جنت وینترسون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنت وینترسون
Jeanette Winterson 02.JPG
جنت وینترسون در ورشو،هلند
نام اصلی جنت وینترسون
زمینهٔ کاری رمان‌نویس، ژورنالیست
زادروز ۲۷ اوت ۱۹۵۹(۱۹۵۹-08-۲۷) ‏(۵۵ سال)
منچستر،بریتانیا
وب‌گاه رسمی www.jeanettewinterson.com

جنت وینترسون (به انگلیسی: Jeanette Winterson) (زادهٔ ۲۷ آگوست ۱۹۵۹ در منچستر) داستان‌نویس بریتانیایی است.

زندگی[ویرایش]

وینترسون در منچستر زاده شد و در ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۶۰ به فرزندخواندگی خانواده‌ای بسیار مذهبی از طبقهٔ کارگر پذیرفته شد. در ۱۶ سالگی به دلیل گرایش همجنس‌خواهانه‌اش خانه را ترک گفت. او مشاغل مختلفی نظیر بستنی‌فروشی دوره‌گرد، کار در بیمارستان روانی و تزئین اجساد برای تدفین را تجربه کرد. او فوق‌لیسانس خود را در رشتهٔ زبان انگلیسی در ۱۹۸۱ از دانشگاه آکسفورد گرفت.

نویسندگی[ویرایش]

پس از نقل مکان به لندن، اولین رمان وینترسون «پرتقال تنها میوه نیست»[انگلیسی ۱] برندهٔ جایزهٔ ویتبرد[انگلیسی ۲] در سال ۱۹۸۵ برای «اولین رمان» شد. در سال ۱۹۸۷ کتاب «اشتیاق»[انگلیسی ۳]را نوشت؛ داستانی تخیلی و روان‌شناختی دربارهٔ دو جوان که سعی می‌کنند اشتیاق گذشتهٔ خود را دوباره زنده کنند. یکی به هیأت آشپز ناپلئون در جنگ و دیگری زن جوانی در فضای تاریک و فریبندهٔ ونیز، با این اثر او به زمرهٔ نویسندگان حرفه‌ای و تمام‌وقت پیوست. وینترسون کتاب جنس گیلاس[انگلیسی ۴]را در سال ۱۹۸۹ به رشتهٔ تحریر درآورد که کاری تجربی و رمزآلود است. در این اثر با دو شخصیت کلیدی «زن-سگی» و «جردن» و زندگی تخیلی و فراواقعی آن‌ها در قرن ۱۶ میلادی روبه‌رو هستیم. «تن‌نوشته»[انگلیسی ۵]۱۹۹۲، مجموعهٔ «عینیت‌های هنر»[انگلیسی ۶]۱۹۹۵، «هنرها و دروغ‌ها»[انگلیسی ۷]۱۹۹۵، «تقارن»[انگلیسی ۸]۱۹۹۷، مجموعه داستان «جهان و دیگر دنیاها»[انگلیسی ۹]۱۹۹۸، «پاور بوک»[انگلیسی ۱۰]۲۰۰۰،«پادشاه کاپری»[انگلیسی ۱۱]۲۰۰۳، «خدایان سنگی»[انگلیسی ۱۲]۲۰۰۷، «نبرد خورشید»[انگلیسی ۱۳]۲۰۰۹، «چرا خوشبخت بود وقتی می‌شود معمولی بود»[انگلیسی ۱۴]؟۲۰۱۱ از دیگر آثار او هستند.

«چرا خوشبخت بود وقتی می‌شود معمولی بود» و ترجمهٔ آن که به‌تازگی منتشر شده بود به طور قابل توجهی از سوی خوانندگان مورد استقبال قرار گرفته، روایت زندگی تعدادی از فعالان حقوق زن است که در پی یافتن هویت انسانی و موجودیت خود در جامعه هستند.[۱]

رمان‌های وینترسون دل‌مشغول کشف مرزهای جهان فیزیکی و تخیل و هویت‌های جنسی‌اند که برنده جوایز ادبی متعددی شده‌اند.

او خانه‌ای متروکه در شرق لندن خریداری کرده‌است و آن را به محل فروش مواد غذایی ارگانیک تبدیل کرده‌است.

