ناتالیا ناریشکینا
| ناتالیا ناریشکینا | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| تزاریتسا | |||||
یک پرترهٔ از ناتالیا ناریشکینا اثر نقاش ناشناس در سدهٔ هفدهم میلادی | |||||
| نایبالسلطنه روسیه تزاری | |||||
| سلطنت | بار نخست: ۷ مه [سبک قدیمی: ۲۷ آوریل] ۱۶۸۲ – ۸ ژوئن [سبک قدیمی: ۲۹ مه] ۱۶۸۲ بار دوم: ۱۷ سپتامبر [سبک قدیمی: ۷ سپتامبر] ۱۶۸۹ – ۴ فوریه [سبک قدیمی: ۲۵ ژانویه] ۱۶۹۴ | ||||
| پیشین | سوفیا آلکسیونا | ||||
| نیابت سلطنت بر | بار نخست: پتر یکم بار دوم: پتر یکم و ایوان پنجم | ||||
| تزاریتسا روسیه تزاری | |||||
| سلطنت | ۱ فوریه ۱۶۷۱ – ۲۹ ژانویه ۱۶۷۶ | ||||
| پیشین | ماریا میلوسلاوسکایا | ||||
| جانشین | آگافیا گروشتسکایا | ||||
| زاده | ۱ سپتامبر [سبک قدیمی: ۲۲ اوت] ۱۶۵۱ مسکو، روسیه تزاری | ||||
| درگذشته | ۴ فوریه [سبک قدیمی: ۲۵ ژانویه] ۱۶۹۴ (۴۲ سال) مسکو، روسیه تزاری | ||||
| آرامگاه | |||||
| همسر(ان) | آلکسی، تزار روسیه (۱۶۷۱–۱۶۷۶) | ||||
| فرزند(ان) | |||||
| |||||
| دودمان | ناریشکین | ||||
| پدر | کیریل ناریشکین | ||||
| مادر | آنا لئونتیونا لئونتیوا | ||||
ناتالیا ناریشکینا (به روسی: Ната́лья Нары́шкина) (۱ سپتامبر ۱۶۵۱ – ۴ فوریه ۱۶۹۴) تزاریتسای روسیه تزاری به عنوان دومین همسر تزار آلکسی میخائیلوویچ از سال ۱۶۷۱ تا ۱۶۷۶ و مادر پتر کبیر بود. او همچنین پس از سوفیا آلکسیونا دومین زنی بود که به صورت ملکه نایبالسلطنه بر روسیه تزاری حکومت کرد.
ناتالیا ناریشکینا در سال ۱۶۵۱ میلادی در مسکو و در یک خانوادهٔ نسبتاً اشرافی روسی به نام خاندان ناریشکین زاده شد. او در ۱۱ سالگی به خانهٔ آرتامون ماتویف که در آینده دولتمرد مشهور روسیه شد، فرستاده شد و در آنجا متأثر از فرهنگ غربی پرورش یافت. در خانهٔ ماتویف بود که آلکسی تزار روسیه او را دید و شیفتهاش شد و چون به تازگی همسر نخست خود ماریا میلوسلاوسکایا را از دست داده بود، او را به همسری برگزید. ناتالیا در سال ۱۶۷۱ تزاریتسا شد و یک سال بعد نخستین فرزند و تنها پسرش پتر را به دنیا آورد. مرگ شوهرش تزار آلکسی، به دورهٔ شادی و آرامش ناتالیا ناریشکینا پایان داد و او را در اوج جوانی و ۲۶ سالگی بیوه کرد. از آن پس، او رهبری ناموفق خاندان ناریشکین را برای رسیدن به قدرت به دست گرفت که توسط خاندان میلوسلاوسکی کنار زده شدند. با به تخت نشستن فیودور سوم، پسر ۱۴ سالهٔ تزار متوفی از خاندان میلوسلاوسکی، تزاریتسا شاهد تبعید پدرخواندهاش آرتامون ماتویف و دو تن از برادرانش ایوان و آفاناسی بود و در انزوای نسبی از دربار به سر برد.
پس از مرگ تزار فیودور، به جای تزارویچ بزرگتر ایوان، پسر خردسال او یعنی پتر در یک زمسکی سوبور برای جانشینی انتخاب و تزار تمام روسیه شد. بدین ترتیب، نخستین دورهٔ نایبالسلطنگی ناتالیا ناریشکینا آغاز شد که البته خیلی زود پایان یافت. تزار شدن پتر برای میلوسلاوسکیها که مدعی حق سلطنت ایوان، تزارویچ همخاندانشان بودند، قابل پذیرش نبود؛ آنها به سردستگی تزارونا سوفیا آلکسیونا که دختر بزرگ تزار آلکسی بود، شورش ۱۶۸۲ مسکو را برپا کردند. در جریان آن شورشِ خونین، آرتامون ماتویف و همان دو برادر ناتالیا به قتل رسیدند و خود او ناچار شد مقام نیابت سلطنت را به سوفیا واگذار کند. با اجبار میلوسلاوسکیها، ایوان و پتر هر دو بهطور مشترک تزار شدند. در طول هفت سال حکومت سوفیا از سال ۱۶۸۲ تا ۱۶۸۹، ناتالیا ناریشکینا و پسر تزارش پتر در ادارهٔ امور دولت نقشی نداشتند؛ آن دو به گونهای مؤثر در روستای پرئوبراژسکویه محدود و خاندان ناریشکین نیز از امور دولتی محروم شدند. موقعیت خفتبار تزاریتسای بیوه تا زمان کودتای پسرش و سرنگونی سوفیا آلکسیونا در سال ۱۶۸۹ ادامه یافت؛ اگرچه پتر پس از آن زیاد وارد امور مملکتداری نشد و حکومت را به ملازمان و مادرش سپرد.
بدین ترتیب، ناتالیا ناریشکینا دوباره نایبالسطنه شد و از سال ۱۶۸۹ تا زمان مرگش در سال ۱۶۹۴ بر روسیه تزاری حکومت کرد. او در طول پنج سال حکومت خود، مقامات را به بستگانش واگذار کرد و برخلاف نظر پتر، آدریان را به مقام پاتریارک مسکو و تمام روسیه منصوب نمود. ناتالیا ناریشکینا تحولاتی در سبک زندگی زنان سلطنتی روسیه پدید آورد که تا آن زمان بیسابقه بود. او برخلاف تمام تزاریتساهای پیش از خود، از رعایت دقیق قوانین انزوا در کاخ خودداری کرد و در مقابل سنتهای کهنه ایستاد. تزاریتسا با وجود ایمان مذهبی، مانند تزارونا سوفیا از آن موج فرهنگ غربی که شروع به نفوذ در دربار روسیه کرده بود، استقبال کرد. گرایش آن دو زن به زندگی آزاد، بر زنان آن زمان روسیه تأثیر بسیار زیادی داشت و در واقع، میتوان آنها را نخستین منادیان آزادی زنان روس دانست. ناتالیا ناریشکینا بهطور جدی، عادات و قوانین قدیمی حرمسرای روسیه تزاری را از بین برد و به لطف او بود که تئاتر سلطنتی در روسیه، دوباره از سر گرفته شد. با این همه، محققان اهمیت اصلی وی را در تأثیر قابل توجهش بر پتر میدانند. او در آموزش و تربیت پسر تزارش نقش و نظارت داشت که در نتیجه، بهطور غیرمستقیم، مسیر توسعهٔ روسیه را برای سالهای متمادی تعیین کرد.
تولد و اوایل زندگی
[ویرایش]
ناتالیا ناریشکینا در ۱ سپتامبر [سبک قدیمی: ۲۲ اوت] ۱۶۵۱ در مسکو و در یک خانوادهٔ نسبتاً اشرافی روسی به نام خاندان ناریشکین زاده شد. پدرش کیریل ناریشکین و مادرش آنا لئونتیونا (به روسی: Анны Леонтьевны) بودند. کریل ناریشکین اشرافزادهای کوچک اهل تاروسا و یک فرماندهٔ هنگ رایتر (از هنگهای نظام جدید) روسیه بود که خانوادهٔ شلوغی با پنج پسر و دو دختر (ازجمله دختر بزرگش ناتالیا) داشت. او با آرتامون ماتویف که در آینده دولتمرد مشهور روسیه شد، دوست بود. میان آنها روابط خویشاوندی وجود داشت؛ زیرا برادر کریل، فیودور پولیکتوویچ ناریشکین، با خواهرزادهٔ همسر ماتویِف به نام اودوکیا پتروونا همیلتون، ازدواج کرده بود.[۱] آرتامون ماتویِف، یکی از تحصیلکردهترین روسهای زمان خود با فرهنگ غربی بود که چندین زبان خارجی میدانست. او مورد توجه تزار آلکسی میخائیلوویچ قرار گرفت و تزار ادارهٔ روسیه کوچک را که در آن زمان تازه ضمیمهٔ قلمرو روسیه شده بود، به او سپرده بود. از اواخر سلطنت آلکسی، این ماتویِف بود که دولت روسیه را مدیریت میکرد.[۲]
آرتامون ماتویف، ناتالیا دختر دوستش را به سرپرستی گرفت[الف] و اگرچه هیچ اطلاعاتی در مورد مدت زمان زندگی ناتالیا ناریشکینا در خانهٔ او یا نوع تربیتش ثبت نشده، میتوان با اطمینان گفت که دورهٔ جوانی او در شرایطی متفاوت با اکثر دخترانِ آن زمان روسیه سپری شده است. ماتویف مردی تحصیلکرده و خوشرفتار با خارجیها بود و خانهاش محیط بستهای نبود که یک «زن» را محدود کند.[۴] بودن در میان خانوادهٔ ماتویف شخصیت ناتالیای جوان را شکل داد. شاید بتوان گفت آن مرد نه فقط یک «غربدوست»، بلکه یک اروپایی تمام عیار بود. او با یک زن اشرافزادهٔ اسکاتلندی که از یک خاندان اصیل به نام «هَمیلتون» بود، ازدواج کرده بود. این مرد خود نویسنده و یک کتابدوست بود که کتابخانهای فوقالعاده بزرگ با بهروزترین کتابهای اروپایی جمعآوری کرده و در خانهاش، اساساً سبک زندگی غربی برقرار بود. در چنین فضایی بود که ناتالیا از سن ۱۱ سالگی پرورش یافت. خیلی زود، او به خوبی به زبان آلمانی صحبت میکرد و به همراه پسر ماتویف به مطالعهٔ فراوان و البته با لذتِ تاریخ، ادبیات، شعر و حتی ریاضیات و فیزیک پرداخت.[۵] یاکوب رایتنفلز جهانگرد و دیپلمات لیوونیایی که مدتی در مسکو سکونت داشت، او را چنین توصیف کرده است:[۲]
«تزاریتسا ناتالیای امروز، اگرچه آداب و رسوم بومی خود را بدون تغییر حفظ کرده، اما با داشتن ذهنی قوی و شخصیتی متعالی، خود را با چیزهای بیارزش درگیر نمیکند و زندگیاش را تا حدودی آزادانهتر و شادتر پیش میبرد. وقتی هنوز جوان بود، دو بار او را در مسکو دیدم؛ او زنی بود در شکوفاترین سالهایش، با قامتی بلند، چشمان سیاه برآمده، چهرهای دلپذیر، دهانی گرد، پیشانی بلند، تناسبی زیبا در همهٔ اعضا، صدایی دلنشین و برازندهترین آداب.»
