پوسانیاس (جغرافیدان)
پوسانیاس | |
|---|---|
نسخه خطی (۱۴۸۵)، گردش در هلاد، اثر پوسانیاس، کتابخانه لورنزی | |
| زادهٔ | ح. 110 AD |
| درگذشت | ح. 180 (aged 70) |
| پیشه(ها) | مسافر و جغرافیدان |
پوسانیاس (Pausanias) نویسنده و جغرافیدان یونانی و اهل لیدیه است که در سدهٔ دوم میلادی زندگی میکرد. کتاب معروف او به نام وصف یونان در ده جلد که جغرافیای تاریخی نواحی مختلف یونان را در بر دارد، مشهور است. گواهی پوسانیاس مبنی براین که مغان ایرانی دارای کتاب بودند و به گاه دعا از روی آنها سرودهای نیایشی را میخواندند، پندار پژوهندگانی را که با اتکاء به اقوال نویسندگان موخرتری چون ازنیک و باسیل قدیس دربارهٔ قدمت اوستا گمان بردهاند، می شکند.[۱]
پوسانیاس ح. ۱۱۰ – ۱۸۰ میلادی)[۲] مسافر و جغرافیدان یونانی بود. او برای اثر خود به نام «راهنمای یونان» (Ἑλλάδος Περιήγησις، بهمعنای «گردش در هلاد»)[۳] مشهور است؛ اثری مفصل که بر اساس مشاهدات دستاول او از یونان باستان نوشته شده است. کتاب «راهنمای یونان» اطلاعات حیاتی برای ایجاد پیوند میان ادبیات کلاسیک و باستانشناسی مدرن فراهم میکند؛ چراکه شواهد باستانشناختی از مکانها و جزئیات فرهنگیای که او ذکر کرده را ارائه میدهد، حتی اگر دانش مربوط به وجود آنها از بین رفته یا به سطح افسانه و اسطوره تنزل یافته باشد.
زندگینامه
[ویرایش]درباره پوسانیاس هیچ اطلاعاتی در دست نیست، جز آنچه تاریخنگاران توانستهاند از نوشتههای خود او گردآوری کنند. با این حال، محتمل است که او ح. ۱۱۰ میلادی در یک خانواده یونانی متولد شده باشد و احتمالاً اهل لیدیه در آسیای صغیر بوده است.[۴] از ح. ۱۵۰ میلادی تا زمان مرگش در حدود ۱۸۰ میلادی، پوسانیاس در سراسر سرزمین اصلی یونان سفر کرد و درباره آثار تاریخی مختلف، مکانهای مقدس و سایتهای جغرافیایی مهم در طول مسیر نوشت. پوسانیاس در نگارش «راهنمای یونان»، در تلاش بود تا گزارشی مکتوب و ماندگار از «تمام امور یونانی» (Panta ta Hellenika) گردآوری کند.[۵]
زندگی در امپراتوری روم
[ویرایش]پوسانیاس که در آسیای صغیر متولد شده بود، اصالتی یونانی داشت. او در دوران حاکمیت امپراتوری روم بزرگ شد و زندگی کرد، اما برای هویت، تاریخ و فرهنگ یونانی خود ارزش زیادی قائل بود. او مشتاق بود شکوه گذشته یونان را که هنوز در زمان او زنده بود توصیف کند، حتی اگر این کشور در آن زمان تحت تسلط روم به عنوان یک قدرت امپریالیستی برتر بود. سفر زیارتی پوسانیاس در سرزمین اجدادش، تلاشی بود برای تثبیت جایگاهی در جهان برای این «یونانِ رومی» جدید، و پیوند دادن اساطیر و داستانهای فرهنگ باستان به فرهنگ زمانه خودش.[۶]
سبک نگارش
[ویرایش]پوسانیاس سبک نگارشی ساده و مستقیم دارد. او در مجموع، در زبان خود صریح است و داستانها و توصیفاتش را بدون تکلف مینویسد. با این حال، برخی مترجمان اشاره کردهاند که استفاده پوسانیاس از حروف اضافه و زمانهای مختلف فعل ممکن است گیجکننده باشد. به عنوان مثال، پوسانیاس ممکن است در برخی موارد به جای زمان حال از فعل زمان گذشته استفاده کند. تفسیر آنها این است که او این کار را انجام میداد تا چنین به نظر برسد که در همان بستر زمانی مخاطبانش قرار دارد.
