دروغ‌گوهای کوچک زیبا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو


دروغ‌گوهای کوچک زیبا
P12781613 b v8 as.jpg.jpg
گونه درام نوجوان
معمایی |داستان جنایی
توسعه‌دهنده I. Marlene King
بازیگران ترویان بلیزاریو
اشلی بنسون
هولی ماری کومبز
لوسی هیل
لورا لیتون
ایان هاردینگ
شای میتچل
آماندا شول
ساشا پیترسه
اَن مری دلوئیس
الیزابت مک‌لافلین
آرورا پرینو
کشور سازنده آمریکا
زبان‌(های) اصلی انگلیسی
تعداد فصل‌ها 7
تعداد قسمت‌ها ۱۶۰
انتشار
شبکه اصلی ای‌بی‌سی خانواده
انتشار اولیه ۸ ژوئن ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-06-۰۸) – ۲۷ژوئن ۲۰۱۷
پیوند به بیرون
وبگاه

دروغ‌گوهای کوچک زیبا (به انگلیسی: Pretty Little Liars) یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی در ژانر معمایی ساخته مرلین کینگ است. داستان این مجموعه از رمانی نوشته سارا شپرد اقتباس شده‌است. پخش این مجموعه از ۸ ژوئن ۲۰۱۰ از شبکه ای‌بی‌سی خانواده اغاز و در۲۷ ژوئن ۲۰۱۷ در ۷ فصل به پایان رسید .[۱]

زیر مجموعه از سریال[ویرایش]

در سال ۲۰۱۷ پس از پایان سریال مرلین کینگ کارگردان سریال درغگوهای کوچیک زیبا به‌طور کامل تمام نشده و داستان این سریال ادامه دارد چند ماه بعد اعلام شد نسخه ای از این سریال با حضور دو بازیگر این مجموعه یعنی ساشا پیترسه در نقش الیسون و جنا پریش در نقش مونا در این مجموعه حضور دارند و نام این مجموعه دروغ گوهای کوچیک زیبا : کمال گرا ( به انگلیسی : Pretty Little Liars: The Perfectionists ) هست و شروع این سریال ۲۰ مارچ ۲۰۱۹ اعلام شده

داستان[ویرایش]

آلیسون، آریا، اسپنسر، هانا و امیلی بهترین دوست‌های یکدیگر هستند تا زمانی که آلیسون به شکل مرموزی ناپدید و در نهایت جسدش یک سال پس از ناپدید شدنش در خانه قدیمی او پیدا می‌شود. در حین تحقیقات برای قتل آلیسون دخترها پیغام‌های تهدید آمیزی دریافت می‌کنند. در این پیغام‌ها شخصی با نام «A» آن‌ها را تهدید که به فاش کردن رازهایشان می‌کند. بعدها که معلوم می‌شود الیسون زنده است و از ترس A که او را نکشد فرار کرده و ان جسد هم جسد شخص دیگری بوده . در کل سه شخص ناشناس با نام‌های Orginal A ( ای اصلی )، Big A (ای‌بزرگ ) و A.D یا uber A (ای اخر ) در داستان حضور دارند. فصل هفتم سریال تمام شد و آخرین فصل این سریال بود.

شخصیت های اصلی[ویرایش]

دختری احساساتی و از نظر عاطفی ضعیف. دختری چاق بود که به کمک مونا لاغر می‌شود. پس از لاغرشدن چهرهٔ زیبایی پیدا می‌کند و خوش تیپ می‌شود و شخصیتش به کلی تغییر می یابد. هانا موهایی بلوند، چشم‌هایی سبز رنگ داره و دوست دختر کیلی هستش

پنج سال بعد :

هانا در زمینه مدل موفق شده به روزوود برمی‌کرده از کلیب جدا شده در ادامه داستان با کیلب اشتی میکنه و در پایان با یکدیگر ازدواج می‌کنند و صاحب بچه می‌شوند.