ازدواج با تزار
[ویرایش]
در ۱۲ مارس [سبک قدیمی: ۲ مارس] ۱۶۶۹ همسر اول تزار آلکسی، ماریا میلوسلاوسکایا در هنگام تولد چهاردهمین فرزندش درگذشت و تزار در سن ۴۰ سالگی و پس از ۲۰ سال زندگی مشترک با تزاریتسا ماریا بیوه شد.[۶] با وجود تعداد بالای فرزندان متولد شدهٔ آنها، هیچیک از پسرانشان سالم نبودند؛ به طوری که تا شش ماه پس از مرگ تزاریتسا ماریا، تنها دو پسر از فرزندانش یعنی فیودور و ایوان زنده ماندند که هر دو نیز ضعیف یا معلول بودند. تزار در کنار حمایت اشراف و اگرچه نه از سوی خانوادهٔ ماریا، تصمیم به ازدواج مجدد گرفت؛ به این امید که صاحب وارثان توانمندی شود.[۷] مشهور است که آرتامون ماتویِف از لطف و اعتماد ویژهٔ تزار آلکسی برخوردار بود و تزار اغلب بدون تشریفات رسمی به دیدار او میرفت.[۴] در یکی از همین دید و بازدیدهای دوستانه بود که تزار، ناتالیای جوان را برای اولینبار دید. یک شب وقتی تزار آلکسی در خانهٔ ماتویف بود، همسر و دخترخواندهٔ ماتویف وارد اتاق شدند و از وی پذیرایی کردند. تزارِ بیوه، از چهرهٔ زیبا و قامت بلند دختر جوان تحت تأثیر قرار گرفت و هنگام رفتن، به ماتویف گفت که برای دخترخواندهٔ زیبایش دامادی پیدا خواهد کرد؛ اما در واقع منظور او از «داماد»، خودش بود.[۸] تزار آلکسی در ۸ دسامبر [سبک قدیمی: ۲۸ نوامبر] ۱۶۶۹، یک «عروسنشان» از دختران و خواهران زیباروی اشراف روسیه ترتیب داد که تا ماه مهٔ سال بعد ادامه یافت. بهطور دقیق، مشخص نیست که آیا تزار واقعاً قصد داشت از میان دختران جمع شده همسری برای خود انتخاب کند یا از قبل ناتالیا را برگزیده بود و صرفاً میخواست با برپایی عروسنشان، رسم کهن روسی را بهجا آورده باشد. در روزهای معینی عروسها به کاخ آورده میشدند؛ تزار برخیها را یکراست به خانه بازمیفرستاد و آنهایی را که بیشتر نظرش را جلب میکردند، برای بازدید دوم نگه میداشت که در ۲۸ آوریل [سبک قدیمی: ۱۸ آوریل] ۱۶۷۰ انجام شد.[۹] به ناتالیا ناریشکینا هم خبر دادند که با دیگر دوشیزگان در مراسم شرکت کند و خیلی زود، گزارش شد که تزار او را به عنوان عروس برگزیده است.[۸]
ده روز بعد، یک خدمتکار دو نامهٔ ناشناس و مهر و موم شده را در کاخ پیدا کرد و در همان روز، آنها را به پیشخدمت تزار داد که وی نیز متعاقباً آنها را به تزار تقدیم کرد. روشن نیست که محتوای کامل آن نامهها چه بوده است؛ اما چنین مخفیکاریهایی در کاخ تزاری تا آن زمان بیسابقه بود.[۱۰] به گفتهٔ رابرت ماسی، کسانی با فرستادن نامههای بینام با این ادعا که «ماتویِف گیاهان جادویی به تزار آلکسی خورانده است تا او را در مورد زیبایی ناتالیا اغوا کند»، تلاش کردند تا از ازدواج آن دو جلوگیری کنند. تزار فرمان داد تا این ادعا مورد بررسی قرار گیرد؛ اما در نهایت نادرستی آن مشخص شد.[۱۱] به نوشتهٔ واروارا کورساکووا در فرهنگ لغت بیوگرافی روسی: «باید فرض کرد که این دسیسه توسط بستگان تزاریتسا ماریای متوفی یعنی میلوسلاوسکیها انجام شده است که میترسیدند پس از ازدواج تزار با ناتالیا ناریشکینا، جایگاه آرتامون ماتویف از آن هم مهمتر شود. با این حال، سوءظن به نوشتن نامههای جعلی نه متوجه آنها، بلکه متوجه ایوان شیخیرف شد که بسیار مشتاق بود خواهرزادهاش آودوتیا بلیایوا (به روسی: Авдотья Беляева) که اتفاقاً از زیبارویان حاضر در عروسنشان بود توسط تزار برگزیده شود.»[ب] سرانجام در ۱ فوریه [سبک قدیمی: ۲۲ ژانویه] ۱۶۷۱، عروسی تزار آلکسی میخائیلوویچ و ناتالیا ناریشکینا در کلیسای جامع رستاخیز برگزار شد. مراسم عروسی توسط کشیش اعترافگیر تزار، آندری ساوینوویچ (به روسی: Андрею Савиновичу) اسقف اعظم بلاگووشچنسک انجام شد. برای سه روز متوالی، آلکسی و ناتالیا در دو تالار میز پذیرایی بر پا کرده بودند. در سمت ناتالیا، النا تزاریتسای گرجستان، همسران کازیموفها و تزارویچهای سیبری، همسران بویارها و مقامات دوما مهمان بودند. حدود دو هفته پس از عروسی در ۱۷ فوریه [سبک قدیمی: ۷ فوریه] ۱۶۷۱، تزار و عروس در تالار زرین تزاریتسا با هدایایی از پاتریارک ایاسوف دوم و اشراف شامل بویارها، مقامات دوما و حتی بازرگانان پذیرایی کردند و سپس همهٔ آنها با تزار در تالار شام خوردند.[۱۲][پ]
تزاریتسا روسیه تزاری
[ویرایش]زندگی با تزار
[ویرایش]
بدین ترتیب، ناتالیا ناریشکینا در سال ۱۶۷۱ و در ۱۹ سالگی تزاریتسا روسیه شد.[۱۳] آلکسی و ناتالیا زندگی خوبی داشتند و بهار و تابستان خود را با هم در کاخها و ویلاهای مختلف در اطراف مسکو سپری میکردند. تزار به همسرش وفادار بود و هرگز از او جدا نمیشد. در زمستان سال ۱۶۷۲، مژده دادند که تزاریتسا احتمالاً باردار است و در پایان ماه مه، تولد فرخندهٔ نوزاد رخ داد.[۱۴] در ۹ ژوئن [سبک قدیمی: ۳۰ مه] ۱۶۷۲ ناتالیا نخستین فرزند خود یعنی تزارویچ پتر را به دنیا آورد. تزار آلکسی چنان از این واقعه خوشحال شد که در همان روز به پدرزنش کریل ناریشکین و آرتامون ماتویِف، نشان افتخار اعطا کرد و همچنین عموی ناتالیا فیودور ناریشکین، یکی از مقامات دوما شد. سه روز بعد، تزار در تالار زرین تزاریتسا دوباره میز شامی ترتیب داد. غسل تعمید تزارویچ در ۹ ژوئیه [سبک قدیمی: ۲۹ ژوئن] در صومعهٔ چودوف برگزار شد و سپس در کاخ گرانوویتایا، یک میز پذیرایی با رنگارنگی و تنوع کمنظیر بر پا شد. در طول این جشن تزار و تزاریتسا از تمام حاضران، حتی سربازان و خدمتکاران کاخ پذیرایی کردند.[۱۵][ت] به دنیا آمدن نخستین فرزند ناتالیا که یک پسر و سالم نیز بود، نفوذ سیاسی او، خاندان و همپیمانانش را در کشور افزایش داد.[۱۶] فرزندآوری تزاریتسا به پتر محدود نشد. در سالهای ۱۷۰۳ و ۱۷۰۴، او پشت سر هم دو دختر سالم بهترتیب به نام ناتالیا (همنام خودش) و فیودورا به دنیا آورد. مطابق باور رایج، تزار آلکسی از زمان ازدواجش با ناتالیا توجه ویژهای به او و سپس به سه فرزندش از وی داشت و «عشق تزار به همسر جوان و زیبایش پس از تولد پتر و سپس دو فرزند دیگر، حتی بیشتر شد». در مقابل، دختران تزار از همسر نخستش به حاشیه رانده شده و توسط پدر و نامادری خود نادیده گرفته شدند. در نتیجه آنها نیز از نامادری خود و تمام اقوامش که توسط تزار به دربار راه یافته بودند، متنفر شدند.[۱۷][ث] اما به نظر واروارا کورساکووا، این تصور از نقش ناتالیا منصفانه نیست. در زمان ماریا میلوسلاوسکایا که البته در سالهای آخر زندگی بیمار بود، تنها دو تزارونا بزرگتر یعنی اودوکیا و مارفا میتوانستند از بعضی تفریحات مجاز در کاخ لذت ببرند. سایر شاهزاده خانمها آنقدر جوان بودند که در واقع «کودک» به حساب میآمدند. بلعکس در آینده که فرزندان ماریای متوفی بزرگتر شده بودند، همگی در تمام مسافرتهای ناتالیا همراه او بودند و نه تنها از هیچ تفریحی محروم نشدند، بلکه شروع به لذت بردن از شرایطی کردند که قبلاً نداشتند.[۱۸]

چنانچه اشاره شد، تزار و تراریتسا بهار و تابستان خود را با هم در ویلاهای گوناگون اطراف مسکو سپری میکردند. «گردشهای» ناتالیا ناریشکینا در آن زمان شهرت بسیاری داشتند. این گردشها عمدتاً در روستاهای نزدیک مسکو همچون ایزمایلووف، وروبیوو، کولومنسکویه و پرئوبراژسکویه صورت میگرفت. تزار آلکسی در روستای ایزمایلووف، یک ملک موروثی ویژه با برکهها و باغهای فراوان برای خود ترتیب داد که با کمک صنعتگران آلمانی تأسیس شد. در کولومنسکویه و وروبیوو نیز باغهایی وجود داشت که برای خلوت محارم تزار مطبوع میافتاد. در پاییز ۱۶۷۴، تمام اعضای خانواده سلطنتی در یک نقل مکان باشکوه که اردوی آن متشکل از ۳۰ واگن با خدم و حشم بود، از ۴ نوامبر [سبک قدیمی: ۲۵ اکتبر] تا ۲۳ دسامبر [سبک قدیمی: ۱۳ دسامبر] در پرئوبراژنسکویه زندگی میکردند.[۱۹] در بهار و تابستان ۱۶۷۵، تزار و تمام خانوادهاش در تپههای وُروبیِویخ (به روسی: Воробьевых горах) زندگی میکردند و از آنجا سفرهای کوتاهی به روستاهای فوقالذکر ترتیب میدادند. تزار در اول ژوئیه، تزاریتسا و تزارویچها (فیودور و پتر) را با خود به وروبیوو برد تا از طبیعت بکر لذت ببرند. در همان ماه، آنها سه هفته را در روستای کولومنسکویه گذراندند و از آنجا دوباره به وروبیوو نقل مکان کردند. در آنجا روز نام ناتالیا ناریشکینا در ۶ سپتامبر [سبک قدیمی: ۲۷ اوت] بهطور رسمی جشن گرفته شد. همانجا روز نام تزارویچ پتر را هم جشن گرفتند. در ۱۲ سپتامبر [سبک قدیمی: ۲ سپتامبر]، استقبال رسمی از فرستادگان روم مقدس نه در کاخ گرانوویتایا (جایی که معمولاً فرستادگان پذیرفته میشدند) بلکه در روستای کولومنسکویه برگزار شد و ناتالیا توانست مراسم را با تمام جزئیاتش شاهد باشد.[۲۰] بهطور کلی، خانوادهٔ سلطنتی تقریباً نیمی از سال ۱۶۷۵ را در خارج از مسکو گذراندند و تزار آلکسی فقط گاهی برای سرزدن به آنها از پایتخت خارج میشد. تزار و تزاریتسا هر دو پیوسطه برای جویا شدن از احوال هم، مباشرانی را نزد یکدیگر میفرستادند. مطابق رسم کهن، بویارها و سایر اشراف همیشه در مسکو میماندند «تا حافظ نظم و امنیت شهر و دربار حاکم باشند». با این وجود، هنگامی که تزار خانوادهاش را در سال ۱۶۷۴ ترک کرد، کسانی چون پدرش کیریل، مادرش آنا لئونتیوا و آرتامون ماتویِف و در سال ۱۶۷۵، برادرانش ایوان و آفاناسی[ج] و سایر دوستانِ نزدیک که دیگر از بزرگان کشور بودند، نزد ناتالیا میآمدند. زندگی خانوادهٔ سلطنتی در آبادیهای اطراف مسکو، سرانجام به استقرار مکرر در پرئوبراژنسکویه ختم شد.[۲۲]
