دانستنیها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از دانستنی‌ها (ماهنامه))
پرش به ناوبری پرش به جستجو
دانستنیها
دسته‌بندیمجلهٔ علمی-مجلهٔ دائرةالمعارفی
بسامددوهفته‌نامه
شمارگان۳۰۰۰۰۰
چاپ‌کنندهمؤسسهٔ همشهری
نخستین شمارهتیر ماه-۱۳۵۸
شرکتموسسه همشهری
کشور ایران
زبانفارسی
وبگاهhttp://professorha.ir

http://danestaniha.hmg.ir

http://danestaniha.hamshahrilinks.org

دانستنیهانشریه‌ای علمی-ترویجی است که از ۱۳۵۸ تاکنون به صورت دوهفته‌نامه منتشر می‌شود و نگاهی عامه‌پسندانه به حوزه‌هایعلمفناوری، طبیعت و تاریخ دارد. مجلهٔ دانستنیها ابتدا با نام دانستنی‌ها برای جوانان در سال ۱۳۵۸ توسط فرانه بهزادی منتشر شد. پس از چند شماره که با استقبال گستردهٔ مخاطبان روبه‌رو شد، نام مجله به عنوان کوتاهِ دانستنیها تغییر یافت. فرانه بهزادی دختر علی بهزادیبود که پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، پدرش مجلهٔ پرتیراژ سپید و سیاه را منتشر می‌کرد. مجلهٔ دانستنیها نخستین مجلهٔ دایرةالمعارفی و تمام‌رنگی ایران است که به صورت علمی منتشر می‌شود و جزو یکی از خواندنی‌ترین مجلات دوران معاصر ایران.

دور جدید انتشار[ویرایش]

در پاییز سال ۱۳۸۸، مؤسسه همشهری امتیاز این مجله را خرید. سه شماره نخست مجله به سردبیری مصطفی اشعری، منتشر شد. سپس سردبیری این مجله به سیامک رحمانی، از روزنامه‌نگاران شناخته شده‌ای که سال‌ها در مجموعه همشهری سابقه داشت، سپرده شد. دبیر تحریریه دوهفته‌نامه دانستنیها در این دوره مهدی صارمی‌فر، روزنامه‌نگار علم، بود. در سال ۱۳۸۹ انتشار دانستنی‌ها به شکل دوهفته‌نامه آغاز و به سرعت به یکی از نشریات موفق و پرتیراژ مجموعه همشهری بدل شد. در آغاز سال ۱۳۹۰، محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، دستور داد تمامی روزنامه‌نگاران ارشد مؤسسه همشهری همسویی خود را با شهردار ابراز کنند. این شرایط به جدایی عده‌ای از سردبیران مجموعه همشهری، از جمله سیامک رحمانی منجر شد. با این تحولات محمد جباری، که پیش از آن جانشین سردبیر همشهری جوان بود، سردبیر دانستنی‌ها شد. در شهریور ۱۳۹۷ همهٔ مجلات همشهری به بخش خصوصی سپرده شد.[۱] پس از این مجلات همشهری از جمله دانستنی‌ها به مدیریت علی رزاقی بهار و به سردبیری، شورای سردبیری منتشر می‌شود؛ و دانستنی‌ها به عنوان یکی از موفق‌ترین نشریات با قدرت به انتشار خود ادامه می‌دهد.

مختصری دربارهٔ دانستنیها[ویرایش]

دانستنی‌ها پرتیراژترین و پرخواننده‌ترین نشریه علمی ایرانی است. این نشریه در سال ۱۳۵۸ با شعار «اولین مجله دائره‌المعارفی و تمام رنگی ایران خاطرات بسیار خوبی را در اذهان چندین نسل از علاقه‌مندان دنیای شگفتی‌ها در دهه شصت و هفتاد به یادگار گذاشت. دانستنیها در دوره جدید فعالیت خود که از بهمن ماه سال ۸۸ با صاحب امتیازی مؤسسه همشهری شروع شد، با پرداختن به رازهای دنیای علم، تکنولوژی، طبیعت، تاریخ و ماوراءالطبیعه به یکی از پرتیراژترین نشریات حال حاضر کشور تبدیل شد. دانستنیها هر دو هفته مهمان ده‌ها هزار خواننده پیر و جوان علاقه‌مند علم ایرانی است.

چرا دانستنیها؟[ویرایش]

خاطره شیرین این نشریه با شعار اولین مجله تمام رنگی در سال‌های دور از یاد بسیاری از اهالی فرهنگ و مطبوعات نرفته‌است. دانستنیها با اطلاعات جذاب و عکس‌های حیرت انگیزش یکی از نام‌های معتبر دنیای مجلات است. حالا این نشریه با قوت و توان بیشتر به جمع گروه مجلات همشهری اضافه شده‌است. نشریه ای که در آن آخرین خبرها و گزارش‌های علمی با زبانی ساده و قابل فهم برای عموم مخاطبان ارائه می‌شود. خوانندگان این نشریه هر دو هفته یک بار با مجموعه ای از اطلاعات جذاب دانش و تکنولوژی رو به رو می‌شوند. اطلاعاتی که نویسندگان نشریه با دقت و مهارت از میان هزاران خبر مربوط به این حوزه جمع‌آوری کرده‌اند تا در اختیار مخاطب ایرانی قرار دهند و او را از مهمترین تغییراتی که به زودی در زندگی انسان قرن ۲۱ رخ می‌دهد آگاه کنند. می‌خواهید بدانید چرا نسل دایناسورها منقرض شد؟ چرا زمین لرزه رخ می‌دهد؟ چرا انسان هنوز نتوانسته روی مریخ پا بگذارد؟ چرا ماشین‌هایی که روی هوا حرکت می‌کنند هنوز اختراع نشده‌اند؟ چرا… دانستنیها بهترین منبع برای پرسش‌های شماست.[۲]

داستان دانستنیها[ویرایش]

دانستنیها از همان ابتدای کار نگاهی عامه پسند داشت به هر آنچه «دانستنی» به حساب نام می‌گیرد و موضوعات مربوط به دانش و فناوری، طبیعت و تاریخ از جمله سرفصل‌های مطالب دانستنی‌ها بود.

این نشریه علمی - ترویجی که عنوان «نخستین مجله دایره المعارفی و تمام رنگی ایران» را به نام خود کرد و توانست در ابتدای دهه ۶۰ به فروش رؤیایی چند صد هزار نسخه در ماه دست پیدا کند. با اینحال پس از نزدیک به دو دهه وقفه در انتشار و در پاییز ۸۸ گروه مجلات همشهری با خرید امتیاز این نشریه، از برند «دانستنیها» برای انتشار مجله ترویجی دانش و فناوری خود سود می‌جوید؛ اتفاقی که سبب شد بار دیگر لقب پرفروش‌ترین به این دوهفته نامه برسد؛ البته این بار در میان مجلات چاپی گروه مجلات همشهری.

«دانستنیها» در تاریخ معاصر ایران و در تاریخ معاصر روزنامه‌نگاری در ایران به مرتبه‌ای بالاتر از یک دوهفته‌نامه دانش عمومی و علمی دست پیدا کرده‌است.

سال ۱۳۵۸ شاید کمتر کسی به انتشار مجله‌ای علمی و عمومی می‌اندیشید و در ایامی که نه خبری از اینترنت و رایانه بود و حتی پدیده ای به نام ماشین فاکس هنوز دست‌آوردی برای آینده به‌شمار می‌رفت، درآوردن مجله‌ای با موضوع علم و شگفتی‌های علم و همچنین حاشیه آن و موضوعاتی که فرهنگ عامه را به تسخیر خود درمی‌آورند، کاری بود که اگر آن را مأموریتی غیرممکن بنامیم خطا نکرده‌ایم.

محتوای مجله باید عمدتاً بر اساس کتب و منابع آرشیوی تهیه می‌شد و رسیدن نسخه به روز مجلات خارجی که به عنوان منبع می‌توانست مورد استفاده قرار گیرد، با تأخیر زمانی فراوانی همراه بود.

با این وجود دانستنی‌ها به یکی از اقلام سبد فرهنگی مردم بدل شد.

مجموعه ای از مطالب متنوع در حوزه‌های جذاب از علم گرفته تا فناوری و شگفتی‌های جهان هر دو هفته یک بار مجموعه ای خواندنی و دیدنی را در اختیار مخاطبی قرار می‌داد که در آن سال‌ها منابع اطلاعتی‌اش به دو شبکه تلویزیونی که هر کدام چند ساعت در روز برنامه پخش می‌کردند محدود می‌شد.

دانستنی‌ها در آن زمان، نقش اینترنت و تلگرام و فیس بوک و توییتر و بسیاری از شبکه‌های اجتماعی و اطلاعات عمومی این روزها را بازی می‌کرد. این مجموعه برای ادامه کارش نه‌تنها به ترجمه متکی بود که گزارش‌های میدانی نیز به خصوص در زمینه محیط زیست تولید می‌کرد.

اندکی در این عدد تأمل کنید. ۱۸۰ هزار نسخه مجله علمی و دانش عمومی، در سال‌های جنگ و در سال‌هایی که جمعیت ایران حدود ۳۸ میلیون نفر بود.

در پاییز سال ۱۳۸۸، مؤسسه همشهری امتیاز این مجله را خرید. سه شماره نخست مجله به سردبیری مصطفی اشعری منتشر شد. پس از چندین شماره سیامک رحمانی به مجموعه ملحق شد و به جای مصطفی اشعری کار را بر عهده گرفت اگر اشتباه نکنم این زمانی بود که بخش بزرگی از کارها بر عهده مهدی صارمی فر بود و مجله همزمان نه تنها بر بخش علمی خود تمرکز می‌کرد که بر بخش سرگرمی خود نیز و جذب مخاطب بیشتر برنامه‌ریزی می‌کرد.

بعد از تغییرات در شهرداری سیامک رحمانی از مجله کنار رفت و محمد جباری که پیش تر معاون سردبیر همشهری جوان بود سردبیری را بر عهده گرفت. او و تیم تحریریه همراهش که جمعی از بهترین روزنامه نگاران ایرانی در حوزه علم بودند. در شهریور ۱۳۹۷مدیر مؤسسه مطبوعاتی همشهری آقای مرتضی حاجی این مجموعه را به آقای علیرضا رزاقی بهار واگذار کرده‌است. ایشان اکنون سردبیری همزمان مجلاتی تخصصی در حوزه‌های مختلف از ادبیات و سینما تا علم گرفته تا حوادث و خانواده و کودک را بر عهده گرفته‌اند.[۳]

پس از این مجلات همشهری از جمله دانستنی‌ها به مدیریت علی رزاقی بهار و به سردبیری، شورای سردبیری منتشر می‌شود و متأسفانه بسیار ضعیف شده طوری که فروش آن فوق العاده پایین آمده و از آن بیشتر کیفیت فوق العاده ضعیف آن که با مدیریت ضعیف و بی فکرانه اصلاحطلبان بخش عمده ای از خاطرات فرهنگی یک ملت پس از انقلاب به فنا رفته است.

