در جبهه غرب خبری نیست

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در جبهه غرب خبری نیست
Im Westen nichts Neues
Remarque Im Westen nichts Neues 1929.jpg
جلد چاپ نخست کتاب
نویسنده اریش ماریا رمارک
ناشر انتشارات اولشتاین
محل نشر
مکان ناشر فارسی: تهران
تاریخ نشر ۲۹ ژانویه ۱۹۲۹
تاریخ نشر فارسی: پاییز ۱۳۰۹ شمسی
تعداد صفحات ۱۹۲ صفحه (فارسی)
موضوع جنگ
سبک رمان جنگی
زبان آلمانی
ایستگاهی در افق
راه بازگشت

در جبههٔ غرب خبری نیست (به آلمانی: Im Westen nichts Neues) رمانی با موضوع جنگ اثر اریش ماریا رمارک، نویسندهٔ اهل آلمان است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.[۱]

مقدمه نخستین ترجمه فارسی کتاب[ویرایش]

نویسندۀ این کتاب سرباز جوان آلمانی از اعقاب یک فامیل فرانسوی میباشد که در زمان شورش فرانسه به حوالی رود رون مهاجرت نموده و تبعیت آلمان را قبول کردند نام او رمارک و فعلا سی و چهار سال از عمر او میگذرد. در سن ۱۸ سالگی از مدرسه داوطلبانه داخل خدمت قشون شده و مامور فرونت (جبهه) غرب گردید. در موقعیکه در سنگر زیر آتش خمپاره و امواج گاز خفه کننده بسر میبرد مادرش فوت نمود. همه رفقای صمیمی او کشته شدند و در خاتمه جنگ یکه و تنها - ویلان و سرگردان – مانند جوانان هم عصر خود خویشتن را دچار اوضاع منقلب و طوفان بعد از جنگ دیده و مجبور شد برای اشاعۀ خود به انواع وسایل متوسل گردد مدتی مشغول معلمی شد سپس بعنوان نوازنده در کلیسائی مستخدم گردید بعد به فروش اتومبیل و غیره اشتغال یافته و بالاخره نویسنده و مولف گردید.

شاید یکسال و نیم قبل وقتی که مشغول نگارش سرگذشت و تجارب شخصی خود و رفقای سابقش بود هیچ تصور نمیکرد که تالیف او این اندازه قابل اهمیت شده و صیت شهرت او تا اکناف عالم برسد چهارماه نکشید که کتاب او چندین بار طبع و به السنه مختلف (زبان های مختلف) ترجمه گردیده بین توده مردم تولید هیجانی برپا نمود.

رمارک در کتاب خود سه چیز را که عبارت از جنگ ، مقدرات جوانان یک عصر و حس رفاقت باشد بوجه احسن مجسم می سازد. که در موقع جنگ فقط برای یک مشت مردم بدبخت پیدا شده بود همانا حس رفاقت تزلزل ناپذیری بود که تحمل کلیه مصائب و شداید رستاخیز جنگ را برای سربازان سهل و آسان میکرد.

رمارک هرچند که کتاب خود را به طرز رمان برشته تحریر در آورده ولی تمام آن شرح وقایع و حوادثی است که برای او و رفقایش رخ داده و جنگ را با تمام بدبختی های آن در نظر هر خواننده مجسم میسازد.

تا بحال کتابی با این طرز و اسلوب که حقیقت و عظمت جنگ را برساند تالیف نگردیده است و از این جهت کتاب او نه فقط در آلمان بلکه در تمام ممالک عالم تاثیر عجیبی نموده و برای ربودن آن سر و دست میشکستند.

برای برداشتن سینمای آن (برای ساختن فیلم سینمایی کتاب) مخارج هنگفتی نمودند. سال گذشته خیال داشتند جایزه ادبی نوبل را به او بدهند. شاهکاری کتاب آن است که مولف به همان زبان سربازی که حرف میزده کتاب خود را خالی از هر شاخ و برگ ادبی نوشته و احساسات چندین میلیون مردمان بیگناه را که دچار عفریت مرگ شده بودند و چشم از هر چیز پوشیده حیات و بقای خود را واگذار به قضا و قدر کرده بودند بقدری ساده بیان میکند که گاهی شما را بخنده انداخته و زمانی بی اندازه متاثر میسازد.