یکی دیگر از ماجراهایی که ناتالیا ناریشکینا با آن شناخته میشود، «نمایش تئاتر» و نقش او در برپایی آن در روسیه است. در زمان تزار بوریس گودونوف (سلطنت: ۱۵۹۸–۱۶۰۵)، نمایشهایی شبیه تئاتر در طول کریسمس در کرملین مسکو برگزار میشد؛ ولی این سرگرمی درباری پس از «زمان مشکلات» به فراموشی سپرده شده و به لطف ناتالیا بود که دوباره از سر گرفته شد.[۲] در سال ۱۶۷۲، یک گروه آلمانی سیار وارد مسکو شد و یاکوب رایتنفلز که در آن وقت در پایتخت زندگی میکرد در یادداشتهایش دربارهٔ روسیه، زمان نخستین اجرای تئاتر در کاخ را روز شنبه ۲۷ فوریه [سبک قدیمی: ۱۷ فوریه] و همزمان با جشن ماسلنیتسا ثبت کرد. وقتی که تزار آلکسی فهمید در دربار فرمانروایان اروپایی بازیها، رقصها و تفریحات گوناگون دیگری برای گذراندن اوقات خوش رواج دارد، تصادفاً دستور داد که «همه اینها در قالب پلیاسکا (رقص و پایکوبی) فرانسوی ارائه شود.» نمایش اجرا شد و در پایان کار، لباسها، صحنهٔ نمایش و ظرافت موسیقی که همگی در روسیه تازگی داشتند، روسها را غرق در لذت و شگفتی کرد.[۲۲] در طول اجرا، تزار خود جلوی صحنه و روی نیمکتی نشست و برای ناتالیا و تزاروناها جایگاه مخصوص جعبهمانندی در نزدیک صحنه ترتیب داده شد که محارم از میان شکافهای آن، نمایش را تماشا میکردند «تا از چشمان کنجکاو [نامحرمان] پنهان بمانند». بعدها آن حصار چوبی برداشته شد و خانوادهٔ سلطنتی آزادانهتر نمایشها را تماشا میکردند.[۲۳] ظاهراً این اجرای تئاتر مورد پسند تزار آلکسی قرار گرفت و دستور ساخت یک «فضای نمایش» در عمارت پرئوبراژنسکویه را داد. خود مکان تحت نظارت آرتامون ماتویف در پایان اکتبر ۱۶۷۲ آماده شد و سپس دوخت لباس و صحنهآرایی صورت گرفت. نخستین نمایشی که در «تئاتر پرئوبراژنسکی» روی صحنه رفت استر نام داشت.[چ] از آنجایی که برای خانوادهٔ سلطنتی و سایر مهمانان، سفر از مسکو به تئاتر پرئوبراژنسکی در زمستان ناخوشایند بود، ایدهٔ ایجاد یک فضای تئاتر در یکی از ساختمانهای خود کرملین مسکو مد نظر قرار گرفت.[۲۴]
در ۱ فوریه [سبک قدیمی: ۲۲ ژانویه] ۱۶۷۳، تزار دستور داد «[تا فردا] یک سالن تئاتر در یک جا از عمارتهای کاخ ساخته شود». وقتی دانسته شد که اجرای این دستور در یک روز غیرممکن است، تمام اسباب نمایشی متعلق به تئاتر پرئوبراژنسکی که در کرملین نگهداری میشدند، فوراً به آنجا منتقل شدند تا نمایش، عصر فردا در آنجا دیده شود. با این وجود، ظاهراً تزار تجدید نظر کرد و ترجیح داد برای ساختن سالن تئاتر در خود کرملین ۷ روز و تا پیش از ماسلنیتسا فرصت دهد. پنج روز بعد در ۷ فوریه [سبک قدیمی: ۲۸ ژانویه]، سالن آماده شد و از دو یا سه اجرا که علاوه بر آلمانیها، از کودکان بازیگرِ روس که توسط یوهان گاتفرید گرگوری آموزش دیده بودند، میزبانی کرد. در زمستان نمایشها متوقف شد؛ اما در بهار و تابستان سال ۱۷۰۴ از سرگرفته شد.[۲۴] بدین ترتیب، به لطف اقامتهای مکرر تزاریتسا ناتالیا در روستای پرئوبراژنسکویه، همواره نمایشهای تئاتر در آنجا بر پا میگشت.[۱۹] از آنجایی که دو مجموعهٔ مستقل از اسباب تئاتر در روسیه وجود نداشت، لوازم نمایش (شامل قابها، فرشها، پارچهها، صندلیها، انواع لباسها و سازها) بسته به نیاز از کرملین به پرئوبراژنسکویه یا برعکس، منتقل میشدند. در طول جشن کریسمس ۱۷۰۴، نمایشها در کرملین مسکو اجرا شدند. آخرین نمایشها در کرملین، زمستان سال بعد اجرا شدند که یکی از آنها هفت ساعت طول کشید. قابل توجه است که تماشای نمایشها و تئاترها همیشه منحصر به خانوادهٔ سلطنتی نبود. در پاییز ۱۷۰۵، یک تردست آلمانی در کاخ کرملین برای تزار و تزاریتسا دو مرتبه نمایش شعبدهبازی اجرا کرد و احتمالاً دوباره تئاترهایی نیز در پرئوبراژنسکویه روی صحنه رفت که آخرین تئاترهای تزار با خانوادهاش بود.[۲۵]
شخصیت و آموزش فرزند
[ویرایش]به گفتهٔ واروارا کورساکووا، ناتالیا ناریشکینا زنی مذهبی و عاشق مراسمات رسمی کلیسایی بود. با این وجود، این تصور رایج که او با تمام مراعاتش در برابر فرهنگ غربی، به سمت سنتهای کهن مسکووی گرایش داشت و قلباً مخالف نوآوریهای اروپایی بود، ناعادلانه است. ناتالیا در کنار ایمان مذهبی از برخی نوآوریهای روزمره نیز ابایی نداشت و با شدت حریم دربار را رعایت نمیکرد. تزاریتسا ناتالیا هنگام گردش در خیابانهای مسکو، اغلب پردههای کالسکه خود را بالا میبرد که باعث خجالت شدید رهگذران میشد؛ زیرا «این رسم تزاریتساهای مسکو نبود».[ح] در طول مسافرتهای تابستانیاش برای زیارت صومعه تروئیتسکایا سرگیووا، بینندگان را بیشتر شگفتزده میکرد؛ زیرا در یک کالسکهٔ روباز سوار میشد تا بتواند از مناظر زیبا در طول مسیر لذت ببرد. به نقل از یک خارجی، مردم ناظر از روی شرم سرشان را پایین میانداختند.[۱۸] به نوشتهٔ دانشنامه بزرگ روسی: «برخلاف دیگر تزاریتساهای روسیه، ناتالیا از رعایت دقیق قوانین انزوا در کاخ خودداری کرد. او در نمایشهای تئاتر در کرملین و روستای پرئوبراژنسکویه شرکت میکرد و با همسرش به شکار میرفت.»[۲۷]
اسکار براونینگ آموزگار و نویسندهٔ انگلیسی مینویسد: «در آن زمان، تِرِم کرملین مسکو سکونتگاه دوازده تزارونا اعم از خواهران، عمهها و شش دختر تزار آلکسی بود که همگی مجرد و با عقاید سنتی بودند ... اما ناتالیا ناریشکینا در مقابل آن سنتهای کهنه ایستاد. او توسط همسر آرتامون ماتویف که یک زن اسکاتلندی بود بزرگ شده و مصمم بود در برابر استبداد آداب و رسوم مسکووی مقاومت کند. او مبارزهٔ سختی را پشت سر گذاشت. اولینباری که پردهٔ پنجره کالسکهٔ خود را بالا زد تا جمعیتی که دورش جمع شده بودند را ببیند، غوغایی به پا کرد که به سختی میشد آن را آرام کرد. او موفق شد حتی در یک مراسم دولتی، سوار کالسکهای بدون پوشش شود. ناتالیا از یک غرفه یا از پنجره، نمایشها را تماشا میکرد و در نهایت تا آنجا پیش رفت که بدون پردهٔ حجاب پا به کلیسا میگذاشت.»[۲۸] تزاریتسا ناتالیا همچنین عاشق رقص و بازدید از میهمانیهای دیپلماتیک بود و نخستین زن روسی بود که به تماشای یک تئاتر نشست.[۲۹] مطابق فرهنگ لغت بیوگرافی روسی، ظاهراً ناتالیا ناریشکینا فضا و آزادی زندگی روستایی را به سبک زندگی محدودکنندهٔ اتاقکهای کرملین ترجیح میداد و البته، این با سلیقهٔ همسرش منافاتی نداشت. ناتالیا روحیهٔ بسیار شادی داشت و با کمال میل به تفریحات گوناگون میپرداخت و تزار آلکسی که با شور و اشتیاق عاشق همسر جوان و زیبای خود بود، سعی میکرد انواع لذتها همچون خرید لباس و جواهرات قیمتی را برای او فراهم کند.[۲۰][خ]
معمولاً به نقش ناتالیا ناریشکینا در آموزش و تربیت پتر اشاره میشود. او توجه زیادی به آموزش فرزندش از عهد کودکی داشت و حتی خودش در روند آن شرکت میکرد. به اعتقاد کنستانتین کودریشوف، در واقع نقش تزاریتسا ناتالیا در تربیت پسرش بیش از حد فعال بود. به گفتهٔ مورخ برجستهٔ روس واسیلی کلیوچفسکی، تزاریتسا ناتالیا خودش در خانهٔ آرتامون ماتویف که سبک اروپایی داشت رشد کرده بود و سپس «به محض اینکه [پسرش] پتر شروع به شناخت دنیای خود کرد، با چیزهای خارجی احاطه شده بود... هر چیزی که پتر با آن بازی میکرد، او را به یاد یک آلمانی میانداخت.» البته فعالیتهای ناتالیا کیریلوونا به غوطهور کردن فرزندش با اسباببازیهای آلمانی محدود نمیشد.[۵] او پس از اینکه در ۲۰ سالگی تنها پسرش را به دنیا آورد، با کوشایی مشغول عملی کردن آنچه شد که در خانهٔ پدرخواندهاش آموخته بود. کتابخانهٔ بزرگ ماتویف ازجمله شامل آثار یان آموس کمنسکی، معلم و فیلسوف سدهٔ هفدهمی بود که در آن زمان جدیدترین کتابهای اروپا در زمینهٔ علم آموزش محسوب میشدند. از قرار معلوم ناتالیا کیریلوونا با کتاب «مدرسهٔ مادرانه» (به روسی: Материнская школа) کُمنسکی آشنا بوده است. مطابق آن کتاب، سوادآموزی کودکان باید از سه و نیم سالگی آغاز شود و دقیقاً بر همین اساس، ناتالیا آموزش پسرش را از آن سن آغاز کرد.[د] او همچنین بنا به نوشتههای کمنسکی که شیوهٔ «آموزش بصری» را توصیه کرده بود، یک کتاب آموزشی مصور از اسلحهخانه کرملین سفارش داد تا تزارویچ پتر در کنار متون با نقاشیهای رنگی هم آموزش ببیند. بدین شکل، ناتالیا ناریشکینا پسرش را با بهروزترین روشهای زمان خود تربیت کرد.[۵]
مرگ همسر
[ویرایش]
پنج سال زندگی مشترک ناتالیا ناریشکینا تا اوایل سال ۱۶۷۶ جریان داشت. تا اینکه در ۲۹ ژانویه [سبک قدیمی: ۱۹ ژانویه]، تزار آلکسی میخائیلوویچ بیمار شد و در ۸ فوریه [سبک قدیمی: ۲۹ ژانویه] درگذشت. مرگ او به دورهٔ شادی و آرامش همسرش ناتالیا پایان داد و او را در اوج جوانی و ۲۶ سالگی بیوه کرد. درگذشت تزار آلکسی موجب به تخت نشستن پسر ۱۴ سالهاش فیودور شد که از پیش در ۱۱ سپتامبر [سبک قدیمی: ۱ سپتامبر] ۱۶۷۴ به عنوان وارث تاجوتخت تعیین شده بود. مشهور است که آرتامون ماتویف تلاش کرد نوهٔ اسمی کوچکش پتر را به عنوان «تزار شایسته» به بزرگان بپذیراند؛ اما این پیشنهاد با توجه به حق اولویت نخستین فرزند منصفانه و قابل پذیرش نبود.[۳۰] مطابق دانشنامه برخط بریتانیکا: «بلافاصله پس از مرگ تزار آلکسی، حامیان ناتالیا معروف به حزب ناریشکین، تلاش کردند تاجوتخت را برای پتر حفظ کنند و ناتالیا به مرکز یک جناح سیاسی تبدیل شد که در راه نشاندن تزارویچ پتر بر تخت سلطنت روسیه کوشش میکرد. اما این فیودور فرزند ارشد آلکسی از همسر اولش بود که جانشین پدرش شد و حزب ناریشکین نفوذ خود را به سود بستگان مادری فیودور یعنی خاندان میلوسلاوسکی از دست داد.»[۱۶] به نوشتهٔ فرهنگ لغت دانشنامه افرون و بروکهاوس: «پس از مرگ آلکسی میخائیلوویچ دورهٔ نگرانکنندهای برای ناتالیا کیریلوونا فرا رسید. او باید رهبر حزب ناریشکین میشد که بدون موفقیت با حزب میلوسلاوسکی جنگید.»[۱۳]
