شرفبگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شرفبگ
اطلاعات کلی
کشور ایران
استانلرستان
شهرستانخرم‌آباد
بخشبخش بیرانوند
دهستانبیرانوند جنوبی


شرفبگ معروف به (شجاع سلطان )

شروک؛در لغت نامه دهخدا به معنی حسن بسیار جمیل .

شرفبگ :به معنی روشنایی دور دست.



روابط ایران و عثمانی در سال های 1142-1193 ق.روند پر فراز نشیبی داشته . در این سال ها با دوره نادر شاه افشار آغاز می شود وبا مرگ کریم خان زند پایان می پذیرد. روابط دو کشور بیشتر با جنگ و درگیری گذشته.در این جنگ ها ایلات و عشایر استان های کرمانشا ، ایلام ، همدان و لرستان نیز به عنوان همسایگان کشور عثمانی و مرزبانان ایران همواره به نفع حاکمان افشاریه و زندیه وارد جنگ می شدند.با قدرت گرفتن نادر شاه افشار ایلات زنکنه ، کلهر، بیرانوند و دیگر ایلات وابسته همچون وندها وارد عرصه ی سیاسی نظامی شدند و با شاه افشار در باز پس گیری مناطق غرب و شمال غرب ایران از عثمانها همکاری کردند.دولت مرکزی ایران، برای اینکه بتواند در مقابل دشمن پیروز شود،  دست یاری به سوی ایلات وعشایر بخصوص ایلات غرب کشور  دراز نمود.  ایل  بیرانوند که ایلی قدرتمند وبزرگ لک زبان بود هم در کنار ایلات زنگنه وکلهر به یاری  دولت وقت شتافته. شرفبگ یکی از مردان جنگجو و شجاع ایل بیرانوند، به همراه دیگر مردان قوی ومبارز ایل  در نبرد با عثمانی شرکت کرده . در آن زمان حاکم محلی وقت به شرفبگ قلب (شجاع سلطان )می دهد . وایشان را به عنوان نمایند خود در چند آبادی از منطقه سرفیروز آباد کرمانشاه منصوب می کند.

شرفبگ پس از بازگشت ازجنگ با عثمانی  با دختر بهرام بیگ لک که از خوانین مشهور منطقه است ازدواج می کند.او پس از چند سال توانست صاحب املاک زیادی از جمله نماینده حاکم در چهارده آبادی شود


شرفبگ یا به زبان لکی شره وگ پسر وارانی  .اواز طرف شاه افشار و والیان نیز مورد حمایت قرار میگیرد. شرفبگ صاحب سه پسر بنامهای(امره-علینظر-محمدخان) شد. او زندگی عشایری و کوچ نشینی قابل قبولی تشکیل می دهد،پس از حدود نزدیک ده سال  یا بیشتر زندگی در منطقه سر فیروز آباد کرمانشاه  به علتی ، شاید دوری از ایل واقوام خود ، زن وبچه هایش را به  بهرام بیگ پدربزرگشان سپرد  و خودش تنها، راهی لرستان منطقه زاغه و جغلوندی می گردد. پس از مدتی که اقوام را ملاقات می کند می خواهد برگردد. مردم ایل واقوام به خاطر نیازشان به  ایشان که  فردی خوب و مردمی ، جنگجو و شجاع بود ،با اصرار ،او را از بازگشت به منطقه سرفیروزآباد منصرف کردند، و او پس از اصرار مردم ، چند نفر از بزرگان طایفه را به منطقه سرفیروزآباد فرستاد  تا زن وبچه هایش را نیز  بیاورند.اما  خانواده او یک الی چند سال بیشتر نتوانستند میان طایفه پدری  خود در لرستان بمانند ، پسران شرفبگ همراه با کوچ ایل به طرف گرمسیر میایند اما چون علاقه به سر زمین مادری دارند از سمت کوهدشت ،مسیر سیمره از ایل بیرانوند جدا می شوند وبه سمت کرمانشاه میروند . در سرفیروز آباداستقرار می یابند، مستقل ازپدرتشکیل زندگی داده، با حمایت  پدر بزرگشان  بهرام بیگ لک در سر فیروزآباد  ساکن شده  و با کشاورزی و دامپروری گذران زندگی می کردند.

