پرش به محتوا

سید کاظم ذوالانوار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سید کاظم ذوالانواری)
سید کاظم ذوالانوار
اطلاعات شخصی
زاده۲۷ اسفند ۱۳۲۶
شیراز
درگذشته۳۰ فروردین ۱۳۵۴
تهران
آرامگاهبهشت زهرا، قطعه ۳۳
ملیتایرانی
حزب سیاسیسازمان مجاهدین خلق
محل تحصیلدانشگاه تهران
پیشهچریک
تحصیلاتمهندسی کشاورزی

سید محمد کاظم ذوالانوار (۲۷ اسفند ۱۳۲۶ – ۳۰ فروردین ۱۳۵۴) معروف به کاظم ذوالانوار، چریک، مهندس و از اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران بود.[۱][۲] وی در سال ۱۳۴۷ به عضویت سازمان درآمد، در سال ۱۳۵۱ دستگیر و در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ در تپه‌های اوین به همراه مصطفی جوان خوشدل و هفت تن از اعضای فدائیان تیرباران شد.[۳][۴]

سید کاظم ذوالانوار روز جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۲۶، در محله دهنادی (از محله‌های قدیمیِ) شیراز در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. پدر او آیت‌الله سید جعفر ذوالانوار و مادر وی زهرا تمکین بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش شیراز گذراند و در دوران نوجوانی و جوانی در جلسات قرآن و تفسیر شرکت می‌کرد.[۲] در سال ۱۳۴۴ به دانشکده کشاورزی تهران راه یافت و پس از اتمام تحصیلاتش در رشته مهندسی کشاورزی فارغ‌التحصیل شد.

عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کاظم ذوالانوار، در سال‌های دانشجویی با عبدالرسول مشکین‌فام آشنا شد و از طریق وی به سازمان پیوست. وی در سال ۱۳۴۷ به عضویت سازمان درآمد و به فعالیت‌های مبارزاتی‌اش با این سازمان ادامه داد. وی در سال ۱۳۵۱ عضو مرکزیت سازمان شد.

۶ سال پس از تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، در شهریور ۱۳۵۰ بیش از ۹۰ درصد از کادرها و مرکزیت سازمان توسط ساواک دستگیر شدند و به حکم دادگاه نظامی وقت، به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور»، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند.[۵] کاظم در مهر ۱۳۵۰ در اداره کشاورزی مشهد دستگیر شد. اما در مسیر انتقال به ساواک ضمن درگیری با پلیس موفق به فرار شد و از آن پس به زندگی مخفی روی آورد.[۲] در این دوره او توانست به همراه رضا و احمد رضایی، تشکیلات از هم پاشیده را سازماندهی کند و چندین عملیات انجام دهد.[۶]

روز ۱۲ مهر سال ۱۳۵۱، دستگیری او در یک عملیات گسترده ساواک اتفاق افتاد و به زندان‌های کمیته مشترک، زندان سیاسی قصر وزندان اوین برده شد. وی با وجود این‌که عضو مرکزیت سازمان بود و اطلاعات بسیاری داشت، با فریب ساواک به هنگام دستگیری و همچنین در زیر شکنجه اطلاعات خود را حفظ کرد. وی به حبس ابد محکوم شده بود.[۷][۸][۳]

خسرو گلسرخی طی مدتی که در زندان همراه او بود، تحت تأثیر او قرار گرفت و آثار اندیشه اسلام که در دفاعیات گلسرخی به آن اشاره شده از تأثیرات هم‌نشینی او با کاظم ذوالانوار است.[۹]

تیرباران در تپه‌های اوین

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ کاظم ذوالانوار را به همراه مصطفی جوان خوشدل از اعضای سازمان مجاهدین خلق و ۷ زندانی سیاسی از سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، بیژن جزنی و یارانش حسن ضیاءظریفی، عزیز سرمدی، عباس سورکی، مشعوف کلانتری، محمد چوپانزاده، احمد جلیل افشار که در حال گذراندن محکومیت خود بودند، توسط مأموران ساواک به تپه‌های اوین انتقال داده شده و سپس آن‌ها را به رگبار بستند.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]

بعد از پیروزی انقلاب ۵۷، اعدام این ۹ زندانی سیاسی توسط ساواک در تپه‌های اوین توسط بهمن نادری پور (معروف به تهرانی) یکی از معروف‌ترین بازجویان ساواک در جریان محاکمه‌اش بازگویی شد:[۱۴]

