تفنگ گلنگدنی

تفنگ گلنگدنی (انگلیسی: bolt-action rifle) گونهای تفنگ با سازوکار دستی است که در آن تیرانداز با حرکت دادن مستقیم گلنگدن، سازوکار سلاح را برای شلیک بعدی آماده میکند. در رایجترین طرحها، گلنگدن با یک دسته چرخانده و به عقب کشیده میشود تا جان لوله باز و پوکهٔ شلیکشده خارج شود و سپس با حرکت رو به جلو، فشنگ بعدی از خشاب وارد جان لوله و گلنگدن دوباره قفل میشود. بیشتر تفنگهای گلنگدنی سلاحهای تکرارشوندهاند، اما نمونههای تکتیر نیز وجود دارند.[۱]
تفنگهای گلنگدنی از نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم به یکی از مهمترین مراحل تحول سلاحهای گرم نظامی تبدیل شدند. پیشرفت گلنگدنهای قفلشونده، فشنگ فلزی، باروت بیدود و خشابهای چندفشنگی امکان ساخت تفنگهایی را فراهم کرد که از تفنگهای سرپر پیشین سریعتر بارگذاری میشدند و در عین حال میتوانستند فشنگهای پرقدرت را با ایمنی بیشتری شلیک کنند. در آستانهٔ جنگ جهانی اول، طرحهایی مانند ماوزر گ۹۸، لی–انفیلد و موسین–ناگانت به جنگافزارهای سازمانی ارتشهای بزرگ تبدیل شده بودند و انواع تفنگ گلنگدنی در بیشتر ارتشهای درگیر در جنگ به کار میرفتند.[۲]
با گسترش تفنگهای نیمهخودکار و سپس تفنگهای تهاجمی در میانهٔ سدهٔ بیستم، تفنگ گلنگدنی بهتدریج جایگاه خود را بهعنوان جنگافزار اصلی پیادهنظام از دست داد. با این حال، سادگی مکانیکی، استحکام سازوکار و امکان ساخت تفنگهای بسیار دقیق باعث شده است که این سامانه همچنان در تفنگهای تکتیرانداز، تفنگهای شکاری و سلاحهای مسابقهای کاربرد گستردهای داشته باشد. برخی خانوادههای جدید تفنگهای نظامی دقیق نیز همچنان بر پایهٔ همین سازوکار ساخته میشوند.[۳]
سازوکار و طراحی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در طرح متداول گلنگدن چرخشی، بدنهٔ گلنگدن درون بخش عقبی سلاح حرکت میکند و برجستگیهای فلزی موسوم به زبانههای قفل، هنگام بسته شدن در شیارهای متناظر قرار میگیرند. این قفل از حرکت گلنگدن به عقب هنگام شلیک جلوگیری میکند و فشار حاصل از احتراق فشنگ را به بدنهٔ سلاح منتقل میکند. با افزایش قدرت فشنگها در سدهٔ نوزدهم، طرحهای سادهای که عمدتاً با پایهٔ دستهٔ گلنگدن قفل میشدند جای خود را به سامانههایی دادند که زبانههای قفل نزدیکتر به سر گلنگدن داشتند. این تغییر استحکام و ایمنی سازوکار را افزایش داد.[۱]

چند خانوادهٔ مهم گلنگدن چرخشی در اواخر سدهٔ نوزدهم پدید آمدند. سامانهٔ ماوزر بهویژه با مدل ۱۸۹۸ به طرحی بسیار اثرگذار تبدیل شد. گلنگدن گ۹۸ دو زبانهٔ اصلی در جلو و یک زبانهٔ ایمنی در عقب داشت و سامانهٔ تغذیهٔ آن فشنگ را هنگام خروج از خشاب زیر کنترل فشنگکش نگه میداشت. مؤسسهٔ ملی دادگستری ایالات متحده، ماوزر مدل ۱۸۹۸ را نقطهٔ اوج تکامل تفنگهای گلنگدنی نظامی آن دوره توصیف میکند و طرح آن بر شماری از سلاحهای نظامی و ورزشی سدهٔ بیستم اثر گذاشت.[۱][۴]