 پسران بزرگ شدند وبا طوایف دیگری از جمله طایفه باله وند وصلت کرده و تشکیل خانواده دادند. پس از سال‌ها خودشان به یک طایفه بزرگ به نام بهراموند گسترش یافتند. چون جد مادریشان  بهرام بیگ  واز طرفی جز ایل بیرانوند بودند شهرت بهراموند به خود دادند. شرفبگ پس از نا امیدی از بازگشت فرزندانش ،در منطقه زاغه و چغلوندی ساکن شده  و مجدد تشکیل خانواده می دهد.از ازدواج دومش صاحب پنج پسر به نامهای: کاظم،ابراهیم،سرفراز،داوود و نقدعلی می شود.(چون اسم پدر شرفبگ نقدعلی بوده  به همین دلیل اسم یکی از پسرانش را نقدعلی می گذارد ).با ازدواج پسران و گسترش خانواده هایشان ،طایفه بزرگ وبا اصالت دیگری به نام شرفبگ در میان ایل بیرانوند به وجود آمد . به این ترتیب شرفبگ صاحب دو طایفه بزرگ  به نام بهراموند(شرفبگ در استان کرمانشاه) و دیگری  به نام شرفبگ در استان لرستان می شود.در آن زمان شرفبگ  به دلایلی از جمله پیری و ناتوانی جسمی،همراهی نکردن خانواده وصعب العبور بودن راه ها  ونبودن امکانات، نتوانسته  بین بچه هایش دردو منطقه ارتباط بر قرار کند. این جدایی و بی خبری از یکدیگر حدود 250 تا300 سال به طول انجامیده،تا اینکه این طوایف به لطف خدا ی بزرگ و امکانات روز از جمله فضای مجازی توانستند در سال 1398   (2018)میلادی، همدیگر را پیدا کنند.بر اساس بررسی هایی که به عمل آمده جمعیت این  دو گروه اکثرا در روستاها و شهر های استان کرمانشاه ، روستاها و شهرهای استان لرستان و دیگر استان ها،  حتی خارج از کشور   پراکنده شده اند. با این حال خیلی از بزرگان،دوستان و نیک اندیشان  در تلاشند تا میان همه ی افراد این  دو طایفه

بهراموند  (شرفبگ های کرمانشاه)وشرفبگهای لرستان ارتباط و همبستگی به وجود آورند.امید است همه  با همدلی برای به هم پیوستن وآشنایی بیشتر این عزیزان تلاش کنیم .انشاالله ،  

باتشکر از همه امیدی پویا


شرکت نوه های شرفبگ همانند پدر بزرگشان در جنگ با عثمانی

بنابه نقل و قول سینه به سینه بزرگان، بعد از شرفبگ چندتا از نوه هایس به نام های عزیزخان پسر بلاسم وپیرعلی خان به همراه باقر خان معروف به باقر خان شلکه ،در زمان قاجار در جنگ با عثمانی در منطقه غرب کشور شرکت نموده اند.چون در آن جنگ این سه نفر از خود تواناییهایی نشان می دهند.دولت به خاطر اینکه در آن منطقه امنیت بیشتری بر قرار شود و مرز نشین هارا زیاد کند به آن سه نفر جایزه، زمین کشاورزی در گیلان غرب(گهواره)می دهد دولت وقت در میان آن زمین ها میله ای آهنی به ارتفاع چند متر بصورت پرچم، هم برای مرز زمین ها و هم برای نماد قدرت آن چند نفر بر افراشته می کند. اهدا  آن زمین های کشاورزی از طرف حکومت وقت سبب می شود که اولاد بلاسم درروستاهای گهوار ساکن شوند. این خاواده ها که بیشتر در روستای حیدریه (روستای بهراموند ها )ساکن هستند آنها هم چون زیاد و گسترده شده اند عده ای در آن روستاها وعده ای هم به شهر کرمانشاه عده ای هم به سمت ایلام مهاجرت کرده اند بیشتر آدرس این عزیزان رشیدی و بهراموند می باشد.

