاوس تبدیل به یک خون آشام شده)ویک گرگینه را برای مراسم قربانی کردن انتخاب می‌کند.دیمن در نجات جان مت و کارولاین توسظ تایلر لاک وود گرگینه گاز گرفته می‌شود.جنا در مراسم قربانی کردن می‌میرد اما جان (پدر واقعی الینا) با فدا کردن خود برای خون آشام نشدن الینا او را نجات می‌دهد.دیمن که گرگینه او را گاز گرفته‌است به زودی می‌میرد.پس پیش الینا می‌رود تا از او طلب بخشش کند اما الینا به او می‌گوید که شاید به زمان زیادی نیاز داشته باشد.دیمن به خانه می‌رود و با دراوردن حلقه‌اش به مقابل افتاب می‌رود تا خودکشی کند.استفن به موقع سر می‌رسد و مانع او می‌شود و با زندانی کردن دیمن در پی پیدا کردن راه درمان (راه درمان دیمن خون کلاوس هست)می‌گردد.جرمی گیلبرت که مدتی پیش مرده بود هم توسط بانی (دوست دختر جدیدش)که جادوگر است به دنیا باز می‌گردد.الینا متوجه زخمی شدن دیمن می‌شود و پشیمان و ناراحت از دیمن در حال مرگ مراقبت می‌کند.استفن هم با کلاوس معامله می‌کند که در صورت دادن پادزهر به دیمن هرکاری او بخواهد انجام می‌دهد.کلاوس او را وادار به خوردن مقدار زیادی خون می‌کند و از او می‌خواهد که به دنبال او شهر را ترک کند.کاترین پادزهر را برای دیمن می‌برد و جان او را نجات می‌دهد.جرمی هم با روح دو دوست دختر قبلی خود یعنی آنابل و ویکی روبرو می‌شود.

فصل سوم (۲۰۱۱-۲۰۱۲)[ویرایش]

کلاوس در تلاش برای ساختن ارتشی از دورگه‌های خود (خون‌آشام و گرگینه) است. اما هربار که یک دورگه می‌سازد کمی بعد او می‌میرد. استفن که تبدیل به یک خون‌آشام وحشی شده‌است در کمک به او دریغ نمی‌کند. الینا سعی می‌کند همراه دیمن و آلاریک با نقشه‌ای استفن را نجات دهد. اما استفن به آن‌ها می‌گوید که نمی‌خواهد نجات پیدا کند و برگردد و اثباتش کشتن دوست دیمن اندی است. کلاوس خواهرش ربکا را که مثل او یک خون‌آشام اصیل است زنده می‌کند و آن‌گاه به ذهن استفن نفوذ کرده و از او می‌خواهد که به یاد آورد. استفن به یاد میاورد که در سال‌ها پیش کلاوس و خواهرش را دیده و ربکا عاشق او شده‌است. سپس کلاوس و ربکا که در حال فرار از دست فردی بودند مجبور به جابه جایی می‌شوند و کلاوس به ذهن استفن نفوذ کرده و از او می‌خواهد که او و ربکا را فراموش کند. ربکا که دوست دارد با استفن بماند در برابر فرار با کلاوس مقاومت می‌کند و آن وقت کلاوس او را می‌کشد. کلاوس متوجهٔ رفتار عجیب استفن می‌شود و همراه با ربکا او را به‌زور به میستیک فالز برمی‌گرداند. در آنجا کلاوس می‌فهمد که الینا زنده‌است. وی بار دیگر به ذهن استفن نفوذ می‌کند و از او می‌خواهد که انسانیتش را خاموش کند. از اینجا به بعد استفن دیگر به چیزی اهمیت نمی‌دهد و فقط به هر چه کلاوس بگوید گوش می‌کند. کلاوس تایلر را دورگه می‌سازد و راه درست کردن دورگه‌هایش را یاد می‌گیرد.

