حدیث مردان فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این حدیث که منسوب به محمد (پیامبر اسلام) بوده بشرح ذیل می‌باشد:

لو کان الدین (او العلم) معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس

«اگر دین (و در روایت دیگری اگر علم) به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمانها قرار گیرد، مردانی از فارس (پارس) آن را در اختیار خواهند گرفت.»

شان صدور حدیث[ویرایش]

  1. از دیدگاه مترجم نهج الفصاحه[۱][۲]
    [...از جمله حدیثها که سیاق درست دارد و یک کلمه آن را تحریف کرده‌اند آن حدیث است که به تأیید هوش و ایمان پارسی نژادان آورده‌اند که اگر ایمان (یا علم) به ثریّا بودی مردمی از اهل پارس بدان رسیدندی.
    و این از تحریفات شعوبیان است که در قدح عرب و مدح غیر عرب کوششی داشتند. اصل حدیث که بخاری و مسلم و ترمدی در باب تفسیر آورده‌اند چنین است که راوی گوید: «ما نزد پیمبر بودیم که سوره جمعه بیامد، آیه اول را که وصف بعثت وی در میان امیان است بخواند و به آیه دوم رسید که وصف به هدایت نه پیوستگان است، یکی گفت آنها که بما نپیوسته‌اند کیانند و پیمبر (که سؤال بی جا را خوش نداشت) در جواب او سکوت کرد، آنگاه دست بر سلمان فارسی که در میان حاضران بود نهاد و گفت اگر ایمان به ثریّا بودی مردمی مانند این بدان رسیدندی. »متن حدیث این است و گوئی شعوبیان که غالباً غیر عرب بوده و سلیقه کافی برای جعل حدیث تمام نداشته‌اند«مردمی مانند این»را تحریف کرده بجای آن«مردانی از پارس»نهاده‌اند و هم در روایت دیگر برای مزید تفضیل«ایمان»را به «علم»بدل کرده‌اند که بنظر ایشان در عرصه مفاخره با عرب اعتبار علم از«ایمان»بیشتر بوده است، اما روح حدیث از این هر دو تحریف بیزار است...].
  2. از دیدگاه تفسیر نمونه
    «هنگامی که آیه ۵۴ سوره مائده نازل گردید و عده‌ای از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) دربارهٔ این آیه سؤ ال کردند دست خود را بر شانه سلمان زد و فرمود: این و یاران او و هموطنان او هستند؛ و به این ترتیب از اسلام آوردن ایرانیان و کوششها و تلاشهای پرثمر آنان برای پیشرفت اسلام در زمینه‌های مختلف، پیشگوئی کرد. سپس فرمود: لو کان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس: اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمانها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت».
  3. از دیدگاه تفسیر مجمع البیان
    «هنگامی که آیه ۵۴ سوره مائده[۳] نازل گردید پیامبر در پاسخ از پرسشی در مورد تفسیر این آیه شریفه، دست خویش را بر شانه «سلمان» زد و فرمود: منظور، این مرد و هموطنان اوست: و روی انّ النّبی صلی الله علیه وآله سئل عن هذه الآیة فضرب بیده علی عاتق سلمان فقال: هذا و ذوه، ثمّ قال صلی الله علیه وآله: لو کان الدّین بالثّریّا تناوله رجال من ابناء فارس...». آن گاه افزود: اگر دین و آیین خدا در آسمان‌ها و به ستاره «ثریا» نیز بسته شده باشد مردانی از فارس حقجویانه آن را خواهند یافت و پس از نایل آمدن به آن به مقرراتش عمل خواهند کرد».

علم یا دین[ویرایش]

در پاره‌ای از کتب از کلمه علم و در پاره‌ای دیگر از کلمه دین در عبارت: «لو کان ... معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس» استفاده گردیده است.