خویشاوندان مادری تزار فیودور سوم به رهبری ایوان میلوسلاوسکی، سعی کردند از شر ناریشکینها که از آنها متنفر بودند و از همه مهمتر، آرتامون ماتویفِ بانفوذ خلاص شوند. به نوشتهٔ دانشنامهٔ بزرگ روسی: «ناتالیا اندکی پس از مرگ شوهر، خود را بدون حمایت عزیزانش یافت. هواداران تزار جدید در تبعید بستگان تزاریتسا ازجمله آرتامون ماتویف نقش داشتند.» در ۱۴ ژوئیه [سبک قدیمی: ۴ ژوئیه] ۱۶۷۶، ماتویف را از پایتخت اخراج، در راه بازداشت و به اتهام دسیسه برای جان فیودور در زمان حیات پدرش، او را محکوم و به پوستوزرسک تبعید کردند. اندکی پس از آن، ایوان و آفاناسی برادران ناتالیا ناریشکینا هم تبعید شدند.[۳۱] ناتالیا به وضعیت دشواری گرفتار آمد. او که دیگر حامی نداشت و مادر سه فرزند خردسال بود، پیوسته شاهد رفتار خصمانهٔ ایوان میلوسلاوسکی و بوگدان میخائیلوویچ خیتروفو نسبت به خود و تزارویچ پتر بود. او مجبور شد خود را در کاخها منزوی کند؛ زیرا حداقل عمهها و خواهران تزار فیودور رفتار دوستانهتری با او داشتند. در سال ۱۶۷۷، عمارتهای چوبی برای ناتالیا و فرزندانش در خارج از قصر ساخته شد. سه سال بعد، تزار فیودور فیودور آلکسیوویچ با آگافیا گروشتسکایا ازدواج کرد و شروع به ساخت عمارتهای چوبی جدید برای خود، همسرش و خواهرانش نمود. عمارتهای او در کنار دیوار غربی کلیسای جامع رستاخیز مسکو ساخته شد که بعدها ناتالیا نیز به آنجا نقل مکان کرد. یک سال بعد در ۲۴ ژوئیه [سبک قدیمی: ۱۴ ژوئیه] ۱۶۸۱، تزاریتسای همسر آگافیا گروشتسکایا درگذشت و چند روز بعد ایلیا، پسر تازه متولد شدهاش نیز مرد.[۳۲]
تا پایان سال، نزدیکان تزار (و مخالفان میلوسلاوسکیها) او را متقاعد کردند که برای بار دوم ازدواج کند و دخترخواندهٔ ۱۴ سالهٔ آرتامون ماتویف یعنی مارفا آپراکسینا را به عنوان عروس به وی پیشنهاد کردند. تزار فیودور ابراز رضایت کرد و آنها در ۲۴ فوریه [سبک قدیمی: ۱۴ فوریه] ۱۶۸۲ با هم ازدواج کردند. مارفا به تزار التماس کرد که سرنوشت پدرخواندهاش را که تا آن زمان بیهوده برای اثبات بیگناهیاش به تزار و نزدیکان دادخواست میفرستاد، مشخص و زندگی را برای او آسانتر کند. تزار پذیرفت و داراییهای ماتویف را به او بازگرداند؛ اما همچنان او را در تبعید و منتظر فرمان جدید باقی گذاشت.[۳۳] روایات دربارهٔ نگرش تزار جوان به ناتالیا تزاریتسای بیوه، متناقض هستند؛ برخی نوشتهاند فیودور که ذاتاً بسیار مهربان بود، همان احترامی را که در زمان حیات پدرش به ناتالیا نشان میداد، از آن پس نیز نشان داد. او همان خدمتکاران و مقرری سابق را برای تزاریتسا باقی گذاشت، از سلامت و بعداً تربیت برادر ناتنیاش تزارویچ پتر مراقبت کرد، به ملاقاتش میرفت و وقتی حالش بد بود، وضعیتش را جویا میشد یا دستور میداد او را به نزدش بیاورند. اما به نقل از دیگران، میانهٔ ناتالیا و فیودور چنان سرد بود که تنها همسر دوم فیودور یعنی مارفا آپراکسینا توانست شوهرش را با نامادری و فرزندانش آشتی دهد.[۳۲] در زمان سلطنت فیودور از سال ۱۶۷۶ تا ۱۶۸۲، ناتالیا اگرچه در گمنامی نسبی زندگی میکرد؛ اما حمایت ویژهٔ پاتریارک یواکیم و بسیاری از خانوادههای بویار و اشراف روسیه را به دست آورد. او که بهطور ضمنی از دربار طرد شده بود، با فرزندانش در روستای پرئوبراژنسکویه در نزدیکی مسکو زندگی میکرد.[۳۴]
نایبالسطنه روسیه تزاری
[ویرایش]تزار شدن پتر
[ویرایش]
خود تزار فیودورِ مریضاحوال، پس از ازدواج دومش زیاد زنده نماند و دو ماه بعد در ۷ مه [سبک قدیمی: ۲۷ آوریل] ۱۶۸۲ همان سال درگذشت. از آنجا که فیودور سوم فرزند و جانشینی نداشت، در همان روز پس از اینکه همگان مطابق آیین با تزار مرحوم خداحافظی کردند و دست برادران باقیماندهاش، ایوان و پتر را بوسیدند، پاتریارک یواکیم به همراه اسقفها، بویارها، اوکولنیچیها، اعضای دوما و دیگر نزدیکان، برای تعیین تزار جدید اجماع کردند. آنها به ایوان طلایی (به روسی: Золотое Крыльцо) کرملین مسکو رفتند و پاتریارک یواکیم پس از آنکه دستور داد «مردم از تمام ردهها» برای زمسکی سوبور در میدان جلوی کلیسای ناجی (به روسی: церковью Спаса) جمع شوند، پرسید که کدام یک از دو تزارویچ ما باید بر تخت روسیه تزاری بنشیند؟ در پاسخ، آراء کمی به نفع ایوان وجود داشت و فریادهای «پتر آلکسیوویچ» از میان جمعیت شنیده میشد.[۳۵] پس پاتریارک به کاخ بازگشت و تزارویچ پتر را برای نشستن بر تاجوتخت بشارت داد. بنا بر دانشنامهٔ بزرگ روسی: «پس از مرگ تزار فیودور، مخالفان میلوسلاوسکیها به دور ناتالیا جمع شدند و در کنار گذاشتن تزارویچ ایوان و برگزیدن برادر خردسال ناتنیاش پتر برای سلطنت، نقش داشتند.»[ذ] نتیجهٔ تزار شدن پتر خردسال، محول شدن زمام حکومت به مادرش تزاریتسا ناتالیا ناریشکینا به عنوان «نایبالسلطنه» بود. این خبری بود که تزارونا سوفیا آلکسیونا نمیتوانست با آن کنار بیاید.[ر] با برگزیدن پتر به عنوان تزار، تزارونا سوفیا دست از خویشتنداری شست. او پا را از حد فراتر گذاشت، اصول دربار را شکست و در مراسم تشییع جنازهٔ برادرش فیودور که طبق قوانین کهن، از میان اقوام، فقط بیوه او و تزار جدید پتر به همراه مادرِ سرپرستش میتوانستند در مراسم تدفینش حضور داشته باشند، بهطور علنی در کلیسا ظاهر شد.[۳۶]
حضور رسمی سوفیا در کنار پتر چنان غیرمعمول بود که به گستاخی شباهت داشت و بیاحترامی آشکاری به شخص ناتالیا ناریشکینا نشان میداد. هنگامی که تابوت در محل آماده شده در وسط کلیسا قرار گرفت، ناتالیا و پتر پس از بوسیدن دست فیودور آلکسیوویچ متوفی، کلیسا را ترک کردند و در مراسم عشای ربانی و تشییع جنازه حاضر نشدند. تا پایان مراسم، تنها تزاریتسای بیوه مارفا آپراکسینا و تزارونا سوفیا باقی ماندند. آنا و تاتیانا، خواهران تزار آلکسی که از زود رفتن پتر از کلیسا خشمگین شده بودند، به ناتالیا شکایت بردند که این کار شایستهٔ برادر یک متوفی نیست. ناتالیا معذور شد که پتر هنوز کودک و خسته است و نمیتواند بدون غذا خوردن درازمدت عزاداری کند. با این وجود، کمتوجهی ناتالیا بهانهای به دست سوفیا داد. او پس از مراسم تدفین به کاخ بازگشت، ناله و فغان سر داد و خطاب به مردم گفت:[۳۵]
«میبینید که برادرمان تزار فیودور چطور غیرمنتظره از این دنیا رفت. دشمنانِ بدخواه او را مسموم کردند! به ما یتیمان رحم کنید. ما دیگر نه پدر داریم، نه مادر و نه برادر؛ برادر بزرگتر [و مشروعتر] ما ایوان برای تزاری انتخاب نشد. اگر بهراستی ما شما یا بویارها را آزرده خاطر کردهایم، بگذارید زنده بمانیم و به سرزمینهای بیگانه نزد دیگر پادشاهان عیسوی پناه ببریم...»
این حرفها تأثیر شدیدی بر شنوندگان گذاشت؛ اما کوششهای سوفیا به اینجا ختم نشد و بلواهای بیشتری در راه بود. در ۲۲ مه [سبک قدیمی: ۱۲ مه] ۱۶۸۲، آرتامون ماتویِف که با اوکاز (فرمان سلطنتی) تزار جدید پتر آلکسیوویچ از تبعید آزاد و به مسکو احضار شده بود، به پایتخت بازگشت و از ملاقات دوباره او، «شادی وصفناپذیری» پدیدار شد.[۳۵]
شورش استرلتسی
[ویرایش]
همهچیز آرام بود تا اینکه در ۲۵ مه [سبک قدیمی: ۱۵ مه]، شورشی از هنگهای استرلتسی آغاز شد که سه روز به طول انجامید. این شورش توسط خاندان میلوسلاوسکی برپا شد که مدعی سلطنت تزارویچ ایوان بودند و سپاه استرلتسی را بر انگیختند. سردسته این ماجرا، سوفیا آلکسیونا بود؛ او مسبب پخش این شایعات بود که «تزار فقید در حقیقت مسموم شده، ناریشکینها تزارویچ ایوان را به قتل رساندهاند و میخواهند باقی اعضای خانوادهٔ سلطنتی را هم بکشند.» بدین صورت، تمام بستگان ناتالیا متهم به تلاش برای کشتن فرزندان تزار آلکسی از همسر اولش شدند. استرلتسیهای تا بن مسلح، از همه سو به طرف کرملین مسکو پیشروی و کاخ گرانوویتایا را محاصره کردند و تزارویچ ایوان را خواستار شدند. به ناتالیا توصیه شد که به همراه پتر و ایوان به ایوان سرخ برود تا استرلتسیها از دروغ بودن شایعه مطمئن شوند.[۳۷] ناتالیا درحالی که از ترس میلرزید، دست پسر و پسرخواندهاش را گرفت و با جمعی از اشراف از به ایوان سرخ رفت. آنها خطاب به جمعیت فریاد زدند: «تزار پتر و تزارویچ ایوان اینجا هستند! هیچ خائنی در خانوادهٔ سلطنتی وجود ندارد.» اما حتی این کار هم آشوب را آرام نکرد و شورشیان به درون کاخ هجوم آوردند. استرلتسیهای شورشی آرتامون ماتویف را از ایوان کاخ به پایین پرتاب و سپس قطعهقطعه کردند. آنها آفاناسی ناریشکین را هم از زیر محراب کلیسای جامع رستاخیز به ایوان کاخ کشیدند و سلاخی کردند.[۳۸]
«متأسفانه دوران خوش تزاریتسا دوام چندانی نداشت. در سال ۱۶۷۶، تزار [آلکسی] درگذشت. خانوادهٔ همسر نخست او یعنی میلوسلاوسکیها، تمام تلاششان را کردند تا ناتالیا ناریشکینا و پسرش را از مرکز قدرت دور کنند. آنها بدون هیچ ابایی از خشونت آشکار، با شورش استرلتسی در سال ۱۶۸۲ که توسط خودشان برانگیخته شده بود، نزدیکترین بستگان ناتالیا و همچنین سرپرست او، بویار آرتامون ماتویف را به قتل رساندند. تزاریتسای بیوه و پتروشکای محبوبش بهطرز معجزهآسایی نجات یافتند؛ اما در انزوای سیاسی کامل قرار گرفتند.»