کلاوس می‌فهمد که خون الینا تنها راه زنده ماندن دورگه‌هایش است، بنابراین نمی‌خواهد که الینا بمیرد. کاترین و جرمی، مایکل(پدر کلاوس)را پیدا می‌کنند و مایکل قصد کشتن کلاوس را دارد. الینا هم سال جدید تحصیلی را در حالی آغاز می‌کند که استفن دوباره شروع به خوردن خون انسان کرده و تایلر هم یک جوراحساس نوکری نسبت به کلاوس پیدا کرده‌است. الینا و آلاریک در جشن آغاز سال، سعی می‌کننداستفن را با گل شاه پسند بیهوش کنند تا بتوانند استفن را در سلول قدیمی فوربس زندانی کنند تا مایکل، کلاوس را بکشد و این اجبار ذهنی کلاوس از استفن آزاد شود. اما موفق نمی‌شوند چون ویکی (خواهر مت) که الآن یک روح است، به دلایلی سد راه آنها می‌شود(قبلاً بانی برای نجات جان جرمی، طلسمی را شکست که دروازه بین این دنیا و دنیای ارواح باز شد و ارواح می‌توانستند در این دنیا حضور یابند و ویکی برای اینکه بتواند برای همیشه در این دنیا بماند، باید الینا را بکشد. اما بانی موفق می‌شود برای همیشه دروازه را ببندد).

دیمن، آلاریک و الینا محل زندگی(یک غار قدیمی) مایکل و خانواده‌اش را پیدا می‌کنند که داستان زندگی و چگونه تبدیل شدن مایکل و خانواده‌اش در آنجا نقاشی شده. آلاریک، دیمن و الینا پس از جستجوی فراوان، داستان زندگی آنها را می‌فهمند. مایکل فرزندان خود را به خون آشام تبدیل کرد تا دیگر آسیب پذیر نباشند، اما کلاوس با کشتن مادرشان، باعث می‌شود که خانواده از هم فرو بپاشد. کشتن مادرشان را به گردن مایکل می‌اندازد و با این کار ربکا(خواهرش) و الایژا(بزرگترین برادرش) را با خود متحد می‌کند.(بعدها به دلایلی الایژا از کلاوس جدا می‌شود)

حال که الینا تقریباً همه چیز را میداند، به پیش ربکا می‌رود و داستان را از زبان او می‌شنود. اما کلاوس به ربکا در مورد کشتن مادرشان دروغ گفته بود و ربکا با شنیدن اینکه کلاوس، مادرشان را کشته خشمگین می‌شود. از طرفی مایکل(که توسط کاترین زنده شده) با استفن و دیمن آشنا می‌شود و درصدد کشتن کلاوس هستند و ربکا هم با آنها متحد می‌شود و با نقشه‌ای زیرکانه کلاوس را به شهر میستیک فالز برمیگردانند... . سلاحی که با آن می‌توان کلاوس را کشت، مایکل به دیمن داده بود تا دیمن او را بکشد، اما کاترین یک چیز خیلی خیلی مهم را می‌فهمد(که مایکل به دیمن نگفته بود) و آن را به استفن می‌گوید. اینکه اگر یک خون آشامِ عادی با آن سلاح یک خون آشام اصیل را بکشد، خود آن خون آشام هم کشته می‌شود. استفن وقتی این موضوع را می‌فهمد، جلوی دیمن را می‌گیرد(یعنی اینکه انسانیت استفن دوباره برگشته) و کلاوس هم از این موقعیت، استفاده کرده و مایکل را می‌کشد.

