ریچارد رایت (نویسنده)
ریچارد رایت | |
|---|---|
رایت در سال ۱۹۳۹ | |
| زاده | ریچارد ناتانیل رایت ۴ سپتامبر ۱۹۰۸ روکسی، میسیسیپی، ایالات متحده آمریکا |
| درگذشته | ۲۸ نوامبر ۱۹۶۰ (۵۲ سال) پاریس، فرانسه |
| پیشه |
|
| دوره | ۱۹۶۰–۱۹۳۸ |
| سبک(های) نوشتاری | درام، داستان، غیرداستانی، خودزندگینامه |
| کار(های) برجسته | بچههای عمو تام، پسرک بومی، پسرک سیاه، بیگانه |
| همسر(ها) | دیما رز میدمن (ا. ۱۹۳۹–۱۹۴۰) الن پاپلار (ا. ۱۹۴۱) |
| فرزند(ان) | ۲ |
ریچارد ناتانیل رایت (به انگلیسی: Richard Nathaniel Wright) (۴ سپتامبر ۱۹۰۸ – ۲۸ نوامبر ۱۹۶۰) نویسندهٔ آمریکایی آفریقاییتبار رمان، داستان کوتاه، شعر و آثار غیرداستانی بود. بخش عمدهای از آثار ادبی او به مضامین نژادی، بهویژه وضعیت اسفناک آمریکاییهای آفریقاییتبار در اواخر قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم که از تبعیض و خشونت رنج میبردند، میپردازد. شناختهشدهترین آثار او شامل مجموعه رمانهای کوتاه «بچههای عمو تام» (۱۹۳۸)، رمان «پسرک بومی» (۱۹۴۰) و خاطرات «پسرک سیاه» (۱۹۴۵) است. منتقدان ادبی معتقدند که آثار او به تغییر روابط نژادی در ایالات متحده آمریکا در اواسط قرن بیستم کمک کرده است.
زندگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]دوران کودکی در جنوب ایالات متحده آمریکا
[ویرایش | اشتراکگذاری]ریچارد ناتانیل رایت در ۴ سپتامبر ۱۹۰۸ در مزرعه راکر، بین شهر روکسی و شهر رودخانهای بزرگتر نچیز، میسیسیپی متولد شد.[۱] پدر و مادرش ناتان رایت، یک کشاورز سهمبر[۱] و الا ویلسون، یک معلم مدرسه بودند.[۱] والدین او پس از جنگ داخلی، آزاد به دنیا آمدند. پدربزرگ و مادربزرگهایش در خانوادهای برده به دنیا آمده و در نتیجه جنگ آزاد شده بودند. هر یک از پدربزرگهای او در جنگ داخلی آمریکا شرکت کرده و از طریق خدمت به آزادی دست یافته بودند: پدربزرگ پدری او در بیست و هشتمین لشکر رنگینپوستان ایالات متحده آمریکا خدمت کرده بود و پدربزرگ مادری او در آوریل ۱۸۶۵ از بردگی در جنوب فرار کرد تا در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا خدمت کند.[۲]
پدر ریچارد وقتی او شش ساله بود، خانواده را ترک کرد و او به مدت ۲۵ سال ریچارد را ندید. در سال ۱۹۱۱ یا ۱۹۱۲، الا برای زندگی با والدینش به نچیز، میسیسیپی نقل مکان کرد. ریچارد در حالی که در خانه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکرد، بهطور تصادفی خانه را به آتش کشید. مادرش آنقدر عصبانی بود که او را آنقدر کتک زد تا بیهوش شد.[۳][۴] در سال ۱۹۱۵، الا پسرانش را برای مدت کوتاهی به یک پرورشگاه سپرد.[۳][۵] در سال ۱۹۱۶، مادرش به همراه ریچارد و برادر کوچکترش به الاین، آرکانزاس نقل مکان کرد تا با خواهرش مگی (ویلسون) و شوهر مگی، سیلاس هاسکینز (متولد ۱۸۸۲)، زندگی کنند. این بخش از آرکانزاس در دلتای میسیسیپی، جایی که قبلاً مزارع پنبه بود، قرار داشت. خانواده رایت پس از «ناپدید شدن» سیلاس هاسکینز که طبق گزارشها توسط مرد سفیدپوستی که طمع به کسب و کار موفق او در میخانه داشت، کشته شد، مجبور به فرار شدند.[۶] پس از اینکه مادرش بر اثر سکته مغزی ناتوان شد، ریچارد از برادر کوچکترش جدا شد و مدت کوتاهی با عمویش کلارک ویلسون و عمهاش جودی در گرینوود، میسیسیپی زندگی کرد.[۱] ریچارد در سن ۱۲ سالگی هنوز یک سال کامل هم به مدرسه نرفته بود.
