حزب فالانژ لبنان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نماد رسمی حزب کتائب.

حزب کتائب با نام قبلی حزب فالانژ لبنان، یکی از حزب‌های دست راستی تندرو در کشور لبنان است. اگر چه حزب فالانژ لبنان به طور رسمی یک حزب سکولار است، اما به کلیسای مارونی منتسب است و برای حفظ منافع مسیحیان مارونی در لبنان فعالیت می‌کند. حزب فالانژ لبنان یکی از بازیگران اصلی در طول جنگ داخلی لبنان بود که از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ میلادی در لبنان جریان داشت که نهایتاً با اخراج سازمان آزادی‌بخش فلسطین از لبنان پایان یافت.[۱]

تأسیس[ویرایش]

حزب فالاتژ لبنان در سال ۱۹۲۶ میلادی، توسط پیر جمیل[۲] بنیان‌گذاشته شد. شعار این حزب «خدا، میهن و خانواده» بود. حزب فالانژ برای به قدرت رساندن مسیحیان مارونی در لبنان تلاش می‌کرد.[۱]

جنگ داخلی لبنان[ویرایش]

پیر جمیل بنیان‌گذار حزب فالانژ لبنان در سال‌روز تأسیس حزب در سال ۱۹۷۱ میلادی در منطقه مسیحی‌نشین اشرفیه در شرق بیروت.

در فرودین ۱۹۷۵ میلادی، چند تن از اعضای مسلح عضو سازمان آزادی‌بخش فلسطین به روی کلیسایی در شرق بیروت آتش گشودند تا پیر جمیل مؤسس حزب فالانژ لبنان را در آنجا ترور کنند. او از سوءقصد جان سالم به در برد، ولی این سوءقصد باعث مجموعه‌ای از اقدامات متقابل شد که در نهایت به جنگ داخلی ۱۵ ساله در لبنان منجر شد.

در طول جنگ داخلی لبنان، حزب فالانژ با همراهی دیگر احزاب ملی‌گرای لبنانی با سازمان آزادی‌بخش فلسطین و نهضت ملی لبنان به جنگ خیابانی می‌پرداخت و متحد استراتژیک اسرائیل به شمار می‌رفت. در سال ۱۹۸۲ آریل شارون با محاصره بیروت راه را برای به قدرت رسیدن فالانژیست‌ها هموار کرد. در همین هنگام مجلس لبنان، بشیر جمیل فرزند پیر جمیل را به عنوان رئیس جمهور برگزید.[۳]

در ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲ میلادی، بشیر جمایل نه روز پس از تحویل گرفتن مقام ریاست جمهوری لبنان و قبل از ادای سوگند رسمی، به همراه ۲۵ نفر از همراهانش، در مقر حزب فالانژ لبنان در منطقه اشرفیه، بیروت به وسیله انفجار بمب، به قتل رسید. قتل بشیر جمیل ضربهٔ بزرگی بر حزب فالانژ بود. پس از دو روز از قتل بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان، نیروهای حزب فالانژ به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در جنوب لبنان وارد شدند و بین ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر از فلسطینیان را کشتند.[۴][۵]

برادر بشیر به نام امین جمیل رئیس جمهور بعدی لبنان شد. اما با افزایش نفوذ سوریه، موقعیت مسیحیان مارونی در صحنه سیاسی لبنان متزلزل شد. امین جمیل در سال ۱۹۸۸ میلادی، به همراه خانواده خود لبنان را ترک گفت و وارد تبعید خودخواسته شد.[۱]

ربودن دیپلمات‌های ایرانی[ویرایش]

در چهاردهم تیرماه ۱۳۶۱(۵ ژوئیه ۱۹۸۲)، سه دیپلمات و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ("سید محسن موسوی" (کاردار سفارت) "حاج احمد متوسلیان"(وابسته نظامی) "تقی رستگار مقدم" (کارمند سفارت) و "کاظم اخوان"(خبرنگار وعکاس ایرنا)[۶]) در بیروت، در چهل کیلومتری شمال این شهر در حالی که عازم محل کار خود در سفارت ایران بودند، توسط نیروهای حزب فالانژ لبنان ربوده شدند. (ناپدید شدن چهار ایرانی در لبنان (۱۳۶۱))

در آن زمان، ارتش اسرائیل به لبنان حمله کرده بود و حزب فالانژ، همکاری نزدیکی با این کشور داشت.[۷] هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۷ خود می‌نویسد:: «فرستاده رئیس جمهور کنیا آمد. اطلاع داد که گروگان‌های ما در لبنان همان سال ۶۲ شهید شده‌اند و خواستار مبادله گروگان‌های انگلیسی و سه اسرائیلی با ۹۰ اسیر شیعه در اسرائیل شد. گفتم اسامی اسرای مورد نظر و آثار گروگان‌های ما را بیاورند.»[۸]

وی در خاطرات سال ۱۳۶۹ در جریان کمک به آزاد سازی گروگانهای آمریکایی در لبنان به پیامی از جرج بوش -رئیس جمهور وقت ایالات متحده- اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«اطلاعات آمریکا می‌گوید گروگان‌های ایرانی در دست مارونی‌ها در همان روزهای اول کشته شده‌اند ولی باز هم آنها آمادگی دارند که پیگیری مسئله آن گروگان‌ها را ادامه دهند.»[۹]

به گفته مرکز اسناد انقلاب اسلامی «اگرچه ابتدا گفته می‌شد که سید محسن موسوی کاردار جمهوری اسلامی ایران در بیروت و همراهانش کشته شده‌اند؛ اما شواهد و مدارک موجود، حاکی از آن است که آنها در اسارت اسرائیل می‌باشند.»[۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ میراث سیاسی خاندان جمایل در لبنان (بی‌بی‌سی فارسی)
  2. «لوموند دیپلماتیک». 
  3. Georges CORM. «لوموند دیپلماتیک». بازبینی‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰. 
  4. Sabra & Shatila, Jewish Virtual Library
  5. دویچه وله. «وضعیت ناگوار زندگی در اردوگاه شتیلا». بازبینی‌شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰. 
  6. http://www.4diplomat.com/
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ http://www.irdc.ir/fa/calendar/216/default.aspx
  8. کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال ۱۳۶۷، صص ۴۸۳–۴۸۴، خاطرات یکشنبه یکم بهمن
  9. کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال ۱۳۶۹، ص ۸۳، خاطرات پنجشنبه ششم اردیبهشت

پیوند به بیرون[ویرایش]