هیچ کتابی به اندازه آن در دوره حیات مولفش طبع و منتشر نگردیده و هیچ مولفی مثل رمارک از تراوشات قلمی و حق ترجمه کتاب خود نفع نبرده و گویا فعلا مانند یکی از متمولین در آمریکا زیست مینماید.

با وجود آنکه عده ای از افسران سابق و مردمان متعصب در آلمان نویسنده مزبور و نگارشات او را مخالف حیثیت ملی و شئون نظامی آلمان قلمداد نموده و حزب کلاه خود در کتاب موسوم به (آلمان - آلمان مافوق همه) اصل و نسب او را یهودی معرفی کردند و هیئتی را مامور تحقیق در احوال و گزارش‌های او نموده و حتی نوشتند که این شخص ابدا رنگ سنگر را ندیده و به شغل دفتری در ارکان حزب ولیعهد سابق آلمان اشتغال داشته و این یادداشت ها را از سایرین دزدیده و بهم انداخته است ولی معهذا هیچگونه لطمه به بزرگی و عظمت کتاب او وارد نیامده است چون جنبه تعصب ملی را کنار گذاشته و از هیچ دسته و مملکتی طرفداری ننموده ، جنگ و وحشی گریهای آنرا کما هو حقه (آنطور که شایسته آن است) به عالمیان گوشزد نموده است.

ه – سپانلو ۱۳۰۹ شمسی


شیوه روایت[ویرایش]

تمام داستان به صورت اول شخص از زبان شخصیت اصلی داستان (سربازی به‌نام پل بایمر) نقل می‌شود به جز پاراگراف آخر کتاب که حاوی خبری درباره پل بایمر است. در این کتاب سعی شده که به معنای واقعی یک جنگ و پیامدهای طولانی که میتواند بر همه چیز داشته باشد اشاره شود.

بخشی از متن کتاب :

صدای موتورها و ترق و تروق کامیون ها گوش ما را کر کرده ، زمین از زیادی عبور و مرور عرابه ها ناهموار و پست و بلند شده است . هیچکس اجازه ندارد آتش روشن کند. دست‌انداز های راه ما را به هر طرف تکان می دهد طوری که دیگر چیزی نمانده از کامیون ها معلق زده و پرت شویم در این باب به خود تشویش راه نداده و دل واپس نیستیم چون جز آنکه دست و پایمان بشکند طور دیگری نخواهد شد و البته یک دست شکسته بهتر از گلوله‌ای است که به شکم خورده و آن را سوراخ کند.

شاید چند نفری بین ما از خدا می خواستند که چنین اتفاقی برای آن ها رخ دهد تا بلکه به واسطه شکستگی اعضا بتوانند به وطن خود مراجعه کنند.

اقتباس سینمایی[ویرایش]

پوستر فیلم سینمایی در جبهه غرب خبری نیست در سال ۱۹۳۰

در سال ۱۹۳۰ از روی این کتاب فیلمی به کارگردانی لوئیس مایلستون ساخته شد. فیلمنامه این اثر توسط چند تن از هنرمندان آن دوره از جمله مکسول اندرسون ، جورج ابوت ، دل اندروز و سی. گاردنر سالیوان نوشته شد.

از‌‍‎ جمله بازیگران این اثر لوئیس وولهایم ، لو آیرس ، جان ورای ، آرنولد لوسی و بن الکساندر بودند. کارل لملی جونیور برای تهیه کنندگی این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۱۹۳۰ شد همچنین لوئیس مایلستون ، جایزه اسکار بهترین کارگردانی آن سال را به خود اختصاص داد. این فیلم اولین فیلم ناطق و غیر موزیکال بود که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم شد.[۲]

همچنین دو نامزدی دیگر در رشته های جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری و جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی کسب کرد.

مشخصات نشر[ویرایش]

  • رمارک، اریش‌ماریا، در غرب خبری نیست ؛ ترجمهٔ هادی سیاح سپانلو، تهران: انتشارات ابن سینا، ۱۳۳۴.
  • رمارک، اریش‌ماریا، در غرب خبری نیست ؛ ترجمهٔ سیروس تاجبخش، تهران: انتشارات فرانکلین، ۱۳۴۶.
  • رمارک، اریش‌ماریا، در جبههٔ غرب خبری نیست ؛ ترجمهٔ رضا جولایی، تهران: جویا، ۱۳۸۵.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

منابعی برای مطالعه بیشتر[ویرایش]