دست‌اندرکاران نشریه[ویرایش]

  • صاحب امتیاز:موسسه همشهری
  • مدیر گروه مجلات:علی رزاقی بهار
  • سردبیر:زیر نظر شورای سردبیری
  • سردبیر ارشد:ملیحه سادات حسینی
  • معاون اجرایی و فنی:علیرضا صمدی
  • دبیر شورای سردبیری:آمنه فرخی
  • مدیر هنری:ایمان رفاقتی
  • دبیر عکس:امیر نریمانی

تعداد مجلات[ویرایش]

دانستنی‌ها هر دو هفته منتشر می‌شود و در هر سال بیست و چهار مجله منتشر می‌شود.

بخش‌های ثابت مجله[ویرایش]

پرونده جلد: در هر شماره یک موضوع متفاوت که عکس مربوط به آن بر روی جلد است و توضیح مفصلی دربارهٔ آن داده شده‌است.

شگفتی‌های علم :در این بخش به شگفتی‌های دنیای علم مثل پزشکی، فیزیک، شیمی، ریاضی، نجوم، روانشناسی و… پرداخته می‌شود.

شگفتی‌های تکنولوژی:در این بخش به شگفتی‌های دنیای تکنولوژی مثل جنگ‌افزار، مهندسی، فضانوردی، سازه‌ها، الکترونیک و… پرداخته می‌شود.

شگفتی‌های طبیعت:در این بخش به شگفتی‌های دنیای طبیعت مثل جانورشناسی، گیاه‌شناسی، دیرینه‌شناسی، محیط زیست و… پرداخته می‌شود.

تازه‌ها:جذاب‌ترین خبرهای دنیای علم و تکنولوژی.

به من بگو چرا:پاسخ کارشناسان دانستنی‌ها به سوالات علمی خوانندگان.

عجیب ولی واقعی (شگفتی‌های تاریخ):در این بخش به شگفتی‌های دنیای تاریخ مثل بیوگرافی شخصیت‌های تاریخی، معماهای تاریخی، جنگ‌های معروف و… پرداخته می‌شود.

عجایب (شگفتی‌های دنیای سرگرمی):در این بخش به شگفتی‌های دنیای سرگرمی مثل سینما، گیم، ورزش، ادبیات فانتزی و… پرداخته می‌شود.

عجیب تر ازعلم (شگفتی‌های ماوراء الطبیعه):در این بخش به شگفتی‌های دنیای ماوراء الطبیعه مثل بشقاب پرنده‌ها، بیگانه‌ها، اشباح، هیولاها، مسائل پارانرمال و… پرداخته می‌شود.

دیجیتال:در این بخش به شگفتی‌های دنیای دیجیتال مثل بازار دیجیتال، راهنمای دیجیتال، سبک زندگی دیجیتال و… پرداخته می‌شود.

دانستنیها+:پیشنهادهای دانستنیهایی برای خوانندگان.

فانتزی:نگاه طنز به ماجراهای علمی، تاریخی و…

باشگاه خوانندگان:پاسخ به نظرات و پیامک‌های خوانندگان مجله توسط فردی که ناشناس است و خود را معرفی نمی‌کند.

زوم:معرفی و بررسی علم و تکنولوژی از نگاهی دیگر و بررسی معایب و مزایای آن.

آیا می‌دانید:آیا می‌دانیدهای علمی و جالب.

تاپ تن(top 10):لیست ده تایی از شگفت‌انگیز ترین‌ها دردنیای علم وتکنولوژی.

سرگرمی:سرگرمی‌هایی از معروف‌ترین سرگرمی‌های منطقی جهان هستند که در سراسر جهان طرفداران خاص خود را دارند.

مگاپیکسل:تصاویر واقعیت افزوده که با نرم‌افزار هم افزا (نرم‌افزار مؤسسه همشهری) قابل اجراست.

پوستر:در هر شماره یک پوستر از فیزیک، شیمی، ریاضی، نجوم، جنگ‌افزار، مهندسی، فضانوردی، سازه‌ها، الکترونیک، شخصیت‌های تاریخی و… چاپ می‌شود.

صفحه آخر:تعدادی از عناوین و مطالبی که در شماره بعدی چاپ می‌شود و تاریخ انتشار شماره بعدی نوشته می‌شود.

ویژه نامه‌ها[ویرایش]

دانستنی‌ها هر سال برای عیدنوروز ویژه نامه‌های متنوع و پرباری با هدایای متنوع منتشر می‌کند.

سرگرمی‌های منطقی در دانستنیها[ویرایش]

با توجه به استقبال مخاطبان این مجله پرطرفدار، دو صفحه از هر شماره به «سرگرمی منطقی» اختصاص داده شده‌است. سرگرمی‌های منطقی مطرح شده در این مجله به مسابقه گذاشته می‌شود و برندگان به قید قرعه جایزه ای دریافت می‌کنند. این سرگرمی‌ها از معروف‌ترین سرگرمی‌های منطقی جهان هستند که در سراسر جهان طرفداران خاص خود را دارند.

نمونه‌های متنوعی از معماهای ناویاب، گذریاب، پل یاب، زندان بان، مجموع ارقام، سودوکو نامنظم، سودوکو زنجیره، سودوکو حسابی، نقش یاب قرینه، نقش یاب مارپیچ، نقش یاب متقاطع، نقش یاب کرانه، نقش یاب جفت و نقش یاب شماره، در این مجله به ترتیب خاصی برای استفاده خوانندگان منتشر می‌شود.

علاوه بر این، تا کنون دو بار به مناسبت‌های «تابستان» و «نوروز»، مجله دانستنیها، پکیج ویژه «سرگرمی‌های منطقی» را به صورت ویژه برای استفاده مخاطبانش منتشر کرده‌است.[۴]

انتشار نخستین کتاب-مجله دایره‌المعارفی «دانستنیها»[ویرایش]

شهرداری تهران؛ نخستین کتاب-مجله دایره المعارفی در ایران با عنوان «دانستنیها» از سوی مؤسسه نشر شهر منتشر شد.

مهدی کبیری، مدیر تولید مؤسسه انتشارات نشر شهر دربارهٔ چاپ و انتشار این مجموعه گفت: عرضه اولیه مجموعه «دانستنیها» در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران انجام و با استقبال زیادی از سوی مخاطبان مواجه شد. اکنون، تمام کیوسک‌های روزنامه فروشی، فروشگاه‌های شهروند و شهر کتاب این مجموعه را برای ارائه به مخاطبان در اختیار دارند. علاوه بر آن، پخش این کتاب در شهرستانها نیز شروع شده‌است. فروش اینترنتی کتاب نیز در هفته آخر خرداد آغاز خواهد شد.

وی دربارهٔ مشخصات این کتاب گفت: مجموعه کتاب-مجله «دانستنیها» در قطعی خاص منتشر شده‌است که به عبارتی نه قطع کتاب است و نه مجله. هر یک از مجلدات این مجموعه ۱۲ جلدی، در ۹۶ صفحه تنظیم شده‌است.[۵][۶]

اولین کتاب-مجله دایره المعارفی و تمام رنگی ایران[ویرایش]

یکی از دشواری‌هایی که آدم‌های علاقه‌مند به کتاب و رسانه دارند، آرشیو کردن مواد فرهنگی است. کافی است تنها پنج – شش مجله را به صورت مستمر دنبال کنید، بعد از چند سال دیگر در خانه فضایی برای نگهداری دقیق آن‌ها نخواهید داشت.

اما حتی اگر فضای کافی هم داشته باشید، مشکل بعدی این است که به دشواری می‌توانید یک مقاله را در انبوه نشریات انبارشده پیدا کنید.

من خیلی وقت‌ها پیش خودم تصور می‌کردم که شاید روزی برسد که دستگاهی خودکار و ارزان برای اسکن کردن همه نشریات مورد علاقه‌ام داشته باشد. اما این دستگاه‌های خودکار برای کاربران عادی خیلی گران از آب درمی‌آیند و تهیه‌شان هم بسیار دشوار است.

پس به ناچار آینده‌ای را تصور می‌کردم که نشریات آرشیو دیجیتال خود را هر چند وقت یک بار بفروشند.

متأسفانه انتظار چند ساله من، به نتیجه خاصی نرسیده‌است. نه خودم شخصاً شیوه‌ای برای آرشیو مؤثر نشریه و کتاب‌هایم پیدا کرده‌ام و نه از آن سو، ناشران کار قابل توجهی انجام داده‌اند.

اما این هفته وقتی مجله دانستنی‌ها را ورق می‌زدم، متوجه شدم که این مجله در اقدامی بسیار جالب، ۱۲ جلد کتاب منتشر کرده‌است که در واقع آرشیو موضوعی و مرتب‌شده دوره جدید مجله دانستنی‌ها هستند. تصور کنید که شما مثلاً بتوانید کلیه مطالب تاریخی نشریه دانستنی‌ها را در قالب یک کتاب بخوانید!

دیدن این کتاب‌ها-مجله‌ها من را به این رؤیا برد که زمانی روزنامه‌ها و دیگر مجله‌هایمان هم کاری مشابه کنند.

روزنامه‌ها و مجله‌ها دو دسته مطلب منتشر می‌کنند: آن‌هایی که تاریخ مصرف دارند و بیشتر خبری هستند و آن‌هایی که تاریخ مصرف خاصی ندارند و سال‌ها بعد هم قالب خواندن هستند.

دسته دوم مطالب، مثلاً بیوگرافی یک نویسنده، تحلیل یک روند تاریخی یا مطالب تاریخی را می‌توان هر یک سال یک بار در قالب کتابی با ظاهر جذاب و بهره‌گیری از عکس‌های خوب، منتشر کرد.

این کار خوانندگان وفادار و مشتاق را از مشقت آرشیو کردن شخصی نشریات معاف می‌کند، سودی مالی برای نشریه در برخواهد داشت، مقاله‌های برجسته را جاودان خواهد کرد و باعث دسترسی آسان همیشگی به مطالب خواهد شد.

امسال در نمایشگاه کتاب با ۱۲ جلد کتاب دانستنی‌ها به دیدار شما می‌آییم. در مجموعه کتاب‌های دانستنیها، بر اساس مطالب منتشر شده در دوهفته نامه دانستنی‌ها با رویکرد دایره‌المعارفی به جنبه‌های مختلف موضوعات پرطرفدار علمی و تاریخی پرداخته می‌شود. در این کتاب‌ها از تصویرسازی و ابزارهای گرافیکی مثل اینفوگرافیک و تایم‌لاین برای انتقال جذاب مفاهیم علمی و تاریخی به مخاطب استفاده می‌شود و علاوه بر متن دقیق و اطلاع‌رسان، از گرافیک خوش رنگ و لعاب برای ارائه هرچه بهتر مطالب استفاده خواهد شد. با اینکه بخشی از مطالب هر کتاب قبلاً در دانستنی‌ها کار شده، اما بنا بر نیاز یک کتاب، مطالب اختصاصی نیز برای این مجموعه تولید شده‌است. مجموعه «کتاب-مجله» دانستنی‌ها ویژگی‌های معمول این نوع «کتاب-مجله»‌ها را-دارد. «کتاب-مجله» دانستنی‌ها ویژگی‌های زیر را نیز دارد:

  1. مجموعه «کتاب-مجله» دانستنی‌ها در شش گروه موضوعی مختلف، دسته‌بندی شده‌است.
  2. در هر گروه «کتاب-مجله» موضوعات مختلفی تعریف شده‌است. فعلاً در هر گروه، دو «کتاب-مجله» به مرحله انتشار رسیده‌است.

