پرش به محتوا

پیشینه نام اهواز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ریشه نام اهواز را برگرفته از قوم خوزی (یا هوزی) می‌دانند که ساکنان بومی استان خوزستان بوده‌اند و زبان آن‌ها تا چند قرن بعد از اسلام زبان مردم خوزستان بوده‌است.

نام‌های اهواز و خوزستان در کتاب اوصاف الامصار از محمدمفید مستوفی بافقی که در زمان صفویان نوشته‌شده‌است.[۱]

محتمل تر آن است که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا هخامنشی قرار گرفته باشد.[۱] در دوره ساسانی نام شهر هرمز اردشیر تغییر داده شده‌است. هرمشیر یا به صورت خلاصه شده داراواشیر درآمد.[۲]

این شهر در همه جا مرکز تجاری خوزستان، هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می‌شد و شهر سوی دیگر رودخانه به عنوان مرکز فرماندار و نجبا، هرمشیر خوانده می‌شد. شهر دوم در حمله عرب‌ها در قرن اول هجری (هفتم میلادی) از بین رفت. اما نام شهر دیگر را عرب‌ها «سوق الاهواز» ترجمه کردند. بطوری که اهواز جمع هوزی یا خوزی، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده‌است.[۳]

در عصر ساسانیان این شهر علاوه بر نام‌های ذکر شده به نام‌های «رام شهر» و «شهررام» نامیده می‌شد. در دوره قاجار و از زمان ناصرالدین شاه اهواز را ناصری و ناصریه نامیدند ولی از شهریور ۱۳۱۴ هجری شمسی با تصویب هیئت وزیران اهواز نامیده شد.[۴]

ریشه نام[ویرایش]

کلیفورد باسورث در دانشنامه ایرانیکا[۵] و لاکهارت در دانشنامه اسلام،[۶] هاینزهایم و مایکل بونر،[۷] علی کرم همدانی در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه بریتانیکا[۸] ولادیمیر مینورسکی[۹] و سوات سوجک[۱۰] ریشه نام اهواز را برگرفته از قوم خوزی (یا هوزی) می‌دانند که ساکنان بومی استان خوزستان بوده‌اند و زبان آن‌ها تا زمان ساسانیان نیز در منطقه تکلم می‌شده‌است.[۱۱] یونایان به این قوم اوکسیویی (به انگلیسی: Ouxioi) می‌گفتند و نام این شهر در نوشته‌های مسیحیان سریانی «بِيث هوزَيِا/ܒܝܬ ܗܘܙܝܐ» یا «بث هوزایی»[۱۲] در تلمود «בי חוזאי/بِی حوزای» ثبت شده‌است.[۱۳][۱۴]

عبدالمجید ارفعی، دربارهٔ ریشهٔ نام شهر اوز و اهواز چنین نظر داده‌است: «اَوَز دارای یک صورت تحولی است و شکل دیگری است از کلمهٔ اهواز، خوز و خوزستان که این اسم را زمان هخامنشی داشته‌ایم و به ایلامی‌های خوزستانی گفته می‌شده‌است. این واژه که با فتح الف و واو و سکون ز درست می‌باشد ریشه‌اش در فارسی باستان اووَجَه (uvaja) و اووْجَه (uvja) می‌باشد. از همین کلمه هم خوز آمده‌است (او تبدیل به خو و ج تبدیل به ز) و هم اهواز (او تبدیل به ـَه و ج تبدیل به ز. در اوز، او (uva) خودش مانده و ج تبدیل به ز شده‌است.»[۱۵]

مینورسکی و سوجک چنین می‌پندارند که خوزی‌ها احتمالاً از نسل ایلامیان بوده‌اند.[۱۶][۱۷] و زبان این قوم (خوزی) تا چند قرن بعد از فتح خوزستان توسط مسلمانان زبان محلی مردم خوزستان بود. بطوریکه استخری در قرن دهم میلادی در مسالک‌الممالک در مورد زبان خوزستان می‌نویسد:

