تولید ناخالص ملی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تولید ناخالص ملی (به انگلیسی: Gross National Product (به اختصار GNP))، یک متغیر جریان بوده و عبارت است از ارزش ریالی سالانه تمامی کالاها و خدمات نهایی تولید شده به قیمت های جاری (بازار) در اقتصاد ملی

تعریف:[ویرایش]

ارزش افزود تولید شده توسط همه عوامل و بخشهای مختلف اقتصادي یک ملت، براي يك دوره زماني(مثلاً يكساله)، بيانگر توليد ناخالص ملي آن کشور(ملت) است. در واقع تولید ناخالص ملی، ارزش مجموع كالاهای توليدی و خدمات نهایي، که توسط توسط يك نظام اقتصادي در سراسر دنیا و در یک سال معین تولید شده است را بیان مي‌كند.

به عنوان مثال در سال 72 در ايران درآمد توليدي در گروه كشاورزي، 1/19446 ميليارد ريال در گروه نفت 0/6495 در گروه صنايع و معادن(شامل معدن، صنعت، برق، آب، گاز و ساختمان) 9/17389 و در گروه خدمات(شامل بازرگاني، رستوران و هتل‌داري، حمل و نقل، انبارداري و ارتباطات، خدمات موسسات مالي و پولي، خدمات مستغلات و خدمات حرفه‌اي و تخصصي، خدمات عمومي، خدمات اجتماعي، شخصي و خانگي) 0/41146 ميليارد ريال بوده است. با جمع كردن ارقام مزبور، توليد ناخالص ملي كشور در سال 1372 که معادل 6/91124 ميليارد ريال بوده، محاسبه مي‌شود.[۱]

معنای واژگان GNP یا تولید ناخالص ملی:[ویرایش]

توليد: هر عملي كه در اقتصاد باعث ايجاد ارزش افزوده روي كالا گردد توليد نامیده می‌شود. به عبارت ديگر تبديل ماده خام به ماده مطلوب كه سبب افزايش ارزش ماده خام به ماده با ارزش مي‌شود، را توليد می‌نامند.

ناخالص: در حسابداري ملي منظور از ناخالص، ارقامي است كه استهلاك از آن كسر نمي‌گردد. اگر استهلاك از توليد كسر شود، توليد خالص را به ما نشان مي‌دهد. استهلاك شامل فرسودگي ناشي از كار طبيعي ماشين آلات، يا ناشي از عرضه ماشين آلات با فن آوري جديد(مد) و فرسودگي ناشی از اتفاقاتي چون آتش‌سوزي و... مي‌باشد.[۲]

ملي:‌ همه افراد با مليت خاص را شامل مي‌گردد. به عنوان مثال اگر ايرانيان مقيم آمريكا درآمدي داشته باشند و آن را به ایران منتقل کنند، جزء توليد ناخالص ملي ایران محسوب خواهد شد؛ ولي اگر افغاني‌ها در ايران درآمدي كسب كنند در صورتي كه درآمد خود را به كشور خودشان انتقال دهند و در آنجا ماليات بدهند، جزء GNP ایران محسوب نمي‌شود.

ارزش افزوده: ارزش توليدات يك بنگاه به كسر ارزش نهاده‌های خريداری شده از ديگر بنگاهها را ارزش افزوده می‌گویند. اساساً ارزش افزوده، به حاصل جمع درآمد عوامل(يعني دستمزد، سود، بهره و اجاره) در هر زمينه اقتصادي گفته می‌شود.[۳]

تفاوت با تولید ناخالص داخلی:[ویرایش]

كل ارزش ريالي محصولات نهايي توليدشده توسط واحدهاي اقتصادي مقيم كشور در دوره زماني معين ( سالانه يا فصلي ) را توليد ناخالص داخلي مي‌نامند و این، یعنی واحدها یا افرادی که متعلق به سایر کشورها (مثلا کشور ب)هستند، وقتی در خاک یک کشور(مثلا کشورالف) تولیدی انجام بدهند آن تولید جزء تولید ناخالص داخلی کشور الف حساب شده و همچنین در محاسبه تولید ناخالص ملی کشور ب هم محسوب میشود.