اما دیمن و الینا فکر می‌کنند که استفن برای آزادی ذهنی خود، جلوی کشتن کلاوس را گرفته‌است. حال که استفن آزادی خود را به‌دست آورده، تمام خانوادهٔ کلاوس (که در تابوت هستند) را می‌دزدد و قصد انتقام از کلاوس را دارد. بعداً استفن متوجه می‌شود که یک تابوت افسون شده و در آن به هیچ وجه باز نمی‌شوند(مادر کلاوس هست که از تابوت بیرون میاید و وانمود میکند کلاوس را هنوز دو ست دارد ولی در اصل قصد کشتن کلاوس را دارد که کلاوس می‌فهمد و مادر کلاوس فرار می‌کند) در ضمن استفن از کلاوس می‌خواهد که دورگه‌هایش را از شهر خارج کند وگرنه الینا را به خون‌آشام تبدیل می‌کند . پس از تمام این اتفاقات استفن آرام تر شده و رابطه‌اش نیز با الینا خوب شده اما در قسمت ۱۷ دیمن می فهمد به جز آن سلاحی که پدر کلاوس داشت (و نابود شد) سلاحی دیگر نیز وجود دارد که در زیر پل شهر پنهان شده است. ولی ربکا قبل از دیمن جای آن را می فهمد و تمام آن سلاح ها را نابود می کند اما غافل از این است که دیمن از او باهوش تر است زیرا دیمن می فهمد که چوپ تابلوهای قدیم شهر نیز از این سلاح ساخته شده است. او پس از جمع آوری تابلوها آن ها را نزد استفن می برد و قسمت ۱۷ با این جمله تمام می شود: بریم چند تا اصیل بکشیم.

در قسمت ۱۸ آلاریک،الینا ،دیمن و استفن مشغول به ساختن سلاح از چوب درخت بلوط سفید برای کشتن اصیل ها هستند و اکنون الینا،الاریک، استفن، دیمن، کارولین و مت هر کدام یک سلاح برای کشتن اصیل ها دارند. کلاوس برادرش فین را مجبور میکند تا با او به مستیک فالز بیاید تا یک جادوگر (مادر بانی) و جرمی رو تهدید کند تا بانی افسون اِستر که آن ها را به هم متصل کرده است باطل کند و ربکا در این کار به کلاوس کمک می کند. دیمن، استفن ، الینا، کارولین و مت نقشه ای برای کشتن کلاوس دارند. فین حاضر به همکاری با کلاوس نشد ولی کلاوس با سیج(عشق فین) او را راضی به همکاری می کند.ربکا برای انتقام از دیمن به خاطر کاری که با او کرد او را شکنجه می دهد. الینا از حضور فین و سیج در مستیک فالز باخبر می شود. طبق نقشه اگر یکی از اصیل ها بمیرد بقیه هم می میرند ولی بانی طلسم را قبل از اینکه استفن و مت و الینا فین رو بکشند شکست. بانی دیمن را در حال شکنجه می بیند ولی حاضر به نجات دادن او نمی‌شود و موضوع را به الینا می گوید. سیج برای انتقام فین به سراغ استفن می رود ولی چون نسل خونیش به فین متصل بوده(یعنی فین او را به خون‌آشام تبدیل کرده بود) می میرد و آن ها از اینجا می فهمند که اگر کلاوس رو بکشند تمام نسل خونی او هم می میرند. اما آن ها نمی‌دانستند نسل خونی استفن، دیمن و کارولین به کدام خون‌آشام اصیل متصل می شود. استفن پیش کلاوس میرود و چوب ها را با دیمن معامله می کند ولی دو تا از چوب ها سر جایشان نبودند و یکی از آن ها را ضمیر ناخود آگاه آلاریک پنهان کرده بوده است برای همین استفن آلاریک را زندانی می کند تا جای چوب ها را پیدا کند از الینا و دیمن می خواهد تا پیش جیمی بروند چون دیمن و استفن را کاترین تبدیل کرده بود و کاترین را هم رز تبدیل کرده بود. دیمن و النا پیش جیمی می روند و ازش می خواهند که با رز ارتباط برقرار کند تا بفهمند کی رز را تبدیل کرده اما کال قبل از دیمن و الینا کسی که رز را تبدیل کرده می کشه و الینا می فهممه به دیمن علاقه دارد. استر مادر کلاوس خون الینا را به آلاریک متصل و او را تبدیل به خون آشام می کند وقتی کلاوس می فهمد که با کشتن الینا می تواند آلاریک را بکشد الینا را زندانی می کند و دیمن و استفن توسط بانی کلاوس را خشک می کنند و الینار ا نجات می دهند اما بر اثر درگیری سر الینا به میز می خورد دیمن بدن کلاوس را قایم می کند اماالاریک برای کشتن تمامی خون آشام ها اقدام میکند و به انجمن شهر لیست تمات خون آشام ها را می دهد. الینا را بر اثر ضربه مغزی به بیمارستان می برتد و دکتر از خون دیمن به الینا می دهد. مت الینا را از شهر خارج کند ولی در بین راه می فهمد که آلاریک کلاوس را کشته بنابراین باید برای بودن در آخرین لحظات زندگی بین دیمن و استفن، یکی را انتخاب کند که استفن را انتخاب می کند و به دیمن تلفنی می گه اگه ما اول همدیکه را دیده بودیم شاید ما الان با هم بودیم. الینا و مت در حال بازگشت هستند که ربکا برای اینکه آلاریک را بکشه ماشین الینا را از روی پل منحرف می کند و ماشین داخل اب می افته و آلاریک بر می گرده تا دیمن را بکشه که توی گذشته دیمن نشان می دهد که اولین بار قبل از استفن همدیگه را دیده بودند و دیمن کاری کرد که الینا این دیدار را فراموش کنه. استفن برای کمک به الینا به زیر آب می رود و الینا می خواهد که مت را نجات دهد و الینا میمیرد. با مردن الینا آلاریک هم میمیرد و دیمن این را می فهمد و سریع بر میگردد که دکتر می گه که به الینا خون دیمن راداده ولی نسل خونی کلاوس یعنی ( استیفن ، دیمن ، کرولاین ) هنوز زنده هستند اما بانی کلاوس را در بدن تایلر قرار داده است.