۳- مطالب مربوط به موضوع هر کتاب، با بررسی بیش از ۱۰۰ شماره دوهفته‌نامه دانستنی‌ها استخراج شده‌است و بر اساس ماکت و رویکرد محتوایی تعریف شده، در فصل‌بندی‌های مشخص قرار گرفته‌اند.

  1. با اینکه مطالب به شکل ژورنالیستی تولید و صفحه‌آرایی شده‌اند، اما در قالب ساختار یک کتاب بازتعریف شده‌اند. در نتیجه برای تطابق با ساختار یک کتاب، تغییرات محتوایی و گرافیکی لازم، انجام شده‌است.
  2. دبیری هر کدام از «کتاب-مجله»‌های دانستنی‌ها به یکی از کارشناسان همان حوزه موضوعی، سپرده شده و دبیر هر کتاب وظیفه نظارت بر صحت علمی مطالب موجود را نیز بر عهده داشته تا این مجموعه با کمترین اشتباه علمی به دست خوانندگان برسد.

نشریه‌ها معمولاً به خاطر ذات مصرفی بودن و کاهش هزینه‌های چاپ، با کاغذ و جلد ارزان‌تری به دست مخاطب می‌رسند؛ ولی در زمان انتشار «کتاب- مجله»‌ها به دلیل نبود هزینه‌های سرسام‌آور برای تولید محتوا، ناشر می‌تواند محتوای قبلی را با کیفیت کاغذ و جلد و چاپ بهتری در اختیار مخاطب بگذارد تا او با خیال راحت‌تری «کتاب- مجله»‌ها را در قفسه کتابخانه‌اش بگذارد. به این فهرست ویژگی‌ها، می‌توان موارد دیگری را نیز اضافه کرد؛ مثلاً نبود تاریخ انتشار روی جلد «کتاب- مجله»‌ها آن‌ها را برای عرضه در زمان‌های مختلف – بدون نگرانی برای به اصطلاح «گذشتن تاریخ مصرف» - ایده‌آل می‌کند؛ یا عرضه همزمان «کتاب- مجله»‌ها در کتابفروشی‌ها و کیوسک‌های مطبوعاتی، فرصت بالقوه‌ای را برای جذب مخاطبان جدید از هر دو دنیای کتاب و نشریات فراهم می‌کند.

در ادامه توضیحی مختصر از هر جلد را می‌خوانیم:

شگفت‌انگیزترین‌ها[ویرایش]

دبیر: محمود حاج‌زمان

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

بهترین، بزرگ‌ترین، سریع‌ترین، عجیب‌ترین، ترسناک‌ترین، رایج‌ترین، باهوش‌ترین، معروف‌ترین و بی‌نهایت «ترین» دیگر؛ اطلاعات جالبی که همیشه پرطرفدار بوده‌اند و جذابیتی عجیب و دلنشین برای خواننده داشته‌اند. کتابی که پیش رو دارید، با هدف پاسخگویی به همین اشتیاق گردآوری شده‌است. این کتاب جایی برای کاوش در چنین دنیایی است. کتاب در چهار فصل «ترین‌های دنیای بشر»، «ترین‌های دنیای طبیعت»، «ترین‌های دنیای علم و فناوری» و «ترین‌های زمین و فضا» دسته‌بندی شده. فصل اول به ترین‌های دنیای بشر اختصاص دارد؛ از سنگین‌ترین اندام‌های بدن گرفته تا ترس‌هایی که در جامعه انسانی رواج دارند. فصل دوم به ترین‌های دنیای طبیعت اختصاص داده شده؛ این فصل به نوعی نشان دهنده حجم عظیم اطلاعاتی است که در خصوص دیگر گیاهان و جانورانی که در کنار ما روی این کره خاکی زندگی می‌کنند، وجود دارد. در فصل سوم، ترین‌های متنوعی را از دنیای علم و فناوری برای شما گرد آورده‌ایم؛ از گران‌ترین هواگردهای نظامی تا خلاقانه‌ترین آزمایشگاه‌هایی که ممکن است روزی پای‌تان به آن‌ها باز شود. در فصل آخر نیز کوشیده‌ایم افق دیدمان را گسترش دهیم و از زاویه‌ای بالا به ماجرا نگاه کنیم. برای مثال، اگر قرار باشد روزی زمین را ترک کنیم، شاید بد نباشد پیش از آن مطلب گران‌ترین مستغلات منظومه شمسی را خوانده باشید.

با خواندن این مطالب علاوه بر آنکه معلوماتی جدید می‌آموزید، همیشه اطلاعاتی دارید که می‌توانید همواره باهوش‌ترین فرد در جمع مهمانی‌ها و هم‌کلاسی‌های خود باشید!

دایناسورهای شگفت‌انگیز[ویرایش]

دبیر: عرفان خسروی

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

دنیای دایناسورها

کتاب حاضر گزیده‌ای است از نوشته‌های عرفان خسروی که طی سال‌های اخیر دربارهٔ موضوعاتی مثل فرگشت، دیرینه‌شناسی، سنگواره‌ها و گوناگونی دایناسورها در دانستنی‌ها منتشر شده‌است. برخی از این نوشته‌ها که محتوای به روزتری داشتند، با تغییراتی ناچیز در این کتاب به شما تقدیم می‌شوند و برخی که قدیمی‌تر بودند، با تغییرات بیشتر، به صورت بسط‌یافته و مفصل‌تر و به همراه تصاویر و داده‌نماهای به‌روز شده، برای این کتاب بازآرایی شده‌اند. نخستین مقاله‌ای هم که عرفان خسروی برای دانستنی‌ها نگاشته بود و شامل جنبه‌های مختلف دیرینه‌شناسی دایناسورها می‌شد، با افزوده‌هایی تازه به صورت چند مقاله مجزا دربارهٔ فرگشت، رده‌بندی و انقراض دایناسورها درآمده تا هسته مرکزی مطالب این کتاب را تشکیل دهد، البته به جز آنچه که در این کتاب خواهید یافت، برخی مقاله‌های دیگر نیز از خسروی دربارهٔ دیرینه‌شناسی، گوناگونی و فرگشت پستانداران و نیز مقاله‌هایی به قلم دوستان و همکاران دیگر دانستنیها، دربارهٔ زمین‌شناسی و دیرینه‌شناسی، طی چند سال گذشته در دانستنی‌ها نشر یافته‌اند که با افسوس فراوان، فراتر از گنجایش این مجموعه بودند.

خودروهای شگفت‌انگیز[ویرایش]

دبیر: بهزاد یوسفی

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

چه بخواهیم و چه نه، خودروها عضوی جدا ناپذیر از زندگی ما انسان‌ها هستند؛ ما شهرها را بر اساس جاده‌ها و خیابان‌هایی که آن‌ها قرار است روی‌شان قدم بگذارند طراحی می‌کنیم. حتی گاهی زندگی خودمان را نیز بر اساس داشتن یا نداشتن آن‌ها مدیریت می‌کنیم. روز به روز آن‌ها را پیشرفته‌تر می‌کنیم تا زندگی راحت‌تری را برای‌مان رقم بزنند و همه این‌ها نشان می‌دهند آن‌ها بازیگرانی هستند که نقش مهمی در زندگی انسان معاصر بازی می‌کنند. محتوای این کتاب دانستنی‌ها از بین صدها مطلب و مقاله‌ای که در مجله دانستنی‌ها به چاپ رسیده انتخاب شده. اگر می‌خواهید از مهم‌ترین پیشرفت‌ها و اتفاقات صنعت خودرو از سال ۲۰۱۰/ ۱۳۸۸ تا به امروز آگاه شوید، کافی است این کتاب را مرور کنید. همچنین می‌توانید با برخی از بهترین خودروهایی که در این بازه زمانی تولید شده‌اند، آشنا شوید؛ خودروهایی که بعضی‌شان اسپرت هستند و سریع و برخی دیگر سوپراسپورت‌اند و با آن ظاهرشان انگار از فضا آمده‌اند. در بخش دیگر بهترین، قوی‌ترین و سریع‌ترین موتورسیکلت‌های پنج سال اخیر را معرفی کردیم. بخش آخر هم دربارهٔ آینده خودروهاست. خودروهای آینده چه شکلی خواهند بود؟ برای جواب دادن به این سؤال‌ها به قسمت آخر کتاب مراجعه کنید تا ببینید که نه تنها خودروها بلکه جاده‌ها و دیگر عوامل درگیر با صنعت خودرو دستخوش چه تغییراتی می‌شوند. همین که دیگر خودتان پشت فرمان نخواهید نشست و این خود خودرو است که شما را به مقصد می‌رساند، هیجان‌انگیز نیست؟ این کتاب فقط جای خودروهای خاص، عجیب و شگفت‌انگیز است.

جنگ‌افزارهای مرگبار[ویرایش]

دبیر: محمدحسین جهان‌پناه

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

کتاب حاضر مروری است بر دنیای جنگ‌افزارهای مدرن که در آن تلاش شده با دیدگاهی خاص به موضوعات مختلف پرداخته شود. این کتاب در قالب پنج فصل با تقسیم‌بندی کلاسیک از جنگ‌افزارهای معاصر با رویکردی پژوهشی تدوین شده‌است. در هر فصل تلاش شده تا علاوه بر معرفی هر مجموعه تسلیحات، تاریخچه و مهم‌ترین خلاقیت‌های مطرح در آن زمینه نیز مورد بررسی قرار گیرد. در مرور این تقسیم‌بندی باید توجه داشت که در این کتاب رویکرد دایره‌المعارفی مطرح نبوده و در نتیجه ممکن است جنگ‌افزارهای زیادی همانند تیربار، بمب‌ها و… را در فصل‌های مختلف پیدا نکنید. به علاوه از آنجا که سیر تحول جت‌های جنگی در کتابی مستقل گردآوری شده‌اند؛ در این کتاب اشاره‌ای به آن‌ها نشده‌است. از میان پنج فصل حاضر فصول «تسلیحات انفرادی» و «موشک» به نسبت دیگر فصول رویکردی متمرکزتر دارند. از این رو در نخستین فصل از میان موضوعات گوناگون تسلیحات انفرادی تنها سه حوزه «تسلیحات تهاجمی»، «تفنگ‌های تک‌تیرانداز» و «تسلیحات غیرمرگبار» مرور شده‌اند. در بیشتر فصل‌ها ضمن ارائه تاریخچه‌ای کوتاه به افق آینده پیشرفت تکنولوژی در هرکدام از حوزه‌ها نیز پرداخته شده‌است. با این تفاوت که در فصل دوم علاوه بر آینده خودروهای زرهی، دورنمای توسعه خودروهای رزمی بدون سرنشین به عنوان یکی از مورد انتظارترین تسلیحات آینده بررسی می‌شود. فصل پایانی این کتاب نیز با موضوع تسلیحات لیزری به نوظهورترین و نامتعارف‌ترین سلاح معاصر دنیای ما اختصاص داده شده‌است.

