کافکا در ساحل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کافکا در ساحل
جلد کتاب کافکا در ساحل
نویسنده هاروکی موراکامی
برگرداننده فیلیپ گابریل(انگلیسی)
گیتا گرکانی(فارسی)
مهدی غبرایی(فارسی)
ناشر انتشارات نگاه
انتشارات نیلوفر
تاریخ نشر ژاپنی (۲۰۰۲)
انگلیسی (۲۰۰۵)
فارسی (۱۳۸۶)
شابک978-964-8497-48-9
سبک رئالیسم جادویی
فانتزی
زبان ژاپنی

کافکا در ساحل یا کافکا در کرانه (海辺のカフカ, Umibe no Kafuka?) رمانی است از نویسنده ژاپنی، هاروکی موراکامی، که اولین بار در سال ۲۰۰۲ به ژاپنی و در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی و در سال ۱۳۸۶ به فارسی منتشر شد. دو ترجمه فارسی از این کتاب به طور همزمان در سال ۱۳۸۶ منتشر شدند. ترجمه گیتا گرکانی توسط انتشارات نگاه با نام «کافکا در ساحل» و ترجمه مهدی غبرائی توسط انتشارات نیلوفر با نام «کافکا در کرانه» به چاپ رسیده‌اند.

خلاصه داستان[ویرایش]

رمان از دو خط داستانی مجزا اما مرتبط به هم تشکیل شده است. روایت به طور مداوم در میان این دو خط داستانی جلو و عقب می رود. نحوه‌ی روایت به طور مرتب عوض می‌شود. فصل های فرد، داستان کافکای ۱۵ ساله را روایت می‌کند که از خانه‌ی پدرش فرار می‌کند تا از نفرین ادیپی‌اش فرار کند و هم‌چنین مادر و خواهرش را پیدا کند. بعد از یک‌سری اتفاقات او پناهگاه آرامی می‌یابد، یک کتابخانه خصوصی در تاکاماتسو که از راه دور توسط خانم سائکیِ گوشه‌گیر و کتاب‌دار با استعداد و خوش‌برخورد، هوشیما، اداره می‌شود. او روزهایش را به خواندن ترجمه‌ی آزاد ریچارد فرانس برتون از کتاب هزارویک شب و مجموعه آثار ناتسومه ساسه‌کی می‌گذراند تا این که پلیس جستجویی را به دنبال او به منظور ارتباط با یک قتل وحشیانه آعاز می‌کند. فصل های زوج، داستان ناکاتا است. او دارای توانایی های مرموز و غریبی است. او یک کار پاره‌وقت در سال های پیری‌اش پیدا کرده است. یافتن گربه‌ها.(قبل‌تر در کتاب وقایع‌نگاری پرنده کوکی موراکامی در بخشی از داستان، جستجوی گربه های گمشده وجود دارد) یک مورد از جستجو های ناکاتا به دنبال گربه‌های گمشده، او را از خانه‌اش دور می‌کند و وارد مسیری می‌کند که برای نخستین بار است که آن را طی می‌کند. او با یک راننده کامیون به اسم هوشینو همراه می‌شود که او را در ابتدا به عنوان مسافر سوار می‌کند؛ اما در ادامه بسیار دل‌بسته‌ی پیرمرد می‌شود.

مضامین اصلی[ویرایش]