برخلاف راهنماهای مسافرتی امروزی، پوسانیاس در «راهنمای یونان» تمایل دارد به تفصیل درباره یک آیین باستانی بحث کند یا اسطورهای مرتبط با مکانی را که از آن بازدید میکند، نقل نماید. سبک نگارش او تا اوایل قرن نوزدهم، زمانی که راهنماهای سفر معاصر شبیه به او شدند، دوباره محبوب نشد.[۶] در جنبه توپوگرافیک اثرش، پوسانیاس گریزی به تاریخ طبیعی میزند و شگفتیهای طبیعت مستند شده در آن زمان را شرح میدهد؛ مانند نشانههایی که از وقوع زمینلرزه خبر میدهند، پدیده جزر و مد، دریاهای یخزده شمال و این واقعیت که در زمان انقلاب تابستانی، خورشید در هنگام ظهر در منطقه سوِنه (اسوان) هیچ سایهای ایجاد نمیکند.
اگرچه او هرگز در وجود خدایان و قهرمانان شک نمیکند، اما برخی از اسطورهها و افسانههایی را که در طول سفرهایش با آنها برخورد کرده، به دلیل تفاوت با سنتهای فرهنگی قدیمیتری که میشناسد، نقد میکند. توصیفات او از آثار هنری، ساده و بدون پیرایه است و برداشتی استوار از واقعیت را منتقل میکند.
پوسانیاس در پذیرش محدودیتهای شخصی خود رک است. زمانی که اطلاعات را به صورت دستدوم نقل میکند، به جای آنکه آنها را تجربه شخصی خود جلوه دهد، در مورد منابعش صادق است و گاهی دانش معاصر خود را تأیید میکند که ممکن است برای پژوهشگران مدرن از دست رفته باشد.
پذیرش امروزی
[ویرایش]
تا زمانی که باستانشناسان قرن بیستم به این نتیجه رسیدند که پوسانیاس راهنمای قابل اعتمادی برای مکانهای در حال حفاری است، کلاسیکشناسان تا حد زیادی نوشتههای او را صرفاً ادبی قلمداد کرده و رد میکردند. کلاسیکشناسان با پیروی از مقام علمی معاصر خود، اولریش فون ویلامویتس-مولندورف، تمایل داشتند او را چیزی بیش از یک گزارشگر دستدوم نبینند و معتقد بودند که او از بیشتر مکانهایی که توصیف کرده، بازدید نکرده است. با این حال، تحقیقات باستانشناسی مدرن، دقت اطلاعات ارائه شده توسط پوسانیاس را آشکار کرده است[۷] و حتی پتانسیل آن را به عنوان راهنمایی برای تحقیقات بیشتر نشان داده است. تحقیق درباره تارتسوس نمونهای است که در آن نوشتههای او به تحقیقات باستانشناسی معاصر درباره وجود، مکان و فرهنگ آن کمک میکند.[۸]
کتابشناسی
[ویرایش]- Howard, Michael C. (2012). Transnationalism in Ancient and Medieval Societies: The Role of Cross-Border Trade and Travel. McFarland. p. 178.
- Hutton, William. Describing Greece: Landscape and Literature in the Periegesis of Pausanias. Cambridge, MA: Cambridge University Press, 2008.
- Pausانیas (1918). Description of Greece. Vol. 1. Harvard University Press. ISBN 978-0-434-99093-1.
منابع
[ویرایش]- بنونیست، امیل. دین ایرانی. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴
- ↑ دین ایرانی، ص ۱۳۷
- ↑ Historical and Ethnological Society of Greece, Aristéa Papanicolaou Christensen, The Panathenaic Stadium – Its History Over the Centuries (2003), p. 162
- ↑ همچنین در لاتین با نام Graecae descriptio شناخته میشود؛ ببینید: Pereira, Maria Helena Rocha (ed.), Graecae descriptio, B. G. Teubner, 1829.
- ↑ Howard, Michael C (2012). Transnationalism in ancient and medieval societies: the role of cross-border trade and travel. McFarland. p. 178. ISBN 978-0-7864-9033-2. OCLC 779849477.
Pausanias was a 2nd century ethnic Greek geographer who wrote a description of Greece that is often described as being the world's first travel guide.
- ↑ Sidebottom, H. (December 2002). "Pausanias: Past, Present, and Closure". The Classical Quarterly. 52 (2): 494–499. doi:10.1093/cq/52.2.494.
- 1 2 Elsner, John (1992). "Pausanias: a Greek pilgrim in the Roman world". Past and Present (135): 3–29. doi:10.1093/past/135.1.3. JSTOR 650969.
- ↑ Habicht, Christian (1985). "An Ancient Baedeker and His Critics: Pausanias' 'Guide to Greece'". Proceedings of the American Philosophical Society. 129 (2): 220–224. JSTOR 986990.
- ↑ Pausanias Description of Greece 6.XIX.3.