  1. در کتبی که از کلمه علم استفاده گردیده است :
    1. کنزالعمال[۴]
    2. نور الثقلین[۵]
    3. حلیة الاولیا[۶]
    4. الدرر السنیه[۷]
    5. مسند احمد[۸]
    6. صحیح مسلم[۹]
    7. سفینة البحار[۱۰]
  2. در کتبی که از کلمه دین استفاده گردیده است :
    1. تفسیر مجمع البیان[۱۱]
    2. سنن الترمذی[۱۲]
    3. استعیاب[۱۳]
    4. تفسیر ابن کثیر[۱۴]
    5. مصابیح السنة[۱۵]

روایت ابن خلدون[ویرایش]

دانشمند عرب ابن خلدون روند تاریخ را مصداق گفت پیغمبر می‌داند. «از شگفتی‌های که واقعیت دارد این است که بیشتر دانشوران ملت اسلام، خواه در علم شرعی و چه در دانش‌های عقلی بجز در مواردی نادر غیر عرب اند و اگر کسانی از آنان یافت شوند از حیث نژاد عرب اند از لحاظ زبان و مهد تربیت و مشایخ استادان عجمی هستند. چنان‌که صاحب صناعت نحو، سیبوبیه، و پس از او فارسی و دنبال آنان زجاج بود و همهٔ آنها از لحاظ نژاد ایرانی به شمار می‌رفتند. آنان زبان را در مهد تربیت آمیزش با عرب آموختند و آن را به صورت قوانین و فنی در آوردند که آیندگان از آن بهره‌مند شوند؛ و همهٔ عالمان اصول فقه چنان‌که می‌دانی و هم کلیه علمای علم کلام همچنین بیشتر مفسران ایرانی (پارسی) بودند و بجز پارسیان (ایرانیان) کسی به حفظ تدوین علم قیام نکرد و از این رو مصداق گفتار پیامبر (ص) پدید آمد که فرمود: «اگر دانش به گردن آسمان در آویزد قومی از مردم فارس بدان نایل می‌آیند و آن را به دست می‌آورند». اما علوم عقلی نیز در اسلام پدید نیامد مگر پس از عصری که دانشمندان و مؤلفان آن‌ها متمیز دند و کلیه این دانشها به منزله صناعتی مستقر گردید و بالنتیجه به پارسیان اختصاص یافت و تازیان آن‌ها را فرو گذاشتند و از ممارست در آن‌ها منصرف شدند. مانند همه صنایع در این دانشها همچنان در شهر متدوال بود تا روزگاری که تمدن و عمران در فارس و بلاد آن کشور مانند عراق و خراسان و ماوراءالنهر مستقر بود»[۱۶]

کاربردها[ویرایش]

این حدیث در پشت اسکناسهای پنجاه هزار ریالی کشور ایران درج شده‌است.[۱۷]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. نهج الفصاحه، ترجمه ابولقاسم پاینده، چاپ پانزدهم سال 1360 صفحه 148.
  2. http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/nahjolfesaaheh________/nahjolfesaaheh_05.html
  3. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
  4. ج۱۲، ص۹۱
  5. جلد اول صفحه ۶۴۲
  6. نعیم اصفهانی، جلد ششم صفحه ۶۴
  7. صفحه ۲۹۹
  8. ãæÓæÚÉ ÇáÍÏíË ÇáÔÑíÝ - ÚÑÖ ÇáÍÏíË
  9. ãæÓæÚÉ ÇáÍÏíË ÇáÔÑíÝ - ÚÑÖ ÇáÍÏíË
  10. محدث قمی
  11. ج۳، ص۳۲۱
  12. ãæÓæÚÉ ÇáÍÏíË ÇáÔÑíÝ - ÚÑÖ ÇáÍÏíË
  13. ولی ابن عبدالبر، جلد ۲ صفحهٔ ۵۷۷
  14. ج۷، ص ۶ و ۷
  15. ج ۲، ص ۲۸۹
  16. مقدمهی ابن خلدون، ترجمهی محمد پروین گنابادی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۵، جلد دوم. ۱۱۴۸–۱۱۵۲
  17. بهانه جدید برای تحریک هموطنان آذری زبان