کنستانتین کودریشوف[۵]
خود ناتالیا دستان پتر را گرفت و برای حفظ جان، زود به کلیسای جامع تثلیث گریخت. استرلتسیها آنان را حتی تا پای محراب کلیسا تعقیب کردند؛ لیکن تقدس آن مکان مانع خون ریختنشان شد و فقط «قربانیان خود را با گفتن سوگندهای تلخ رها کردند». برادر دیگر ناتالیا ایوان ناریشکین، به مدت دو روز بیهوده خود را برای زنده ماندن مخفی کرد. ظاهراً به یاغیان گفته شده بود که او خائن بوده و به جان تزارویچ ایوان سوءقصد کرده است. در روز سوم، استرلتسیها در بیرون کاخ جمع شده و فریاد زدند که تا زمانی که ایوان ناریشکین به آنها تحویل داده نشود، کرملین را ترک نخواهند کرد. وضعیت ناتالیا بسیار دشوار بود؛ تزارونا سوفیا با لحنی تند به او گفت: «برادرت از چنگ استرلتسیها جان به در نخواهد برد؛ همهٔ ما نباید به خاطر او هلاک شویم!» و بویارها نیز اشکریزان از تزاریتسا خواهش کردند که برادرش را تحویل دهد تا مگر از مرگ نجات یابند. سرانجام، ناتالیا با اندوه فراوان به تسلیم برادرش راضی شد.[۳۸] ایوان ناریشکین را از پناهگاهش به کلیسای جامع ورخوسپاسکی بردند تا شعائر ارتدوکسی پیش از مرگ را بهجا بیاورد. ناتالیا وداع تأثربرانگیزی با او کرد و به محض اینکه کلیسا را ترک نمود، استرلتسیها به سوی ایوان هجوم آوردند، وی را به سیاهچال کشانیدند، شکنجه کردند و چون نتوانستند اعترافی که میخواستند از وی بگیرند، با او همان کردند که با ماتویف و آفاناسی کرده بودند. بدین ترتیب، در این شورش خونین تزاریتسا ناتالیا ناریشکینا پدرخوانده و دو برادرش را از دست داد[۳۹] و آنطور که در وصف او نوشتند، «بیخانواده» شد و «با یک پسرش تنها ماند». شورشیان حتی کریل پدر پیر ناتالیا را مجبور به راهب شدن در یک صومعه کردند. تا مدتی بعد، با کوشش و دسیسههای تزارونا سوفیا، ایوان آلکسیوویچ هم به عنوان تزار اعلام شد و به دلیل بزرگتر بودن، «تزار ارشد» و پتر «تزار نایب» گشت. ناتالیا ناریشکینا از حکومت برکنار شد و با اصرار استرلتسیهای شورشی، با استدلال «نابالغ بودن» هر دو تزار، حکومت به سوفیا آلکسیونا سپرده شد.[۴۰]
انزوا در پرئوبراژنسکویه
[ویرایش]از سال ۱۶۸۲ تا ۱۶۸۹ و به مدت هفت سال، ناتالیا ناریشکینا و پسر تزارش پتر در ادارهٔ امور دولت نقشی نداشتند. وضعیت ناتالیا به ویژه در دوران حکومت سوفیا بدتر شد؛ او ناچار شد قدرت را به سوفیا واگذار کند و حزب ناریشکین هم شرایط مقرر شده را به رسمیت شناخت. در مناظرهٔ دینی مشهوری که در ۱۵ ژوئیه [سبک قدیمی: ۵ ژوئیه] ۱۶۸۲ با باورمندان کهن تشکیل شد و تزارونا سوفیا بهطور ناباورانهای در آن شرکت کرد، ناتالیا نیز به عنوان «ناظر» حضور داشت. در تابستان تزاریتسای بیوه و پسرش در روستای پرئوبراژنسکویه و در زمستان، در مسکو زندگی میکردند. مطابق دانشنامهٔ برخط بریتانیکا: «در دورهٔ نیابت سوفیا آلکسیونا، ناتالیا و پتر به گونهای مؤثر در پرئوبراژسکویه محدود و خاندان ناریشکین نیز از امور دولتی محروم شدند.»[۴۱] بهطور کلی، هیچ تضمینی وجود نداشت که دیر یا زود «حادثهای» برای تزاریتسا و پسرش رخ ندهد. مراجعت ناتالیا و پتر کوچک به پرئوبراژسکویه معمولاً یک «تبعید» توصیف میشود. حتی روایت شده که دشمنان، تزاریتسا را به «بیرون انداختن از کاخ» تهدید کردند و گفته بودند: «ای ناریشکینها، از کرملین بیرون بروید. ما میتوانیم بدون شما فرودستان سر کنیم!» اما در حقیقت، میتوان این را یک حرکت هوشمندانه از سوی ناتالیا ناریشکینا در نظر گرفت؛ او با این نقل مکان، نخست پسرش را از خطرِ نزدیک دور میکرد. دوم یک پایگاه جایگزین بهجای کرملین برای او ترتیب میداد و سوم آزادانهتر تربیت او را به سبک غربی پی میگرفت.[۴۲] به همین دلیل نه اقامتگاه مجلل و راحتتر در کولومنسکویه، بلکه یک کاخ شکار ساده در پرئوبراژنسکویه را انتخاب کرد. با اینکه آن اقامتگاه حتی نیازمند تکمیل و بازسازی بود، حدود ۶۰۰ خدمه داشت که به شخص ناتالیا ناریشکینا اختصاص داشتند و منابع انسانی قابلتوجهی به حساب میآمدند. همچنین از پرئوبراژنسکویه تا نمتسکایا اسلوبودا (محلهٔ آلمانیهای مسکو) و معلمان، مربیان و آشنایان قدیمی، فاصلهٔ بسیار کمی وجود داشت. خیلی زود پرئوبراژنسکویه همچون «پایتخت» جدیدی شد که توسط «سپاه بازی پتر» که به سلاحهای واقعی مسلح و آماده بودند تا آخرین نفس برای تزار خود بجنگند، محافظت میشد.[۵]
«در طول همین سالهای انزوا بود که بدخواهان ناتالیا ناریشکینا، شروع به خطاب کردن او با لقب ماده خرس کردند. این لقب برخلاف آنچه بسیاری تصور میکنند، نه به دلیل عبوسی یا متوحش بودن ناتالیا، بلکه به خاطر عشق مادرانه ایست که این حیوانِ عموماً خوشخلق، به آن مشهور است. بله، خوشخلق؛ ولی خدا نکند که توله خرس کوچکش را آزردهخاطر کنید!»
کنستانتین کودریشوف[۵]
تزارونا سوفیا احتمالاً تلاش کرد تا علاوه بر انزای پتر، برای جلوگیری از شایسته شدن و قدرتگیری احتمالی در آینده، او را درگیر فساد و خوشگذرانی کند. از اینرو، معلمش نیکیتا زوتوف را اخراج کرد و ۵۰ پسر را هم به عنوان «همبازی» در خدمت او گذاشت. به باور لیدا هویت فارمر: «قصد سوفیا این بود که آنها هر طور که خودشان میخواهند سرگرم شوند تا همگی بیکار، شرور و بیارزش بار بیایند ... اما پتر که قبلاً بیش از حد خوب آموزش دیده یا ذاتاً باهوش بود، در این دام نیفتاد.»[۴۳] بر عکس او در پرئوبراژنسکویه نوعی «مدرسه نظامی» ترتیب داد که همگی در آنجا به مطالعه و تمرین دروس نظامی میپرداختند. تا ۸ سال بعد که تزار آنجا را ترک کرد، یک موسسهٔ نظامی تمام عیار در آنجا تشکیل شده بود. انرژی و استعدادی که پتر نوجوان از خود نشان میداد، باعث شد بسیاری از اشراف برجسته به حمایت از او متمایل شوند.[۴۴] بهطور کلی در زمان زندگی در پرئوبراژنسکویه، پتر نوجوان با سپاه بازی و دوستان خارجیاش سرگرم بود و در همان دوره، حلقهٔ نزدیکان و معتمدان تزار به گرد او شکل گرفت. قابل توجه است که مادرش ناتالیا در گزیدن برخی از یاران او نقش داشت؛ مثلاً الکساندر منشیکوف مشهور که بعدها حکومت روسیه را در چنگ خود گرفت، به پیشنهاد او وارد سپاه بازی پتر شد.[۵] چنانکه بوریس کوراکین نوشته است، ناتالیا در مدت تبعید اغلب محتاج پول بود که از طرف پاتریارک یواکیم، مقامات صومعه تروئیتسکایا سرگیووا و به ویژه ایونا متروپولیت روستوف که به پترِ کوچک ارادت داشت، مخفیانه به او قرض داده میشد.[۴۵]
تزار پتر از کودکی با علاقهاش به کشتیسازی مشهور بود. نخست او از قایقسواری در امتداد رود یائوزا راضی بود. سپس قایق خود را به منطقهٔ ایزمایلووف در برکهای موسوم به پروسیانوی منتقل کرد؛ اما با بزرگتر شدنش، فضای آنجا را برای خود محدود یافت و شروع به پرسوجو کرد که در کجا آب بیشتری کجا وجود دارد. پتر پس از اینکه دریافت هیچ دریاچهٔ بزرگتری تا ۱۲۰ مایل دورتر از مسکو در پریاسلاول وجود ندارد، جرأت نکرد برای رفتن به آنجا از مادرش اجازه بگیرد؛ زیرا میدانست مادرش هرگز او را از خود دور نخواهد کرد. پس نقشهای کشید تا در ظاهر زیارت صومعهٔ تروئیتسکایا سرگیووا، مسکو را به مقصد دریاچه پلشچیوو ترک کند و چون رفت و بازگشت، با اشتیاق به مادرش در مورد اندازه و زیبایی دریاچهای که دیده بود گفت و ناتالیا موافقت کرد که به او اجازهٔ کشتیسازی در آنجا را بدهد.[۴۵] در اواخر سال ۱۶۸۸، ناتالیا برای اینکه به نحوی پسرش را از سفرهای طولانی بازدارد، تصمیم گرفت او ازدواج کند. معلم نوجوانی پتر بوریس آلکسیوویچ گالیتسین در نظر داشت او را با خاندان تروبتسکوی وصلت دهد؛ اما ناریشکینها و تیخون نیکیتیچ استرشنف اجازهٔ این کار را ندادند. تیخون استرشنف اودوکیا لوپوخینا دختر فیودور لوپوخین که از اشراف متوسط بود را به ناتالیا معرفی کرد. ناتالیا نیز موافق بود و مقدمات کار را ترتیب داد و بر انجام سریع ازدواج اصرار داشت. پتر و اودوکیا در ۶ ژانویه [سبک قدیمی: ۲۷ ژانویه] ۱۶۸۹ با هم ازدواج کردند.[۴۶] ولی برخلاف امیدواری ناتالیا، مزدوج شدن هم نتوانست روحیهٔ ماجراجوی پتر را مهار کند و او در بهار همان سال، برای دیدن روند کشتیسازی در پریاسلاول رفت که برایش استادان هلندی را روی کار گماشته بود. او در آنجا کار ساخت کشتیها را پایانیافته دید، لیکن دریافت که کمبود طناب وجود دارد؛ پس از پریاسلاول در ۳۰ آوریل [سبک قدیمی: ۲۰ آوریل] برای مادرش چنین نامه نوشت:[۴۷]
«به محبوبترین و عزیزترینم، مادرم تزاریتسای حاکم و ولیکی کنیاگینا ناتالیا کیریلوونا. از شما برای پسرتان پتروشکا که مشغول کار است، دعای خیر میخواهم و آرزو دارم از سلامتی شما باخبر شوم. به لطف دعاهای شما، همه چیز در اینجا عالیست. تمام دریاچهٔ منجمد در امروز بیستم ماه ذوب شد و همهٔ کشتیها بهجز کشتی بزرگ، در حال عبور از آب هستند. فقط حاجت به طناب داریم و در این مورد از شما مرحمت میخواهم که به پوشکارسکی پریکاز (سازمان تسلیحات) دستور دهید هفتصد فاتوم طناب را بدون تأخیر به اینجا بفرستند تا کارمان به سرانجام برسد. برای این منظور نیز دوباره دعای خیرتان را میخواهم.»