«یک روز محمدحسن ناصری مرا خواست و گفت که باید در عملیات فوق محرمانه ای که به دستور ثابتی طراحی شده و چگونگی اجرای آن هنوز معلوم نیست شرکت کنی… در روز پنجشنبه ۲۹ فروردین رضا عطارپور مجرد تلفنی به من اطلاع داد که کاظم ذوالانوار را به بازداشتگاه اوین منتقل نمایم، در آن موقع سرهنگ وزیری (رئیس وقت زندان اوین) تأکید کرد که این کار باید فوری انجام شود. کاظم ذوالانوار به بازداشتگاه با یک نامه فرستاده شد…» به گفته نادری‌پور همان روز، جلسه هماهنگی برای این اقدام توسط عطارپور در رستوران هتل آمریکا برگزار شد و عطارپور گفت (پرویز) ثابتی در جریان جزئیات طرح هست. وی گفت: «... شعبانی (حسینی) و نوذری (رسولی) زندانیان را تحویل گرفته و ما با راهنمایی سرهنگ وزیری در حالیکه لباس نظامی به تن داشت به دنبال مینی‌بوس حامل زندانیان به بالای ارتفاعات بازداشتگاه اوین رفتیم… زندانیان را پیاده کرده به ردیف روی زمین نشاندند در حالی که دست‌ها و چشمانشان بسته بود، سپس رضا عطارپور فاتحانه پا پیش گذاشته و گفت همان‌طور که شما و رفقای شما در دادگاه‌های انقلابی خود رهبران و همکاران ما را محکوم کرده و حکم را اجرا می‌کنید ما هم شما را محکوم کرده و می‌خواهیم حکم را اجرا کنیم. بیژن جزنی و چند نفر دیگر به این عمل اعتراض کردند.» اما اعتراض‌های آن ۹ نفر به جایی نمی‌رسد و رگبار مسلسل را به سمتشان می‌گیرند:[۱۵] «اولین کسی که رگبار مسلسل را به سوی آن‌ها بست سرهنگ وزیری بود و مسلسل را یکی یکی به ما داد؛ من نفر چهارم یا پنجم بودم که شلیک کردم.» «بعد سعدی جلیل اصفهانی بالای سر همه رفت و در تیر خلاص شرکت کرد». تهرانی گفت: «اجساد آن‌ها را داخل مینی‌بوس گذاشته و به بیمارستان ۵۰۱ ارتش تحویل دادیم. لباس‌های خون‌آلود و چشم‌بندهای مقتولین به دستور عطارپور، توسط من و رسولی سوزانده شد تا مدرکی باقی نماند.»[۱۶]

روایت ساواک

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

علی‌رغم اعدام ۹ چریک که برای ایجاد رعب در دل سایر زندانیان و انتقام آنان انجام شده بود، در رسانه‌های رسمی[۱۷][۱۸] با این عنوان اعلام شد: «۹ زندانی حین فرار کشته شدند.» چرا که آن نه نفر در حال گذراندن احکام زندان خود بودند و اعدام آنان اقدامی غیرقانونی بود.[۱۹] بهمن نادری پور در اعترافات خود می‌گوید: «روز بعد (از اعدام)، متنی به وسیلهٔ رضا عطارپور مجرد برای روزنامه‌ها تهیه شد که در آن عنوان شده بود این ۹ نفر در جریان انتقال از زندان به زندان دیگر، قصد فرار داشتند که مورد هدف گلولهٔ مأموران قرار گرفتند. این متن به دو دلیل بسیار ناشیانه تهیه شده بود اولاً همهٔ آن‌ها از روبه‌رو هدف گلوله قرار گرفته بودند، پس قصد فرار نداشتند. ثانیاً نحوهٔ انتقال زندانی طوری نبود که بتوان قبول کرد که قصد فرار در بین بوده است.»[۲۰] این اعتراف رسمی، داستان ساختگی ساواک و روایت حکومت دربارهٔ یک «فرار نافرجام» را کاملاً بی‌اعتبار کرد.[۲۱]

سنگ مزار سید کاظم ذوالانوار

پیکر کاظم و ۸ نفر از همراهانی که با وی تیرباران شدند؛ در ساعت ۲ بعد از ظهر روز ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ به سردخانه بیمارستان ۵۰۱ ارتش انتقال یافت و به دستور ساواک شب هنگام ساعت ۲۳ اجساد عازم بهشت زهرا شده و کارکنان بهشت زهرا به دستور مأموران ساواک آن‌ها را با همان سر و وضع خونین داخل قبرها گذاشتند و دفن کردند. این اقدام کاملاً محرمانه سبب شد تا خانواده‌های آن ۹ نفر زندانی تا انقلاب ۵۷ از محل دفن آن‌ها بی‌خبر باشند.[۲] سید کاظم ذوالانوار در قطعه ۳۳ بهشت زهرا که بیشتر مختص مبارزان سیاسی اعدام شدهٔ قبل از انقلاب ۵۷ است؛ در ردیف ۱۱۲ شماره ۹ دفن شده است،[۲۲][۲۳]

گزارش سازمان‌های حقوق بشری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کمیسیون بین‌المللی قضات در گزارش سال ۱۹۷۶ خود در خصوص حقوق بشر و نظام حقوقی در ایران از این افراد و اعدام آن‌ها یاد کرد.[۲۴]