اسرار بشقاب‌پرنده‌ها[ویرایش]

دبیر: سیدمعین عمرانی

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

هیولاهای شگفت‌انگیز[ویرایش]

دبیر: سیدمعین عمرانی

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

با هیولاها از نزدیک آشنا شوید!

دنیای اطراف ما همیشه در طول تاریخ، برای انسان‌ها شگفت‌انگیز و رازآلود بوده و هست. این مسئله در مورد حیطه‌هایی از دانش که مدارک و شواهد کافی برای دستیابی به حقیقت در آن‌ها وجود ندارد، بیشتر صدق می‌کند، حیطه‌هایی مانند دنیای کریپتوزولوژی. این حیطه که به صورت تحت‌اللفظی «نهان جاندارشناسی» معنی می‌دهد، به مطالعه موجوداتی می‌پردازد که وجودشان هنوز اثبات نشده و اطلاعات در دست از آن‌ها تنها محدود به گزارشات شاهدان عینی است. همیشه باید به یاد داشت که ممکن است یافته‌های جدیدی در مورد یک موجود ناشناخته به‌دست آید که دانسته‌های پیشین را زیر سؤال ببرد. در این کتاب تلاش شده تا این روند تحقیقاتی در مورد هیولاهای مختلف پیش گرفته شود تا بتوانیم هر چه بیشتر به ماهیت حقیقی این پدیده‌ها نزدیک شویم.

شما هم در طول خواندن این کتاب (و در حقیقت خواندن هر کتابی) به یاد داشته باشید با اینکه تمام تلاش ما برای انتقال آخرین یافته‌هاست، اما چیزهایی که می‌خوانید ممکن است در آینده نقض شوند؛ بنابراین همیشه و هنگام روبه‌رو شدن با هر مسئله‌ای (چه علمی و چه غیر علمی) فراموش نکنید که امکان دارد حقیقت جایی دیگر باشد. جایی ناشناخته‌تر. شاید هم جایی در دنیای هیولاها…

خونخواران تاریخ[ویرایش]

دبیر: زهرا صالحی‌زاده

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

به نظر شما در بین اسم‌های مشهور تاریخ، خونخوارترین شخص چه کسی است؟ کسی که با کشتن آدم‌های بی‌شمار از فرهنگ‌های بی‌شمار، وسیع‌ترین امپراتوری جهان را روی خون بنا کرده یا کسی که از سرهای کشته شدگان هرم ساخته؟ کسی که سربازانش را جلوی گلوله فرستاده و خود در پناهگاه مخفی شده یا کسی که بچه‌ها را برای جلوگیری از خشم ایزدان، قربانی کرده؟ ناپلئون بناپارت در نظرتان جنگجوتر و خونخوارتر است یا رقیب او در آخرین جنگ‌اش، دوک ولینگتون؟ هیتلر به نظرتان مخوف‌تر است یا چنگیزخان و تیمور لنگ؟ پیش از اینکه کتاب را ورق بزنید، یک دور به این اسم‌ها نگاه کنید: هانیبال، کالیگولا، سزار، آتیلا، نرون، کرتز و… این کتاب دربارهٔ همه شخصیت‌هایی است که در دوره‌های مختلف تاریخ، با اعمال‌شان مو بر تن مردم راست می‌کردند و جهان زیر پای افرادشان می‌لرزید. کسانی که نام‌شان با جنگ و خونریزی پیوند خورده. ما در این کتاب به زندگی و کارهای مهم این افراد پرداخته‌ایم و به روش‌های مختلف داستان مشهور شدن آن‌ها را مرور کرده‌ایم. در بازه مورد بررسی این کتاب که از قرن چهارم قبل از میلاد شروع می‌شود و در قرن بیستم پایان می‌یابد، ۱۴ نفر معرفی شده‌اند؛ از اسکندر مقدونی تا هیتلر. کتاب چهار بخش دارد. در بخش‌های این کتاب خونخواران تاریخ بر اساس زمان ظهور، از هم جدا شده‌اند. تمام قسمت‌های کتاب به جز دو قسمت، فرد محورند. فقط قسمت وایکینگ‌ها و دزدان دریایی تا حدی از این قاعده مستثنی است.

بزرگترین جنگ‌های تاریخ[ویرایش]

دبیر: زهرا صالحی‌زاده

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

در این کتاب دربارهٔ برخی از مهم‌ترین جنگ‌های قرن بیستم حرف زده‌ایم. جنگ‌های بزرگی که خود پر از نبردهای خونین بودند. کتاب با جنگ جهانی اول آغاز می‌شود. جنگی که نقشه دنیا را تغییر داد و چندین امپراتوری بزرگ را از صحنه روزگار حذف کرد. فصل بعد جنگ جهانی دوم است. جنگی که مثل جنگ قبلی به دست آلمان‌ها آغاز شد و مثل دفعه قبل با شکست آلمان‌ها پایان گرفت. . فصل بعدی دربارهٔ اتفاقات مهم جنگ سرد است. در این فصل که با تصویری از روزهای جنگ سرد آغاز می‌شود، به جنگ ویتنام، جنگ کره، جنگ شش روزه و یوم کیپور پرداخته‌ایم. جنگ‌هایی که در هر کدام یا شوروی یا آمریکا در پیشروی اتفاقات نقش داشتند. فصل آخر هم شامل جنگ‌های دو دهه آخر قرن بیستم است. جنگ فالکلند، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و جنگ خلیج فارس. در مهم‌ترین قسمت این بخش، یعنی در مطلب دفاع مقدس، به علل برپایی جنگ، توان نظامی ایران و عراق پیش از جنگ، توان نظامی آن‌ها پس از جنگ و آمارها و ارقامی که در این رابطه وجود دارد، پرداخته‌ایم. زمانی که عراق تصمیم گرفت ایران را که تازه یک سال و چندی قبل، انقلاب کرده بود تصرف کند، ساختارهای دفاعی و حفاظتی ایران هنوز به درستی شکل نگرفته بود. به این خاطر عراق به‌سادگی توانست به ایران حمله کند اما این همه ماجرا نبود. ایران عاشقانی داشت که بعد از هشت سال مقاومت، صدام را طوری از خاک کشور بیرون کردند که حتی یک وجب به نقشه عراق اضافه نشده بود. کتاب را بخوانید تا ببینید تاریخ چطور تکرار می‌شود و بشر امروز چطور به سبک اجداد باستانی‌اش، برای التیام حرص و طمع‌های پایان‌ناپذیر، به مردم بی‌گناه، چنگ و دندان نشان می‌دهد.

رازهای فضانوردی[ویرایش]

دبیر: عباس خاراباف

قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان

در حالت کلی هر نوع فناوری مرتبط با فضا را «فناوری فضایی» می‌گویند. شناخت فضای پیرامون، نحوه طراحی و ساخت موشک‌های فضاپیمابر، دانش، فناوری و صنعت ماهواره، مدیریت و هدایت پروژه‌های فضایی سرنشین‌دار و بدون سرنشین، طراحی و ساخت فضاپیماهای فوق پیشرفته نظامی و غیرنظامی، ایستگاه‌های زمینی و فضایی، سامانه‌های موقعیت‌یابی و ناوبری فضایی و غیره از شاخه‌های فناوری فضایی محسوب می‌شوند. عصر فضا مدتی است که آغاز شده، مدتی که در مقایسه با اعصار دیگر بسیار کوتاه می‌نماید، اما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که با تمام عصرهای پیش از ما متفاوت است. زمانه‌ای که ۰۵ سال آن با ۰۰۵ سال در گذشته برابری می‌کند. فناوری فضایی در این عصر میزانی است برای سنجش فاصله کشورها چون آینده از آن فضاست.

در این کتاب تلاش بر این بوده‌است تا مهم‌ترین نکات دربارهٔ فناوری فضایی بیان شود. مهم‌ترین رخدادهای تاریخ فناوری فضایی، نگاهی متفاوت به فضاپیماهای سرنشین‌دار گذشته و حال حاضر، شرایط خاص زندگی در فضا و بی‌وزنی، مهم‌ترین تجهیزات و ابزارهایی که فناوری فضایی برای بشر به ارمغان آورده‌است و در نهایت مهم‌ترین فناوری‌ها و فعالیت‌های آینده در حوزه فناوری فضایی، از موضوعاتی هستند که در این کتاب به آن‌ها پرداخته شده‌است. محتوای این کتاب با اینکه دربارهٔ یکی از پیچیده‌ترین دانش و فناوری است، اما به ساده‌ترین زبان ممکن بیان شده‌است و این ویژگی نکته‌ای است که آن را از کتب دیگر در حوزه‌های مشابه متمایز می‌کند.

جنگنده‌های مرگبار[ویرایش]

دبیر: محمدحسین جهان‌پناه

قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان

این کتاب در قالب پنج فصل و سه سرفصل موضوعی با رویکردی پژوهشی در حوزه هوانوردی نظامی معاصر تدوین شده‌است. سر فصل‌های اصلی کتاب در قالب سه موضوع اصلی؛ هواپیماهای جنگی، پهپادها و هلی‌کوپترهای رزمی، دسته‌بندی شده‌اند که فصول اول، چهارم و پنجم را تشکیل می‌دهند. در هر یک از این فصول تلاش شده تا ضمن ارائه تاریخچه‌ای مختصر، مهم‌ترین پیشرفت‌های کنونی و افق آینده تکنولوژی در حوزه مربوطه هم مورد توجه قرار گیرد. در این میان فصل‌های اول با رویکردی متمرکز تنها به بررسی جت‌های جنگی می‌پردازد. فصول دوم و سوم کتاب در حقیقت ضمیمه موضوعی فصل اول یا همان جت‌های جنگی شمرده می‌شوند. این فصل‌ها به معرفی و بررسی مشهورترین یا تأثیرگذارترین شرکت‌های هوانوردی و هواپیماهای جنگی معاصر اختصاص یافته‌اند. چهارچوب انتخاب شده این فصول صرفاً به انتخاب و دیدگاه نگارنده به لحاظ جذابیت و اهمیت موضوعات مورد اشاره بازمی‌گردد. فصل چهارم که به پهپادها اختصاص داده شده، برخلاف دیگر فصل‌ها رویکرد عمومی‌تری دارد. در این فصل علاوه بر مرور خاستگاه هواپیماهای بدون سرنشین بعضی از بحث‌انگیزترین سوالات این حوزه نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. در نهایت در فصل پنجم تاریخچه تحول هلی‌کوپترهای رزمی و صد البته تیلت‌روترها مورد توجه قرار می‌گیرد.

