جاز لاتین
| جاز لاتین | |
|---|---|
| ریشههای سبکی | جاز، موسیقی آفریقایی، موسیقی کوبایی، موسیقی برزیلی، موسیقی آمریکای لاتین |
| ریشههای فرهنگی | اواخر دههٔ ۱۹۴۰ تا دههٔ ۱۹۵۰، کوبا و ایالات متحده آمریکا (بهویژه نیویورک) |
| سازهای معمول | |
| فرمهای مشتقشده | جاز فیوژن، سالسا، فانک جاز، بوسا نوا |
| زیرژانرها | |
| جاز آفرو-کوبایی، جاز آفرو-برزیلی | |
| حلقههای منطقهای | |
| نیویورک، هاوانا، ریو دو ژانیرو، سان خوان | |
جاز لاتین شاخهای از جاز است که در آن ساختار هارمونیک و بداههپردازی جاز با ریتمها و الگوهای ضربی موسیقی آمریکای لاتین ترکیب میشود. برخلاف جاز استاندارد که اغلب بر پایهٔ سوینگ و هارمونی عملکردی شکل گرفته است، جاز لاتین بر ریتمهای مبتنی بر الگوهای تکرارشونده (اوستیناتو) و ساختارهای ریتمیک آفریقایی-لاتین تکیه دارد.
بر اساس تحلیلهای آموزشی در موسیقی جاز، بهویژه در سنت آموزشی پیانو جاز، این سبک نتیجهٔ گسترش استفاده از ریتمهای کوبایی، برزیلی و کارائیبی در بستر جاز مدرن است، جایی که تعامل میان ریتم، مد و بداههپردازی نقش محوری دارد.[۱]
زمینهٔ مفهومی و کاربرد واژه «لاتین»
[ویرایش | اشتراکگذاری]در آمریکای شمالی، واژههای «لاتین» و «سالسا» تا حد زیادی بهصورت عمومی و گاه غیرتخصصی برای اشاره به مجموعهای گسترده از موسیقیهای آمریکای لاتین بهکار میروند. در حالیکه «آمریکای لاتین» یک منطقهٔ بسیار بزرگ با تنوع فرهنگی و موسیقایی گسترده است، موسیقی آن بهطور طبیعی دارای سبکها، ریتمها و سنتهای بسیار متفاوتی است.[۱]
«سالسا» تنها بخش کوچکی از این منظومهٔ موسیقایی است که شامل سبکهایی مانند کالیپسو (ترینیداد)، رگی (جامائیکا)، بوسا نوا و سامبا (برزیل)، کومبیا (کلمبیا)، ماریاچی (مکزیک)، خورُوپو (ونزوئلا)، تانگو (آرژانتین)، مرنگه (جمهوری دومینیکن) و موسیقی آلتیپلانو (منطقهٔ کوهستانی آند) میشود.[۱]
برای نمونه، موسیقی تیتو پوئنته اغلب در چارچوب سالسا یا جاز لاتین قرار میگیرد، در حالیکه آثار آستور پیاتزولا بیشتر در حوزهٔ تانگو و موسیقی هنری مستقل طبقهبندی میشوند و الزاماً سالسا محسوب نمیشوند.[۱]
در واقع، واژهٔ «سالسا» اصطلاحی است که در اواخر قرن بیستم توسط موسیقیدانان و ناشران در نیویورک برای دستهبندی مجموعهای از سبکهای کوبایی-کارائیبی رایج شد. با این حال، ریشهٔ اصلی این جریان را باید در موسیقی آفریقایی-کوبایی جستوجو کرد که بعدها در تعامل با جاز در نیویورک توسعه یافت.[۱]
زیرشاخهها
[ویرایش | اشتراکگذاری]جاز آفرو-کوبایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]این شاخه بر پایهٔ ریتمهای کلاوه (Clave) شکل گرفته و شامل الگوهای تکرارشوندهای مانند مونتونو (Montuno) و گواخئو (Guajeo) است. این الگوها پایهٔ ریتمیک موسیقیهایی مانند سالسا و جاز کوبایی هستند.
جاز آفرو-برزیلی
[ویرایش | اشتراکگذاری]این شاخه شامل سبکهایی مانند بوسا نوا و سامبا جاز است که بر تعامل میان ریتمهای پیچیدهٔ پرکاشن و هارمونی جاز آمریکایی تکیه دارد.
ویژگیهای ریتمیک
[ویرایش | اشتراکگذاری]یکی از مهمترین ویژگیهای جاز لاتین، استفاده از ساختار ریتمیک کلَوه است. کلَوه یک الگوی دو میزانی است که بهعنوان چارچوب سازماندهندهٔ ریتم عمل میکند و تمام اجزای موسیقی (پیانو، باس، پرکاشن و ملودی) در نسبت با آن تنظیم میشوند.[۱]
در موسیقی سالسا، الگوهای اوستیناتو در پیانو (مونتونو) نقش مهمی در ایجاد حرکت ریتمیک دارند و معمولاً همراه با بخشهای پرکاشن اجرا میشوند.[۱]
رابطه با سایر سبکها
[ویرایش | اشتراکگذاری]جاز لاتین بهطور مستقیم با موسیقی کوبایی و برزیلی مرتبط است، اما در نیویورک و دیگر مراکز شهری آمریکا به یک زبان مستقل جاز تبدیل شد. این سبک تأثیر مهمی بر شکلگیری سبکهایی مانند جاز فیوژن و سالسا داشته است.[۱]
نمونههای مهم
[ویرایش | اشتراکگذاری]از جمله آثار مهم مرتبط با این سبک میتوان به اجراهای تیتو پوئنته، ماچیتو، دیزی گیلسپی و پروژههای جاز کوبایی در نیویورک اشاره کرد.[۱]