خیلی زود ریچارد به همراه برادر کوچکتر و مادرش به خانه مادربزرگ مادریاش که اکنون در پایتخت ایالت، جکسون، میسیسیپی بود، بازگشتند و از اوایل سال ۱۹۲۰ تا اواخر ۱۹۲۵ در آنجا زندگی کردند. پدربزرگ و مادربزرگش که هنوز از دست او بهخاطر خراب کردن خانهشان عصبانی بودند، بارها رایت و برادرش را کتک زدند.[۴] امّا در مدتی که آنجا زندگی میکرد، بالاخره توانست بهطور منظم به مدرسه برود. او از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۱ در مدرسه محلّی ادونتیستهای روز هفتم، به همراه عمهاش ادی، به عنوان معلم تحصیل کرد.[۱][۳] پس از یک سال، در سن ۱۳ سالگی در سال ۱۹۲۱ وارد مدرسه دولتی جیم هیل شد و تنها پس از دو هفته به کلاس ششم ارتقا یافت.
ریچارد در خانهٔ پدربزرگ و مادربزرگش که از پیروان کلیسای ادونتیست روز هفتم بودند، احساس بدبختی میکرد، عمدتاً به این دلیل که عمه و مادربزرگ سلطهگرش سعی میکردند او را مجبور به دعا کنند تا شاید بتواند با خدا رابطه برقرار کند. رایت بعداً تهدید کرد که اگر مادربزرگش به او اجازه ندهد در روز شنبه، روز سبت ادونتیستها، کار کند، خانهٔ او را ترک خواهد کرد. تلاشهای طاقتفرسای عمه و پدربزرگ و مادربزرگش برای کنترل او باعث شد که او خصومت خود را نسبت به آموزههای کتاب مقدس و مسیحیت حفظ کند. این مضمون در تمام نوشتههایش موج میزند.[۵]
رایت در سن ۱۵ سالگی، در حالی که در کلاس هشتم بود، نخستین داستان خود را با عنوان «افسون نیم هکتاری جهنمی» در روزنامهٔ محلّی سیاهپوستان ساوترن رجیستر منتشر کرد. هیچ نسخهای از آن باقی نمانده است.[۵]
در سال ۱۹۲۳، پس از درخشش در مدرسه ابتدایی و راهنمایی، رایت به عنوان شاگرد ممتاز کلاس در دبیرستان اسمیت رابرتسون جونیور انتخاب و در ماه مه ۱۹۲۵ از آنجا فارغالتحصیل شد.[۱] به او مأموریت داده شد تا یک سخنرانی بنویسد تا در مراسم فارغالتحصیلی در یک سالن عمومی ایراد شود. قبل از روز فارغالتحصیلی، او را به دفتر مدیر فراخواندند، جایی که مدیر به جای سخنرانی ریچارد، سخنرانی آمادهای را به او داد تا ارائه دهد. ریچارد مدیر را به چالش کشید و گفت: «این مردم میآیند تا حرفهای دانشآموزان را بشنوند و من سخنرانی نوشتهشدهٔ شما را نخواهم خواند.» مدیر مدرسه او را تهدید کرد و گفت اگر بخواهد پافشاری کند، ممکن است اجازهٔ فارغالتحصیلی به او داده نشود، هرچند که همهٔ امتحانات را با موفقیت گذرانده است. او همچنین سعی کرد ریچارد را با فرصتی برای معلم شدن اغوا کند. ریچارد که مصمم بود عمو تام خطاب نشود، از خواندن سخنرانی مدیر که برای جلوگیری از رنجاندن مقامات سفیدپوست ناحیه مدرسه نوشته شده بود، خودداری کرد. او توانست همه را متقاعد کند که اجازه دهند آنچه را که خودش نوشته بود، بخواند.[۵]
در سپتامبر همان سال، رایت برای دروس ریاضیات، زبان انگلیسی و تاریخ در دبیرستان جدید لانیر که برای دانشآموزان سیاهپوست در جکسون ساخته شده بود، ثبتنام کرد، امّا پس از چند هفته حضور نامنظم مجبور شد دیگر در کلاسها شرکت نکند؛ زیرا برای حمایت از خانوادهاش نیاز به کسب درآمد داشت.[۵]
در نوامبر ۱۹۲۵، رایت در سن ۱۷ سالگی، به تنهایی به ممفیس تنسی نقل مکان کرد. در آنجا، او به مطالعات خود بسیار ادامه داد. علاقه رایت به کتابخوانی آنقدر زیاد بود که ترفندی موفق برای قرض گرفتن کتاب از کتابخانه سفیدپوستان دارای تبعیض نژادی ابداع کرد. رایت با استفاده از کارت کتابخانهای که از یک همکار سفیدپوستش قرض گرفته بود و با آن یادداشتهایی جعلی ارائه میداد که ادعا میکرد برای آن مرد سفیدپوست کتاب برمیدارد، توانست کتابهایی را که برای سیاهپوستان در جنوب که تحت قوانین ممنوع بود، تهیه و مطالعه کند. این ترفند همچنین به او اجازه دسترسی به نشریاتی مانند هارپر، ماهنامه آتلانتیک و مجله امریکن مرکوری را داد.[۵]
کمی پس از آن، ریچارد تصمیم گرفت به شیکاگو برود. خانوادهٔ او به مهاجرت بزرگ پیوستند؛ زمانی که دهها هزار سیاهپوست، جنوب را ترک کردند تا در شهرهای صنعتی شمال و غرب میانه که از نظر اقتصادی مرفهتر بودند، به دنبال فرصتهای شغلی بگردند.