دختری با هوش که از خواهر بزرگترش متنفر است و تنها کسی است که اندکی از رازهای آلیسون را می‌داند. اسپنسر موها و چشم‌های خرمایی رنگ و روحیه ای قدرت طلب داره و عاشق توبی هست

پنج سال بعد :

اسپنسر در کارهای سیاسی موفقه و در حال حاضر از توبی جدا شده و عاشق کیلب هستش بعداً متوجه این همه سال با دروغ بزرگی روبه رو شده و مادرش، مادر واقعی اون نیست در اصل وی دختر مری دریک یعنی خواهر شارلوت ( سی سی درک یا چارلز دلارنتیس در اصل Big A ) و الکس درک ( دوقلوی اسپنسر و A.D )

بهترین دوست الیسون به‌طور اتفاقی عاشق معلم خود ازرا فیتز می‌شود ولی نمی‌تواند این را فاش کند زیرا موجب زندان افتادن ازرا به جرم سواستفاده از دانش آموز می‌شود وی چون خیانت پدرش رو دیده بسیار حساس شده چندین بار از ازرا جدا میشه

پنج سال بعد :

اریا در زمینه ادبیات موفق میشه با جیسون برادر الیسون رابطه داره به ناچار مجبور میشه کارهای A رو به دور از چشم دخترا انجام بده در اخر هم با ازرا ازدواج میکنه

دختر شناگر و ورزشکار گروه. یک همجنس گراست و عاشق الیسون ولی نمی‌تواند انرا اعتراف کند . در بین داستان عاشق دختری به نام مایا می‌شود و همجنس بازبودن خود را اعتراف می‌کند. اما مایا به دست پسری که عاشقش بود کشته می‌شود و امیلی رابطه عاشقانه ای با پیج و بعدها سارا هاروی شروع می‌کند در ادامه امیلی عاشق رقیب خود در شنا یعنی پیج می‌شود.

پنج سال بعد :

امیلی بخاطر مرگ پدرش ترک تحصیل میکنه و در بار کار میکنه و برای بدست اوردن پول تخمک هاشو اهدا میکنه بعدها این تخمک‌ها توسط A به الیسون تزریق میشن و امیلی و الیسون صاحب دو دوقلو میشن

دختر بسیار زیبا، خودخواه و زرنگ، بسیار باهوش و عاقل. رهبر گروه است و خواسته‌هایش را به انان دقیقاً دیکته می‌کند. در مدرسه بسیار سرشناس است. در ادامه ناخواسته توسط شارلوت بیهوش و مادرش او را زنده زنده دفن می‌کند . اما زنی سالخورده او را نجات می‌دهد. الیسون مدتی پنهان می‌ماند د و برای ۴ فصل خود را مرده نشان میده اما سرانجام خود را نشان همه می‌دهد بعدها میفهمد Big A خواهر او است که از وجودش خبر نداشته

پنج سال بعد :

الیسون در دبیرستان رزوود معلم شده بعد فهمیدن شخص ای که خواهرش هستش از او حمایت می‌کند بعد از مرگ شارلوت به صورت مرموز افسردگی میگرد و با یه مرد روانی ازدواج می‌کند بعدها توسط ای اخر از تخمک‌های امیلی حامله می‌شود و دوقلو به دنیا میاورد و با امیلی ازدواج می‌کند

شخصیت های دیگر[ویرایش]

مادر هانا . زنی که از شوهرش جدا شده و حضانت هانا را در اختیار دارد. زنی قوی است که در شرایط سخت روی پای خودش می ایستد. همیشه دنبال کمک کردن به هانا دخترش است. در بین داستان با جیسون (برادر آلیسون و اسپنسر) رابطه عاطفی برقرار می‌کند اما این رابطه مدت کوتاهی دوام دارد زیرا کشیش تد به اشلی پیشنهاد ازدواج می‌دهد. در پایان اشلی دیوانه خانه ردلی را خریده و به هتلی مجلل تبدیل می‌کند.

معلم ادبیات. در یک خانوادهٔ پولدار اما خودخواه بزرگ شده. جدا از خانواده و عاشق نوشتن و ادبیات است. در ابتدا با نقشه برای نوشتن کتابش به رزوود امد اما در ادامه عاشق آریا شد. عشق آن‌ها ابتدا پنهان بود اما بعد از مدتی آریا حقیقت را به مادر و پدرش گفت و باعث شد ازرا کار خود را از دست بدهد. پس از مدتی اریا با فهمیدن قصد اولیه ازرا رابطه اش را با او تمام کرد. ازرا عاشق دختری به نام نیکول شد. اما در یکی از سفر هایشان نیکول گروگان گرفته شد و ازرا که فکر می‌کرد نیکول مرده به اریا پیشنهاد ازدواج داد. با برگشتن نیکول رابطه ازرا و آریا کمی پیچیده شد اما در پایان با یکدیگر ازدواج کردند.