به من بگو چرا؟ (جلد اول و دوم)[ویرایش]

دبیر: عرفان خسروی

قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان[۷]

مسابقهٔ دانشمند فوری[ویرایش]

اولین دورهٔ این مسابقه در سال ۱۳۹۲ برگزار شد و در سال ۱۳۹۳ نیز ادامه یافت. این رقابت با رویکرد خلاقیت و کشف ایده‌های جدید در هر شماره با طرح یک سؤال انجام می‌گرفت و از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد تا برای حل آن ایده بدهند. دستگاهی اختراع کنند یا روش جدیدی طراحی نمایند. در این مسابقه بیش از ۴۰۰ نفر شرکت کردند و اسامی برگزیدگان باشگاه دانشمندان دانستنیها در مجله اعلام شد.[۸]

جشنوارهٔ وبلاگ‌نویسی[ویرایش]

در پاییز ۱۳۹۲ دانستنیها فراخوان دور اول جشنوارهٔ وبلاگ‌نویسی را منتشر کرد. در حدود ۱۵۰ درخواست شرکت در جشنواره از سوی کاربران وبگاه «پروفسورها» ارسال شد و از این میان، ۱۰ رقیب برای وبلاگ‌نویسی در دور اول انتخاب شدند که نامشان در شمارهٔ ۹۳ اعلان گردید.

فرانه بهزادی و دانستنیها[ویرایش]

صاحب امتیاز و مدیر مسئول مجله دکتر علی بهزادی بود، لقب مجله «اولین مجله دایره‌المعارفی و تمام رنگی ایران» بود، این مجله آمده بود تا ادامه‌دهنده راه ماهنامه علمی سپید و سیاه باشد و برای «همه» باشد.

فرانه بهزادی -دختر دکتر علی بهزادی- بعد از چند شماره مسئولیت را به عهده گرفت، از زبان ایشان می‌خوانیم:

«در آن زمان من در لندن بودم و خودم را برای رفتن به آمریکا و گرفتن دکترا از دانشگاه برکلی آماده می‌کردم که تلفنی، مسیر زندگی‌ام را عوض کرد. تلفن از پدرم بود. او به من پیشنهاد کرد تا به ایران بازگردم و امتیاز نشریه دانستنیها را بگیرم.

من در خانواده مطبوعاتی بزرگ شده بودم و علاقه زیادی به انتشار نشریه داشتم، این تلفن مرا بر سر دوراهی قرار می‌داد، گرفتن دکترا از برکلی یا انتشار یک نشریه؟ طبیعی است که مانند هر ایرانی کفه ترازوی عشق به وطن سنگین‌تر از گرفتن دکترا از دانشگاه برکلی بود. به ایران بازگشتم و تقاضای امتیاز نشریه "دانستنیهاً را کردم و از شماره چهار، دانستنیها هر پانزده روز یکبار به مدیر مسئولی من منتشر شد.

هر چند که من اولین زن مدیر مسئول مجله بعد از انقلاب بودم، ولی بیشتر خوانندگان برای "آقای” فرانه بهزادی نامه نوشتند!

مطالب نشریه دانستنی‌ها علمی ولی به زبان ساده و مطالب آن هم متنوع بود. آخرین مطالب علمی جهان و فضا، فضا و سیارات، کره زمین از ابتدای پیدایش تا … زندگی انواع حیوانات، پرندگان، ماهی‌ها، خزندگان، حشرات و گیاهان، سرزمین‌ها و آداب و رسوم، معرفی دانشمندان و هنرمندان، مطالب تاریخی و غیره.

تیراژ مجله روز به روز بالاتر می‌رفت تا به پنجاه هزار نسخه در هر شماره رسید؛ ولی در اول آبان‌ماه ۱۳۵۹ (سال دوم، شماره ۳۰) با چاپ عکس هواپیمای "میگ” روی جلد و مطلب هواپیماهای جنگی جهان آن شماره نایاب شد و پس از مدتی تیراژ دانستنی‌ها به یکصد و هشتاد هزار نسخه در شماره رسید که برای آن زمان یک رکورد محسوب می‌شد.

مطالبی که در آن سال‌های جنگ تحمیلی به شدت مورد علاقه بود، معرفی هواپیماها و هلی‌کوپترهای جنگی، ناوهای هواپیمابر، تانک‌ها و زیردریایی‌ها و کشتی‌های کشورهای مختلف بود؛ و دانستنی‌ها تقریباً هر شماره به معرفی آنان می‌پرداخت. "اسلحه‌شناسی” هم به شدت مورد توجه قرار گرفته بود که در هر شماره به چاپ می‌رسید.

از دیگر مطالب مورد علاقه خوانندگان، ورزش‌های رزمی بود که دانستنی‌ها به معرفی آنانی که در آن زمان در ایران تازگی داشت می‌پرداخت. به غیر از مطالب جنگی، یکی از پرخواننده‌ترین مطالب دانستنی‌ها شکوفه‌های خرد یا سخنان حضرت علی (ع) بود که شادروان ابوالقاسم حالت آن را از زبان عربی به فارسی و انگلیسی ترجمه کرده و به شعر درآورده بود که طرفداران بسیاری داشت. در آن دوران دانستنی‌ها سعی می‌کرد سنت‌های گذشته را که رو به فراموشی می‌رفت زنده نگه دارد. مانند: مراسم عید سعید باستانی و صله ارحام و سفره هفت سین، در کردن نحسی سیزدهمین روز از اولین ماه سال جدید، شب یلدا، چهارشنبه‌سوری و از این قبیل.

نشریه دانستنی‌ها در دوران هشت سال جنگ تحمیلی مسابقه‌ای ترتیب داد با نام "جنگ تحمیلی از زبان تصویر” تا به بهترین عکس‌ها جایزه‌ای تعلق گیرد. در این میان مادری که از فرزندش بی‌خبر بود با دیدن عکس فرزندش در دانستنی‌ها توانست فرزندش را پیدا کند.

تیم تحقیقاتی نشریه دانستنی‌ها برای تهیه مطالب از حیوانات و گیاهان و شهرهای قدیمی به اقصی نقاط ایران سفر کرد و مطالبی را که مورد توجه اکثر خوانندگان بود به ارمغان آورد.

از جمله دیگر مطالب دانستنی‌ها پاورقی‌های جراح دیوانه، ماژلان بزرگ‌ترین جهانگرد بشر، ابن‌سینا، عجیب‌تر از علم و … هم مورد توجه بود. از جمله مطالب دائمی مجله که مورد علاقه اکثریت خوانندگان بود، عجیب ولی واقعی، چگونه با زبان حیوانات صحبت کنیم، آموزش مکالمات روزمره به زبان خارجی، یادداشت‌های یک زن خانه‌دار و … می‌باشند.

از نظر کمیت هم دانستنی‌ها طی این سال‌ها در اندازه‌های مختلف منتشر شد. از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ در چاپخانه افست با قطع بزرگ و به صورت تمام رنگی منتشر می‌شد ولی در سال ۱۳۶۵ بعد از بمباران کارخانه کاغذسازی پارس در هفت‌تپه در زمان جنگ تحمیلی و نایاب شدن کاغذ، دانستنی‌ها با قطع کوچک و با کاغذ کاهی منتشر شد و بلافاصله با بهتر شدن وضعیت کاغذ، به قطع بزرگ خود و به صورت تمام رنگی انتشار یافت. دانستنی‌ها طی این سال‌ها فراز و نشیب‌های زیادی را متحمل شد و چون نشریه‌ای مستقل و بدون وابستگی بود همیشه شرایط سخت، این نشریه را تحت‌تأثیر قرار می‌داد.

طی این سی سال غیر از آنکه "آقای” فرانه بهزادی نامیده می‌شدم، گاهی وقت‌ها هم در حالی که به عنوان آقای فرانه بهزادی از من دعوت به عمل می‌آمد وقتی در محل حاضر می‌شدم به خاطر زن بودن از من خواسته می‌شد تا محل را ترک کنم. بعضی از خوانندگان که تلفن مدیر مجله را می‌گرفتند و من گوشی را برمی‌داشتم اصرار می‌ورزیدند که با آقای مدیر صحبت کنند و وقتی من می‌گفتم خودم هستم ولی آقا نیستم، بعضی گوشی را قطع می‌کردند و عده‌ای از من می‌خواستند تا با مردی سخن بگویند و تنها گروه اندکی مرا به عنوان زن می‌پذیرفتند.

کارم را در بیست و پنج سالگی در مجله دانستنی‌ها شروع کردم. همراه پدرم دکتر علی بهزادی و نویسندگان، مترجمان، عکاسان و مطبوعاتی‌های بزرگی چون شادروان ذبیح‌الله منصوری، شادروان احمد مرعشی، شادروان عبدالله توکل، شادروان جهانگیر پارساخو، شادروان ابوالقاسم حالت، شادروان عباس نازپرور، شادروان تیمسار ستاری (که در آن زمان سرگرد جوانی بودند) و … و همچنین آقایان علی قلمسیاه، مرتضی پاریزی، رضا فتحی، کامران مقبل، بیوک کاظم‌پور، فرامرز برزگر، هوشنگ جوانبخت، رسول فرهنگ‌خواه، اصلان ارفع، دکتر روزبهانی و سرکار خانم شهیندخت بهزادی، فیروزه دیلمقانی و سرکار خانم آرزو بهرام‌بیگ و طراحان هنرمند آقایان پرویز مستشیری، رضا خاکاری و هومن مغاونی.

در سال ۱۳۸۸ بعد از سی سال در پنجاه و پنج سالگی کارم را تنها با داشتن خاطره‌ای از مجله دانستنی‌ها به پایان رساندم.»

او همیشه آرزو داشت اوریانا فالاچی شود

«تا سال ۱۳۶۵مشکل مادی نداشتم کاغذ یک نرخ داشت و وسیله کار بود ولی با بمباران هفت تپه در جنگ وضع کاغذ خراب شد و مجبور شدم وارد بازار آزاد شوم و گرفتاری‌های من همان‌جا شروع شد. می‌توانستم تعطیلش کنم و بروم خانه بنشینم ولی می‌خواستم در شرایط سخت هم خودم را آزمایش کنم و قرض کردن‌ها شروع شد. به زمین و زمان بدهکار شدم.

کیفیت مجله نزول کرد سال به سال دریغ از پارسال. مجله چهار رنگ تبدیل به دو رنگ و تک رنگ شد. هی تلاش کردم ولی بیشتر آلوده شدم. بدهی از بانک‌ها شروع می‌شد و در گذر از سازمان‌های دیگر مربوط به افراد فامیل و دوست و آشنا می‌رسید. طلبکاران زیاد شده بودند تمام خانه و زندگی‌ام از دست رفت. پدرم هر چه در دست داشت بابت بدهی‌هایم داد.