دوران کودکی رایت در میسیسیپی، تنسی و آرکانزاس، برداشتهای او را از نژادپرستی در ایالات متحده آمریکا شکل داد.[۷]
بلوغ ادبی در شیکاگو
[ویرایش | اشتراکگذاری]رایت و خانوادهاش در سال ۱۹۲۷ به شیکاگو نقل مکان کردند، جایی که او به عنوان کارمند پست ایالات متحده آمریکا مشغول به کار شد.[۶] او از وقت خود در بین شیفتها برای مطالعهٔ آثار نویسندگان دیگر از جمله اچ. ال. منکن استفاده میکرد، کسی که دیدگاهش دربارهٔ جنوب آمریکا به عنوان یک نسخه از جهنم، تأثیر زیادی بر جای گذاشت. در سال ۱۹۳۲، او شروع به شرکت در جلسات باشگاه جان رید که یک سازمان ادبی مارکسیستی بود، کرد.[۵][۸] رایت در اواخر سال ۱۹۳۳ به اصرار دوستش آبراهام آرون، رسماً به حزب کمونیست آمریکا و باشگاه جان رید پیوست. او به عنوان یک شاعر انقلابی، اشعار پرولتری مثلاً «ما از برگهای سرخ کتابهای سرخ هستیم» را برای نیو مسز و دیگر نشریات متمایل به کمونیسم میسرود.[۵]
در سال ۱۹۳۳، رایت گروه نویسندگان ساوت ساید را تأسیس کرد که اعضای آن شامل آرنا بونتمپس و مارگارت واکر بودند.[۹] رایت از طریق این گروه و عضویتش در باشگاه جان رید، مجلّهٔ ادبی «جبهه چپ» را تأسیس و ویراستاری میکرد. رایت در سال ۱۹۳۴ شروع به انتشار اشعار خود، مثلاً «یادداشتی سرخ از عشق» و «استراحت برای خستگان» در آن مجلّه کرد.[۱۰] در مورد تعطیلی مجلّهٔ جبهه چپ در سال ۱۹۳۵ اختلافنظر وجود دارد، زیرا رایت علیرغم اعتراضاتش، حزب کمونیست را مقصر میدانست. در طول این دوره، رایت به همکاری با مجلّهٔ نیو مسز ادامه داد و مسیری را که نوشتههایش در نهایت طی کردند، آشکار ساخت.[۱۱]
تا سال ۱۹۳۵، رایت نسخهٔ خطی نخستین رمان خود، سسپول را تکمیل کرده بود که توسط هشت ناشر رد شد و پس از مرگش با عنوان زمانهٔ ارباب (۱۹۶۳) منتشر گردید.[۶][۱۲] این اثر نخست شامل حکایاتی به صورت خودزندگینامه دربارهٔ کار در اداره پست در شیکاگو در دوران رکود بزرگ بود.[۱۳]
در ژانویه ۱۹۳۶، داستان او با عنوان «پسر بزرگ خانه را ترک میکند» برای انتشار در گلچین «کاروان جدید» و گلچین «بچههای عمو تام» پذیرفته شد که بر زندگی سیاهپوستان در مناطق روستایی جنوب آمریکا تمرکز داشت.[۱۴]
در فوریه همان سال، او همکاری خود را با کنگره ملی سیاهپوستان آغاز کرد و در کنوانسیون شیکاگو با موضوع «نقش هنرمند و نویسندهٔ سیاهپوست در نظم اجتماعی در حال تغییر» سخنرانی کرد. هدف نهایی او (با الهام گرفتن از سایر اتحادیههای کارگری) توسعهٔ نشریات، نمایشگاهها و کنفرانسهای تحت حمایت کنگره ملی سیاهپوستان در کنار پروژه نویسندگان فدرال برای ایجاد کار برای هنرمندان سیاهپوست بود.[۱۵]
در سال ۱۹۳۷، او سردبیر هارلم روزنامه دیلی ورکر شد. این کار شامل گردآوری نقل قولهایی از مصاحبهها و یک پاراگراف مقدمه بود که به او فرصت میداد تا به کارهای دیگری مانند انتشار کتاب «بچههای عمو تام» در یک سال بعد بپردازد.[۱۰]
در طول پیمان شوروی با آلمان نازی در سال ۱۹۴۰، رایت همچنان توجه خود را بر نژادپرستی در ایالات متحده آمریکا متمرکز کرده بود.[۱۶] او در نهایت از حزب کمونیست جدا شد، زمانی که آنها از سنت ضد جداسازی و نژادپرستی فاصله گرفتند و به استالینیستهایی پیوستند که از ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱ حمایت میکردند.[۱۶]