سامانههای دیگر راهحلهای متفاوتی برای سرعت، قفلشدن و تولید ارائه کردند. در لی–انفیلد، زبانههای قفل در بخش عقب گلنگدن قرار داشتند و سوزن هنگام بسته شدن سازوکار مسلح میشد. این ویژگی همراه با دستهٔ گلنگدنی نزدیک به دست تیرانداز و خشاب دهفشنگی، امکان آهنگ تیر نسبتاً بالایی را برای یک تفنگ دستی فراهم میکرد. سامانهٔ موسین–ناگانت نیز طرح چرخشی نیرومندی داشت که برای تولید انبوه نظامی مناسب بود. در کنار این طرحها، گلنگدنهای «کششی مستقیم» مانند تفنگ مانلیخر ام۱۸۹۵ با حذف حرکت چرخشی دستی، باز و بسته شدن سریعتری داشتند، اما سازوکار پیچیدهتر آنان در شرایط نامساعد میتوانست مزیت سادگی طرحهای چرخشی را کاهش دهد.[۲][۵]
تاریخچه و کاربرد نظامی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پیدایش تفنگ گلنگدنی با تلاش گستردهتر سدهٔ نوزدهم برای جایگزینی تفنگهای سرپر با سلاحهای تهپر پیوند داشت. تفنگ سوزنی درایزه که در پروس به کار گرفته شد نشان داد سرباز میتواند بدون ایستادن و بدون بارگذاری از دهانهٔ لوله، سلاح خود را از عقب دوباره آماده کند. در فرانسه نیز شاسپو مدل ۱۸۶۶ از سازوکاری گلنگدنی بهره میبرد. این نمونههای اولیه هنوز از فشنگهای کاغذی استفاده میکردند، اما گسترش فشنگ فلزی در دهههای بعد امکان ساخت سامانههای محکمتر و مطمئنتر را فراهم کرد.[۱][۶]
در دهههای ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰، ترکیب باروت بیدود، کالیبرهای کوچکتر، گلولههای پرسرعت و خشابهای چندفشنگی تفنگ گلنگدنی را به جنگافزار اصلی پیادهنظام تبدیل کرد. فرانسه در ۱۸۸۶ تفنگ لبل را با فشنگ باروت بیدود به خدمت گرفت و بریتانیا اندکی بعد به لی–متفورد و سپس لی–انفیلد روی آورد. برادران ماوزر نیز مجموعهای از طرحهای گلنگدنی را توسعه دادند که سرانجام به مدل ۱۸۹۸ انجامید. این تفنگ با گلنگدن بسیار مستحکم و خشاب داخلی پنجفشنگی نهتنها جنگافزار اصلی ارتش آلمان شد، بلکه سامانهٔ آن بر شمار زیادی از تفنگهای نظامی و غیرنظامی بعدی اثر گذاشت.[۲][۴]
جنگ جهانی اول اوج سلطهٔ تفنگ گلنگدنی بهعنوان سلاح انفرادی پیادهنظام بود. نیروهای آلمانی با گ۹۸، بریتانیاییها با لی–انفیلد، روسها با موسین–ناگانت و ارتشهای دیگر با طرحهایی مانند مانلیخر، آریساکا و اسپرینگفیلد ام۱۹۰۳ وارد جنگ شدند. تفاوت این تفنگها تنها در کالیبر نبود و شیوهٔ قفلشدن گلنگدن، ظرفیت خشاب و سرعت بارگذاری نیز بر عملکرد آنان اثر داشت. برای نمونه، لی–انفیلد با خشاب دهفشنگی و سازوکار سریع خود برای تیراندازی پیدرپی مناسب بود، در حالی که ماوزر ۹۸ به استحکام و قدرت سازوکارش شهرت یافت.[۲][۴]
در جریان جنگ جهانی دوم گذار از تفنگ دستی به سلاح خودبارگذار آشکارتر شد. ارتش ایالات متحده ام۱ گرند نیمهخودکار را بهعنوان تفنگ اصلی خود به کار گرفت، اما بسیاری از ارتشهای دیگر همچنان عمدتاً به تفنگهای گلنگدنی متکی بودند. آلمان از کارابینر ۹۸کا، بریتانیا و کشورهای همسود از گونههای لی–انفیلد، شوروی از موسین–ناگانت و ژاپن از خانوادهٔ آریساکا استفاده میکردند. تجربهٔ جنگ، برتری آهنگ تیر بالاتر سلاحهای خودبارگذار را برای نبرد عمومی پیادهنظام آشکارتر کرد و پس از جنگ، تفنگهای نیمهخودکار و سپس تفنگهای تهاجمی در بیشتر ارتشها جای گلنگدنیها را بهعنوان سلاح سازمانی گرفتند.[۲][۵]
کاربردهای معاصر