  • نکته 1: عدد GDP و GNP برای یک اقتصاد مشخص اختلاف جزیی با هم دارند.
  • نکته 2: استفاده از عدد GDP به عنوان شاخص توسعه اقتصادی معمول تر است.

کاربرد تولید ناخالص ملی:[ویرایش]

به صورت نظری رفاه فرد یا جامعه را باید با استفاده از توابع مطلوبیت مورد سنجش قرار داد، اما مطلوبیت مفهومی ذهنی است که قابلیت اندازه گیری ندارد. بدین جهت برای محاسبه سطح رفاه فرد و جامعه میتوان از سطح تولید و درآمد تحقق یافته استفاده کرد.

در اقتصاد کلان به عنوان کلی ترین شاخص رفاه جامعه از تولید ناخالص ملی یا درآمد ناخالص ملی استفاده می شود.

با توجه به مطالب فوق مي‌توان گفت كه توليد ناخالص ملي به صورت وسيع، مانند يك مقياس و پارامتر براي مقايسه فعاليت‌های اقتصادي و تجاري در جهان كاربرد دارد.[۴]

محاسبه تولید ناخالص ملی:[ویرایش]

برای محاسبه تولید ناخالص ملی باید به این نکات توجه کرد:

*در محاسبه تولید ناخالص ملی تنها کالاها و خدمات نهایی محاسبه می شوند: یعنی تنها کالاهایی جزو تولید ناخالص ملی به حساب می آیند که در آخرین مرحله فروش باشند و برای فروش مجدد خریداری نشوند.

*تولید ناخالص ملی ارزش کالاها و خدمات تولید شده و مبادله شده طی سال است: یعنی کالاها و خدماتی در محاسبه تولید ناخالص ملی منظور میشوند که در بازار بر روی آنها مبادله صورت گرفته باشد.(البته به استثناء خانه های مسکونی وکالاهای کشاورزی اصلی که توسط خود کشاورزان مصرف میشود)

*فعالیتهای غیرقانونی و ممنوع یا به اصطلاح اقتصاد زیر زمینی در محاسبه تولید ناخالص ملی به حساب نمی آیند:این اقدامات علیرغم آنکه کالاها و خدماتی تولید میکنند و مبادله نیز می شوند و ارزش پولی دارند در محاسبه تولید ناخالص ملی به حساب آورده نمی شوند.

*تنها کالاها و خدماتی که در سال جاری تولید شوند در محاسبه تولید ناخالص ملی به حساب آورده میشوند:خرید و فروش داراییها(کالاهای دست دوم،زمین، ارز، سهام، اوراق قرضه، سرقفلی و ..)در محاسبات تولید ناخالص ملی نمی آیند.[۵]

روشهای محاسبه تولید ناخالص ملی[ویرایش]

تولید ناخالص ملی را میتوان به سه روش محاسبه کرد:

  1. روش تولید یا ارزش افزوده
  2. روش مخارج یا هزینه

1-تولید ناخالص ملی به روش ارزش افزوده[ویرایش]

برای محاسبه تولید ناخالص ملی به روش ارزش افزدوه باید بدانیم مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی، با مجموع ارزش افزوده مراحل مختلف تولید برابر است. از طرف دیگر هر یک از کالاها و خدمات تولید شده در جامعه، متعلق به یکی از بخشهای اقتصادی آن جامعه می باشد.

بنابراین در محاسبه تولید ناخالص ملی به روش ارزش افزوده، به جای محاسبه ارزش افزوده تک تک کالاها و خدمات می توان ارزش افزوده بخشهای مختلف اقتصادی را در طول سال محاسبه نموده و با هم جمع کرد.

  • برای محاسبه تولید ناخالص ملی به روش ارزش افزوده، اقتصاد ایران به چهار بخش زیر تقسیم می شود که هر یک از این بخشها نیز خود دارای زیربخشهایی می باشند:

الف – بخش کشاورزی : شامل زراعت – دامپروری – شکار – جنگل بانی – ماهی گیری و ....