ریچارد رایت اصرار داشت که به نویسندگان جوان کمونیست فضایی برای پرورش استعدادهایشان داده شود. او بعدها این ماجرا را از طریق شخصیت داستانیاش، بادی نیلسون، یک کمونیست آفریقایی-آمریکایی، در مقالهاش با عنوان «من سعی کردم کمونیست باشم» که در سال ۱۹۴۴ در ماهنامه آتلانتیک منتشر شد، توصیف کرد. این متن گزیدهای از زندگینامهٔ او بود و قرار بر این بود که با عنوان «گرسنگی آمریکایی» منتشر شود ولی به درخواست باشگاه کتاب ماه، از انتشار اصلی کتاب پسرک سیاه حذف شد.[۱۷] در واقع، روابط او با حزب کمونیست آمریکا به خشونت کشیده شد و رایت توسط همکاران همسفرش با چاقو تهدید شد، توسط اعتصابکنندگان در خیابان به عنوان یک تروتسکیست محکوم شد و هنگامی که سعی کرد در راهپیمایی روز کارگر ۱۹۳۶ به آنان بپیوندد، توسط رفقای سابقش مورد حملهٔ فیزیکی قرار گرفت.[۱۸]
حرفه
[ویرایش | اشتراکگذاری]ریچارد رایت در سال ۱۹۳۲ در شیکاگو، نویسندگی را با پروژه نویسندگان فدرال آغاز کرد و به عضویت حزب کمونیست آمریکا درآمد. در سال ۱۹۳۷، او به نیویورک نقل مکان کرد و رئیس دفتر نشریه کمونیستی «دیلی ورکر» شد.[۱۹] او از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۸ بیش از ۲۰۰ مقاله برای این نشریه نوشت. این موضوع باعث شد تا او به داستانها و موضوعاتی که به آنها علاقه داشت، بپردازد و آمریکای دوران رکود بزرگ را با نثری زیبا ترسیم کند.[۲۰]
رایت بهخاطر مجموعه چهار داستان کوتاه با عنوان «بچههای عمو تام» (۱۹۳۸) توجه ملّی را به خود جلب کرد. او برخی از داستانهایش را بر اساس قتلهای فراقضایی در جنوب عمیق نوشته است. انتشار و استقبال مطلوب از کتاب «بچههای عمو تام»، جایگاه رایت را در حزب کمونیست بهبود داد و باعث شد او به ثبات مالی قابل توجهی دست پیدا کند. او به عضویت هیئت تحریریه نشریه نیو مسز منصوب شد. تا ۶ مه ۱۹۳۸، فروش عالی آثارش موجب شد تا پول کافی برای او فراهم شود و بتواند به هارلم نقل مکان کند، جایی که رایت شروع به نوشتن رمان «پسرک بومی» کرد که این اثر در سال ۱۹۴۰ منتشر شد.
رایت بر اساس داستانهای کوتاه جمعآوریشدهاش، برای کمکهزینه گوگنهایم درخواست داد که این درخواست وی مورد پذیرش قرار گرفت و به او کمکهزینهای برای تکمیل رمان «پسرک بومی» داد.
پس از انتشار، «پسرک بومی» توسط باشگاه کتاب ماه به عنوان نخستین کتاب یک نویسندهٔ آمریکایی آفریقاییتبار انتخاب شد.

فیلم «پسرک بومی» در مارس ۱۹۴۱ به کارگردانی اورسن ولز در برادوی اکران شد و نقدهای عموماً مثبتی دریافت کرد.
خاطرات رایت با عنوان «پسرک سیاه» (۱۹۴۵) زندگی اوّلیهٔ او از دوران زندگی در روکسی میسیسیپی تا نقل مکانش به شیکاگو را در سن ۱۹ سالگی شرح میدهد. این موضوع شامل درگیریهای او با خانوادهاش از فرقه ادونتیستهای روز هفتم، مشکلاتش با کارفرمایان سفیدپوست و انزوای اجتماعی میشود. همچنین سیر تحول فکری او را در میان این مبارزات توصیف میکند. «گرسنگی آمریکایی» که پس از مرگ رایت در سال ۱۹۷۷ منتشر شد، در ابتدا قرار بود جلد دوم «پسرک سیاه» باشد. نسخهٔ کتابخانه آمریکا در سال ۱۹۹۱ سرانجام کتاب را به شکل دو جلدی اصلی خود بازگرداند.[۲۱]
کتاب «گرسنگی آمریکایی» جزئیات مشارکت رایت را در باشگاههای جان رید و حزب کمونیست آمریکا که او در سال ۱۹۴۲ از آن خارج شد، شرح میدهد. کتاب تلویحاً میگوید که او زودتر آنجا را ترک کرده است، امّا تا سال ۱۹۴۴ کنارهگیری خود را اعلام نکرده بود.[۲۲] رایت با پاکسازی بزرگ ژوزف استالین در اتحاد جماهیر شوروی مخالف بود.