پتر چنان مشتاق کشتیسازی بود که با وجود نامههای قبلی مادرش که در آنها از او خواسته بود حتماً برای شرکت در مراسم سالروز مرگ تزار فیودور آلکسیوویچ در ۷ مه [سبک قدیمی: ۲۷ آوریل] به مسکو بیاید، تعلل میورزید؛ تا اینکه سرانجام با اکراه در همان روز به پایتخت آمد. او ماه مه را پیش مادر و همسرش ماند و در ماه ژوئن دوباره به پریاسلاول بازگشت.[۴۸]
کودتای پتر و رسیدن به نیابت سلطنت
[ویرایش]
موقعیت خفتبار ناتالیا ناریشکینا تا زمان پیروزی پسرش بر سوفیا در سال ۱۶۸۹ ادامه یافت. با بالغتر شدن پتر، دشمنی میان ناتالیا ناریشکینا و دخترخواندهاش سوفیا آلکسیونا نیز شدت گرفت. وقتی تزارونا سوفیا نام خود را هم در کنار نام برادرانش با عنوان «اتوکراتور تمام روسیه» در اسناد رسمی ذکر کرد، ناتالیا به عمهها و خواهران سوفیا گفت: «چرا او شروع به ذکر نامش در کنار حاکمان بزرگ کرده؟ کسانی هستند که از این موضوع نمیگذرند.» یاران نزدیک سوفیا یعنی رئیس دولت واسیلی گالیتسین و فرمانده سپاه استرلتسی فیودور شاکلوویتی، هرکدام به نوبهٔ خود دشمنیشان را با ناتالیا ابراز میکردند. واسیلی گالیتسین یکبار اشاره کرد: «حیف که تزاریتسا ناتالیا با برادرانش در شورش استرلتسی نمرد. حالا چیزی پیش نمیآمد.» و شاکلوویتی هم گفت: «چرا شما فرمانروا نباشید؟ بهتر است تزاریتسا را نابود کنیم.»[۴۹] در اوت ۱۶۸۹، درام مورد انتظار روایت شد. تزارونا سوفیا که نمیخواست افسار قدرت را رها کند، اندیشید که مانند هفت سال پیش دوباره به هنگهای استرلتسی تکیه کند و کودتایی دیگر ترتیب دهد که در آن پتر جوان را از سر راهش بردارد. به گفتهٔ واروارا کورساکووا: «[اما] سوفیا با این تصمیم خطای بزرگی مرتکب شد. هفت سال پیش، استرلتسیها که البته زمینههایی هم برای طغیانشان وجود داشت، میخواستند ریشهٔ خیانت را از بین ببرند. پتر خردسال بود و ناتالیا بیشتر [از حفظ قدرت] نگران حفظ جان او بود. ولی اکنون شرایط کاملاً متفاوت بود.» سوفیا و هوادارانش به رهبری شاکلوویتی، برای اینکه استرلتسیها را نه علیه تزار پتر، بلکه علیه مادرش بشورانند، شروع به پخش شایعات دروغین در مورد توطئهٔ ناتالیا، بوریس گالیتسین و پاتریارک یواکیم علیه نایبالسلطنه (یعنی سوفیا) کردند و گفتند که لازم است از اجرای توطئات آنها جلوگیری شود. با این حال، به واقع خطر در کمین پتر بود نه تزاریتسا و اگر بخت یاری نمیکرد، ممکن بود تزار جوان قربانی جاهطلبی خواهرش شود.[۴۸] نقشهای که برخی از مورخان شخص سوفیا را هم به مشارکت در آن متهم میکنند، ترور تزار جوان بود. ظاهراً قرار بود به دستور شاکلوویتی، شماری از سربازان استرلتسی شبانه به اقامتگاه پتر یورش ببرند. لیکن پتر به لطف جاسوسان از این نیت مطلع شد و در شبانگاه ۱۸ اوت [سبک قدیمی: ۸ اوت] از پرئوبراژنسکویه به صومعه تروئیتسکایا سرگیووا پناه برد. اندکی بعد ناتالیا ناریشکینا با تنها دخترش ناتالیا آلکسیونا و نوعروسش اودوکیا، جمعی از بویارهای وفادار، سربازان هنگ «سوخارِف» (به روسی: Сухарев) استرلتسی و سپاه بازی پتر نیز آنجا به او پیوستند. تزاریتسا چون در آن شرایط پسرش را سلامت دید از اضطراب بزرگی آسوده شد. مقاومت پتر در مقابل سوفیا نتیجه داد و پس از دستور پتر بیشتر اشراف و نظامیان برای اعلام وفاداری به او، سوی صومعه سرازیر شدند که نایبالسلطنه را از قدرت ساقط کرد. پتر سوفیا را مجبور کرد تا فرماندهٔ استرلتسیها فیودور شاکلوویتی را به او تحویل دهد که متعاقباً اعدام شد. سپس واسیلی گالیتسین و خانوادهاش به سیبری تبعید شدند و بسیاری دیگر که در این ماجرا دست داشتند، اعدام، زندانی یا تبعید شدند. خود سوفیا آلکسیونا نیز سرانجام تسلیم پتر شد و تزار جوان او را تا زمان مرگش در ۱۵ سال بعد، در صومعه نووودیچی محبوس کرد.[۵۰]
انتصاب پاتریارک مسکو و فشار بر خارجیها
[ویرایش]
کودتای سال ۱۶۸۹ پتر، اهمیت و جایگاه سابق تزاریتسای بیوه را احیا کرد. اگرچه پتر پس از آن زیاد وارد امور مملکتداری نشد. او که به آمادهسازی ارتش و نیروی دریایی مشغول بود و اغلب در نمتسکایا اسلوبودا گشتوگذار میکرد، حکومت را به مادرش سپرد که او نیز به نوبهٔ خود کارها را به بستگانش واگذار کرد. امور دینی کاملاً به پاتریارک یواکیم محول شده بود و او اعطای مقام فرماندهی در ارتش روسیه تزاری به بیگانگان و اجازهٔ ساخت کلیساهای پروتستان در محلهٔ آلمانیها را شدیداً محکوم میکرد. در نتیجه، فرمانی مبنی بر «عدم پذیرش هیچ خارجی در روسیه بدون اجازه سلطنتی» منتشر و شایعهای نیز در مورد قصد دولت برای تخریب تمام کلیساهای آن محله به عنوان «معابد کفرآمیز» پخش شد.[۵۱] نیکولای گراسیموویچ اوستریالوف، پژوهشگر و استاد دانشگاه روس سدهٔ نوزدهم میگوید: «شواهدی وجود دارد که فکر کنیم خود تزاریتسا ناتالیا کیریلوونا [هم] چندان طرفدار بیگانگان نبوده است.» او این نظر را به دلیل دو رخداد که توسط سرهنگ پاتریک گوردون در خاطراتش ثبت شده است، بیان میکند: در یک مورد، ناتالیا در دو سال نخست تزاری پتر همانند اشراف، راهبان و کارگزاران روس از خارجیها پذیرایی نمیکرد و به آنان احترام نمیگذاشت. مورد دیگر که رخداد مشهورتری است، ماجرای انتخاب پاتریارک جدید مسکو توسط ناتالیا ناریشکینا است. پاتریارک یواکیم پس از سالها خدمت و وفاداری پتر و مادرش در ۲۷ مارس [سبک قدیمی: ۱۷ مارس] ۱۶۹۰ درگذشت. پتر در نظر داشت مارکل، متروپولیت پسکوف را جانشین یواکیم کند؛ در مقابل تزاریتسا ناتالیا و شماری از روحانیون از ترس دانش فراوان و مدارای مذهبی مارکل، از برگزیدن آدریان، متروپولیت کازان حمایت کردند.[۵۲] آنطور که گوردون نوشته، آنها (ناتالیا و حامیان آدریان) معتقد بودند که مارکل پس از تبدیل شدن به پاتریارک، از کاتولیکها و دیگر «غیرمؤمنان» حمایت خواهد کرد. علاوه بر این، یادداشتی به دست ناتالیا رسید که در آن مارکل به بدعت متهم شده بود. به هر حال، پافشاری ناتالیا کارگر افتاد و آدریان در ۱ سپتامبر [سبک قدیمی: ۲۲ اوت] ۱۶۹۰ پاتریارک مسکو و تمام روسیه شد. به نظر واروارا کورساکووا، «به سختی میتوان ترجیح دادن آدریان برای پاتریارکی را با خصومت ناتالیا ناریشکینا نسبت به هر چیز خارجی توضیح داد.» او استدلال میکند که در زمان تزار آلکسی، ناتالیا نه تنها دشمنی با خارجیها نداشت بلکه به پذیرایی از سفیران خارجی علاقهمند هم بود. به اعتقاد وی: «ناتالیا کیریلوونا بیشتر تحت تأثیر احساسات مذهبیاش بود. برای او، مذهب ارتدکس بالاتر از سایر مذاهب مسیحی بود و او میترسید که با مدارای متروپولیت مارکل نسبت به بیگانگان، ایمان ارتدکس دیگر غالب نباشد. در مورد بیتوجهی به ژنرالها و سرهنگهای خارجی، احتمالاً ناتالیا نمیتوانست غیبتهای مکرر پتر از خانه و روابط او با ساکنان خارجی را تحمل کند؛ چون آنها را عامل اتلاف وقت و خوشگذارنیهای بیحد و حصر پسرش میدانست و از این بابت خشمگین بود.»[۵۲]

از ژوئن ۱۶۸۹ تا پس از دو سال، پتر حتی یکبار هم به پریاسلاول نرفت؛ شاید از ترس اینکه در غیاب او استرلتسیها دوباره شورش کنند. از پاییز ۱۶۹۱، سفرهای او به پریاسلاول از سر گرفته شد. مثل همیشه، ناتالیا نگران پسرش بود و پتر هم برای مادرش نامه نوشت، از سلامتیاش به او اطمینان داد، طالب دعای خیر شد و «صد هزار بار سلامتی برای روح و جسم او» آرزو کرد. در پایان ژوئیه ۱۶۹۲، ناتالیا ناریشکینا و تمام دربار برای بازدید از کار تزار به پریاسلاول رفتند. ظاهراً تزاریتسا از این سفر بسیار راضی بود و با خوشحالی روز نام خود را در آنجا جشن گرفت. یک سال بعد در ژوئیه ۱۶۹۳، تزار پتر که دیگر دریاچهٔ پریاسلاول هم برای ماجراجوییهایش کوچک مینمود، با همراهان زیادی به آرخانگلسک رفت.[۵۲] ناتالیا که از دریانوردی پتر در آبهای خروشان دریای سفید هراس داشت، هنگام رفتن از او قول گرفت که فقط کشتیها را تماشا کند و خودش کشتیرانی نکند. لیکن چون پتر به مقصد رسید، منظرهٔ دریا و کشتیها او را مجذب و بیتاب کرد؛ تزار به قولی که به مادرش داده بود عمل نکرد و یکبار به بدرقهٔ کشتیهای خارجی (هلندی و انگلسی) در دریا پرداخت. ناتالیا که انتظار داشت پتر زودتر بازگردد و هنوز از سفر دریایی او خبر نداشت، بارها به او نامه نوشت و به بازگشتن به پایتخت ترغیبش میکرد. در ۲۴ اوت [سبک قدیمی: ۱۴ اوت]، تزار پتر به مادرش نوشت:[۵۴]
«به فرمانروا، مادر عزیزم تزاریتسا ناتالیا کیریلوونا. شما لطف کردید و به همراه واسیلی سویمونوف برای من نوشتید که با نامه ننوشتن پس از سفرم، شما، فرمانروایمان را، ناراحت کردهام. علت آن بود که در انتظار رسیدن دستهای از کشتیها (از هلند) هستم که هیچکس از آنها خبری ندارد؛ اما به زودی خواهند رسید، چون بیش از سه هفته است که از آمستردام حرکت کردهاند. وقتی برسند، من در اسرع وقت شب و روز راه خواهم پیمود تا خودم را به شما برسانم. اما میخواهم یک لطفی بکنید: چرا برای من دلنگران میشوید؟ مینویسید که مرحمت کرده و مرا به مادر خدا (مریم مقدس) سپردهاید و با داشتن چنین چوپانی برای گَله، چرا غمگین هستید؟ [پس دیگر دلنگران نباشید] زیرا از طریق دعاها و شفاعات آن بانو، خداوند نه تنها من بلکه جهانی را نیز حفظ میکند. از شما دعای خیر میخواهم. پتروشکای حقیر.»
ناتالیا ناریشکینا به این نامهٔ پسرش پاسخی محبتآمیز همراه با دعای خیر فرستاد داد، ولی همچنان بر آمدن وی اصرار ورزید. او که برای وادار کردن تزار به بازگشت هرچه سریعتر از آرخانگلسک، به راههای گوناگون میاندیشید، تصمیم گرفت نامهٔ محبتآمیز دیگری اینبار به اسم و از طرف پسر سهسالهٔ پتر یعنی تزارویچ آلکسی پتروویچ، برای او بفرستد تا شاید دل پدرش را مشتاق دیدار خانواده کند. با این وجود، پتر باز هم توجهی نکرد.[ز] تزاریتسا ناتالیا چون از جزئیات فعالیتهای پسرش در آرخانگلسک مطلع گشت، تا حدودی آرام شد و دیگر برای بازگشت فوری به پتر اصرار نکرد؛ فقط از او خواست که هنگام بازآمدن به مسکو بیشتر مراقب باشد. در واقع (علاوه بر خطرات دریانوردی و سایر ماجراجوییهای پتر)، ناتالیا نگران بود که تزار با سفرهای عجولانه «بدحال» شود. تازه در ۲۹ سپتامبر [سبک قدیمی: ۱۹ سپتامبر] ۱۶۹۳ بود که تزار پتر پس از رسیدن کشتیهای هلندی که منتظرشان بود، آرخانگلسک را به مقصد پایتخت ترک کرد.[۵۵]

کودتای تزار پتر در سال ۱۶۸۹، اهمیت و جایگاه سابق مادرش ناتالیا ناریشکینا را احیا کرد؛ اگرچه موقعیت برخی را هم تنزل داد. مثلاً بوریس گالیتسین در همان زمان به دلیل دفاع از واسیلی گالیتسین (که پسرعمویش بود) در صومعهٔ تروئیتسکایا سرگیووا، خشم شدید ناتالیا و نزدیکانش را برانگیخت. پیامد این موضوع، از چشم افتادن بوریس گالیتسین و ظهور لو کیریلوویچ ناریشکین، برادر کوچک ناتالیا، در عرصهٔ حکومت روسیه بود. پتر افراد وفادار به خود را در رأس بخشهای مختلف کشور قرار داد و چون هنوز خیلی جوان بود، همهچیز را به دست ملازمانش سپرد و خود تا چند سال صرفاً یک «مقام رسمی» برای امور اداری داشت؛ اگرچه ایفای نقش او به مرور بیشتر شد. بدین ترتیب، از زمان سقوط حکومت سوفیا آلکسیونا و تا زمانی که پتر کنترل بر دولت را ۵ سال بعد شخصاً به عهده گرفت، ناتالیا با کمک برادرش لِو و پاتریارک یواکیم، نقش اصلی را در حکومت روسیه ایفا کرد.[۵۶]
بوریس کوراکین دیپلمات روس و باجناق پتر کبیر، شرح زیر را از ناتالیا ناریشکینا و حکومتش ارائه میدهد:[۵۷]
این پرنسس خوشخلق و با فضیلت بود؛ اما نه وظیفهشناس بود، نه در امور مهارت داشت و نه ذهن آرامی داشت. به همین دلیل حکومت را به برادرش بویار لِو ناریشکین و دیگر وزیران سپرد... نایبالسلطنگی تزاریتسا ناتالیا کیریلوونا بسیار ناصادقانه بود و مردم ناراضی و آزرده شدند. در دورهٔ او قضاوتهای ناعادلانهٔ قضات، رشوهخواریهای کلان و دزدی از خزانه دولت آغاز شد که تا امروز با تکثیر ادامه دارند و ریشهکن کردن این طاعون دشوار است.
