بگوئیم - نگوئیم -

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بگوییم - نگوییم - عنوان یک سلسله مقاله‌هایی در دههٔ ۱۳۷۰ بود که وزیر ارشاد در روزنامه‌ها منتشر می‌کرد و درواقع، واژه‌های تصویب‌شدهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای جایگزینی آنها با واژه‌های بیگانه و پاکسازی زبان فارسی از واژه‌های ناجور بود. مثلاً بگوییم «رایانه»، نگوییم «کامپیوتر»، و مانند آن.

دیدگاه‌ها[ویرایش]

این سلسله گفتار از همان ابتدا با انتقاد زبانشناسان روبه‌رو شد که می‌توان آن را در سه گروه جای داد:

  • ۱ گروهی که اعتقاد داشتند واژه‌های بین‌المللی که به اسم خاص تبدیل شده‌اند نباید ترجمه شوند و باید درست به‌صورت بین‌المللیِ آن به‌کار روند، مانند: اتوبوس، هلی‌کوپتر، کامپیوتر، موبایل و… این گروه اعتقاد داشتند برای پاکسازی فارسی ابتدا باید کلمات بی‌شمار جعلی را پاکسازی کرد که نه عربی است و نه فارسی. کلماتی که در ایران ساخته شد از باب‌های عربی ولی در معنایی به‌کار می‌رود که در زبان عربی هیچ کاربردی ندارد؛ مثلاً استنطاق در فارسی یعنی بازجویی کردن بر وزن استفعال از نطق. تزریقات که به‌جای واکسیناسیون به‌کار رفته‌است. تزریقات از مصدر رزق یعنی روزی رساندن و بردن آن به قالب تفعیلات و ساختن تزریقات به‌جای واکسن زدن برای خود عرب‌ها مضحک است. استمهال (از مهلت)، استهلال (از هلال) به‌معنی درخواست هلال (هلال ماه دیدن).

این نظر اعتقاد دارد که زبان فارسی خواهران و لهجه‌های زیادی دارد و می‌توان از ظرفیت و توانایی آنها برای جایگزین واژگان عربی کمک گرفت.

  • ۲- گروهی که باور داشتند باید همهٔ واژگان بیگانه را پاکسازی کرد.
  • ۳- گروهی که باور داشتند ابتدا باید همهٔ واژگان بیگانهٔ غربی را پاکسازی کرد و در درجهٔ اول از ظرفیت واژگان قرآنی به‌جای آنها کمک گرفت.[۱]

براثر انتفادات، این سلسله گفتارها تعطیل شد، اما عده‌ای از طرفدارانِ دیدگاه اول، خود دست‌به‌کار شدند و کتابچه‌هایی به‌صورت آنلاین درمورد جایگزینی واژه‌های بیگانه و استانداردسازی و یکسان‌نگاری فارسی منتشر کردند.

زبان فارسی، از ابتدای غلبهٔ فرهنگ و زبان عربی، همواره با مشکل واژگان دخیل و موافقان و مخالفان روبه‌رو بوده‌است. در آغازِ رویارویی زبان فارسی و عربی، درمیان فارسی‌زبانان دو گرایش وجود داشت. گروهی فارسی‌گرا بودند و گروهی عربی‌گرا. فارسی‌گرایان که ابن سینا و جوزجانی و ناصرخسرو و افضل‌الدین کاشانی از برجستگان آنان بودند، بر این باور بودند که باید برای واژه‌های عربی و یونانی که برابرهای فارسی برگزید. در مقابل اینان عربی‌گرایان قرار داشتند که معتقد به وام‌گیری از زبان عربی بودند. در آن زمان این گرایش غلبه یافت و فارسی به مدت چند سده به وام‌گیری گسترده از زبان عربی پرداخت. این گرایش موجب شد که وام‌گیری به عادت فارسی‌زبانان تبدیل شود. این عادت هنوز هم پابرجاست.[۲]

برخی از نخستین کتاب‌هایی که در اواخر سده چهارم هجری به زبان فارسی دری نوشته شدند، کتاب‌های علمی بودند و در سده پنجم کتاب‌های علمی بسیاری به زبان فارسی نوشته شده بود. ابن سینا و بیرونی کتاب‌هایی به زبان فارسی نوشتند که در آن‌ها واژه‌های علمی فارسی بسیاری ساخته شده‌است. از آن جمله می‌توان به دانشنامه علائی نگاشته ابن سینا اشاره کرد.