فصل چهارم[ویرایش]

الینا در حال تغییر است و برای اینکه تبدیل شود باید خون بخورد و دیمن از این موضوع که استفن جون الینا را نجات نداده ناراحت است. استفن از بانی می خواهد الینا را با جادو دوباره انسان کند بنابراین تا پایان روز برای خون دادن به الینا صبر می کنند انجمن شهر مادر تایلر و کارولاین را به خاطر حمایت از خون آشام ها بر کنار و دستگیر می کنند. کشیش شهر که الان رییس انجمنم هست دستور دستگیری خون آشام ها را می دهد و ربکا و کارولاین را دستگیر می کنند و در حال انتقال به مکانی هستند که تایلر یا همان کلاوس وقتی متوجه می شود که کارولاین را دستگیر کرده اند برای نجات او به خودرو ها حمله و فقط کارولاین را نجات می دهد. برای دستگیری استفن به خانه الینا آمده و الینا را هم دستگیر می کنند. خاطراتی که خون آشام ها وقتی الینا انسان بود را از حافظه‌اش پاک کردن بودند از جمله خاطرات دیمن همه را به یاد می آورد. کشیش متوجه حرکات الینا می شود و می فهمد الینا هم خون آشام است و او را هم زندانی می کنند.دیمن از موضوع خبردار می شود و با مت به سراغ مزرعه ای که استفن و بقیه زندانی هستند می روند. بانی جادویی انجام می دهد اما مادربزرگش به او هشدار می دهد که الینا را برنگرداند بنابراین موفق نمی‌شود که الینا را دوباره انسان کند.استفن با کمک ربکا به الینا خون می رسانند و الینا خون آشام می شود. بانی کلاوس را به بدنش بر می گرداند و استفن و دیگران متوجه می شوند که یک شکارچی خون آشام به شهر آمده و خالکوبی روی دستش دارد که فقط جیمی آن را می بیند. استفن از طریق کلاوس متوجه می شود دارویی برای انسان شدن وجود دارد و برای این کار باید خالکوبی شکارچی خون آشام تکمیل و یک ساحره به قدرت زیادی برسد. پروفسور شین به شهر آمده و به بانی کمک می کند و از مکان دارو اطلاع دارد اما دارو پیش یکی از خطرناک ترین خون آشام ها به نام سایلس می باشد که سالهاست خشک شده است. الینا به خاطر دیمن با استفن به هم می زند و عاشق دیمن می شود اما کارولاین متوجه می شود که الینا بنده دیمن شده و هرکاری دیمن بگوید انجام می دهد. الینا شکارچی را می کشد و با کشتن شکارچی جیمی به شکارچی خون آشام تبدیل می شود.جیمی با کشتن کال که یک اصیل است خالکوبی را تکمیل میکند و دکتر شین و بقیه به جزیره ای که سایلس و درمان است می روند و کاترین دارو را دزدیده و با کشتن جیمی فرار می کند. دیمن الینا را برای فراموش کردن مرگ جیمی و عذاب مجبور به خاموش کردن احساساتش می کند و الینا خیلی تغییر می کند و همه به دنبال کاترین هستند تا درمان را به دست بیاورند به جز الینا که الان یک خون آشام درنده است. کلاوس به شهر دیگری می رود و متوجه می شود که هیلی از او باردار است. دیمن و استفن با کمک مت احساسات الینا را روشن می کنند و بانی به علت خواست سایلس مجبور می شود دروازه بین برزخ ماورایی و این دنیا را از بین ببرد و تمام مرده ها برمی گردند و بانی سایلس را خشک می کند و برای برگردانندن جیمی به این دنیا طلسمی انجام می دهد که باعث کشتنش می شود و جیمی بر می گردد. الینا بنده دیمن نیست و هنوز عاشق دیمن است بنابراین استفن تصمیم به رفتن می گیرید و در بین راه می خواهد بدن سایلس را به دریاچهای دور افتاده بیاندازند . کاترین به الینا حمله می کند و الینا که دارو را دارد به خورد کاترین می دهدو استفین منوجه می شود سایلس زنده است سایلس استفن را داخل یک گاو صندوق به دریاچه می اندازد و سایلس چهره واقعی اش را نشان می دهد . او همزاد استفن است.