ب – بخش نفت : شامل نفت خام و فرآورده های نفتی

ج – بخش صنایع و معادن : شامل معدن – صنعت و آب و برق و گاز – ساختمان

د – بخش خدمات : شامل بازرگانی – هتل داری – حملو نقل – ارتباطات و خمات – موسسات پولی و مالی – خدمات عمومی و .....

جدول محاسبه تولید ناخالص ملی به روش ارزش افزوده


+ الف: ارزش افزوده بخش کشاورزی
+ ب: ارزش افزوده بخش صنایع و معادن
  1. معدن
  2. صنعت
  3. آب و برق و گاز و...
  4. ساختمان
+ ج: ارزشافزوده بخش نفت "'
  1. نفت خام
  2. فرآورده های نفتی
+ ارزش افزوده بخش خدمات
  1. بازرگانی، رستوران، هتل داری
  2. حمل و نقل ، انبارداری ارتباط
  3. خدمات موسسات پولی و مالی
  4. خدمات و مستغلات حرفه ای و تخصصی
  5. خدمات عمومی
  6. خدمات اجتماعی، شخصی و خانگی
- کسر می شود

کارمزد احتسابی

+ اضافه می شود

نتیجه رابطه مبادله بازرگانی

= تولید ناخالص داخلیGDP به قیمت عوامل
+ اضافه می شود

درآمد خالص عوامل تولید خار از کشور

= تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
+ اضافه می شود

خالص مالیات غیر مستقیم

= تولید ناخالص ملیGNP به قیمت بازار

[۶]]]

2–محاسبه تولید ناخالص ملی به روش مخارج (هزینه ها)[ویرایش]

محاسبه تولید نا خالص ملی به روش ارزش افزوده گر چه ظاهرا ساده است، اماعملا به علت حجم زیاد کار در بسیاری از موارد مورد استفاده قرار نمی گیرد، لذا به منظور سادگی در محاسبه شاخص های اقتصاد کلان، بر اساس اصل تساوی تولید نا خالص ملی و مخارج کل در جریان مدول، به جای محاسبه تولید نا خالص ملی به روش ارزش افزوده، از روش مخارج استفاده می کند.

در این روش کل مخارج صرف شده بر روی کالاها و خدمات نهایی که توسط خانوارها بنگاه ها دولت و خریداران خارجی انجام می شود محاسبه می گردد .

جدول محاسبه تولید نا خالص ملی به روش مخارج (هزینه)

+ الف: بخش مصرف
  1. مخارج مصرف خصوصی
  2. مخارج مصرف دولتی
+ ب: ارزش افزوده بخش صنایع و معادن
  1. ماشین آلات: الف)بخش خصوصی ب) بخش دولتی
  2. ساختمان : الف) بخش خصوصی ب) بخش دولتی
  3. تغییر در موجودی انبار
+ ج: خالص صادرات کالا و خدمات "'
+ چ: درآمد خالص عوامل تولید از خارج
- د: اشتباحات آماری
+ ه: نتیجه رابطه مبادله بازرگانی
= تولید ناخالص ملی GDP به قیمت بازار
+ کسر می شود

خالص مالیات غیر مستقیم

= تولید ناخالص ملیGNP به قیمت عوامل

[۷]

تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل و بازار[ویرایش]

در بررسی تولید ناخالص ملی باید به این نکته اشاره کرد که تولید ناخالص ملی به دو دسته تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل و تولید ناخالص ملی به قیمت بازار تقسیم می‌گردد. تولید ناخالص ملی به قیمت بازار، به قیمتهایی که در بازار مورد معامله قرار می‌گیرند توجه دارد.

با توجه به ارزش‌گذاری کلیه کالاها و خدمات تولیدی(که دربرگیرنده مالیاتهای غیر مستقیم و سوبسیدهای پرداختی است)، اگر مالیاتهای غیر مستقیم و سوبسیدهای پرداختی از آن حذف گردد(یعنی به صورتی که در تولید ناخالص ملی، مالیات و سوبسید مطرح نباشد) تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل به دست می‌آید.