نقل مکان به فرانسه، زندگی و مرگ
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پس از اقامت چند ماهه در کبک کانادا، از جمله اقامت طولانی در روستای سنت-پترونیل در جزیره اورلئان، رایت در سال ۱۹۴۶ به پاریس نقل مکان کرد. او به یک مهاجر دائمی آمریکایی تبدیل شد.[۲۳]
رایت در پاریس با نویسندگان فرانسوی ژان-پل سارتر و آلبر کامو که در نیویورک با آنها آشنا شده بود، دوست شد و او و همسرش بهویژه با سیمون دو بووار که در سال ۱۹۴۷ با آنها در نیویورک اقامت داشت، دوست شدند.[۲۴] دورهٔ اگزیستانسیالیستی رایت در دومین رمانش، بیگانه (۱۹۵۳)، بیان شد که درگیری یک شخصیت آفریقایی-آمریکایی با حزب کمونیست آمریکا را در نیویورک توصیف میکند. او همچنین با نویسندگان مهاجر دیگری مانند چستر هایمز و جیمز بالدوین دوست شد. در سال ۱۹۵۴ رایت کتاب «تعطیلات وحشتزا» را منتشر کرد.
رایت پس از اخذ تابعیت فرانسه در سال ۱۹۴۷، به سفر خود در اروپا، آسیا و آفریقا ادامه داد. او از این سفرها برای آثار غیرداستانی متعدد خود مطالبی را به دست آورد. در سال ۱۹۴۹، رایت در گلچین ضد کمونیستی «خدایی که شکست خورد» مشارکت داشت. مقالهٔ او سه سال قبل در ماهنامه آتلانتیک منتشر شده بود و از بخش منتشر نشدهٔ «پسرک سیاه» گرفته شده بود. با تشدید ترسهای کمونیستی در دهه ۱۹۵۰، رایت توسط مدیران استودیوهای فیلمسازی هالیوود در لیست سیاه قرار گرفت. با این حال در سال ۱۹۵۰، او در نسخه سینمایی آرژانتینی «پسرک بومی» در نقش «بیگر توماس» بازی کرد.
در اواسط سال ۱۹۵۳، رایت به ساحل طلا سفر کرد، جایی که قوام نکرومه در حال رهبری کشور برای استقلال از حکومت بریتانیا بود؛ استقلالی که قرار بود با نام غنا شناخته شود. کتاب رایت در مورد سفر آفریقاییاش، «قدرت سیاه»، در سال ۱۹۵۴ منتشر شد.
در سال ۱۹۵۵، رایت برای شرکت در کنفرانس باندونگ از اندونزی بازدید کرد. او مشاهدات خود را در مورد کنفرانس و همچنین شرایط فرهنگی اندونزی در کتاب «پرده رنگی: گزارشی از کنفرانس باندونگ» ثبت کرد. رایت این کنفرانس را بسیار ستایش کرد.[۲۵] او حداقل دو سخنرانی برای گروههای فرهنگی اندونزی، از جمله انجمن قلم اندونزی، ارائه داد و در نوشتن کتاب «پرده رنگی»، با هنرمندان و روشنفکران اندونزیایی مصاحبه کرد. چندین هنرمند و روشنفکر اندونزیایی که رایت با آنها ملاقات کرد، بعدها در مورد چگونگی به تصویر کشیدن شرایط فرهنگی اندونزی توسط او در سفرنامههایش اظهارنظر کردند.[۲۶]
از دیگر آثار رایت میتوان به «مرد سفیدپوست، گوش کن!» اشاره کرد. (۱۹۵۷) و رمانی به نام «رؤیای بزرگ» (۱۹۵۸) که در سال ۱۹۶۰ به صورت نمایشنامه اقتباس و در نیویورک به روی صحنه رفت. محور اصلی این رمان رابطهٔ بین مردی به نام فیش و پدرش است.[۲۷] مجموعه داستانهای کوتاه «هشت مرد» در سال ۱۹۶۱، اندکی پس از مرگ او منتشر شد. این آثار عمدتاً به فقر، خشم و اعتراضات سیاهپوستان شهری شمال و جنوب آمریکا میپرداختند.
تا ماه مه ۱۹۵۹، رایت میخواست پاریس را ترک کند و در لندن زندگی کند. او احساس میکرد که سیاست فرانسه بهطور فزایندهای تسلیم فشارهای ایالات متحده آمریکا شده است.
در ژوئن ۱۹۶۰، رایت مجموعهای از گفتوگوها را برای رادیو فرانسه ضبط کرد که عمدتاً به کتابها و حرفهٔ ادبی او میپرداخت. او همچنین به وضعیت نژادی در آمریکا و جهان پرداخت و بهطور خاص سیاست آمریکا در آفریقا را محکوم کرد.