مرگ
[ویرایش]چهار ماه پس از بازگشت پتر به مسکو، ناتالیا ناریشکینا در ۳۰ ژانویه [سبک قدیمی: ۲۰ ژانویه] ۱۶۹۴ بیمار شد. تزار در آن مدت درگیر آمادگی برای مسافرت دریایی دوباره بود و مریضاحوالی مادرش آنقدر جدی به نظر نمیرسید که پتر بخواهد سفر برنامهریزیشدهاش را به تعویق بیندازد و تاریخ ۴ فوریه [سبک قدیمی: ۲۵ ژانویه] را به عنوان روز عزیمت تعیین کرده بود. یک روز قبل از آن، تزار تمام دوستانش را برای خداحافظی به مهمانی شام در خانهٔ فرانسیس لفورت دعوت نموده بود. صبح زود فردا، ژنرال پاتریک گوردون به پرئوبراژنسکویه رفت تا برای سفر به تزار بپیوندد؛ اما او را آنجا نیافت. تزار پتر شبانگاه برای وداع با مادر محتضرش و شنیدن دعای خیر او به کرملین رفته بود. سپس تزار با غم و اندوه فراوان به پرئوبراژنسکویه بازگشت و به گوردون گفت: «هیچ امیدی نیست.» سرانجام در ساعت ۸ صبح ۴ فوریه [سبک قدیمی: ۲۵ ژانویه] ۱۶۹۴ خبر آمد که ناتالیا ناریشکینا در سن ۴۲ سالگی و بر اثر بیماری قلبی درگذشته است.[۵۸] فردا ۵ فوریه [سبک قدیمی: ۲۶ ژانویه]، پیش از خروج پیکر تزاریتسا از کاخ، به رسم کهن ناقوس برج ناقوس ایوان کبیر را «با نوایی آرام» به صدا درآوردند. ناتالیا در صومعه معراج کنار مقبرهٔ تزاریتسای سابق ماریا میلوسلاوسکایا، همسر نخست تزار آلکسی به خاک سپرده شد.[ژ] تشییع جنازهٔ وی به رهبری پاتریارک آدریان و همراهی مقامات و شورای روحانیون برگزار گشت. تنها تزار ایوان با خفتان عزا در مراسم دعا و تشییع حضور داشت. خود پتر غایب بود؛ احتمالاً به این دلیل که نمیخواست غم و اندوه خود را علناً نشان دهد. تزار جوان تا سه روز به شدت غمگین و گریان بود. او در ۸ فوریه [سبک قدیمی: ۲۹ ژانویه] به فیودور ماتویِویچ آپراکسین، اسقف اعظم آرخانگلسک نوشت:[۵۹]
«فیودور ماتویِویچ، من با سکوتم، نگونبختی و اندوه بیپایانم را بروز میدهم. اندوهی که نه دستم و نه قلبم نمیتواند آن را به تفصیل بیان کند. احوالم چنان است که پولس رسول میگفت: مبادا دوباره اینچنین غمگین شوم و عزرای قدیس که میگفت: روزی را که گذشت فراموش نمیکنم. اگرچه فراتر از روح و جانم است، تا آنجا که بشود، اینگونه خود را تسلی میدهم که خواست خداوند چنین بوده و هرچه او بخواهد به انجام میرسد.»
از ۵ فوریه [سبک قدیمی: ۲۶ ژانویه] تا ۲۰ فوریه [سبک قدیمی: ۱۰ فوریه]، شبانهروز ۱۰ تا ۱۲ نفر از مباشران و اشراف بر مزار ناتالیا ناریشکینا دعا میکردند. تزار ایوان در مراسمات ترحیم تزاریتسای متوفی در روزهای سوم، نهم و بیستم پس از مرگش شرکت جست. تزار پتر ترجیح میداد نه در روزهای ترحیم، بلکه پس از نماز مغرب و در خلوت از مقبرهٔ مادرش بازدید کند. به دلایلی، چهلم متوفی در ۲۰ مارس [سبک قدیمی: ۱۰ مارس] برگزار شد. پتر در آن مراسم حاضر نشد. سالها بعد در ۲ اکتبر [سبک قدیمی: ۲۲ سپتامبر] ۱۷۰۶، پتر در مورد مرگ مادرش به گاوریل ایوانوویچ گالوکین که او در آن وقت تازه مادرش را از دست داده بود، چنین اشاره کرد: «... و لطفاً برای مادرت غمگین نباش؛ اگر مادر من در چنین سنی فوت کرده بود، من حقیقتاً نه فقط غمگین، بلکه در عین حال سپاسگزار هم میبودم که خداوند چنین عمری را برای مادرم مقدر کرده است.»[۶۰]
ارزیابی
[ویرایش]
به نوشتهٔ کنستانتین کودریشوف در هفتهنامه استدلالها و حقایق: «چون سخت بنگریم، ناتالیا ناریشکینا در طول زندگی کوتاه خود فقط یک کار انجام داد؛ یعنی زاییدن و پروراندن یک پسر. هیچ پیروزی چشمگیر یا فتوحات نظامی پشت سر او نیست، هیچ دستاوردی در امر اقتصاد یا ساختوساز وجود ندارد، هیچ ابتکار عملی در قانونگذاری عاقلانه و یا هر چیز دیگری به دست نداده که توسط محققانِ سختگیر ارزش قابلی داشته باشد. فقط پتروشکای محبوب او وجود دارد؛ همان پتر یکم تزار روسیه که بعدها امپراتور پتر کبیر شد. با این وجود، همین ناتالیا ناریشکینا مادر پتر کبیر بود که [بهطور غیرمستقیم] مسیر توسعهٔ روسیه را اگر نگوییم برای قرنها، دستکم برای سالهای متمادی تعیین کرد؛ زیرا اگر به راستی پسرش پتر کبیر پنجرهای پرحرفوحدیث از روسیه به اروپا گشوده باشد، باید بپذیریم که مادرش هم (با تربیتش) پنجرهای کوچک در ذهن او گشوده بود که بدون آن، پنجرهٔ بزرگتری هم به سوی اروپا وجود نمیداشت.»[۵]
«فقط تزارونا سوفیا آلکسیونا نبود که تمایل به انحراف از آداب و رسوم قدیمی روسی داشت؛ بلکه ناتالیا ناریشکینا هم که کمی از دختر ناتنیاش بزرگتر بود، از آن موج فرهنگِ اروپای غربی که شروع به نفوذ در دربار روسیه کرده بود، استقبال کرد. گرایش این دو تن به زندگی آزاد بر زنان آن زمان روسیه تأثیر بسیار زیادی داشت و در واقع، میتوان تزارونا سوفیا و مادر پتر را منادی آزادی زنان روس دانست که با کوشش پتر کبیر در آغاز سدهٔ هجدهم میلادی جلوهٔ حقیقی به خود گرفت. همانطور که تلاشهای برخی دولتمردان در زمان تزار آلکسی و سایر موارد زمینه را برای اصلاحات دولتی پتر کبیر مهیا کرد، ناتالیا ناریشکینا هم با گذشتن از برخی آداب و سنتهای عقبمانده، زمینه را برای اصلاحات اجتماعی پسرش فراهم آورد.»
واروارا کورساکووا، فرهنگ لغت بیوگرافی روسی[۱۸]
ناتالیا تزار آلکسی را مجبور کرد که رسم منزوی نگهداشتن خانوادهٔ خود در حرمسرا را کنار بگذارد و خودش آشکارا در برابر مردم ظاهر شد. به لطف او، تئاتر سلطنتی در روسیه، دوباره از سر گرفته شد. پس از عروسی آلکسی و ناتالیا، بویارها نمایشی را که خودشان طراحی کرده بودند، به روی صحنه بردند. به متعاقب آن، اولین تئاتر سلطنتی در تاریخ روسیه در زمان تزار آلکسی شکل گرفت که از سال ۱۶۷۲ تا زمان مرگ وی، هر ماه بهطور رسمی اجرا میشد. در همان سال یک «مدرسه دانش تئاتر» در پرئوبراژنسکویه تأسیس شد که در آن ۶۴ کودک از خانوادههای بورژوایی به آموزش در این زمینه میپرداختند.[۲] ناتالیا بهطور جدی، عادات و قوانین قدیمی حرمسرای روسیه تزاری را از بین برد و در نهایت، تفکیک جنسیتی کاخ توسط پسرش پتر برای همیشه ممنوع شد. در سدهٔ هجدهم میلادی، دربار سلطنتی روسیه بسیار شبیه به دربارهای اروپایی بود.[۲۹]
اوگنی نیکولاویچ پسیلیانین مورخ سرشناس روس، در ارزیابی شخصیت ناتالیا ناریشکینا مینویسد: «مادر عقابی همچون پتر بودن کار آسانی نیست؛ اگر زندگی ناتالیا کیریلوونا در همان سرزمینهایی که ظاهراً باید در آنجا میگذشت، یعنی ریازان و تامبوف سر میشد و در جایگاه یک نجیبزادهٔ روستایی باقی میماند، شاید شادی بیشتر و در هر صورت زندگی آرامتری را تجربه میکرد. اما سرنوشت به او دستور داد که مادر قهرمانِ تزار باشد و او را با مراقبتها و زحمات خود تغذیه و تربیت نماید و سینهاش را برای او در مقابل نخستین خطرات شدید چونان زندگیِ طوفانی و درخشانی سپر کند. به همین دلیل است که روسیه درحالی که پتر کبیر، این نابغهٔ مردمی را تجلیل میکند، نمیتواند و نباید مادر رنج کشیدهاش را فراموش کند.»[۲]
یادداشتها
[ویرایش]- ↑ یکی از رسوم اشراف روسیه در آن زمان که دور از پایتخت زندگی میکردند، این بود که دختر خود را به عنوان خدمتکار به خانهٔ یکی از دوستان ساکن پایتخت میفرستادند تا وی آداب اشرافی پایتخت را یاد بگیرد.[۳]
- ↑ فرهنگ لغت بیوگرافی روسی اطلاعاتی دربارهٔ کیستی ایوان شیخیرف (به روسی: Иван Шихирев) ارائه نمیدهد. مطابق این منبع، ایوان را بازداشت، تفتیش و شکنجه کردند؛ اما حتی تحت شکنجه نیز تکرار کرد که او نامههای ناشناس را ننوشته و به کسی هم دستور نداده که آنها را بنویسد یا مخفی کند. در ۴ مه [سبک قدیمی: ۲۴ آوریل]، ماموران شروع به شناسایی دستخط آن نامهها کردند و دو روز بعد، «نامههای ناشناس» به تمام خدمتکاران نشان داده و به آنها دستور داده شد که سعی کنند توطئهگری که آنها را نوشته یا مخفی کرده است، پیدا کنند. معلوم نیست که این ماجرا چگونه به پایان رسید؛ اما دست کم عروسی تزار تا ۱ فوریه [سبک قدیمی: ۲۲ ژانویه] ۱۶۷۱ (۹ ماه بعد) به تعویق افتاد. جای تعجب نیست که آن نامههای ناشناس چنین غوغایی در کاخ بهپا کردند. بارها اتفاق میافتاد که عروسهای سلطنتی مورد دسیسه و تعرض قرار میگرفتند و خود تزار آلکسی در جوانی، پس از آنکه مجبور شد از ازدواج با یوفمیا فیودورونا وسوولوژسکایا که به دلیل کشیده شدن عمدی موهایش غش کرده بود امتناع ورزد، غم و اندوه زیادی را تجربه کرد. او نمیخواست دوباره عروسش را از دست بدهد.[۱۰]
- ↑ برای شرح مفصل پوشش تزار آلکسی و ذکر تمام همراهان دو طرف در مراسم عروسی، (Корсакова 1914، صص. 122 & 123) را ببینید.
- ↑ به نوشتهٔ واروارا کورساکووا، تزار و تزاریتسا روی هم رفته از ۸۰۰ نفر (بدون احتساب سربازان) پذیرایی کردند. برای شرح مفصل این پذیرایی (Корсакова 1914، ص. 123) را ببینید.