فصل پنجم (۲۰۱۳)[ویرایش]

قسمت اول[ویرایش]

الینا بعد از گذراندن تابستان احساسی با دیمن و مطمئن شدن از زندگی جرمی بعد از آنکه از مرگ برگشته ، و برای رفتن به کالج ویت مور و هم اتاقی جدیدش (کارولاین) بسیار هیجان زده است! او همچنان فکر می کند که بانی همه ی تابستان رو در سفر گذرونده و به زودی به اون ها می پیونده. کارولاین و الینا از دیدن دانش آموزی به نام مگان که قراره با اون ها هم اتاقی شه تعجب می کنند. کاترین به طور غیر منتظره ای در خونه ی سالواتوره ها ظاهر می شود و برای در امان ماندن از دشمنانش آن هم در حالی که انسان هست از دیمن درخواست کمک می کند.مت و ربکا بعد از گذراندن تابستان خودشون در سفر هیجان انگیز به اروپا و جایی که دختری بسیار زیبا به نام نادیا به میستیک فالز بر می گردند.الینا نمی‌تواند از فکر اینکه یه کاسه ای زیر نیم کاسه ی استیفن هست بیرون بیاد!و سایلس در جشن آخر تابستان که در میدان شهر برگرار میشه به ذهن تمام مردم شهر نفوذ کرده و به همه میگه که اگر کاترین رو دیدن به او خبر بدن .

==== قسمت دوم ====دروغگو های واقعی
بدون آنکه الینا از گمشدن استیفن خبردار شود، دیمن از کلانتر فوربز برای پیدا کردن برادرش کمک می خواهد.الینا و کرولاین دارند سعی می کنند که بفهمند چه کسی پشت قتل دانشجو پنهان شده است و شخصی دانشجو به نام جسی (بازیگر میهمان) اطلاعات جالبی را در مورد پروفسور وِس مکس فیلد به الینا می دهد.هنگامی که جرمی در حال تلاش برای بازگشت به زندگی قدیمی اش است ، همچنان به بودن تنها کسی که میتواند با بانی حرف بزند ادامه می دهد اما او نمی‌تواند بانی را متقاعد کند که الان زمان مناسبی ست برای گفتن حقیقت به دیگران که بانی خودش را برای او قربانی کرده !بعد از فهمیدن آنکه سایلس دنبال کاترین می گردد ، دیمن به مت و جرمی می گوید که کترین رو از چشم سایلس دور نگه دارند اما وضعیت به مارپیچی خارج از کنترل تبدیل می شود بالاخره نادیا (بازیگر میهمان) با استفاده از خشونت هدف نقشه هایش را نشان می دهد.