[ویرایش | اشتراکگذاری]کنار رفتن تفنگ گلنگدنی از نقش عمومی پیادهنظام به معنای پایان کاربرد نظامی آن نبود. ویژگیهایی مانند تعداد کمتر قطعات متحرک هنگام شلیک، امکان ساخت بدنه و گلنگدن بسیار محکم و قابلیت استفاده از فشنگهای پرقدرت سبب شد سازوکار گلنگدنی در سلاحهای دقیق باقی بماند. بریتانیا در ۱۹۷۰ تفنگ تکتیرانداز گلنگدنی L42A1 را به خدمت گرفت و در دههٔ ۱۹۸۰ آن را با L96A1 ساخت اکورسی اینترنشنال جایگزین کرد. این خانواده بعدها به سلاحهای دوربرد جدیدتری انجامید و نمونههایی از آن در چندین جنگ معاصر به کار رفتهاند.[۳]

در ایالات متحده نیز سامانهٔ تکتیراندازی ام۲۴ که بر پایهٔ بدنهٔ رمینگتون ۷۰۰ ساخته شده است، از ۱۹۸۸ در نیروی زمینی به خدمت گرفته شد. استفادهٔ طولانی این نوع سلاحها نشان میدهد که در نقشهایی که دقت و شلیک حسابشده بر آهنگ آتش مقدم است، سازوکار گلنگدنی همچنان میتواند مزیت عملی داشته باشد.[۷] در تیراندازی ورزشی و شکار نیز این تفنگها به دلیل سادگی، تنوع کالیبرها و قابلیت ساخت نمونههای دقیق همچنان رایجاند. نقطهٔ ضعف اصلی آنان در مقایسه با سلاحهای خودبارگذار، نیاز به عمل دستی میان هر دو شلیک و در نتیجه آهنگ تیر پایینتر است.[۸]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 "Bolt Actions" (in English). National Institute of Justice. 6 ژوئیه 2023. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 3 4 5 "Arms of the First World War" (in English). Royal Armouries. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 Houghton, Steve (2021). British Sniping Rifles since 1970: L42A1, L96A1 and L115A3 (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472842336.
- 1 2 3 Grant, Neil (2015). Mauser Military Rifles (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472805942.
- 1 2 Harriman, Bill (2016). The Mosin-Nagant Rifle (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472814159.
- ↑ Manning, Stephen (2017). The Martini-Henry Rifle (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781780965062.
- ↑ "M24 American 7.62mm Sniper Weapon System (SWS)" (in English). United States Army. Retrieved 21 اوت 2026.
- ↑ "IPSC Rifle Equipment Check Handbook 2024" (PDF) (in English). International Practical Shooting Confederation. 2024. Retrieved 21 اوت 2026.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Grant, Neil (2015). Mauser Military Rifles (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472805942.
- Harriman, Bill (2016). The Mosin-Nagant Rifle (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472814159.
- Houghton, Steve (2021). British Sniping Rifles since 1970: L42A1, L96A1 and L115A3 (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472842336.
- Manning, Stephen (2017). The Martini-Henry Rifle (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781780965062.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- "Bolt Actions" (in English). National Institute of Justice. Retrieved 21 اوت 2026.
- "Arms of the First World War" (in English). Royal Armouries. Retrieved 21 اوت 2026.