دیگر بیچاره مادرم خانه ارث پدری‌اش را برایم فروخت. همه چیز نامرتب بود ولی تیراژ هم بد نبود، در آن وضع بحرانی ۸۰هزار تا تیراژ داشتم و در اواخر دهه۷۰ بین سال‌های ۷۷ و ۷۸نتوانستم و تعطیلش کردم.

فرانه بهزادی در سال ۵۸دانستنی‌ها را با عشق شروع کرد و هرگز فکر نمی‌کرد تاوان این عشق را بیست سال بعد پس خواهد داد. مجله تعطیل شده بود تمام دار و ندارش را سر این عشق و فرزند عزیزش گذاشته و حالا جای زندگی نداشت و مجبور شده بود با بچه‌هایش به خانه پدری برگردد. شاگرد اول تمام دوران تحصیل که به همه ثابت کرده بود که جربزه کارهای مردانه را هم دارد حالا با دلی شکسته و چشمانی اشک آلود به خانه پدری، همان‌جا پشت آن نرده‌های ایران برگشته بود که روزگاری از همان‌جا دزدکی جلسات روزنامه‌نگاران قدیم همکار پدر را دید می‌زد و گوش جان به حرف‌هایشان می‌سپرد تا در آینده سرلوحه کارهایش قرار دهد ولی از بدهکاری و هزینه چیزی نشنیده بود. کدام آدمی در جمع اعلام بدهی می‌کند. اگرچه همواره قرض و قوله پدر را دیده بود و گوشش پر بود از تهدید و کنایه‌های طلبکاران که به خانه زنگ می‌زدند و حتی در جواب مدرک تحصیلی پدرش به معلم گفته بود پدرم دکترای قرض دارد و حالا هم خودش که روزی دنبال دکترای ادبیات تطبیقی برکلی بود دکترای قرض و بدهی گرفته بود و به جایی رسیده بود که دلش نمی‌خواست فکر کند او می‌تواند برخلاف پدر باشد و هیچ وقت رنگ بدهی را نبیند ولی آنچه پدر در خشت دیده او در آینه ندیده بود.

در یکی از روزهای بهاری سال ۱۳۷۹نامه‌ای از وزارت ارشاد به او می‌رسد که اگر تا تیر ماه همان سال مجله را منتشر نکند برای همیشه لغو امتیاز خواهد شد و این یعنی تکمیل تمام بدبختی‌ها و بدبیاری‌ها و جالب تر از همه از رو نرفتن او بود.

به تلاش و تکاپو می‌افتد. پولی در بساط ندارد همه سرزنش‌اش می‌کنند ول کن این کار را، مگر عبرت نگرفتی ولی او پوست کلفت‌تر از این حرف‌ها بود آلوده شده و وسوسه انتشار مجدد در جانش افتاده و ولش نمی‌کرد. در یکی از روزها طی ملاقاتی با چند نفر مطبوعاتی پیشنهاد شراکت و همکاری پیش می‌آید و برای او چه بهتر از این که دانستنی‌ها از کما بیرون می‌آمد.

او فقط به مجله و تولد مجدد آن فکر می‌کرد. اجاره محل دفتر هم خیلی وقت بود عقب افتاده و جزء بدهی‌ها بود. سریع پیشنهاد را قبول می‌کند، حاصل قبول این پیشنهاد انتشار سه شماره مجله با مضمون مطالب سیاسی اجتماعی خاص آن سال‌ها می‌شود، همین سه شماره باعث ایجاد دردسر و محکومیت و توقف کار فرانه بهزادی می‌شود. سرجایش می‌نشست دیگر وسوسه هم نمی‌توانست بر او غلبه کند. سرزنش‌ها بیشتر شده بود که چرا به حرف ما گوش نکردی، مگر نگفته بودیم دیگر ولش کن و او مغموم و باخته تحت فشار بود. به قول خودش «سه سال سخت و دشوار را گذراندم تمام دار و ندارم از دست رفته و پاکباخته شده بودم. انگار مهر کلاهبرداری به پیشانی‌ام خورده بود در حالی که اینکاره نبودم باید تحمل می‌کردم که کردم.»

نمی‌توانست حسرت‌هایش را به زبان بیاورد از اول همین جور بار آمده بود که بابت زن بودنش کم نیاورد. همان وقت‌های کودکی با توجه به اینکه از میوه توت بدش می‌آمد ولی از درخت آن بالا می‌رفت تا ثابت کند که چیزی از پسرها کم ندارد. درست همان وقت‌ها که پدربزرگ مادری زیاد خوشحال نبود که نوه اولش دختر شده ولی حیف که پدربزرگ مرد و نماند ببیند که نوه‌اش اولین زن مدیرمسئول و روزنامه‌نگار ایران شده. دفتر را آب و جارو کرد با مختصر سرمایه‌ای شماره اول را دست گرفت. بهاریه نوشت و رفت پشت شکوفه‌ها پنهان شد. دیگر حوصله بدبیاری و مشکلات را نداشت مگر یک زن چقدر تحمل دارد. تازه داشت جا می‌افتاد که مشکل اجاره دفتر و اخطارهای مالک شروع شد. به خودش لرزید دیگر حوصله شنیدن سرزنش‌های این و آن را نداشت دنبال جا برای دفتر افتاد با مالک بابت بدهی‌ها به صحبت نشست تا به‌طور اقساطی بدهد ولی نشد. اول تیر ماه ۱۳۸۲ بود جراید تهران نوشتند دفتر دانستنی‌ها تخلیه و اسباب و اثاثیه آن به وسط خیابان ریخته شد. فرانه داشت شمع کیک تولد مجله‌اش را فوت می‌کرد که مالک ساختمان و دفتر با حکم تخلیه وارد شد.

فرانه چشم‌هایش را بسته بود تا شمع فوت کند ندید که بچه تازه پا گرفته‌اش را وسط خیابان پرت کردند. دوست نداشت چشمانش را باز کند و این صحنه را ببیند.

او دیگر تحمل نداشت. در رؤیا دخترک پشت نرده‌ها را می‌دید که دزدکی به میهمان‌های روزنامه‌نگار پدر نگاه می‌کند. همه سیاه این بدبختی‌ها از همان وقت شروع شد، همان موقع‌ها که دخترکی ۶ساله بود و دست در دست پدر به دفتر مجله سپید و می‌رفت و برای خودش یک مجله خیالی درست می‌کرد مجله خیالی که احتیاج به آگهی و چاپخانه و نویسنده نداشت و فضایی را اشغال نمی‌کرد و با همان خیال بچگی دانستنی‌ها را چاپ کرده بود و چه بسا که وقتی چشم باز کرد کلک را هم ندید همه چیز وسط خیابان ایرانشهر پخش و پلا بود. پدر هم خیلی پیر شده و نمی‌تواند از دخترش حمایت کند. هر دو وسط گرمای خیابان روی اثاثیه نشسته‌اند و به آب روان جوی کنار پیاده‌رو نگاه می‌کنند. یکی ۵۰سال عمر در این راه گذاشته و گفت آن یکی ۲۶سال. عجب زود گذشت. فرانه یاد شعار دانستنی‌ها تا بی‌نهایت افتاد، سر پا شد پدر پرسید کجا می‌روی؟ دختر پدر دنبال یک چادر صحرایی که همین‌جا علمش کنم و مجله‌ام را چاپ کنم. من می‌خواهم جشن صدسالگی مجله‌ام را ببینم.

با چشمانی متعجب شاید داشت فکر می‌کرد که دختره هنوز از رو نرفته و شاید هم به او و اراده‌اش افتخار می‌کرد. او همیشه آرزو داشت اوریانا فالاچی شود.

در پاییز سال ۱۳۸۸، مؤسسه همشهری امتیاز این مجله را از فرانه بهزادی خرید. دانستنی‌ها این روزها تقریباً همان سبک و سیاق گذشته را دارد، البته دوره‌های مطبوعاتی تکرارناپذیرند، زمانی بود که دانستنی‌ها از معدود دریچه‌های ارتباطی کودکان و نوجوانان حتی رزمندگان حاضر در جبهه‌ها برای ارتباط با جهان خارج بود، در عصر اینترنت، دانستین‌های فعلی مجله خوبی است، اما دیگر هیچ مجله‌ای نمی‌تواند ادعا کند، آن انحصار و محبوبیت سال‌های دهه شصت دانستنی‌ها را می‌تواند داشته باشد، گمان هم نمی‌کنم، تیراژ دانستنی‌ها در این روزها، کسر کوچکی از تیراژ دانستنی‌ها در دوره اوج خود باشد.

گفت و گو با فرانه بهزادی[ویرایش]

تهران ـ تیر ۱۳۵۸

با لیسانس ادبیات از دانشگاه ملی فارغ‌التحصیل و با پذیرش بورسیه‌ای از مریلند آمریکا راهی لندن شده بودم تا از آنجا به آمریکا بروم که در یک مکالمه تلفنی شبانه با تهران سرنوشت جور دیگری رقم خورد. یک دختر ۲۰، ۱۹ ساله بودم که بدون هیچ سابقه‌ای باید مسؤولیت پر تیراژترین مجله علمی و خصوصی را به عهده می‌گرفتم.

این ایده انتشار مجله دانستنی‌ها از کجا پیدا شد؟

پدرم بعد از انقلاب دوباره انتشار سپید و سیاه را شروع کرده و با سبک و سیاق انقلابی در حال انتشار آن بود و هرگز فکر نمی‌کرد که دوباره تعطیل‌اش کند (سپید و سیاه قبلاً در سال ۱۳۵۳ با دستور مستقیم دولت وقت و شخص خود هویدا تعطیل شده بود) البته این موضوع ناگفته نماند که در یک دوره‌ای در سال‌های ۵۶ و ۵۷ فضا عوض شده و با طعنه و متلک از آن با عنوان «جیمی کراسی» یاد شده و مطالب بیشتر جراید سیاسی و فضا سیاسی بود.

چطور دوباره اجازه انتشار گرفت؟

با آغاز انقلاب در دولت شریف امامی به آن‌ها (سپید و سیاه ـ فردوسی ـ امید ایران و تهران مصور) اجازه چاپ داده شد که هر چهار تا تغییر سیستم داده و با غلظت بالای سیاسی درآمدند.

برگردیم سر دانستنی‌ها چون پدرتان دربارهٔ سپید و سیاه در کتاب‌های خود شبه خاطرات توضیحات مفصلی را داده و بحث ما هم دربارهٔ دانستنی‌ها است.