دوره قاجار که طایفه بهراموند (شرفبگ) در اوج قدرت در منطقه بوده قاجارها به علت حمایت فراوان طوایف لک با پسوند های وند از کریم خان زند در صدد تضعیف نمودن لکها بر می آید ودر اوایل حکومت ناصر الدین شاه ضربات سنگینی بر بهراموندها وارد مینماید که بطور کلی بهراموندها را  از سرفیروز اباد پراکنده میکند وبهراموندها به سه گروه تقسیم می شوند ،یک گروهی در مناطق لک نشین (سرفیروز اباد-درودفرامان-چنارجلالوند)ساکن میشوند گروهی در شهر کرمانشاه محله(چال حسن خان-برزه دماق)وگروه سوم که به گروه بلاسم و پسرانش  ( محمد رشید ، محمد رفیع ) و فرزندان برادر بلاسم یعنی فرزندان کرمبگ بهراموند به گوار گیلانغرب به میان ایل کلهر روستاهای(بهراموند-گره خان گیلانغرب*-شیان وراوند اسلام ابادغرب سنجابی ومیان دربند پراکنده میشوند وزبانشان هم کردی کلهری میشود.


محل سکونت شرفبگ ها

(گروه لک نشین خود به دو بخش تقسیم شده 1-بخش سرفیروزاباد2-بخش درودفرامان***دربخش سرفیروزآباد روستاهای  سراب-چراغ آباد -قمش -وپاچقا وچنار جلالوند -ودر بخش درود فرامان روستاهای وروا-بلین-معوا-کهرار-وگاوشان-باغفلک و کوهدشت لرستان) ****(ودربخش کلهر نشین درروستاهای بهراموندی-گره خان-گیلانغرب شیان وراوند وسنجابی ومیان دربند اسلام آباد غرب) البته پراکنده اند مثلا درروستاهای کهرار و معوا وپاچقا  ،تک خانواری هستند وچراغ اباد چند خانواده اند ولی ساکن کرمانشاه هستند وپاچقا حدود سی خانواده اند بجز یکی همه کرمانشاه ساکن شده اند در این مناطق مثل روستاها همه یکدست از یک طایفه نمی باشند از همه ایلات لک زبان امدند در این دو بخش جمع شدند جمعا اگه حساب کنی همه شرفبگهای بخش درود فرامان به اندازه یکروستای بزرگ میشوند و شرفبگهای سر فیروز اباد هم به اندازه دو روستا ودر بخش کلهر هم  به اندازه دو یا سه روستا میشوند چون بصورت پراکنده اند

دربخش لک نشین در روستای سراب البته همراه جمعیت شهری خانواده های رحیمی-ابراهیمی -صادقی-رستمی-کرمی سرابی-زارعی-وروایی-کرمی-بیگ پور-مرادی-شهلایی-***درروستای قمش با جمعیت مقیم شهری خانوادهای قبادی-رحیمی-میلادی-کرمی-کنجوری-کرمی راد-دانش-کرمی راد-عباسی-مهری -مولایی*** روستای پاچقا خانوادهای وروایی همه ساکن شهرند بجز یک خانواده *روستای چراغ اباد خانواده صالحی همگی ساکن کرمانشاه * روستای چنار جلالوند خانواده های بهرامی -کاظمی-مینایی-اسدی****دربخش درودفرامان روستای ورواخانوادهای وروایی-کهراری**روستای بلین خانواده های وروایی**روستای معواخانواده بهرامی روستای کهرارخانوادهای کهراری روستای گاوشان خانواده های بهرامی روستای باغ فلک که اصالتا جز بهراموندهای گوار میباشند خانوادهای بهرامی -باغ فلکی *در کوهدشت خانواده های امیری-امرایی-فتاحی- وتعداد زیادی از این خانواده ها اکنون ساکن کرمانشاه هستند