با توجه به اینکه سیستم‌های حکومتی هم اکنون بار حمایتی بیشتری را دربر دارند، دولتها در اعلام تولید ناخالص ملی مایلند از تولید ناخالص ملی به قیمت بازار که بزرگتر به نظر می‌رسد بهره ببرند.[۸]

تولید ناخالص ملی اسمی و حقیقی[ویرایش]

در بررسی روند تولید ناخالص ملی، یکی از سالهایی که کشور در آن از لحاظ بیکاری، تورم و تولید، وضعیت خوبی دارد را به عنوان سال پایه انتخاب می‌کنند. اگر در دوره‌ای، تولید ناخالص ملی با قیمتهای همان سال مورد نظر(قیمت جاری) بررسی گردد، به آن تولید ناخالص ملی اسمی گفته می‌شود و اگر تولید ناخالص ملی را بر حسب قیمتهای سال پایه اندازه‌گیری نمایند به آن تولید ناخالص حقیقی گویند.

برای بررسی روند رشد باید از تولید ناخالص حقیقی استفاده نمود؛ زیرا ممکن است در یک سال تولید ناخالص ملی نسبت به سال گذشته 15 درصد رشد داشته باشد اما همه این رشد به جای افزایش فیزیکی تولید کالاها و خدمات، بر اثر تورم باشد و حتی شاید تولید فیزیکی کمتر از سال گذشته باشد. برای فهم آن باید از تولید ناخالص ملی حقیقی (با قیمتهای ثابت) استفاده کرد.[۹]

از تقسیم GNP اسمی به GNP حقیقی، شاخص ضمنی تعدیل‌کننده (GNP (Implicit Deflator بدست می‌آید. این شاخص در تحلیل تعیین درآمد، نقش فوق‌العاده مهمی ایفا می‌کند.[۱۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. طبييان، ‌محمد؛ اقتصاد كلان، موسسه عالي پژوهش در برنامه‌ريزي و توسعه، تهران، 79، ص 74 و 56. و فرهنگ، منوچهر؛ فرهنگ علوم اقتصادي، تهران، البرز، چاپ هشتم، 1379، ص 482. و مريدي، سياوش و نوروزي، عليرضا؛ فرهنگ اقتصادي، تهران، انتشارات نگاه، 73، چاپ اول، ص 295. و نوروش، ايرج و حيدري، مهدي؛ فرهنگ جامع حسابداري و مالي نوروش، تهران، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، 84، چاپ اول، ص 147.
  2. كردبچه، مجيد؛ اقتصاد كلان، همدان، نور علم، 85، چاپ چهارم، ص 24.
  3. مريدي، سياوش؛ نوروزي، عليرضا؛ فرهنگ اقتصادي نگاه، تهران، 73، ص 33.
  4. محمدی، تیمور؛ اقتصاد کلان، برادران، تهران، 78،چاپ شانزدهم، ص 27.
  5. محمدی، تیمور؛ اقتصاد کلان، برادران، تهران، 78،چاپ شانزدهم، ص 30.
  6. محمدی، تیمور؛ اقتصاد کلان، برادران، تهران، 78،چاپ شانزدهم، ص 44.
  7. محمدی، تیمور؛ اقتصاد کلان، برادران، تهران، 78،چاپ شانزدهم، ص 46.
  8. قره‌باغیان، مرتضی؛ فرهنگ اقتصاد و بازرگانی، تهران، رسا، 1376، چاپ دوم، ص338
  9. دورنبوش، رودیگر و فیشر، استنلی؛ اقتصاد کلان، یدالله دادگر و محمدرضا منجذب ، تهران، البرز، 1375، ص59.
  10. برنسون، ویلیام اچ؛ تئوری و سیاستهای اقتصاد کلان، شاکری، عباس، تهران، نی، 1378، چاپ چهارم، ص48.