بله سپید و سیاه بعد از انقلاب در حدود ۳۰ شماره منتشر شد تا آن هم در دولت جدید و وزارت آقای میناچی از جبهه ملی دوباره توقیف شد. یک روز آقای دکتر ممکن، معاون مطبوعاتی ایشان از پدرم می‌خواهد که به ارشاد آن زمان برود. (دکتر ممکن بعد از رکناری نهضت آزادی و جبهه ملی به فرانسه پناهنده و امروز روزگار سختی را می‌گذراند) به هر حال آن روز دکتر ممکن به پدرم خبر می‌دهد که نمی‌توانید دیگر سپید و سیاه را منتشر کنید و باید از کارتان کناره گرفته و جای‌تان را به جوان‌ها بدهید. البته یک نکته ناگفته نماند که در روزگار قدیم مجلات هفتگی حق داشتند علاوه بر امتیاز هفتگی خود یک ماهنامه هم داشته باشند که پدر بعد از انقلاب این ماهنامه را با عنوان دانستنی‌ها برای جوانان منتشر کرده بود که زیادی جدی نبود و در حدود دو، سه شماره مانده بود و بعد همه چیز جدی شد.

چطور جدی شد؟

در همان دیدار دکتر ممکن یک شماره از دانستنی‌ها را که بابا منتشر کرده بود از کیفش درمی‌آورد و به او می‌گوید دوران امروزی این را می‌خواهد بدون شما، بهتر است بروید امتیاز آن را به نام بچه‌های‌تان کرده و ادامه بدهید. خود شما دیگر نمی‌توانید کار کنید و این جور بود که سرنوشت من رقم خورد و قصه چیز دیگری شد.

ایده آن از کجا پیدا شد. پدر شما در مجله‌اش سپید و سیاه ستون کوچکی با عنوان دانستنی‌ها داشت اما این ایده بزرگ یعنی چاپ یک مجله علمی و جالب و جذاب از کجا به ذهن‌تان افتاد؟ با امکانات کم آن زمان مثل نبود اینترنت و کمبود لوازم آگاهی بخش در این باره و دیگر وسایل لازم حتی تهیه خود عکس‌ها هم کار سختی است که همه این‌ها را در قالب یک مجله عمومی منتشر کنید؟

قرار شد یک مجله چهار رنگ با مطالب علمی منتشر کنیم که این اتفاق برای اولین بار در عرصه مطبوعات رخ می‌داد. قبول دارم اما ما هم تصمیم خود را گرفته و نمی‌توانستیم عقب‌نشینی کنیم. البته باید بگویم پدرم به مطالب و مقالات علمی علاقه زیادی داشت و حتی پیشنهاد خرید امتیاز مجله دانشمند را بارها به الموتی، صاحب امتیاز این مجله داده بود اما او قبول نکرده و فروشنده نبود.

بعدش چه شد؟ برای هیئت تحریریه آن به سراغ چه کسانی رفتید؟

در ابتدای شروع کار با همان تحریریه سپید و سیاه شروع کردیم که ذبیح‌الله منصوری معروف‌ترین بود. یادمه همیشه گله می‌کرد که چرا پدرتان شما را به من معرفی نکرده. من خاطرات کار منصوری را در کتاب آقای جمشیدی کاملاً توضیح داده و دربارهٔ آن نوشتم. به غیر از او جهانگیر پارساخو بود که یک جورهایی همه‌کاره بابا و آچار فرانسه تحریریه بود و کافی بود یک عکس نایاب یا مطلب گم شده را از او بخواهی. پارساخو عشق عجیبی به پدرم داشت. او علاوه بر این کارها طراح جدول هم بود و تمام عمرش را برای طراحی جدول برای سپید و سیاه و بعد دانستنی‌ها گذاشت. یکی، دو نفر مترجم مطالب فرانسه و آلمانی مثل دکتر مرعشی داشتیم. دکتر احمد توکل هم با ما بود. یک کاوه باسمنجی بود که اطلاعات خوبی دربارهٔ هواپیما و داستان پرواز داشت که خودش دفتر مجله را پیدا کرد و آمد.

دفتر مجله کجا بود؟ داخل خیابان خردمند بود؟ پس شما کوچه طبس میدان توپخانه را که سپید و سیاه چاپ می‌شد را ندیدید؟

تمام عمر سپید و سیاه در همان کوچه طبس گذشت (در آن روزگار رسم بود دفاتر اکثر نشریات نزدیک کیهان و اطلاعات باشد و این دو مؤسسه بزرگ یک مشروعیتی به میدان توپخانه داده بود و این اواخر آنجا به عنوان یک مکان و پاتوق فرهنگی شده بود و بیشتر خبرنگارها در آن حوالی این سو و آنسو می‌دویدند تا آخرین اخبار را برای چاپ برسانند) بعد از وقوع انقلاب اکثر نشریات دفاتر خود را عوض کرده و بالاتر آمدند جز کیهان و اطلاعات که ماندند و تکان نخوردند هرچند مؤسسه اطلاعات هم این اواخر جایش را عوض کرده و به میرداماد رفته‌است اما کیهان مانده‌است که مانده. سپید و سیاه هم یکی از همان نشریات بود که جا عوض کرد و آمدیم خیابان خردمند و ۳۰ سالی آنجا بودیم.

موافقی از شماره‌های اول شروع کنیم؟

تا زمانی که من نیامده بودم بابا سه شماره از دانستنی‌ها را با عنوان مجله‌ای برای جوانان منتشر کرده بود که من رسیدم و از شماره چهارم با آن‌ها بودم. در آن سه شماره اگر دقت کنید ۳–۲ سرمقاله از جانب من بدون نام یا با امضای هیئت تحریریه هست اما بعدش سرمقاله‌ها با امضای من می‌شود.

و بعد شما به مجموعه اضافه شدید؟

در روزهای اولی که کارم را شروع کردم تمام حواسم به حرف‌ها و راهنمایی‌های پدرم بود. مثلاً می‌گفت چه مطالب ویژه‌ای پیدا کنم و با همکاران چگونه به عنوان یک مدیر و سردبیر رفتار کنم. یادمه بیشترین توصیه او همیشه برای جلد بود و می‌گفت جلد یک مجله باید طوری باشد که توجه هر عابری را جلب کرده و مثل برق روی او تأثیر بگذارد.

کار مجله با چاپ چه تیراژی شروع شد؟

تیراژ اول کار زیاد نبود. ما کار را با چاپ ۷ تا ۱۰ هزار تا شروع کردیم و بعد یک دفعه تیراژ بالا رفت که آن هم برای خودش ماجرایی دارد.

برای تهیه مطالب چه کار می‌کردید؟

همان‌طور که گفتم تحریریه اول مجله همان تحریریه قدیم سپید و سیاه بود که به مرور زمان تغییر کرد. مرعشی مطالب آلمانی را ترجمه می‌کرد. آقای برزگر، فرانسه و یک مرتضی پاریزی هم بود که مطالب ارتشی را می‌نوشت. آقایان رضا فتحی و کامران مقبل هم کارهای ایتالیایی را به فارسی برمی‌گرداندند. اگر الان به شماره‌های اولیه مجله رجوع کنید نام این افراد دیه می‌شود. به غیر از این‌ها ما به تمام افراد فامیل مقیم خارج سپرده بودیم که مجلات و کتاب‌های علمی را از کشورهای مختلف برایمان بفرستند. مثلاً مجلات و کتاب‌ها از آلمانت و انگلیس و آمریکا که همین هم شد و به عنوان نمونه برادرم ساسان از آمریکا کتابی دربارهٔ شناسایی اسلحه فرستاد که از مطالب و عکس‌های آن استفاده کردیم و در تیراژ تأثیر داشت. این تصاویر در شماره‌های اولیه مجله دیده می‌شود. از سویی دیگر خود من به موتور و ماشین و هواپیما علاقه زیادی داشتم و در شماره‌های اول تصاویر زیادی از موتورهای مسابقه و کراس پرشی رو و پشت جلد چاپ می‌کردیم.

مجله، عکاس هم داشت؟

بله، آقای ملک عراقی عکاس مجله بود که قبلاً هم با بابا در سپید و سیاه کار می‌کرد. البته ما در مجله دو مدل استفاده از عکس داشتیم که یک مدل آن استفاده از مجلات و کتاب‌ها بود که به آن اشاره کردم و یک مدل هم عکاس مجله می‌رفت از سوژه عکس می‌گرفت. بیشتر از مجلات و کتب استفاده می‌کردیم و بابت همین یادمه پدرم سفارش می‌کرد که برای خرید مجله و کتاب خساست به خرج نداده و دستم نلرزد. شاید در یک کتاب فقط یک عکس به دردمان می]ورد ولی ممکن بود همان یک عکس تأثیر زیادی در بالا رفتن تیراژ داشته باشد.

کار ذبیح‌الله منصوری به چه صورت شروع شد؟

کار منصوری با نوشتن پاورقی‌های علمی شروع شد. او یک پاورقی‌نویس بزرگ بود که مطالبش همیشه پرخواننده بود. پاورقی‌های «جراح دیوانه» ـ «بزرگترین جهانگردی بشر که همان ماژلان بود» ـ «ابن‌سینا» ـ «خداوند الموت» از داستان‌های پرخواننده مجله بود که بعدها به صورت کتاب هم چندین‌بار چاپ و تجدید چاپ شد. ذبیح‌الله منصوری هیچ وقت در تحریریه نمی‌نشست. یک روز در هفته در یک ساعت تعیین شده می‌آمد و مطالبش را می‌داد و می‌رفت. او عادت داشت روی کاغذ گلاسه بنویسد که این کاغذها نواری شکل بود و اضافه کاغذهای برش خورده چاپخانه بود. هر خط از سه کلمه بزرگ بود که واضح می‌نوشت. منصوری تنها کسی بود که صفحه‌ای از ما پول می‌گرفت و این قرار را با پدر گذاشته بود.

این وضعیت تا چه زمانی ادامه داشت؟

از شماره ۳۰ به بعد شرایط مجله خوب شد. بدهی‌های یک سال انتظار سبک شد اما مثل سایه با ما بود. خواننده‌ها نامه می‌دادند و تماس می‌گرفتند. یادمه یک نفر را آوردیم تا آن همه نامه را که در طول ماه می‌آمد جواب دهد. تیراژ تا ۱۷۰ هزار در دو هفته و ۳۴۰ هزار تا ماه رسیده بود. خیلی دلم می‌خواست به ۲۰۰ و ۴۰۰ برسیم که هیچ‌وقت نشد.

به نظرت عامل موفقیت مجله چه بود؟

برای اینکه مطالبمان سیاسی و اخبار روز نبود. ما مطالب علمی را با زبانی ساده برای تمام قشرها روزنامه‌خوان منتشر می‌کردیم.

در آن دوران که خبری از ماهواره و کامپیوتر، اینترنت و امکانات امروز نبود برای چاپ رنگی چه کار می‌کردید؟

مجله را چاپخانه افست چاپ می‌کرد؛ که در دهه ۶۰ یکی از مجهزترین چاپخانه‌های خاورمیانه بود افست چهار رنگ چاپ می‌کرد که بعدها به خاطر بدهی دو میلیون تومانی ما به آن‌ها آن را دو رنگ کرد. هیچ چاپخانه‌ای در تهران نبود که بتواند یک مجله را چهاررنگ و با آن تیراژ چاپ کند.