شرفبگ های لرستان بیشتر در روستا های شرفبگ (پا راه پونه) اغلب با آدرس های بیرانوند،صحرائی بیرانوند، شرفی، حاتمی فاضلی ،دهقانی ،فلاح ،زهنیوند،آذرگون و... در ستاهای دینرآباد(دیاباد )سیلاخور  با آدرس های بیرانوند و .... در روستای قرسو از توابع بروجرد با آدرس های بیرانوند،رحمتی ،صحرایی،دهقانی،

صفایی و... در روستای الڪ باد با آدرس بارانی بیرانوند، در روستای ازنا سیلاخوراز توابع درودبا آدرس بارانی بیرانوند،در روستای دو خواهران از توابع درود با آدرس یار احمدی،روستای تجره با آدرس بیرانوند و... ،روستای ڪهریز اطراف خرم آباد،روستاهای چشمه سرخه و میان گلال جنوب خرم آباد. روستای حله تل و روستای ناصروند.

روستای سراب حمام از توابع پلدختر  ،روستا های ماژین جز استان ایلام و روستای حسینیه نزدیڪ اندیمشڪ ساڪن هستند

بیشتر جمعیت شرفبگ ها ڪه از روستا ها مهاجرت ڪرده اند در شهر های

خرم آباد ،بروجرد ،درود ،پلدختر،اندیمشڪ

،اهواز و دیگر شهر های ڪشور ساڪن می باشند.گروه های از شرفبگ ها از قدیم به سمت استان های خوزستان،ایلام و اصفهان مهاجرت کرده اند  اول اینکه به سلامت باشند. در ثانی با دادن آدرس و نشانی محل زندگی خودشان ما را آگاه کنند تا بتوانیم آن هارا هم جز شجره نامه شرفبگ بنویسیم. انشاالله .

تلفن تماس۰۹۱۶۳۹۷۹۵۳۶ امیدی پویا


شرفبگ معروف به (شجاع سلطان )


بدرخان وکیل باشی

بدرخان بهرامی معروف به وکیل باشی پسر حسن خان بهرامی جز طایفه بهراموند (شرفبگ ، بارانی ) از ایل بزرگ بیرانوند بوده

مرحوم بدرخان وکیل باشی در زمان مشروطه ،یکی از دوستان و یاران سردار یار محمد خان کرمانشاهی بوده. وکیل بدر خان توانسته در کنار  یارمحمدخان با دولت وقت بجنگد. حاکم  آن زمان کرمانشاه سالاردوله بوده .

بدرخان (وکیل باشی) در قیام سردار یار محمدخان کرمانشاهی ، دروازه  شرق کرمانشاه  (دروازه چال حسن خان) را در اختیار داشته و لذا سردار از این دروازه احساس امنیت می کرده است.

چنان که گفته ایم عملیات با رمز (سريتي ) يعني سر بدون کلاه ، که مشخصه ی یاران سردار یارمحمدخان بوده از سمت شرقي شهر آغاز گردید . از طرفی دیگر سواره ي جاف جوانرود از جانب شمال و شمال غربي يعني دروازه ي گاریخانه ي گمرك ، به شهر ورود کرده ، در مسیر پیشروی خود محله ي فیض آباد را تصرف و به طرف میدان اصلی شهر پیشروی کرده اند. سردار یارمحمدخان نوه دختری حسن خان بهرامی و وکیل بدرخان پسر حسن خان از مردم طایفه ی بهراموند که لك تبارهستند  می باشد.

