علاءالدوله سمنانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
علاءالدوله سمنانی
Mausoleum of Ala ud-Daula Simnani.jpg
سردیس علاءالدوله سمنانی در تالار آفتاب سمنان
زادروز ذی‌الحجه ۶۵۹ ق.
بیابانک، سمنان
درگذشت ۲۲ رجب ۷۳۶ (۷۷ سالگی)
برج احرار، صوفی‌آباد
ملیت ایرانی ایران
پیشه امور دیوانی ایلخانان
لقب شاه
مذهب تصوف اسلامی
والدین شرف‌الدین محمد،
خواهر رکن‌الدین صاین

زندگی‌نامه[ویرایش]

شیخ ابوالمکارم رکن‌الدین علاءالدوله احمد بن محمد بن احمد بیابانکی سمنانی از بزرگان تصوف ایرانی و از شاعران و نویسندگان سده‌های هفتم و هشتم هجری قمری بود. علاءالدوله سمنانی در خانواده ملوک سمنان دیده به جهان گشود.[۱] پس از گذراندن دوره مکتب در پانزده سالگی به خدمت سلطان ارغون درآمد.[۱] وی در زمان اباقا و ارغون‌شاه ایلخانی به مدت ده سال دارای مشاغل دیوانی و سیاسی مهم بودتا اینکه در یکی از جنگها که او نیز همراه سلطان بود، جذبه‌ای دریافت کرد.[۱] به گفته علاءالدوله حجاب از پیش چشمانش برداشته شد و آخرت را مشاهده کرد. بعد از آن واقعه، با اینکه دیگر رغبتی به ملازمت سلطان نداشت از صحبت وی صرف نظر نکرد اما به قضای فرائض فوت شده، قرائت قران و مجاهده با نفس روی آورد و از ملاهی و مناهی دستگاه سلطان توبه کرد.[۲] بیش از دو سال در کسوت دیوانیان به ریاضت و عبادت پرداخت و بالاخره پس از ابتلا به بیماری که ناشی از کم خورد و خوابی او بود از سلطان اجازه گرفت و به سمنان رفت.

علاءالدوله پس از جستجو در احوال و آراء گروه‌ها و فرقه‌های مختلف، گمشده خود را در سیر و سلوک اهل طریقت یافت و بنای سلوک خویش را بر وفق کتاب قوت القلوب مکی نهاد. در آغاز ورود به طریقت به ادای حقوقی که بر گردن داشت، همت گماشت غلامان و کنیزان را آزاد کرد، به عمارت خانقاه سکاکیه منسوب به شیخ حسن سکاکی پرداخت و چند خانقاه دیگر نیز وقف کرد.[۳]

در محرم ۶۸۶ ق یکی از مریدان نورالدین عبدالرحمان اسفراینی، علاءالدوله را به سوی پیر خود راهنمایی کرد.[۴] علاءالدوله به قصد دیدار شیخ عبدالرحمن عازم بغداد شد و در مسیر بغداد در نزدیکی همدان، سلطان ارغون وی را احضار کرد تا به شغل دیوانی بازگرداند اما علاءالدوله چنان در شوق طریقت مستغرق بود که بعد از مناظرهای طولانی سلطان دریافت که قادر به بازگرداندن وی نیست اما باز مانع رفتن او به بغداد شد.[۵] علاءالدوله سمنانی شرح احوال خود را به گوش شیخ نورالدین عبدالرحمان رساند و شیخ برای او خرقه‌ای فرستاد و اجازه خلوت داد. البته در سال ۶۸۷ق علاءالدوله در ۲۸ سالگی پنهان از ارغون و شحنگان وی روانه بغداد شد و با نورالدین عبدالرحمان اسفراینی ملاقات کرد.[۶] بعد از این ملاقات و تلقین ذکر، علاءالدوله به اشارت پیر خود به زیارت کعبه شتافت و بعد از اذن وی در سمنان به ارشاد مریدان مشغول شد.[۷] سلوک و صحبت با شیخ عبدالرحمن اسفراینی از روندهای مهم در زندگی روحانی علاءالدوله بود. شیخ علاءالدوله سمنانی در تصوف معتقد به میانه‌روی بود و در زمینه اجرای دستورهای دین اسلام و سازگاری باورها با اصول دین سخت‌گیر بود. علاءالدوله مردی ثروتمند بود و چندین بار نیز سفر حج را انجام داد. گسستن کامل او از خدمات درباری در سال ۷۰۵ ق؛ و با اجازهٔ الجایتوخان (۷۱۶–۷۰۳ ق) صورت گرفت. پس از سال ۷۲۰، علاءالدوله در خانقاه سکاکیه معتکف شد. خواجوی کرمانی از ارادتمندان او بود و گردآوری دیوان اشعار علاءالدوله سمنانی را نیز به وی نسبت داده‌اند.

علاءالدوله سمنانی در ۲۲ رجب ۷۳۶ ق در ۷۷ سالگی درگذشت و بیرون خانقاه صوفی آباد در محل حظیره شیخ جمال الدین عبدالوهاب بارسینی به خاک سپرده شد.[۸]

آرامگاه[ویرایش]

پرونده:Alaoddol آرامگاه شیخ علاءالدوله سمنانی در روای صوفیباد یکی از روستهای بخش مرن قر دارد.

اهمیت عرفانی علاءالدوله در میان عرفای این دوره[ویرایش]

علاءالدوله در میان عرفای این دوره اهمیت زیادی دارد زیرا وی از جمله کسانی است که سخت کوشید در برابر رواج و اشاعه سنت دوم عرفانی و مکتب ابن عربی ایستادگی کند و از میزان نفوذ و رونق آن بکاهد و زمینه را برای ترویج سنت اول عرفانی و بازگرداندن رونق و نفوذ گسترده آن فراهم کند. بدین جهت بر فتوحات مکیه و فصوص الحکم حاشیه‌ای نوشت و در ضمن آن با بعضی از آراء ابن عربی مخالفت کرد و بر وی خرده گرفت. وی در این کار چندان مصمم بود که در مکاتباتی به دفاع از آراء خود و رد و انکار دیدگاه‌های محیی الدین پرداخت. گرچه علاءالدوله نتوانست در برابر نفوذ روزافزون سنت دوم پایداری کند و حتی خود خواسته یا ناخواسته بعضی از مبانی و شیوه‌های این سنت را پذیرفت اما موفق شد برای مدتی در حوزه‌ای از قلمرو عرفان اسلامی حرکت سنت دوم را کند سازد.

آثار[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ نفحات الانس. 441. 
  2. العروه. 298. 
  3. العروه. 299 - 300. 
  4. العروه. 318 - 319. 
  5. العروه. 320 - 321. 
  6. العروه. 323. 
  7. العروه. 324. 
  8. نفحات الانس. 441.