رایت علیرغم مشکلات مالیاش، حاضر نشد از اصول خود کوتاه بیاید. او از شرکت در یک سری برنامههای رادیو کانادا خودداری کرد، زیرا به کنترل آمریکاییها مشکوک بود. رایت که هنوز به ادبیات علاقه داشت، به کایل آنستوت کمک کرد تا رمانش، مندینگو (۱۹۵۷) را در فرانسه منتشر کند.

در ۲۸ نوامبر ۱۹۶۰، رایت برای معاینه دورهای به کلینیکی در پاریس رفت. او همان شب بر اثر نارسایی ناگهانی قلب در کلینیک درگذشت.[۲۸] او ۵۲ ساله بود. او در گورستان پر-لاشز به خاک سپرده شد.[۲۹][۳۰][۳۱]
تعدادی از آثار رایت پس از درگذشت او منتشر شدهاند. علاوه بر این، برخی از تکاندهندهترین بخشهای آثار ریچارد رایت که به نژاد، جنسیت و سیاست میپرداختند، قبل از انتشار اوّلیهٔ آثارش سانسور یا حذف شدند. در سال ۱۹۹۱، نسخههای بدون سانسور از «پسرک بومی»، «پسرک سیاه» و دیگر آثار او منتشر شد. علاوه بر این، در سال ۱۹۹۴، رمان کوتاه او با عنوان «آیین گذار» برای نخستین بار منتشر شد.[۳۲]
مجموعهای از سفرنامههای رایت در سال ۲۰۰۱ توسط انتشارات دانشگاه میسیسیپی منتشر شد. رایت پس از مرگش کتابی ناتمام با عنوان «قانون یک پدر»[۳۳] از خود به جا گذاشت که به یک پلیس سیاهپوست و پسری که مظنون به قتل است، میپردازد. این کتاب در ژانویه ۲۰۰۸ منتشر شد. یک نسخهٔ جامع از آثار سیاسی ریچارد رایت با عنوان «سه کتاب از تبعید: قدرت سیاه؛ پرده رنگی؛ و مرد سفید، گوش کن!» منتشر شد.
میراث
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پسرک سیاه پس از انتشار در سال ۱۹۴۵، فوراً به یکی از پرفروشترین کتابها تبدیل شد.[۳۴] داستانهای منتشر شده رایت در دهه ۱۹۵۰ برخی از منتقدان را ناامید کرد. آنان میگفتند که مهاجرت او به اروپا باعث شده که ریچارد رایت از آمریکاییهای آفریقاییتبار بیگانه شود و او از ریشههای عاطفی و روانیاش دور بماند.[۳۵] بسیاری از آثار رایت در دورهای که آثار نویسندگان جوانتر سیاهپوست محبوبیت پیدا کرده بودند، نتوانستند استانداردهای سختگیرانهٔ نقد نو را برآورده کنند.[۳۶]
در طول دهه ۱۹۵۰، رایت دیدگاه بینالمللیتری پیدا کرد. اگرچه او به عنوان یک چهرهٔ مهم ادبی و سیاسی با شهرت جهانی، دستاوردهای زیادی داشت، امّا آثار خلاقانهاش رو به زوال گذاشتند.[۳۷]
در حالی که علاقه به «پسرک سیاه» در دهه ۱۹۵۰ کاهش یافت، با این حال، این کتاب همچنان یکی از پرفروشترین کتابهای او باقی مانده است. از اواخر قرن بیستم، منتقدان دوباره به آن علاقه نشان دادهاند. «پسرک سیاه» همچنان اثری با اهمیت تاریخی، جامعهشناختی و ادبی محسوب میشود که تصویرسازی تأثیرگذار آن از جستوجوی یک مرد سیاهپوست برای خودشکوفایی در جامعهای نژادپرست، تأثیر عمیقی بر آثار نویسندگان آفریقایی-آمریکایی پس از خود، مانند جیمز بالدوین و رالف الیسون گذاشت. جان ای. ویلیامز در رمان «مردی که فریاد زد من هستم» که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد، نسخهای تخیلی از زندگی و مرگ رایت را گنجاند.[۳۸]
عموماً توافق نظر وجود دارد که تأثیر رمان «پسرک بومی» اثر رایت، به سبک یا تکنیک ادبی مربوط نمیشود.[۳۹] بلکه، این کتاب بر ایدهها و نگرشها تأثیر گذاشت و «پسرک بومی» نیرویی در تاریخ اجتماعی و فکری ایالات متحده آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم بوده است. امیری باراکا، نویسنده آمریکایی در مورد رایت و آثارش میگوید: «رایت یکی از افرادی بود که مرا از نیاز به مبارزه آگاه کرد.»[۴۰]
در طول دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، پژوهشگران مقالاتی انتقادی دربارهٔ رایت در مجلات معتبر منتشر کردند. کنفرانسهایی در مورد ریچارد رایت در پردیسهای دانشگاهی از میسیسیپی تا نیوجرسی برگزار میشد. نسخهٔ سینمایی جدیدی از «پسرک بومی» در دسامبر ۱۹۸۶ اکران شد. برخی از رمانهای رایت در تعدادی از دبیرستانها، دانشگاهها و کالجهای آمریکایی به عنوان کتابهای درسی درآمدند.[۴۱]
آثار
[ویرایش | اشتراکگذاری]
کار نویسندگی خود را از دو سال بعد آغاز کرد و در سال ۱۹۳۸ با انتشار نخستین مجموعه داستانهای خود به نام «پسرک سیاه» که شرح زندگی دردآلود خودش بود، جزو نویسندگان زبردست آمریکا شناخته شد. کتابهای بعدی او که همه آیینه تمام نمایی از زیربنای جامعه آمریکایی و اختلافات نژادی میباشند، عبارتاند از: «رانده شده»، «شکم ماهی»، «۸ مرد» (۱۹۶۱) و «بچههای عمو تام» (۱۹۳۸).