در نهایت بعد از شکست مشروطه، سردار یارمحمدخان توسط نیروهای حاکم وقت با گلوله کشته مشود و وکیل بدر خان توسط دولت وقت اعدام گردیده اند وکیل باشی فردی باسواد (وکیل) مسلمان ودارای مذهب شیعه.یکی از مریدان امام حسین سیدالشهداء بوده

به همین دلیل املاک خود را به شرح ذیل وقف نموده

 مقرب الخاقان بدرخان وکیل باشی - فرزند مرحوم حسن خان بهراموند، اعیان مملوکه وحق التصرف در کل شش دانگ عمارت محل سکونت خود را که واقع است در محله برزه دماغ و حسینیه در آن بنا شده و مشخص است، به علاوه اعیان حق التصرف در کل شش دانگ یک باب کاروانسرای مشهور به سرای آقابی که واقع در حوالی چوب فروشها است به توابع ولواحق شرعی و عرفی از حجره های داخلی و خارجی و صحن و طويله و آنچه به آن تعلق دارد.

از تصرف خود خارج و به تصرف وقف داد و تولیت موقوفه را به خود اختصاص داده است مادام الحيات و بعد از فوت با اولاد ذکور کوچک خود او که محمدخانی است گردیده ، نسلا بعد نسل مادامی که اولاد ذکوری از اولاد ذكور او وجود داشته باشد  في يوم بیست و پنجم شهر جمادی الاولی یکهزار و سیصد و بیست و نه هجری



جدایی افراد زیادی از ایل

سلام هم ایل وتبارخوبم می دانم هم اکنون در فکر برقراری ارتباط بابرادران وخواهرانت هستی می دانم غم جدایی تو بردوشت سنگینی می کند اما چه کنم که دست تقدیر من وتو را ازهم جدا کرده ونمی شود سر نوشت را آنگونه که دل می خواهد نوشت اما می شود به راز این پراکندگی ودوری پی برد وتا حدودی این غم جانکاه را به فرصتی تبدیل کرد که آیندگانمان به وجودمان افتخار کنند واین حضور مقتدرانه در میان همه ایلات واستانها وکشورهای دیگر را نشانه قدرت وتوانایی زندگی در هر شرایطی برای ایل بزرگ بیرانوند ( طایفه شرفبگ )به حساب آورند نه نشانه ضعف ،من در لرستان وتو در گرگان وعزیزی در ایلام و برادر وخواهری در کرمانشاه وبزرگی در زابل وسروری در کرمان و تهران وخوزستان وشهرهای زیادی از کشور عراق به عشق هم زنده ایم وبا تمام وجود همدیگر را دوست داریم این پراکندگی ما نشانه عظمت وتوانایی مردان وزنان بیرانوند است که در میان هر قومی هویت واقعی خودمان را حفظ کرده ایم وهمیشه اگر یک روستا وحتی یک خانوار بوده ایم خود را از ایل بیرانوند ومستقل از هر نژادی وقومی به شمار آورده ایم عزیزان من کسانی که می گویند ما بر اثر اختلاف از هم جدا شده ایم قصد ونیتشان همین جدایی است ودروغی تاریخی را بر سر زبان فرزندانمان انداخته اند که سالها تلاش لازم دارد تا بتوانیم این دروغ وتحریف تاریخ را از میان برداریم چنین موضوعی صحت ندارد .

اما ایل وتبار ما به چه دلایلی در شرق وغرب وشمال وجنوب ایران ودر شهرهای زیادی از کشور عراق سکونت داردجز این است که به چند دلیل زیر این اتفاق افتاده است

1-ایلی میهن پرست ومدافع وطن بوده ایم که برای دفاع از کیان کشورمان با حکومتهای مقتدر مرکزی برای دفاع از آب وخاکمان همکاری داشته ودر دسته جات بزرگی همراه خانواده هایمان به دیگر شهر ها ومرزها اعزام شده وماندگار گشته ایم

2-ایلی مبارز وستیزه جو در برابر بعضی دولتها مانند قاجاریه وپهلوی بوده که مورد خشم دولت ها وعوامل وابسته مانند حکومتهای محلی والیان وغیره بوداند که برای جلوگیری از وحدت ویکپارچگی آنهاقدام به تبعید وجدایی آنها در دورترین نقاط نموده اند وانتقام کمک به دولتهای صفوی وزندیه ونادر را از ما گرفته اند که در زمان آن حکومتها برای دفاع از وطن در برابر عثمانی ها ازبکها و درزمان فتح شیراز توسط کریمخان زند وکیل الرعایا ایل بیرانوند نقش بسزایی داشته اند