کافکا در کرانه دلبستگی های همیشگی موراکامی به فرهنگ عامه، جزئیات این جهانی، رئالیسم جادویی، تعلیق، طنز، زمینه داستانی پیچیده و تمایلات جنسی قوی را به اجرا می‌گذارد. همچنین به آیین‌های سنتی ژاپن به‌حصوص شینتو تاکید می‌کند. شحصیت‌های اصلی در حال عزیمت هستند. همانند پروتاگونیست اصلی رمان جنگل نروژی تورو واتانابه، تورو اوکا در رمان وقایع‌نگاری پرنده کوکی که اغلب در سال‌های بیست یا سی عمرشان هستند و شخصیت و صفات ملال‌آوری دارند. در هر حال مضامین مشابهی وجود دارند که در ابتدا در رمان‌های دیگری بوده‌اند و در این رمان گسترش یافته‌اند: قدرت و زیبایی موسیقی به عنوان یک رسانه گویا و صریح یک از مضمون های اصلی رمان است.(نام رمان از یک صفحه ضبط شده که کافکا در کتابخانه می‌یابد، می‌آید) موسیقی بتهوون به‌خصوص سه‌نوازی آرشیدوک به عنوانی استعاره‌ای از رستگاری استفاده شده و متافیزیک هم به عنوان مضمون اصلی در رمان، دیالوگ‌ها و تک‌گویی های شخصیت‌ها به شکل پرسش آن‌ها از دنیای اطرافشان و رابطه آنها آن‌ها تکرار شده‌است. از دیگر مضامین موجود می‌توان به: تقوا پیشگی، رابطه‌میان رویا و واقعیت، مورد تهدیدِ سرنوشت قرار گرفتن، پیشگویی های مشکوک و تاثیرات ناخودآگاه اشاره کرد. جی. دابلیو. اف. هگل تاثیر زیادی بر کتاب گذاشته و در یک نقطه مستقیماً به او اشاره شده‌است. مناظرات(گذاره‌ها، پادگذاره‌ها، ترکیب‌ها) تاثیرگذار بوده‌اند. محمد قاسم‌زاده در نقدی که در نشریه جشن کتاب بر این اثر نوشته‌است، هاروکی موراکامی را پس از کاواباتا و کنزابورو اوئه سومین نام مطرح در ادبیات ژاپن، و کافکا در ساحل را حادثه‌ای در ادبیات آسیا می‌داند،[۱] و رمان را الهام گرفته از کمدی الهی دانته، در آمیزه‌ای با اسطوره ادیپ شاه می‌بیند. او همچنین ناکاتا را نماد وجدان ژاپنی می‌داند.

فهم رمان[ویرایش]

پس از انتشار رمان انتشارات ژاپنی رمان از خوانندگان خود خواست سوالاتشان را درباره معنای کتاب در وبسایت آن مطرح کنند. موراکامی خود شخصاً به ۱۲۰۰ سوال از ۸۰۰۰ سوال مطرح شده پاسخ داد. در یک مصاحبه منشر شده در وبسایت انگلیسی کتاب ، موراکومی می‌گوید که: "راز فهم رمان در چندباره خواندن آن نهفته است. کتاب شامل چندین معما می‌شود اما راه حلی تدارک دیده نشده در عوض چندی از معماها ترکیب شده اند و از طریق تعامل با احتمال‌ها شکل می‌گیرند. پاسخ ها برای هرخواننده متفاوت خواهد بود. راه دیگر در نظر گرفتن عملکرد معماها به عنوان بخشی از پاسخ است. توضیحش مشکل است اما بالاخره این همان رمانی است که شروع به نوشتنش کردم."

شخصیت‌ها[ویرایش]

کافکا تامورا[ویرایش]

اسم اصلی این شخصیت هیچ‌گاه بر مخاطب فاش نمی‌شود. بعد از فرار از خانه پدری، او یگ اسم جدید انتخاب می‌کند. کافکا به افتخار نویسنده چکسلواکی‌تبار فرانتس کافکا. او به عنوان نوجوانی که جثه‌ای بزرگ‌تر از هم‌سالان خویش دارد توصیف می‌شود. یک "پسر باحالِ قدبلندِ پانزده ساله با عضلاتی قوی" او هم‌چنین فرزند یک مجسمه ساز معروف کویچی تامورا است. مادر و خواهر او خانواده را وقتی که او فقط چهار سال داشته ترک کرده اند و او چهره‌شان را یه خاطر ندارد. گهگاه او با ضمیر تغییر شکل یافته‌اش پسری به اسم کلاغ وارد بحث می‌شود.(Kafka آوایی شبیه به Kavka دارد که در زابان مردم چکسلواکی-وطن فرانتس کافکا- به معنای غُراب است.) کلاغ در سر تا سر رمان به کافکا می‌گوید که محکم‌ترین پانزده ساله‌ی دنیا باشد و به این شکل او را برای ماجراجویی‌هایش در مکان‌های دور از خانه برمی‌انگیزد. در کل رمان به این نکته که کلاغ، خانم سائکی و ناکاتا به شکلی به وسیله واقعیتی متغیر به هم مرتبط‌اند به صورت مرتب اشاره می‌شود.