برادر ناتنی جنا مارشال دختری که الیسون و دوستانش کورش کردند و این حادثه را گردن توبی انداختند. توبی مدتی در کانون اصلاح و تربیت ماند و سپس برگشت. مدتی با امیلی رابطهٔ عاطفی برقرار کرد اما این رابطه دوامی نداشت. بعد از امیلی او با اسپنسر وارد رابطه شد. در اواسط داستان پلیس رزوود شد. در فصل 6 او و اسپنسر از هم جدا شدند و در فصل 7 او با دختری به نام ایوان ازدواج کرد اما بعد از مرگ ایوان دوباره با اسپنسر وارد رابطه شد.

کیلب ابتدا پسری بی خانمان بود که در هک کردن استاد بود. بعد از کمک کردن به هانا کم کم رابطه ای عاطفی بین آن‌ها شکل گرفت. کیلب نقش زیادی در پیدا کردن ای داشت و همیشه مراقب هانا بود. در فصل6 کیلب و هانا به خاطر کار هانا از هم جدا شدند و چند قسمتی شاهد رابطهٔ کیلب با اسپنسر بودیم اما در آخر کیلب اعتراف کرد که هانا را دوست دارد و با هم ازدواج کردند.

جسیکا و مری دو خواهر دوقلو بودند اما مری به وسیلهٔ جسیکا به ردلی فرستاده شد و جسیکا حضانت فرزند اول او را به عهده گرفت. جسیکا به دست مری کشته شد و مری نیز با الکس و آرچل برای یافتن قاتل شارلوت همدست شد اما در آخر مونا او و الکس را در خانه ای عروسکی زندانی کرد.

ملیسا خواهر بزرگ تر اسپنسر مدام با اسپنسر دعوا دارن زیرا اسپنسر با نامزد او رن به ملیسا خیانت کردند . ملیسا در ادامه مشخص میشه که برای حفاظت از خواهرش بتنی را که گمان می‌کرده الیسون هست و به دست خواهرش کشته شده رو خاک کرده.

جنا مارشال دختری مرموز که به دست الیسون و دوست‌هایش نابینا شده . او به توبی برادر ناتنی خود علاقه دارد و او را تا مدتی تهدید می‌کرد که اگر با او بهم بزند به خانواده می‌گوید که توبی از او سواستفاده می‌کرده. مدتی بعد جنا با نوئل وارد رابطه میشه و در اخر فیلم جنا در مدرسه رزوود مشغول به کار میشه.

الا مادر آریا می‌باشد که بعد از اطلاع یافتن از خیانت بایرن(پدر آریا) تصمیم به جدایی گرفت. او با وجود مخالفت راجع به رابطه ازرا و اریا آن هارا تا حدودی حمایت می‌کرد. در ادامه با مردی جوان تر از خودش قصد ازدواج داشت که متوجه هوس بازبودن او شد و از ازدواج با او خودداری کرد. در پایان دوباره با بایرن ازدواج کرد.

او ابتدا دوست پسر ملیسا بود اما با لو رفتن رابطه اش با اسپنسر او از خانه هیستینگس‌ها رفت. او پزشک بود و مدتی نیز به هانا علاقه‌مند شد. در آخر با دیدن الکس به او علاقه‌مند شده و سعی کرد او را از کارهایش منصرف کند اما در پایان الکس اعتراف کرد که او را کشته و خاکسترش را تبدیل به الماس گردنبندش کرده‌است و همچنین ورن پدر بچه‌های امیلی و آلیسون می‌باشد .

جیسون برادر آلیسون و اسپنسر و ملیسا می‌باشد که حاصل رابطهٔ جسیکا و پیتر(پدر اسپنسر) می‌باشد . او در فیلم عاشق آریا بود و مدتی نیز با او رابطه داشت اما پس از شنیدن خبر ازدواج اریا برای او ارزوی خوشبختی کرد . جیسون برادری حمایتگر بود که در میانهٔ داستان با اشلی مارین مادر هانا رابطهٔ عاطفی برقرار کرد که این رابطه دوام چندانی نداشت.

در ابتدا او رقیب امیلی در شنا بود و یک بار سر امیلی را در اب کرده و قصد خفه کردن او را داشت اما مدتی بعد به عشقش اعتراف کرد. در ادامه داستان پیج به علت روحیه اش از رزوود خارج شده و پس از بازگشت قصد داشت باز با امیلی ارتباط برقرار کند اما متوجه عشق بین امیلی و الیسون شد .