قسمت سوم[ویرایش]

راز های گذشته
استفن از گاوصندوقی که توی اون زندانی بود فرار می کنه .زمانی که الینا و کاترین دو خواب مشابه درباره ی استیفن که در خطر افتاده و به کمک نیاز داره دیدند و آنها دیمن رو متقاعد کردند که استیفن رو پیدا کنه اما نقشه های آنها به خاطر زنی مرموز به نام تسا (بازیگر میهمان) خنثی شد. به نظر میاد که تسا همه چیز رو درباره ی گذشته ی استیفن می دونه. در فلش بکی به زمان های دور ، تسا راز تکان دهنده ای رو در گذشته ی خودش و نقشه ای که در آینده دارد را نشان می دهد او همچنین پیامی نگران کننده برای آینده ی دیمن دارد.سایلس با همدست هایی که برای پیدا کردن کاترین به او کمک می کنند روبرو شد که زندگی مت رو در وضعیت خطرناک و تهدیدآمیزی قرار می دهد.بالاخره سایلس دلیل مصمم بودنش را برای پیدا کردن کاترین روشن می کند . دیمن و الینا با وضعیت نگران کننده ای روبرو خواهند شد.در همین حین مشخص میشه به علت افسونی که تسا(کتسیا)برای از بین بردن قدرت نفوذ ذهنی سایلس را روی استفن انجام میده که حافظه ی استفن به کل پاک شده و هیچ چیز یادش نمیاد حتی برادرش دیمن را!!!

قسمت چهارم[ویرایش]

روز یادآوری
هنگامی که میستیک فالز به یاد درگذشتگانش میهمانی سنتی بر‌گزار می کند،دیمن و الینا دارند به استیفن درباره ی موضوعاتی که او را گیچ کرده کمک می کنند و ماموریتی که سفر طولانی و احساسی الینا رو به درون خودش تمام می کند،مت که بسیار نگران شده است در تلاش ست تا درباره ی اتفاقاتی که قبلاً بروی او انجام شده چیزی کشف کند.کرولاین در تلاشست تا جسی را بهتر بشناسد.اعتراف تکان دهنده ای که جرمی می کند ضربه ی شدیدی به دیمن می زند.بالاخره دکتر مکس فیلد نقشه اش را هدایت می کند که همه چیز را تغییر می دهد.

قسمت پنجم[ویرایش]

جشن رقص هیولاها
دکتر مکس فیلد مشغول مطالعه بر روی خون آشام هاست . دیمن و جرمی می خوان با استفاده از سایلس بانی رو دوباره زنده کنند. سایلس برای اینکه بتونه دوباره قدرت نفوذ ذهنی اش رو بدست بیاره دیمن رو راضی می کنه تا استفن رو بکشه. اون به ذهن تسا نفوذ میکنه و راز های جالی متوجه میشه. تایلر برای همیشه با کارولاین به هم میزنه .کم کم حقایق جالبی راجع به دکتر مکس فیلد مشخص میشه . تسا سایلس رو خشک میکنه.معلوم میشه دختر کاترین که زنده است و به یه خون آشام تبدیل شده . دیمن تمام خون کاترین رو به سایلس میده و کاترین میمیره ولی دوباره زنده میشه

فصل‌ها و قسمت‌ها[ویرایش]

فصل قسمت آغاز ساخت پایان ساخت تماشاچیان
(در میلیون)
فصل ۱ ۲۲ ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۹[۲] ۱۳ مه ۲۰۱۰[۳] ۳٬۶۶[۴]
فصل ۲ ۲۲ ۹ سپتامبر ۲۰۱۰[۵] ۱۲ مه ۲۰۱۱[۶] ۳٬۱۷
فصل ۳ ۲۲ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۱ ۱۰ مه ۲۰۱۲ ۲،۸۱
فصل ۴ ۲۳ ۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ ۱۶ می ۲۰۱۳
فصل ۵ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۳