برای تهیه مطالب به غیر از منابعی که اشاره کردید دیگر چه کارهایی می‌کردید؟

یک تیم تحقیقاتی درست کرده بودیم که در جنگل‌های شمال و کویر ایران دنبال مطلب بود. یادمه یک بار دنبال پیدا کردن آخرین نسل ببر مازندران بودیم که این پروژه سه ماه طول کشید و آخر هم دست خالی ماندیم.

یک بار تعریف می‌کردید که یک روز یک مجله دیگر با نام دانستنی‌ها دیدید؟

ببینید در این کشور عده‌ای هستند که می‌خواهند بدون زحمت صاحب همه چیز شوند. یادمه همزمان با موفقیت دانستنی‌ها یک عده آمدند با اضافه کردن یک پسوند به نام دانستنی‌ها از روی دست ما کپی کردند که به خاطر هزینه‌هایی که ما برای کیفیت می:ردیم نتوانستند ادامه دهند و تعطیل کردند. خیلی‌ها تقلید کردند اما راه به جایی نبردند.

در دورانی که مجله موفق بود ابتکاری هم داشتید؟

بله زمانی که با افست سر آن بدهی دو میلیونی به مشکل خوردیم مجله دو رنگ و ۵۲ صفحه‌ای شد که خوانندگان اعتراض کردند. آن‌ها فکر می‌کردند ما پس از موفقیت دست به این کار زدیم و از ماجرا بی‌خبر بودند. همان وقت پدرم پیشنهاد کرد که یک مجله کوچک در وسط دانستنی‌ها با عنوان دانستنی‌ها برای کودکان چاپ کنیم که استقبال زیادی شد. البته بعد از چند شماره ارشاد اخطار داد که به دلیل نداشتن مجوز باید این کار را نکنیم که تصمیم بر این شد دانستنی‌های کودکان چند صفحه اضافی در آخر مجله چاپ شود.

نقش دکتر علی بهزادی در دانستنی‌ها چقدر بود؟

پدرم نقش پررنگی داشت. یک زمانی در مواقعی که به مشکلات حاد برمی‌خوردیم تجربه ۳۰ سال روزنامه‌نگاری پدرم خیلی به کارمان می‌آمد و کمک می‌کرد، مثل همین ماجرای دانستنی‌های کودکان که باعث شد بدهی افست رفع شود.

در انتخاب مطالب هم دخالتی داشت؟

اوایل کار خیلی نقش داشت. گهگاه اختلاف سلیقه‌ای بود اما هیچ‌وقت جدی نشد و به مشکل سنگینی برنخوردیم. یک زمان این اواخر کار تمام حواس او به نوشتن خاطراتش و چاپ آن بود و همان وقت نقش او کمرنگ شده بود. در کل پدرم همیشه با من بود و من چهار شخصیت از او در زندگی‌ام دارم.

بیشتر توضیح می‌دهید؟

او پدرم بود و من تا ۲۴ سالگی دخترش بودم. همزمان با انتشار مجله دانستنی‌ها استادم شد. بعد از یاد گرفتتن کار همکار شدیم و در زمان بیکاری هم با هم دوست بودیم. می‌نشستیم و از خاطرات دوران کار صحبت می‌کردیم.

از خاطراتتان با او در دانستنی‌ها هم می‌گویید؟

بهترین خاطره‌ام مربوط به زمانی است که مجله نایاب می‌شد. با ذوق می‌آمدم و به پدرم می‌گفتم که فلان شماره نایاب شده. آن وقت دو تا قهوه می‌ریختیم و ضمن خوردن آن برای شماره بعد مجله نقشه می‌کشیدیم. پدرم همیشه یک ماکت داشت و در آن مشخص می‌کرد که جای مطالب و عکس‌ها کجاست. او همیشه می‌گفت مطلب باید مثل برق خواننده را بگیرد.

چه روز و سالی مجله تعطیل شد؟

برای جور کردن هزینه‌های مجله خیلی به این در و آن در زدم. در سال ۷۸ و ۷۹ پراکنده منتشر شد و تعطیل بودیم. یادمه سال ۱۳۷۹ اخطار ارشاد رسید که اگر در شش ماه آینده منتشر نکنی لغو امتیاز می‌شوی. به خاطر همان با یک گروه مشغول به کار شدم که بعد از سه شماره کارمان به دادگاه کشید و برای دو سال اجازه فعالیت نداشتیم.

چه شد که تصمیم گرفتید یک مجله علمی را به یک مجله سیاسی تبدیل کنید؟

من از لحاظ مالی مشکل داشتم و نمی‌خواستم لغو امتیاز شوم. آمدم با این گروه مجله را از بحران دربیاورم که نشد و گرفتاری بیشتر شد. دانستنی‌ها همیشه برایم نقش یک بچه را داشت. من در زندگی‌ام یک دختر و یک پسر دارم اما تمام زندگی‌ام را برای بچه سوم خود دانستنی‌ها گذاشتم.

بعد از دو سال دوباره برگشتید و چند شماره منتشر کردید؟

برگشتم و چند شماره با کیفیت بالایی شروع کردیم، دوباره علمی شدیم و آگهی هم داشتیم. حتی می‌خواستم برای بانوان هم مطالب منتشر کنم. در سال‌های انتشار نامه‌هایی از سوی بانوان داشتیم که گله و شکایت می‌کردند که چرا به مطالب بانوان توجهی نداریم. این خیلی اذیت می‌کرد. علم زنانه و مردانه ندارد و در فکرش بودم. یادمه در تمام دوران انتشار مجله یادداشت‌های یک زن خانه‌دار را داشتیم که آقایان بیشتر خواننده آن بودند. به هر حال در دوره جدید چند صفحه دربارهٔ آشپزی، مد و باغبانی و دکوراسیون چاپ کردیم که جالب بود. حواسم به صفحه سرگرمی و عمومی هم بود.

اشاره کردید پدرتان برای سپید و سیاه مشکلاتی داشت که تا اوایل کار دانستنی‌ها با او بود، نگران نبودی این مشکلات برای تو هم ایجاد شود؟

نه اصلاً از هیچ چیز نترسیدم. من زمان موشک‌باران تهران و جنگ با عراق و بمباران‌های هوایی مجله را منتشر کردم و بابت همین دنبال کردن مطالب جنگی در مجله از هیچ چیز نمی‌ترسیدم. یک روز از تهران خارج نشدم.

خاطره‌ای که ما داریم فروش دانستنی‌ها توسط دست‌فروش‌ها در جاده‌ها و ایستگاه‌های پلیس راه بود برای خودتان هم پیش آمد با این دست‌فروش‌ها روبه‌رو شوید؟

خیلی وقت‌ها در مسیر خانه به مجله، دست‌فروش‌ها در چهارراه مجله را می‌فروختند از کیوسک‌ها عکس مجله را می‌فرستادند که چاپ کنیم.

در دوره جدید هم موفق شدید اما به یک باره تعطیل کردید؟

برای اینکه هزینه‌ها بالا رفته بود. چاپخانه‌ها دیگر مثل سابق نبود. دخل و خرج جور درنمی‌آمد.

ظاهراً دیگر نمی‌خواستید خاطرات تلخ قبل بابت بدهی‌ها را تجربه کنید؟

همین‌طور است. در دوره قبل حلقه ازدواجم که برای دخترم گذاشته بودم را فروختم و دیگر چیزی مانند خانه و ماشین برای فروش نداشتم. باور کن اگر بود می‌فروختم و ادامه می‌دادم. من تمام زندگی‌ام را روی مجله گذاشتم و دیگر چیزی نداشتم.

ماجرای انتقال امتیاز به همشهری چگونه پیش آمد؟

وقتی دیدم دیگر نمی‌توانم ادامه دهم یک عده آمدند و پیشنهاد کردند که امتیاز را در اختیار آن‌ها بگذارم. ندادم تا اینکه گروه مجلات همشهری آمد. بعد از چند جلسه صحبت متوجه شدم که آن‌ها می‌توانند و امکاناتش را دارند که بلافاصله معطل نکرده و واگذارش کردم تا بچه‌ام به حیاتش ادامه دهد. نمی‌خواستم شاهد جوانمرگی دانستنی‌ها به دست خودم باشم.

شماره جدید دانستنی‌ها را دنبال می‌کنید؟

یکی از خریداران ثابت آن هستم. شاید باور نکنید شماره جدیدشان که چاپ شد تماس گرفتم و تبریک گفتم. به نظر من جوانانی که در تحریریه دانستنی‌ها هستند به بهترین نحو کار می‌کنند.

ظاهراً در حال ثبت خاطرات خود هستید؟

بله تکه‌تکه شروع کردم و در حال جمع‌آوری آن هستم. همیشه فکر می‌کردم خاطرات خود را در روزگار پیری می‌نویسم اما این‌طور نشد و بعد از انتقال دانستنی‌ها و راحت شدن خیالم بابت سرنوشت آن، کار را شروع کرده‌ام.

به عنوان سؤال آخر فکر می‌کنید در دهه ۶۰ و ۷۰ سال‌های انتشار مجله رقیب مجله کدام نشریه بود؟

من رقیب نداشتم. این از خودخواهی نیست. پدرم همیشه می‌گفت مجله باید رقیب داشته باشد تا با متوجه شدن نقاط ضعف و قوت کیفیت آن را بالا ببری.[۹]

شعار پایانی مجله[ویرایش]

دانستنیها پایان ندارد.[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «متن قرارداد واگذاری مجلات مؤسسه همشهری منتشر شد». خبرگزاری ایلنا. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۲۶.
  2. «فروشگاه اینترنتی همشهری مارکت | دو هفته نامه دانستنیها شماره 200». hamshahrimarket.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۲۶.
  3. «بایگانی‌های دانستنیها». پوریا ناظمی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۲۶.
  4. رنجبر، محمدمهدی. «دانستنیها | لذت سرگرمی». دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۲۶.
  5. www.fhnews.ir، رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری| (۱۳۹۴/۰۳/۲۴–۰۸:۲۷). «انتشار نخستین کتاب-مجله دایره‌المعارفی «دانستنی‌ها»». fa. دریافت‌شده در 2019-04-26. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  6. «کتاب-مجله‌های دانستنیها: ابتکاری جالب که سایر نشریات ایرانی هم بهتر است از آن تقلید کنند». یک پزشک. ۱۳۹۴-۰۲-۲۱T17:20:41+00:00. دریافت‌شده در 2019-04-26. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  7. «کتاب-مجله‌های دانستنیها: ابتکاری جالب که سایر نشریات ایرانی هم بهتر است از آن تقلید کنند». یک پزشک. ۱۳۹۴-۰۲-۲۱T17:20:41+00:00. دریافت‌شده در 2019-04-26. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  8. «وبگاه دانستنیها». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۵.
  9. «گفت‌وگو با فرزانه بهزادی- مجله دانستنی‌ها». تاریخ شفاهی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۲۶.