- ↑ تزار آلکسی از ازدواج نخست خود شش دختر و دو پسر داشت. دو تزارونای بزرگتر تقریباً همسن نامادری خود بودند؛ بهطور دقیقتر، تزارونا اودوکیا حتی یک سال و نیم از ناتالیا بزرگتر و تزارونا مارفا یک سال از او کوچکتر بود. تزارونا سوفیا هنوز نوجوان بود و ۱۴ سال داشت و سایر فرزندان بهترتیب سن کاترین، ماریا، فیودور، فیودوسیا و کوچکترین همه تزارویچ ایوان بود که چهار و نیم ساله بود.[۱۵]
- ↑ پدر، برادران و ماتویف پدرخواندهٔ ناتالیا همگی در گذر این سالها و به خصوص پس از به دنیا آمدن تزارویچ پتر، مورد لطف و سخاوت تزار آلکسی میخائیلوویچ قرار گرفته و به بالاترین مقام اشرافی کشور یعنی «بویار» رسیده بودند. برای مثال، فیودور عموی ناتالیا پس از تولد پتر، پدرش کیریل کمی دیرتر (در ۷ دسامبر [سبک قدیمی: ۲۷ نوامبر] ۱۶۷۲) و ماتویف در سال ۱۶۷۵ به مقام بویار رسیدند.[۲۱]
- ↑ استر از شخصیتهای مشهور عهد عتیق است. بهطور کلی، آن نمایش استر به ماجرای ازدواج تزار آلکسی با ناتالیا ناریشکینا اشاره داشت: تزار همان اخشورش، سرنوشت استر شبیه سرنوشت ناتالیا و سرنوشت مردخای مشابه آرتامون ماتویف بود و هامان را نیز میتوان بوگدان ماتویویچ خیتروفو، دستیار محبوب تزار تصور کرد.[۲۴]
- ↑ به گفته اسکار براونینگ، عادات مذهبی شدیداً بر روسیهٔ آن زمان حاکم بود. در واقع خود تزار نه فقط یک مونارک، بلکه یک کشیش نیز بود که زندگی زاهدمآبانهای داشت. وضعیت تزاریتسا از او هم بدتر بود. یک زن روسی در آن دوره باید مطیع و بردهوار از شوهرش اطاعت میکرد و به کتکهای او عادت داشت. وظیفهٔ زن ماندن در خانه، مراقبت از آسایش شوهر و خانهداری بود. محارم تزار در آپارتمانهای زنانهای به نام تِرِم زندگی میکردند که بهطرز وحشتناکی منزوی بود. شاهزاده خانمها هرگز آشکارا در ملاء عام ظاهر نمیشدند. آنها فقط با تخت روانِ مستور یا کالسکهٔ روبسته بیرون میرفتند و در کلیسا پشت پردهٔ حجاب میایستادند. حتی پزشکان اجازه نداشتند آنها را ببینند. در مواقع معاینهٔ پزشکی، پردههای حجاب تیرهتر میشدند و نبض محارم تزار از پشت پارچه گرفته میشد.[۲۶]
- ↑ اطلاعاتی در مورد پارچههای قیمتی و جواهراتی که تزار در سال ۱۶۷۳ برای ناتالیا ناریشکینا خریده بوده، ثبت شده است؛ مثلاً ۵۰۰ روبل برای دو طاقه آلتابای زربافت، ۵۰ روبل برای ساتن زربافت و ۵۲ روبل برای یک طاقه پارچهٔ کتان هلندی. خرید ۴ طاقه پارچهٔ موسلین از ۱۱ نوع، ۱۶۴ آرشین از پارچههای دمشقی مختلف، ۱۲ طاقه کالیکو نازک و ۷ طاقه کتان لهستانی را هم باید افزود. جواهرات تزاریتسا هم هزینه زیادی داشتند؛ مثلا ۴۸۰ روبل برای خرید مروارید و ۲۷۰ روبل برای گوشواره و پیشبند الماس نشان پرداخت شد. یک انگشتر الماس و مُچبندهایی «که از یاقوت کبود میدرخشیدند» نیز خریداری شد.[۲۲]
- ↑ اندیشههای یان آموس کمنسکی در روسیه، توسط نویسنده و شاعر درباری کاریون ایستومین توسعه یافت که آثارش به لطف توجه ناتالیا ناریشکینا از حمایت دولتی برخوردار شدند. تزاریتسا راهبرد کُمنسکی را به رسمیت شناخت و در سال ۱۶۷۵، به اقتدا از او یک «مدرسهٔ مادرانه» را در کرملین برپا کرد. جوهرهٔ این مکتب، آموزش ابتدایی روشمند فرزندان پیش از آموزش رسمی در مدرسه بود. بنا به همین شیوه، پتر تزار آیندهٔ روسیه، یادگیری الفبا و ساعات را در سه و نیم سالگی آغاز کرد؛ نه در شش سالگی که مرسوم بود.[۲]
- ↑ برای دیدن اسامی برخی از شاخصترین مخالفان میلوسلاوسکیها، (БРЭ 2013، ص. 91) را ببینید.
- ↑ به نوشتهٔ فرهنگ لغت بیوگرافی روسی، در طول سلطنت پنج سالهٔ فیودور سوم، تزارونا سوفیا آلکسیونا در قامت باهوشترین و جاهطلبترین خواهرِ برادر بیمارش، رویای رسیدن به نوک هرم قدرت را در سر میپروراند. اعتقاد بر این است که او تحت تأثیر مطالعهٔ تاریخ بیزانس، پولچریا خواهر امپراتور تئودوسیوس دوم را که زمام حکومت را به دست گرفت، الگوی خودش قرار داده بود. سوفیای جاهطلب نمیتوانست بپذیرد که ناتالیا ناریشکینا رهبری دولت مسکو را به دست خواهد گرفت، پسرش پتر تزار خواهد شد، ناریشکینها دوباره به قدرت بازخواهند گشت و او و خواهران تنیاش برای همیشه اهمیت خود را از دست خواهند داد.[۳۵]
- ↑ برای خواندن نامهٔ تزارویچ آلکسی پتروویچ و پاسخ آن از سوی تزار، (Корсакова 1914، ص. 134) را ببینید.
- ↑ ناتالیا ناریشکینا در سال ۱۹۲۹ نبش قبر شد و تابوت او اینبار در کلیسای جامع فرشته مقرب به خاک سپرده شد.[۲۷]
پانویس
[ویرایش]- ↑ Корсакова 1914، p. 121; БРЭ 2013، p. 91; Кудряшов 2019، Великая мать Петра Великого.
- 1 2 3 4 5 6 Глинка & Погожев 2017, Царица Наталия Кириловна.
- ↑ Massie 2012, p. 29.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 121.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Кудряшов 2019, Великая мать Петра Великого.
- ↑ Massie 2012، p. 28; Корсакова 1914، p. 121.
- ↑ Massie 2012, p. 28.
- 1 2 Farmer 2020, pp. 509 & 510.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 121 & 122.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 122.
- ↑ Massie 2012, p. 31.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 122 & 123.
- 1 2 ЭСБЕ 1897, p. 673.
- ↑ Browning 1898, pp. 3 & 4.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 123.
- 1 2 britannica 1998, Natalya Kirillovna Naryshkina.
- ↑ Корсакова 1914، p. 124; ЭСБЕ 1897، p. 673.
- 1 2 3 Корсакова 1914, p. 124.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 126.
- 1 2 Корсакова 1914, pp. 126 & 127.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 123, 127 & 129.
- 1 2 3 Корсакова 1914, p. 127.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 124 & 128.
- 1 2 3 Корсакова 1914, p. 128.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 128 & 129.
- ↑ Browning 1898, p. 7.
- 1 2 3 БРЭ 2013, p. 91.
- ↑ Browning 1898, p. 8.
- 1 2 Manaev 2019, The fascinating, boring lives of Russian tsarinas.
- ↑ ЭСБЕ 1897، p. 673; Корсакова 1914، p. 129; Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА.
- ↑ Корсакова 1914، p. 129; БРЭ 2013، p. 91.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 129.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 129 & 130.
- ↑ britannica 1998، Natalya Kirillovna Naryshkina; Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА.
- 1 2 3 4 Корсакова 1914, p. 130.
- ↑ Корсакова 1914، p. 130; БРЭ 2013، p. 91.
- ↑ Корсакова 1914، p. 130; Farmer 2020، pp. 513 & 514; britannica 1998، Natalya Kirillovna Naryshkina.
- 1 2 Farmer 2020، p. 514; Корсакова 1914، pp. 130 & 131.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 130 & 131.
- ↑ ЭСБЕ 1897، p. 673; britannica 1998، Natalya Kirillovna Naryshkina; Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА.
- ↑ Корсакова 1914، p. 131; britannica 1998، Natalya Kirillovna Naryshkina; Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА.
- ↑ ЭСБЕ 1897، p. 673; Кудряшов 2019، Великая мать Петра Великого.
- ↑ Farmer 2020, pp. 516 & 517.
- ↑ Farmer 2020, pp. 517 & 518.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 131.
- ↑ Корсакова 1914، p. 131; БРЭ 2013، p. 91; Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 131 & 132.
- 1 2 Корсакова 1914, p. 132.
- ↑ ЭСБЕ 1897، p. 673; Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА; Корсакова 1914، p. 132.
- ↑ Farmer 2020، pp. 520–522; Корсакова 1914، p. 132.
- ↑ Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА; Корсакова 1914، p. 133; Глинка و Погожев 2017، Царица Наталия Кириловна.
- 1 2 3 Корсакова 1914, p. 133.
- ↑ Кругосвет 2012, НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 133 & 134.
- ↑ Корсакова 1914, p. 134.
- ↑ Кругосвет 2012، НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА; Корсакова 1914، p. 132; Farmer 2020، p. 522; britannica 1998، Natalya Kirillovna Naryshkina.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 132 & 133.
- ↑ Корсакова و Глинка 1914، p. 134.
- ↑ Корсакова 1914, pp. 134 & 135.
- ↑ Корсакова 1914, p. 135.
منابع
[ویرایش]- منابع روسی
- "НАРЫШКИНА НАТАЛИЯ КИРИЛЛОВНА". Большая российская энциклопедия [دانشنامه بزرگ روسی] (به روسی). Vol. 22. Москва: Больша́я росси́йская энциклопе́дия издательство. 2013. ISBN 978-5-85270-360-6.
- Глинка, Сергей; Погожев, Евгений (July 30, 2017). "Царица Наталия Кириловна, русская повесть (1809 год); Царица Наталья Кирилловна (Нарышкина) и ее родовое гнездо (1910 год)" [تزاریتسا ناتالیا کیریلوونا، رمان روسی (۱۸۰۹)؛ تزاریتسا ناتالیا کیریلوونا (ناریشکینا) و لانه خانوادگیاش (۱۹۱۰)]. библиохроника.рф (به روسی). Retrieved 2024-04-20.
Корсакова, В. Д. (1914). "Наталья Кирилловна". Русский биографический словарь [فرهنگ لغت بیوگرافی روسی] (به روسی). Vol. 11. СПб: Санкт-Петербургским Императорским Русским историческим обществом.- Кудряшов, Константин (February 6, 2019). "Великая мать Петра Великого. Наталья Нарышкина открыла «форточку в Европу»" [مادرِ کبیرِ پتر کبیر: ناتالیا ناریشکینا «پنجرهای به اروپا» گشود]. Еженедельник «Аргументы и Факты» (به روسی) (№ 6).
- "НАРЫШКИНА, НАТАЛЬЯ КИРИЛЛОВНА". Энциклопедия Кругосвет دانشنامه کروگوسویت (به روسی). 2012. Retrieved 2024-04-20.
"Наталья Кирилловна". Энциклопедический словарь Брокгауза и Ефрона [فرهنگ لغت دانشنامه افرون و بروکهاوس] (به روسی). Vol. 20. СПб: Брокга́уз и Ефро́н публикации. 1897.
- منابع انگلیسی
- Browning, Oscar (1898). Peter the Great [پتر کبیر] (به انگلیسی). London: Hutchinson & Company.
- "Natalya Kirillovna Naryshkina" [ناتالیا کیریلوونا ناریشکینا]. Encyclopædia Britannica online (به انگلیسی). Jul 20, 1998. Archived from the original on 11 July 2024. Retrieved 2024-04-20.
- Farmer, Lydia Hoyt (2020). "chapter XIII: Peter the Great" [بخش سیزدهم: پتر کبیر]. The Boys' Book of Rulers [کتاب پسران فرمانروا] (به انگلیسی). Library of Alexandria. ISBN 978-1-4656-0566-5.
- Massie, Robert K. (2012). Peter the Great: His Life and World [پترکبیر: زندگی و زمانه او] (به انگلیسی). London: Head of Zeus. ISBN 978-1-908800-97-8.
- Manaev, G. (June 14, 2019). "The fascinating, boring lives of Russian tsarinas" [زندگی جذاب و کسلکننده تزاریناهای روسی]. Russia Beyond the Headlines (به انگلیسی). Archived from the original on 14 January 2020. Retrieved 19 February 2024.
برای مطالعه بیشتر
[ویرایش]- From «encyclopedia.com»:
- "Narishkina, Natalya (1651–1694)". www.encyclopedia.com (به انگلیسی). Archived from the original on 2020-09-26. Retrieved 2024-04-20.
- Hughes, Lindsey. "Naryshkina, Natalia Kirillovna". www.encyclopedia.com (به انگلیسی). Retrieved 2024-04-20.
- From «Аргументы и Факты»:
- Кудряшов, Константин (February 4, 2024). "Мать «Отца Отечества». Как Наталья Нарышкина Петра I воспитывала" [مادرِ «پدر کشور»: چگونه ناتالیا ناریشکینا پتر یکم را «کبیر» کرد؟]. Еженедельник «Аргументы и Факты» (به روسی) (№ 5).
- Кудряшов, Константин (February 1, 2023). "Первая «немка» на русском троне. Почему боялись и не любили мать Петра I?" [نخستین «آلمانی» بر تخت سلطنت روسیه: چرا مادر پتر یکم مورد ترس و نفرت قرار داشت؟]. Еженедельник «Аргументы и Факты» (به روسی).
- Сидорчик, Андрей Сидорчик (February 1, 2016). "Наталью Кирилловну хочу. Как царь Алексей Тишайший завёл вторую жену" [من ناتالیا کیریلوونا را میخواهم! چگونه تزار آلکسی تیشاییشی همسر دوم خود را گرفت؟]. Еженедельник «Аргументы и Факты» (به روسی).
پیوند به بیرون
[ویرایش]- تزاریتسای لاپوتنایا: مادر پتر کبیر که بود؟–vk.com (به روسی)
- تزاریتسا ناتالیا ناریشکینا: مادر پتر یکم که بود؟–дзен (به روسی)
ناتالیا ناریشکینا زادهٔ: ۱ سپتامبر ۱۶۵۱ درگذشتهٔ: ۴ فوریه ۱۶۹۴ | ||
| خانواده سلطنتی روسیه | ||
|---|---|---|
| پیشین: ماریا میلوسلاوسکایا |
تزاریتسا روسیه تزاری ۱ فوریه ۱۶۷۱ – ۲۹ ژانویه ۱۶۷۶ |
پسین: آگافیا گروشتسکایا |
| پیشین: سوفیا آلکسیونا |
نایبالسلطنه روسیه تزاری اوت ۱۶۸۹ – ۴ فوریه ۱۶۹۴ |
بدون متصدی |