3-ایلی عشیره ای وتقریبا کوچ رو بوده اند که ییلاق وقشلاق در استانهای همجوار باعث این پراکندگی شده است که زیاد نباید به این موضوع متکی بود چون فقط در محدوده لرستان ،ایلام ، کرمانشاه و خوزستان کار برد دارد نه در تمام ایران وعراق

4-ایلی با مرکزیتی در یک نقطه از ایران ( لرستان ) بوده اند که براحتی توانسته اند به دیارهای دور مانند کشورعراق وشهر های کشور ایران از جمله شهرهای استان کرمانشاه ،لرستان ، ایلام ، خوزستان دست رسی داشته باشند وبرای زندگی کردن در دسته جات بزرگی که عامل قوام آنها بوده براحتی توانسته اند که در هر جای دنیا زندگی کنند واگر نقطه ثقل این مرکزیت را در نظر بگیریم کجای ایران جزلرستان می تواند باشد که هم در آن نام ونشان وبزرگانی داریم وهم زبان مادریمان که بگفته بزرگانمان از سالها پیش تاکنون همان زبان لکی یا لری است رواج دارد .

باتوجه به اینکه در کشورمان ایران اولین شناسنامه حدود90سال پیش صادرشده واکثر اسناد طوایفی وکتابهای مرتبط با این موضوعات قدمت چندانی ندارد واگر به سابقه نشر وچاپ در دنیا هم رجوع کنیم سابقه چندانی پیدانمی شود مگر اسناد دست نویس ویا تعاریف وگفتمانهای سینه به سینه از بزرگان بتواند تاریخ واقعی یک ایل وتبار ویاطایفه وتیره رامشخص کند که هر ایل وتباری فرزندانش بهتر از دیگران آبا واجدادخودرا می شناسند)تقدیم به ایل وتبار شجاع ومیهن پرست وشیعه دوازده امامی ام بیرانوند (طایفه شرفبگ ).

این مجموعه نیاز به همکاری تاریخ دوستان بی غرض وشجاع دارد ونیازمندتمیزکاری است ،ازنظراتی که به وحدت ملی وطوایفی لطمه می زند

ونظرات اهانت آمیز به اشخاص حقیقی وحقوقی استفاده نمی گردد.

هدف ما ارائه تاریخی بدون تعلقات خاطر محلی وبه دور از احساسات ناسیونالیستی است بلکه تاریخی واقعی از ایل وتبارمان که شامل واقعیات شناخت ایل بزرگ بیرانوند  ( طایفه شرفبگ )باشد وبرای جلوگیری از تحریف تاریخ اجدادمان که برای ما حکم میراث بزرگی راداردکه موظف به حفاظت از آن هستیم ...باتوجه به اینکه نویسندگان زیادی مطالب متفاوتی در باره اجداد ما وشجره نامه کل بیرانوند  ارائه داده اند بنده در باره طایفه و تیره خودم ( شرفبگ ) آنچه بزرگان طایفه برایم نقل کرده اند واز پدرانشان شنیده اند که اسناد ناطق برای من بوده وهستند را در این مجموعه (کلام الاجداد)ذکر می کنم وبرای آیندگان شنیده های خودم که از بزرگانم  نسل به نسل به این حقیر رسیده است وهمه دارای عمری طولانی بوده اند را نقل می کنم تا تاریخ اجدادم تحریف نگردد،ازاستادان ومنتقدین محترم هم که با مطالب این وبلاگ مخالفند ویا انتقادی سازنده وبدون تعصبات دارند کمال تشکر را جهت راهنمایی دارم

جمعیت[ویرایش]

این روستا در دهستان بیرانوند جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۴ نفر (۶۶خانوار) بوده‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱ ژانویه ۲۰۱۳.