بازیگران اصلی[ویرایش]

بازیگر نقش توضیحات
نینا دوبرو الینا گیلبرت/ کاترینا پتروا/ آمارا الینا معشوقه و دوست انسان استفن است که پس از مدتی مشخص می‌شود همزاد کاترین است، پس از مدتی او تبدیل به یک خون‌آشام می‌گردد.و همچنین آمارا که عشق واقعی سایلاس است ..[۷]
پل ویسلی استفن سالواتوره/ سایلاس خون‌آشامی که از سال ۱۸۶۴ میلادی تبدیل به خون‌آشام شده‌است، او دراری شخصیتی مثبت است. او همچنین همواره سعی می‌کند انسان دوستانه زندگی کند و فقط از خون حیوانات تغذبه می‌کند بعداً جای شخصیت او با دیمن عوض میشود.در آخرین قسمت فصل چهارم مشخص میشود او همزاد سایلس ،اولین خون آشامی که به وجود آمده،است.[۸]
ایان سامرهلدر دیمن سالواتوره برادر استفن که برخلاف استفن علاقهٔ زیادی به عمل به غریزه خود (کشتن و تغذیه از خون انسان‌ها) دارد و از زمانی که به واسطهٔ برادرش استفن به یک خون آشام تبدیل شده؛ هدف خود را در زندگی عذاب دادن مردم جهان و به خصوص اذیت کردن برادرش قرار داده‌است.[۹]
استیون آر. مک‌کوئین جرمی گیلبرت برادر ناتنی الینا که تبدیل به یک شکارچی خون آشام شد.
سارا کنینگ جنا سامرز خالهٔ ناتنی الینا که توسط کلاوس کشته شد.
کاترینا گراهام بانی بنت دوست الینا که یک ساحره‌است و از قدرت‌های خاصی برخوردار است.
کندیس آکولا کارولین فوربس دوست الینا که کاترین او را به یک خون‌آشام تبدیل کرد.
زک روئریگ مت داناون دوست الینا و برادر ویکی.
مایکل تروینو تایلر لاکوود یک گرگینه که تبدیل به نخستین دورگه موفق کلاوس شد که دوست کارولین نیز است و احساس نوکری به کلاوس دارد.
متیو دیویس آلاریک سالتزمن معلم تاریخ دبیرستان و شکارچی خون‌آشام است، او پس از مدتی تبدیل به یک خون آشام اصیل و سپس کشته میشود.
جوزف مورگان کلاوس مایکلسون قوی‌ترین خون‌آشام پس از پدرش (یکی از خون‌آشام‌های اصیل) که پدرش را می کشد و بعد از شکستن طلسم به دورگه ای بسیار قوی تبدیل میشود.
کلر هولت ربکا مایکلسون خواهر کلاوس و یکی از خون‌آشام‌های اصیل.

پانویس[ویرایش]

  1. «فصل ۱ خاطرات خون‌آشام»(انگلیسی)‎. Amazon.com. بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  2. «آغاز سیزن ۱ سریال خاطرات خون‌آشام»(انگلیسی). بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  3. «پایان سیزن ۱ سریال خاطرات خون‌آشام»(انگلیسی). بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  4. «بینندگان فصل ۱ خاطرات خون‌آشام»(انگلیسی)‎. وب‌گاه tvbythenumbers.com. بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  5. «آغاز سیزن ۲ سریال خاطرات خون‌آشام»(انگلیسی). بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  6. «پایان سیزن ۲ سریال خاطرات خون‌آشام»(انگلیسی). بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  7. «الینا گیلبرت»(انگلیسی)‎. وب‌گاه wiki.vampire-diaries.net. بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  8. «استفن سالواتوره»(انگلیسی)‎. وب‌گاه wiki.vampire-diaries.net. بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 
  9. «دیمن سالواتوره»(انگلیسی)‎. وب‌گاه wiki.vampire-diaries.net. بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۱. 

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به خاطرات خون‌آشام در ویکی‌گفتاورد موجود است.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ خاطرات خون‌آشام موجود است.