بیشتر آنها می‌توانند فارسی و عربی صحبت کنند ولی آنها زبان خودشان را دارند (لسان خوزیان) که نه عبری است و نه سریانی و نه فارسی[۱۸]

سیر تحول نام شهر از دیدگاه دانشوران امروزی[ویرایش]

تلاش‌هایی برای مطابقت دادن اهواز با شهر اگینیس که استرابون از آن نام برده انجام شده‌است، لیکن محتمل تر آن است که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا هخامنشی که نئارخوس در مسافرت خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت قرار گرفته باشد.[۱۹] بنوشته کلیفورد باسورث، اردشیر یکم، بنیان‌گذار سلسله ساسانی نام شهر را به هرمز اردشیر تغییر داده‌است. این نام در منابع عربی به شکل‌های متفاوتی ثبت شده‌است. بنابر گفته مقدسی فرزند اردشیر (شاپور یکم) بود که شهر را در دو سوی رودخانه از نو بنیان نهاد و یکی را بنام خدا و دیگری را تحت نام خود نامگذاری کرد. این دو نام بعدها با یکدیگر مخلوط و به صورت هرمز-اردشیر یا به صورت خلاصه شده داراواشیر درآمد.[۲۰]

این شهر در همه جا مرکز تجاری خوزستان، هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می‌شد و شهر سوی دیگر رودخانه به عنوان مرکز فرماندار و نجبا، هرمشیر خوانده می‌شد. شهر دوم در حمله عرب‌ها در قرن اول هجری (هفتم میلادی) از بین رفت. اما نام شهر دیگر را عرب‌ها «سوق الاهواز» ترجمه کردند.[۲۱] بگفته لاکهارت و هاینزهایم و باسورث اهواز جمع هوزی یا خوزی، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده‌است.[۲۲]

ریچارد فرای در مورد خوزستان و اهواز می‌نویسد: «خوزستان استانی ثروتمند و کم ارتفاع بود که دست کم به هفت کوره تقسیم می‌شد؛ بزرگترین جز آن هرمزداردشیر یا هرمزدشهر بود که عرب‌ها بدان سوق‌الاهواز می‌گفتند».[۲۳]

بنوشته همدانی بزرگ اسلامی در عصر ساسانیان این شهر علاوه بر نام‌های ذکر شده به نام‌های «رام شهر» و «شهررام» نامیده می‌شد. در دوره قاجار و از زمان ناصرالدین شاه اهواز را ناصری و ناصریه نامیدند ولی از شهریور ۱۳۱۴ هجری شمسی با تصویب هیئت وزیران اهواز نامیده شد.[۲۴]

پروفسور کلیفورد ادموند باسورث معتقد است که جغرافی دانان عربی-[اسلامی] در مورد ریشه این شهر دچار سردرگمی بوداند.[۲۵]

به گمان پ. شوارتز چنین تفاوت‌های موجود در توجیه نام اهواز در منابع اسلامی بخاطر سعی این جغرافی دانان در توجیه نام مصطلح هورمشیر بوده‌است.[۲۶]

حسین مفتخری به نقل از «سنی ملوک الارض و الانبیا» دربارهٔ فتح اهواز می‌نویسد:

در خوزستان به هنگام آمدن تازیان، شهر بزرگان ویران شد، اما شهر بازاریان (سوق‌الاهواز) به جا ماند.[۲۷]

پانویس[ویرایش]