ساتورو ناکاتا[ویرایش]

او بیشتر توانایی‌های ذهنی خود را وقتی که کودک بوده از دست داده است. او یکی از ۱۶ دانش‌آموزی بود که به اردوی جمع‌آوری قارچ در روزهای اواخر جنگ جهانی دوم رفته بود. بچه‌ها متوجه نوری مرموز در آسمان می‌شوند و بی‌هوش می‌شوند.(البته بعدها فاش می‌شود که علت اصلی آن علت اصلی بی‌هوشی نبوده است.) از این حادثه در رمان به عنوان حادثه‌ی تپه‌ی برنج نام برده می‌شود. برخلاف دیگر بچه‌ها که در مدت کوتاهی بهبود یافتند، ناکاتا مدت زیادی بی‌هوش ماند. وقتی به‌هوش آمد دریافت که حافظه و توانایی خواندنش را از دست داده‌است. همانطور بهره‌ی هوشی بالایش را از دست داده و تبدیل به یک لوح سفید شده بود. با این حال او توانایی مکالمه با گربه ها را پیدا کرده است.

اوشیما[ویرایش]

یک فرد مذکر باهوش ۲۱ ساله‌ی مبتلا به هموفیلی که دگرباش است. او کتاب‌دار کتابخانه یادبود کامورا و صاحب کلبه جنگلی است. او با کافکا صمیمی شده و با پاسخ‌هایی که به او می‌دهد به نوعی تبدیل به مرشد او می‌شود.

هوشینو[ویرایش]

یک راننده کامیون در میانه دهه‌ی بیست سالگی. او با ناکاتا همانند پدربزرگ خود احساس نزدیکی می‌کند و دو نفری به سوی مقصدی نامعلوم می روند.

خانم سائکی[ویرایش]

او مدیر کتابخانه خصوصی‌ای است که اوشیما در آن کار می‌کند و کافکا در آن وقت می‌گذراند. سابقاً یک خواننده بوده و ترانه‌ی مشهوری به نام کافکا در کرانه را اجرا کرده است که بسیاری از مضامین کتاب را در بر می‌گیرد. با این‌که سیمای ظاهری او معمولی است؛ اما از یک بحران جدی پس از مرگ دوست پسرش رنج می‌برد.

ساکورا[ویرایش]

یک دختر جوان که کافکا در اتوبوس به صورت اتفاقی ملاقات می‌کند و او را در سفرش یاری می‌کند.

جانی واکر[ویرایش]

قاتل گربه ها که نقشه کشیده تا از روح گربه ها فلوت بسازد. اسم او از یک برند ویسکی اسکاچ گرفته شده و شبیه به یک شومَن لباس می‌پوشد.

کلنل ساندرز[ویرایش]

به گفته خودش یک مفهوم آبستره است که به شکل یک پاانداز یا قمارباز ظاهر می‌شود. اسم او از هارلند ساندرز مبدع مرغ سوخاری کنتاکی گرفته شده‌است. او به هوشینو برای یافتن سنگ گوهر کمک می‌کند.

گربه ها[ویرایش]

گوما (به معنای کنجد) : گربه گمشده خانم کویزوی

اوتسوکا (به معنای سرگروه) : یک گربه سیاه سردسته که به سادگی با ناکاتا ارتباط برقرار می‌کند.

کاوامورا (به معنای روستای رودخانه) : گربه‌ای که بعد از تصادف دوچرخه خرفت شده و با این که بقیه دوستانش حرف‌هایش را متوجه می‌شوند؛ ولی ناکاتا نمی‌تواند جملات عجیب و غریب او را درک کند.

میمی (به معنای گوش) : یک گربه‌ی نژاد سیامی باهوش

اوکاوا (به معنای رود بزرگ) : گربه‌ای ماده

تورو (به معنای ماهی تونایا) : یک گربه سیاه که موقتاً تبدیل به مفهومی آبستره می‌شود.

بازخوردها[ویرایش]

رمان ۷۹ درصد آرا را از وبسایت آی‌دریم‌بوکس بر اساس ۳۱ نقد از منقدان حوزه‌ی کتاب دریافت کرد. جان آپدایک امتناع از مطالعه این کتاب را غیرممکن، و خود کتاب را «ورزدهنده ذهن» خوانده‌است.[۲] ترجمه انگلیسی کتاب در سال ۲۰۰۶ توسط فیلیپ گابریل صورت گرفت و برنده جایزه‌ی ترجمه مونث‌کلاب شد. رمان در مجموع نقدهای مثبتی دریافت کرد و تحسین شد. از افتخارات دیگر که کتاب دریافت کرد به قرار گرفتن در میان ده‌کتاب‌سال نیویورک تایمز [۳] و کتاب فانتزی سال شدن اشاره کرد.

منابع[ویرایش]