عفو بین‌الملل در ۲۲ آوریل ۱۹۷۵ در تلگرافی به شاه ایران خواستار تحقیق یک کمیسیون مستقل پزشکی در مورد این زندانیان شد. در بیانیه عفو آمده است که «ما در مورد اعتبار گزارش رسمی دربارهٔ مرگ این افراد تردیدهای جدی داریم». (سند عفو بین‌الملل، خبرنامه جلد ۵، شماره ۶، ژوئن ۱۹۷۵)[۲۵]

آزاده اخلاقی در یک پروژهٔ سه ساله عکاسی به نام «به روایت یک شاهد عینی»، صحنهٔ اعدام سید کاظم ذوالانوار، بیژن جزنی و سایر چریکهای مذکور بر روی تپه‌های اوین را بازسازی کرده است.[۲۶]

  1. ↑ اعلامیه سازمان فداییان خلق، به مناسبت سی‌امین سال تیرباران عوامل حکومت پهلوی در تپه‌های اوین.
  2. 1 2 3 4 «یادی از «نامی که ماند»». تاریخ شفاهی. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. 1 2 ««گزارش یک جنایت»». همبستگی ملی ایران. ۲۰۲۵-۰۴-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. ↑ Vahabzadeh, Peyman (2005). Jazani, Kanun-e gerdavari va nashr-e asar-e Bizhan (ed.). "Bizhan Jazani and the Problems of Historiography of the Iranian Left". Iranian Studies. 38 (1): 167–178. ISSN 0021-0862.
  5. ↑ «فی ذکری استشهاد الدکتور کاظم رجوی جریدة لوموند». www.lemonde.in. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. ↑ داستان سفر پنجاه ساله، عبدالعلی معصومی
  7. ↑ «شماره ۲۲ (سال سوم، تیر ۱۳۵۳)». نهضت آزادی ایران. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. ↑ «۳۰ فروردین ۱۳۵۴ تیرباران و شهادت ۹ زندانی قهرمان در تپه‌های اوین توسط دژخیمان سلطنت منفور پهلوی». سیمای آزادی. ۲۰۲۵-۰۴-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. ↑ نشریه مجاهد ش ۳۸۳ - مقاله «…و از خونشان سیلاب‌ها برخاست، گرامی باد خاطره تابناک شهیدان ۳۰ فروردین»
  10. ↑ Vahabzadeh, P. (2010). A Guerrilla Odyssey: Modernization, Secularism, Democracy, and Fadai Period of National Liberation in Iran, 1971-1979. Modern Intellectual and Political History of the Middle East. Syracuse University Press. p. 38. ISBN 978-0-8156-5147-5. Retrieved 2023-12-01.
  11. ↑ «سایت سیاهکل». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۵ فوریه ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. ↑ «کالبد شکافی «پرویز ثابتی»». العربیه فارسی. ۲۰۲۳-۰۲-۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  13. ↑ «نشریه باختر امروز شماره ۶۵ - خرداد ۱۳۵۴» (PDF).
  14. ↑ «اعترافات تهرانی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ فوریه ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۵ فوریه ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  15. ↑ دفتر ادبیات انقلاب اسلامی
  16. ↑ «تاریخ ایرانی - اعترافات شکنجه‌گر ساواک؛ از توده‌ای‌های خودی تا تیرباران جزنی». tarikhirani.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ فوریه ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  17. ↑ روزنامه کیهان، روز ٣٠ فروردین ١٣٥٤، صفحه نخست
  18. ↑ روزنامه اطلاعات، روز ٣١ فروردین ١٣٥٤، صفحه نخست
  19. ↑ خبرگزاری گویا
  20. ↑ «تهرانی، جلاد ساواک، اعتراف می‌کند»، روزنامهٔ اطلاعات، ۱ خرداد ۱۳۵۸، ص ۳
  21. ↑ «Massacres Of Political Prisoners In Iran: The Bloody Legacy Of The Shah And SAVAK – OpEd» (به انگلیسی آمریکا). Eurasia Review. ۲۰۲۵-۰۴-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۳.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  22. ↑ روزنامه ایران، گزارش احمد جلالی فراهانی، چهارشنبه ۲۰ خرداد ١٣٨٣.
  23. ↑ «فراخوان گردهم‌آیی بر مزار کشته شدگان ۲۹ فروردین ۱۳۵۴ در قطعهٔ ۳۳ بهشت زهرای تهران – akhbar-rooz.com». دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  24. ↑ Butler, W.J.; Levasseur, G. (1976). Human Rights and the Legal System in Iran: Two Reports. International Commission of Jurists. ISBN 978-0-598-19176-2. Retrieved 2023-12-01.
  25. ↑ https://www.amnesty.org/en/wp-content/uploads/2021/06/nws210061975en.pdf
  26. ↑ سایت بی‌بی‌سی، عکس‌های آزاده اخلاقی، پروژه عکاسی بازسازی هفده مرگ تراژیک تاریخ معاصر ایران.