  1. Lockhart, “AL-AHWĀZ”, EI, 1:‎ 305.
  2. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  3. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  4. همدانی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۰:‎ ۴۸۲–۴۸۴.
  5. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  6. Lockhart, “AL-AHWĀZ”, EI, 1:‎ 305.
  7. Halm and Bonner, Empire of Mahdi, 26:‎ 5.
  8. Britannica, 1:‎169.
  9. Minorsky, “Tribes of Western Iran”, 73–80.
  10. Soucek, “Arabistan or Khuzistan”, 195–213.
  11. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  12. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  13. Gil and Strassler, Jews in Islamic countries.
  14. Fischel and Netzer, AHWAZ - ENCYCLOPAEDIA JUDAICA, 1:‎ 548.
  15. روزنامهٔ عصر اوز، شمارهٔ ۴۶، مهرماه ۱۳۸۳، صفحهٔ ۱۴
  16. Minorsky, “Tribes of Western Iran”, 73–80.
  17. Soucek, “Arabistan or Khuzistan”, 195–213.
  18. Soucek, “Arabistan or Khuzistan”, 195–213.
  19. Lockhart, “AL-AHWĀZ”, EI, 1:‎ 305.
  20. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  21. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  22. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  23. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۶.
  24. همدانی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۰:‎ ۴۸۲–۴۸۴.
  25. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  26. Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1:‎ 688–691.
  27. مفتخری، تاریخ سیاسی، اجتماعی ایران، 78.

منابع[ویرایش]

  • فرای، ریچارد نلسون (۱۳۸۸). عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمهٔ مسعود رجب نیا. سروش. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۷۶-۷۶۳-۱.
  • مفتخری، حسین (۱۳۹۲). «تاریخ سیاسی، اجتماعی ایران (از ظهور اسلام تا ظهور طاهریان)». تاریخ ایران، از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان. تهران: سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها). شابک ۹۷۸-۹۶۴۴۵۹-۶۱۵-۵.
  • همدانی، علی کرم (۱۳۸۷). «اهواز - بخش اول: نام‌گذاری و تاریخ». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۰. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. صص. ۴۸۲–۴۸۴. شابک ۹۶۴-۷۰۲۵-۰۵-X. دریافت‌شده در ۱۰٫۱۲٫۲۰۱۴. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  • The new encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Vol. ۱ (۱۵ ed.). Encyclopædia Britannica, inc. 1995. p. ۱۶۹. {{cite encyclopedia}}: Missing or empty |title= (help)
  • Bosworth, C. E (2000). "AHVĀZ — I.History". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Vol. ۱. New York: Bibliotheca Persica Press. pp. ۶۸۸–۶۹۱.
  • Fischel, Walter Joseph; Netzer, Amnon (2007). "AHWAZ". ENCYCLOPAEDIA JUDAICA (به انگلیسی). Vol. 1 (2 ed.). New York: Thomson Gale. p. 548. Archived from the original on 11 December 2014. Retrieved 11 December 2014.
  • Gil, Moshe; Strassler, David (2004). Jews in Islamic countries in the Middle Ages (به انگلیسی). Brill. p. ۵۲۵.
  • Halm, Heinz; Bonner, Michael (1996). "Part 1". The empire of the Mahdi (به انگلیسی). Vol. ۲۶. Translated by Michael Bonner. Brill. p. ۵.
  • Lockhart, L (1986). "AL-AHWĀZ". Encyclopaedia of Islam (به انگلیسی). Vol. ۱ (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. p. ۳۰۵.
  • Minorsky, Vladimir (1945). "The Tribes of Western Iran". The Journal of the Royal Anthropological Institute of Great Britain and Ireland (به انگلیسی). Royal Anthropological Institute of Great Britain and Ireland. ۷۵ (۱/۲): ۷۳–۸۰.
  • Soucek, Svat (1984). "Arabistan or Khuzistan". Iranian Studies (به انگلیسی). Taylor & Francis, Ltd. on behalf of International Society for Iranian Studies. ۱۷ (۲/۳): ۱۹۵–۲۱۳. {{cite journal}}: Unknown parameter |ماه= ignored (help)

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • «Ahvāz». Encyclopædia Britannica Online. دریافت‌شده در ۲۷-۰۹-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • «Hūzī». Encyclopædia Britannica Online. دریافت‌شده در ۲۷-۰۹-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • «AHVĀZ». Encyclopædia Iranica Online. دریافت‌شده در ۲۷-۰۹-۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  • مورد فهرست گلوله‌ای