زندگی شخصی[ویرایش]

در سال ۲۰۰۲، وینترسون به رابطهٔ دوازده‌سالهٔ خود با پگی رینولدز[انگلیسی ۱۵]، مجری شبکهٔ رادیویی بی بی سی خاتمه داد. از آن زمان به بعد او با کارگردان تئاتر، دبرا وارنر[انگلیسی ۱۶] و سوزی ابراچ[انگلیسی ۱۷] روان درمانگر رابطه دارد. رمان او «اشتیاق» ملهم از رابطهٔ عاشقانه او با پت کاواناگ[انگلیسی ۱۸]، کارگزار ادبی او است.

آثار[ویرایش]

آثار به فارسی[ویرایش]

Jeanette Winterson 01.JPG

آثار وینترسون به زبان فارسی عمدتاً توسط تینا حمیدی و در نشر قطره منتشر شده‌است:

جوایز[ویرایش]

در سال ۲۰۱۲ کتاب «چرا خوشبخت بود وقتی می‌شود معمولی بود» اثر جنت وینترسون نخستین جایزهٔ بهترین رمان «ماری کلر» در حوزهٔ ادبیات زنان را کسب کرد و به این ترتیب وینترسون برندهٔ نخستین جایزهٔ بهترین رمان «ماری کلر» لقب گرفت؛ جایزه‌ای که از سال ۲۰۱۲ به بعد هر سال از سوی ماهنامهٔ «ماری کلر» برای تجلیل از آثار برتر نویسندگان فرانسوی و غیرفرانسوی در حوزهٔ ادبیات زنان اهدا می‌شود. با در نظر گرفتن دو جایزهٔ بهترین رمان اول و بهترین رمان احساسی، جایزهٔ بهترین رمان ماهنامهٔ «ماری کلر» سومین جایزهٔ ادبی اهدایی از سوی این مجلهٔ فرهنگی در فرانسه به شمار می‌رود.[۶]

«جذبه» اثر دلفین برتولن (نشر جی. سی لته) و «مانیفست دوره‌گردی» اثر بلانش دو ریشمون (نشر پلون) دو رقیب اصلی رمان تازهٔ جنت وینترسون برای کسب جایزه به شمار می‌آمدند. این در حالی است که ۲۰ اثر برگزیده در جمع نامزدهای نخستین جایزهٔ رمان «ماری کلر» در سال ۲۰۱۲ قرار گرفته بودند.[۷]

گفتاوردها[ویرایش]

  • بدون خطر کردن امنیتی نیست، و آنچه به خطر می‌اندازید ارزش شما را تعیین می‌کند.
  • مذهب، جایی میان سکس و ترس جای دارد. و خدا؟ واقعاً؟ در حق خودش، بی‌آن‌که ما زبانش باشیم؟ وسواسی است به نظرم، اما نه پرشور.
  • چرا میزان اندازه‌گیری عشق باید فقدان باشد؟
  • آری، من به خاطر تو خواهم آمد. تمام قدرتم را برای تو درون یک توپ خواهم غلتاند. برای تو خودم را در مقابل احتمالات پرتاب خواهم کرد. من پل خواهم بود یا چرخ، چون تو، رؤیای منی.
  • چه می‌شود گفت؟ که پایان عشق، تسخیرشدگی است. تسخیرشدگی رؤیاها. تسخیرشدگی سکوت. آن‌گاه که ارواح تسخیرت کنند آسان است که خود روح شوی. زندگی در نوسان است. ضربان بیش از حد کم رمق است. هیچ چیز شما را تکان نمی‌دهد. بعضی از مردم با این مسأله موافقند و اسمش را شفا یافتن می‌گذارند. یک بدن مرده دردی هم احساس نمی‌کند. فقط غیرممکن ارزش تلاش‌کردن را دارد.

معادل انگلیسی[ویرایش]

  1. Oranges Are Not the Only Fruit
  2. Whitbread Prize
  3. Passion
  4. Sexing the Cherry
  5. Written on the Body
  6. Art Objects
  7. Art & Lies: A Piece for Three Voices and a Bawd
  8. Gut Symmetries
  9. The World and Other Places
  10. The PowerBook
  11. The King of Capri
  12. The Stone Gods
  13. The Battle of the Sun
  14. Why be happy when you could be normal?
  15. Peggy Reynolds
  16. Deborah Warner
  17. Susie Orbach
  18. Pat Kavanagh

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]