در دوره نوین در آغاز راه، زمانی که برخی از نخستین آموزگاران مدرسه دارالفنون دست به کار نگارش کتاب‌های علمی فارسی شدند، هر جا به اصطلاح علمی یا فن تازه‌ای که در دانش‌های قدیم سابقه نداشت، برمی‌خوردند، آن را به عربی برمی‌گرداندند یا اصل فرانسوی را به کار می‌بردند.[۳] اما در سال‌های آغازینِ سدهٔ بیستم میلادی کوشش‌های بسیاری برای وضع اصطلاح‌های نو و واژه‌های علمی فارسی آغاز شد.[۴] افراد و گروه‌های جداگانه‌ای دست‌به‌کار واژه‌گزینی شدند و جداگانه معادل‌های بسیاری برای واژه‌های علمی وضع کردند. در سال ۱۳۱۱ خورشیدی، در دارالمعلمین عالی انجمنی برای واژه‌گزینی علمی به سرپرستی دکتر عیسی صدیق و زیرنظر دکتر حسین گل گلاب و دکتر محمود حسابی بنا نهاده شد که معادل‌هایی برای ۳۰۰۰ اصطلاح علمی وضع کرد و بیشتر این معادل‌ها از پذیرش همگانی برخوردار شد.[۳]

در جریان نوسازی ایران در دوران رضا شاه پهلوی فرهنگستان ایران در سال ۱۳۱۴ برای هماهنگ کردن کار واژه‌سازی تشکیل شد که مهم‌ترین دستاورد آن ساخت واژه‌هایی جایگزین برای واژه‌های بیگانه بود که امروزه بسیاری از آنها در گفتار و نوشتار ایرانیان به‌کار می‌روند. مانند واژه‌های دانشگاه که معادل واژهٔ university و شهرداری که معادل واژهٔ «بلدیه» می‌باشند.

در آغازِ کارِ فرهنگستان اول، برخی از اهل قلم مخالفت‌هایی با واژه‌سازی کردند و حتی واژه‌های نوساخته را به ریشخند گرفتند اما فرهنگستان زبان فارسی به کار خود ادامه داده و واژه‌هایی ساخت که اینک در جامعه فارسی‌زبان ایران تداول کامل دارند، برای نمونه: بازداشت، کودکستان، شهرداری، دادگاه، دادستان، نمایشگاه، خزه، گرده‌افشانی، فرودگاه و هزاران واژه دیگر.[۲] در سال ۱۳۹۰ خورشیدی حدود پنجاه گروه تخصصی واژه‌گزینی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی فعالیت داشتند و از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تا این سال بیش از ۳۵هزار برابر فارسی برای واژه‌های بیگانه به تصویب رسید که در هشت دفتر انتشار یافته‌است.[۵]

واژگان پیشنهادی فرهنگستان[ویرایش]

تعدادی از واژگان پیشنهادی فرهنگستان[۶]

بگوییم نگوییم
دروغ‌ها اکاذیب
کردها اکراد
افغان‌ها افاغنه
شربت اشربه
تلفن همراه موبایل
صدا و سیما رادیو و تلویزیون
رایانه کامپیوتر
یارانه سوبسید

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. "زبان فارسی". بی‌بی‌سی فارسی. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ طباطبایی، سید علاءالدین: ضرورت و موانع واژه‌سازی. در: مجله «نشر دانش» سال هجدهم، بهار ۱۳۸۰ - شماره ۱. (از ۲۸صفحه تا ۳۳).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ رضا صادقی‌مهر، تجربه‌های زبان فارسی در علم، مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی، زبان علم، چاپ اول، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲
  4. جعفر مهرداد، تطور زبان فارسی در آموزش فیزیک، فصل‌نامهٔ رشد آموزش فیزیک، شمارهٔ ۳۰ و ۳۱، پاییز و زمستان ۱۳۷۱
  5. فرهنگستان زبان فارسی: هم‌اندیشی انجمن‌های علمی و برون‌سپاری واژه‌گزینی. ۱۲ آذر ۱۳۹۰.
  6. "واژه‌های مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی". فرهنگستان زبان و ادب فارسی. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]