خانهزاد
[ویرایش | اشتراکگذاری]او در آثار خود به مشکلات نژادی در جامعه آمریکا میپرداخت و کارهای او بر جنبش حقوق مدنی آمریکا تأثیر داشت. آثار مشهور او پسرک سیاه و خانهزاد هستند که خانهزاد به فارسی نیز ترجمه شده است. او در آن کتاب مینویسد:
چه کسی میداند که چه وقت شوکهای خفیفی که تعادل ظریف میان نظم اجتماعی و آرزوهای سیریناپذیر ما را تهدید میکند، سرانجام آسمانخراشهای شهرهای ما را فرو میریزد؟
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 6 "Richard Wright". Mississippi Encyclopedia. Retrieved October 29, 2019.
- ↑ Summary of Richard Wilson and Nathan Wrights Civil War services at Civil War Talk Forum. Retrieved May 5,2019.
- 1 2 3 "Richard Wright". Mississippi Writers & Musicians. Retrieved October 30, 2019.
- 1 2 "Richard Wright". BlackHistoryNow. August 7, 2011. Archived from the original on April 13, 2020. Retrieved October 30, 2019.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 "Say Hello To Richard Wright". blackboy. PBworks. Retrieved October 30, 2019.
- 1 2 3 "Richard Nathaniel Wright (1908–1960)". Encyclopedia of Arkansas. Retrieved September 30, 2016.
- ↑ Wright, Richard (1993). Black Boy. New York: HarperCollins. pp. 455–459. ISBN 0-06-081250-8.
- ↑ "Left Front (magazine) – Wikipedia for FEVERv2". mediawiki.feverous.co.uk. Archived from the original on November 28, 2021. Retrieved 2021-04-05.
- ↑ "Chicago Black Renaissance". www.encyclopedia.chicagohistory.org. Retrieved 2021-04-05.
- 1 2 Reilly, John M. (June 1972). "Richard Wright's Apprenticeship". Journal of Black Studies. 2 (4): 439–460. doi:10.1177/002193477200200403. JSTOR 2783633.
- ↑ Foley, Barbara (2015). "Barbara Foley Online Review: Earle V. Bryant, ed. , Byline, Richard Wright: Articles from the Daily Worker and New Masses (Columbia: University of Missouri Press, 2015), 282 pp + i–xix" (PDF). academic.oup.com. Archived from the original (PDF) on 2022-10-09.
- ↑ Moskowitz, Milton. "The Enduring Importance of Richard Wright". The Journal of Blacks in Higher Education. Retrieved 2021-04-08.
- ↑ Simmons, Kristen Jere (2019-05-21). "A Space of His Own". South Side Weekly (in American English). Retrieved 2021-04-08.
- ↑ "Big Boy Leaves Home by Richard Wright, 1938". www.encyclopedia.com. Retrieved 2020-12-17.
- ↑ Gellman, Erik S. (2012). Death Blow to Jim Crow. Chapel Hill: University of South Carolina Press. pp. 26. ISBN 978-0-8078-3531-9.
- 1 2 Katz, Dan (February 27, 2019). "Richard Wright and Stalinism | Workers' Liberty". www.workersliberty.org. Retrieved 2021-04-08.
- ↑ Wright (1960). "Richard Wright". In Crossman (ed.). The God That Failed. pp. 126–134.. It remained an essay until the publication of American Hunger in 1977 and the complete Black Boy (American Hunger) in 1991. James Zeigler: Red Scare Racism and Cold War Black Radicalism. Jackson: University Press of Mississippi, 2015, pp. 72–73.
- ↑ Wright (1965). "Richard Wright". The God That Failed. pp. 143–145.
- ↑ "Richard Wright | Biography, Books, & Facts". Encyclopædia Britannica (in English). Retrieved 2020-12-12.
- ↑ Wright, Richard (2015). Bryant, Earle V. (ed.). Byline, Richard Wright: Articles from the Daily Worker and New Masses. Columbia: University of Missouri Press. ISBN 978-0-8262-2020-2. OCLC 867020649.
- ↑ Damon Root (October 2021). "When the 'Native Son' Became 'The Man Who Lived Underground'". Reason.
