ال ماریاچی (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ال ماریاچی
Mariachito.jpg
کارگردان رابرت رودریگز
تهیه‌کننده رابرت رودریگز
کارلوس گالاردو
نویسنده رابرت رودریگز
بازیگران آکارلوس گالاردو
کنسلو کومز
پیتر مارکوارت
موسیقی لس لوبوس
فیلم‌برداری گویلرمو ناوارو
تدوین رابرت رودریگز
توزیع‌کننده کلمبیا پیکچرز
تاریخ‌های انتشار روز ۱۵ ماه سپتامبر ۱۹۹۲
مدت زمان ۸۱ دقیقه
کشور  ایالات متحده آمریکا
زبان اسپانیایی
بودجه ۷ هزار دلار
فروش ۲،۰۴۰،۹۲۰ دلار

ال ماریاچی (به انگلیسی: El Mariachi) فیلمی به کارگردانی رابرت رودریگز محصول ۱۹۹۲ است. بازیگر نقش اول فیلم در این قسمت کارلوس گالاردو است. این فیلم اولین قسمت از سه گانه مکزیک (این سه گانه با نام‌های سه گانه ماریاچی و سه گانه دسپرادو نیز منتشر شده است) است. بودجه ساخت این فیلم یک هزارم بودجه ساخت قسمت بعدی سه گانه مکزیک (دسپرادو) است.

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

در یک شهر کوچک در مکزیک٫فردی به اسم آزول برای انتقام از موکو (رییس باند فروش مواد مخدر) به دلیل نگرفتن سهم خود از فروش مواد٫تعدادی از افراد موکو را میکشد.آزول همیشه لیاس سیاه میپوشید و جعبه گیتاری در دست داشت که داخل آن به جای گیتار تفنگ بود.در همان روز یک گیتاریست دوره گرد برای پیدا کردن کار وارد آن شهر می شود.افراد موکو که دنبال آزول میگشتند تا او را بکشند٫اشتباهی ال ماریاچی (همان گیتاریست دوره گرد) را تعقیب میکنند.ال ماریاچی برای دفاع از خود چهار نفر از افراد موکو را میکشد و به یک میخانه میرود و از دومینو (فروشنده میخانه) میخواهد او را پنهان کند.فردای آن روز آزول به آن میخانه می آید و اشتباهی به جای جعبه گیتار خود٫جعبه گیتار ال ماریاچی را بر میدارد و میرود.افراد موکو آزول را دستگیر میکنند. اما وقتی در جعبه گیتارش اسلحه ای نمی بینند او را رها میکنند.ال ماریاچی که متوجه این موضوع میشود جعبه آزول را برمیدارد که به او پس بدهد.افراد موکو او را میبینند و تعقیب میکنند.ال ماریاچی بعد از کشتن چند تن از آن ها میگریزد.فردای آن روز ال ماریاچی به بازار میرود تا برای خود گیتار جدیدی بخرد اما افراد موکو او را بیهوش میکنند و پیش موکو میبرند.موکو که آزول را از نزدیک میشناخت به افرادش گفت که این آزول نیست.پس افراد موکو ال ماریاچی را در شهر رها کردند.آزول که فهمید در میخانه جعبه گیتارش جا به جا شده٫به آن جا رفت و جعبه را پس گرفت و دومینو را با خود برد که دنبال ال ماریاچی بگردند.ال ماریاچی به هوش آمد و به میخانه برگشت ولی متوجه شد دومینو به مقر موکو رفته است.موکو به دومینو علاقه داشت و وقتی فهمید دومینو با ال ماریاچی رابطه دارد او و آزول را کشت.ال ماریاچی خود را سریعا به مقر موکو رساند و با جسد دومینو روبرو شد.موکو به دست ال ماریاچی شلیک کرد تا او دیگر نتواند گیتار بنوازد.ال ماریاچی نیز با هفت تیر به موکو شلیک کرد و او را کشت و جعبه گیتار آزول را برداشت و از آنجا دور شد.

پایان خطر لوث‌شدن

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]