پسری مرموز که مدتی با الیسون سعی در پنهان کردن الی داشتند اما بعد مشخص شد که با شارلوت همدست هستند. مدتی نیز با جنا رابطه عاطفی داشتند و سر انجام هنگامی که سعی در کشتن امیلی و هانا داشت به‌طور اتفاقی سرش با تبری که در دست داشت جدا شد.

مادر اسپانسر و ملیسا می‌باشد که با وجود اینکه از خیانت شوهرش خبر دارد برای استحکام خانواده اش از او جدا نشد. همچنین در فصل 6 در انتخابات پیروز و سناتور شد. او مادری مهربان و زنی قوی بود.

مادر امیلی که در ابتدا مخالف سرسخت همجنسگرا بودن امیلی بود اما در ادامهٔ داستان این را پذیرفت . او پس از مرگ شوهرش اندکی افسرده شد . او مادری مهربان بود که در ابتدا امیلی را درک نمی‌کرد اما در ادامه توانست پشت دخترش بایستد و او را بپذیرد.

دیگر شخصیت ها
1 چاد لو بایرن مونتگومری پدر آریا
2 بیانکا لاسون مایا دوست دختر سابق امیلی
3 نولان نورث پیتر هیستینگس پدر اسپنسر،الکس، ملیسا و جیسون
4 رایان مریمان ایان همسر ملیسا

شخصیت های ناشناس (A)[ویرایش]

  • A اول یا Orginal A (جنا پریش در نقش مونا وندرال)

اولین فرد ناشناس در داستان مونا وندرال دوست صمیمی هانا بود. مونا در طی دوران دبیرستان بارها توسط آلیسون مورد تمسخر قرار گرفته بود و دوستان آلیسون هم شاهد این ماجرا بودند و کاری نمی‌کردند. از این رو مونا تبدیل به دختری با عقده انتقام شد. با نام ای دختر هارا شکنجه داد و سرانجام هویت وی افشا و به دیوانه خانه ردلی فرستاده شد اما از فصل سوم به بعد مونا هم یکی از افرادی شد که توسط Big A ( ای دوم ) مورد اذیت قرار میگرفت

شارلوت دختر خالهٔ آلیسون می‌باشد که مادر آلیسون او را به فرزندی قبول کرده(به علت اینکه مادر شارلوت در ردلی بستری است). در ابتدا او یک پسر با نام چارلز بود اما به مرور زمان تغییر جنسیت داد و نامش را به شارلوت تغییر داد. وقتی کوچک تر بود توسط خانواده دلارنتیس به دیوانه خانه فرستاده و آنجا بزرگ شد. بعد از آنکه مونا در دیوانه خانه بستری و تحت تأثیر داروهای گیج‌کننده همه جریانات را برای او تعریف کرد شارلوت تصمیم گرفت راه مونا را ادامه داده و ای جدید باشد. او خود را به دخترها سی سی دریک معرفی کرد. قصد او ابتدا انتقام از دخترها بود زیرا فکر می‌کرد آن‌ها از مرگ آلیسون خوشحال هستند اما وقتی آلیسون پیدا شد بازی را ترک کرد اما به دلیل اینکه معتاد بازی شده بود آن را ادامه داد. بر خلاف مونا شارلوت کارهای خطرناکی با دخترا می‌کرد ، در فصل 6 هویت او افشا شد. ابتدا سعی کرد خود را بکشد اما با اصرار دخترها منصرف شد و 5 سال بعد با رضایت دخترها از زندان آزاد شد اما در شب آزادی اش توسط مونا وندرال از بالای کلیسای شهر به پایین پرتاب شد و مرد.

خواهر دوقلوی اسپنسر که ابتدا سرپرستی او به خانوادهٔ پولدار انگلیسی سپرده شد اما به دلیل اختلال شخصیتی اش به یتیم خانه فرستاده شد. ابتدا رن او را در کافه دید و او را به شارلوت معرفی کرد. بعد از مرگ شارلوت الکس در پس انتقام به خاطر مرگ خواهرش تبدیل به ای دی شد. بعد از پیدا شدن قاتل شارلوت بازی را تمام نکرد زیرا به اسپنسر و زندگی او حسادت می‌کرد و همچنین عاشق توبی شده بود. در آخر الکس توسط توبی که پی به هویت او برده بود دستگیر می‌شود و در پایان فیلم شاهد خواهیم بود که مونا الکس و مری را در خانه ای عروسکی زندانی کرده.

منابع[ویرایش]

  1. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Pretty Little Liars». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۱.