- ↑ Wright, Richard (1993). Kinnamon, Keneth; Fabre, Michel (eds.). Conversations with Richard Wright. Mississippi: University of Mississippi. p. xix. ISBN 0-87805-632-7.
- ↑ "Richard Wright Biography". Retrieved September 30, 2016.
- ↑ Bakewell, Sarah (2016). At the Existentialist Café: Freedom, Being, and Apricot Cocktails. Other Press. pp. 171. ISBN 978-1-59051-489-4.
- ↑ Gao, Yunxiang (2021). Arise, Africa! Roar, China! Black and Chinese Citizens of the World in the Twentieth Century. Chapel Hill: University of North Carolina Press. p. 38. ISBN 978-1-4696-6460-6.
- ↑ Vuyk, Beb (May 2011). "A Weekend with Richard Wright". PMLA. 126 (3): 810. doi:10.1632/pmla.2011.126.3.798.
- ↑ "Richard Wright, Writer, 52, Dies", The New York Times, November 30, 1960.
- ↑ Harrington, Ollie (February 1961). "The Last Days of Richard Wright". Ebony. pp. 83–94.
- ↑ "On This Day: September 4". The New York Times. September 4, 2014.
- ↑ Major, Clarence (February 18, 1996). "ART | Paris on His Mind". The New York Times.
- ↑ Rowley, Hazel. "Richard Wright: The Life and Times". Hazel Rowley Literary Fellowship. Retrieved November 26, 2024.
- ↑ "Children's Books/Black History; Bookshelf". February 13, 1994.
- ↑ Powers, Ron (February 24, 2008). "Ambiguities". The New York Times.
- ↑ Levy, Debbie (2007). Richard Wright: A Biography. Twenty-First Century Books. p. 97. ISBN 978-0-8225-6793-6.
- ↑ Corkery, Caleb (2007). "Richard Wright and His White Audience: How the Author's Persona Gave Native Son Historical Significance". In Fraile, Ana (ed.). Richard Wright's Native Son. Rodopi. p. 16. ISBN 978-9042022973.
- ↑ Goldstein, Philip (2007). "From Communism to Black Studies and Beyond: The Reception of Richard Wright's Native Son". In Fraile (ed.). Richard Wright's Native Son. Rodopi. pp. 26–27. ISBN 978-9042022973.
- ↑ Mullen, Bill. "Richard Wright (1908–1960)". Modern American Poetry. University of Illinois. Archived from the original on December 17, 2008. Retrieved October 7, 2008.
- ↑ Campbell, James (September 9, 2004). "Black American in Paris". The Nation.
- ↑ Corkery 2007, pp. 17–28.
- ↑ "Richard Wright – Black Boy". Independent Television Service. Archived from the original on July 15, 2008. Retrieved October 7, 2008.
- ↑ "Richard Wright". HarperCollins. Retrieved October 7, 2008.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- آمریکاییهای مهاجرتکرده به فرانسه
- اعضای حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا
- افراد پادکمونیست اهل ایالات متحده آمریکا
- افراد خدمات پستی ایالات متحده آمریکا
- افراد فرانسوی آفریقایی-آمریکاییتبار
- اگزیستانسیالیستها
- اهالی جکسون، میسیسیپی
- اهالی شهرستان فرانکلین، میسیسیپی
- اهالی شیکاگو
- بیخدایان اهل ایالات متحده آمریکا
- خودزندگینامهنویسان اهل ایالات متحده آمریکا
- درگذشتگان ۱۹۶۰ (میلادی)
- درگذشتگان به علت سکته قلبی
- دریافتکنندگان جایزه گوگنهایم
- دور از وطنهای اهل ایالات متحده آمریکا در فرانسه
- رماننویسان آمریکایی آفریقاییتبار
- رماننویسان اهل ایالت ایلینوی
- رماننویسان سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا
- رماننویسان مرد اهل ایالات متحده آمریکا
- زادگان ۱۹۰۸ (میلادی)
- سوسیالیستهای اهل ایالات متحده آمریکا
- شاعران آفریقاییتبار اهل ایالات متحده آمریکا
- شاعران سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا
- شاعران مرد اهل ایالات متحده آمریکا
- شرکتکنندگان در کنفرانس باندونگ
- فهرست سیاه هالیوود
- کمونیستهای اهل ایالات متحده آمریکا
- مارکسیستهای سابق
- مدفونان در پر-لاشز
- مسیحیان پیشین آفریقاییتبار اهل ایالات متحده آمریکا
- ندانمگرایان آفریقاییتبار اهل ایالات متحده آمریکا
- ندانمگرایان اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان آفریقاییتبار اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان اهل جکسون، میسیسیپی
- نویسندگان اهل شیکاگو
- نویسندگان اهل میسیسیپی
- نویسندگان پستمدرن
- نویسندگان داستان کوتاه آفریقاییتبار اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان داستان کوتاه سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان داستان کوتاه مرد اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا
- نویسندگان مرد غیرداستانی اهل ایالات متحده آمریکا