احسن‌التواریخ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از احسن التواریخ)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

احسن‌التواریخ کتابی بوده‌است در دوازده جلد (بنا به ادعای مؤلف) که دو جلد پایانی آن باقی مانده‌است و اثری از ۱۰ جلد دیگر در هیچیک از کتابخانه‌های جهان به دست نیامده است و ممکن است اصلاً نگاشته نشده باشد. دو جلد موجود دربارهٔ تاریخ ایران و برخی مناطق مجاور (از جمله عثمانی، ماوراءالنهر و ترکستان) از سال ۸۰۷ قمری/۷۸۳ خورشیدی تا ۹۸۵ ق./۹۵۶ خ. است. نویسنده این کتاب حسن روملو از مورخان و سربازان ایرانی عهد شاه تهماسب یکم صفوی است.

این کتاب وقایع تاریخی را از آغار پادشاهی شاهرخ -پسر تیمور- در سال ۸۰۷ قمری/۷۸۳ خورشیدی آغاز می‌کند و به شرح حکومت‌های تیموریان، عثمانی، قراقویونلو، آق‌قویونلو، صفویان، ازبکان یا شیبانیان و برخی حکومتهای جزئی دیگر تا سال ۹۸۵ ق./۹۵۶ خ. که مصادف با آغاز پادشاهی شاه محمد خدابنده است می‌پردازد.

احسن‌التواریخ مهمترین منبع برای تاریخ ایران در دوران شاه تهماسب یکم صفوی است و در آن شرح حال شاعران و نویسندگان و هنرمندان دوران مذکور آمده‌است و از این لحاظ، این کتاب فقط به تاریخ سیاسی و جنگها نمی‌پردازد بلکه تاریخ فرهنگی را نیز مدنظر دارد. این کتاب نثری ساده و روشن دارد و از اشعار فارسی نسبتاً زیادی در متن آورده شده‌است که برخی سروده خود حسن بیگ روملو است.

تصحیح کتاب[ویرایش]

این کتاب به مانند نسخهٔ اصلی در دو جلد توسط عبدالحسین نوایی تصحیح شده‌است. مصحح در پایان جلد اول شرح نسبتاً مفصل و سودمندی از تاریخ ترکیه در دوران مذکور به همراه فهرستی از لغات ترکی و مغولی رایج در متون فارسی تاریخی سده هفتم به بعد را نوشته است.

نمونه‌ای از کتاب[ویرایش]

...چون این خبر محنت‌اثر در ارزنجان به قرایوسف ترکمان رسید، ارکان دولت را جمع آورده، در باب صلح و جنگ قرعهٔ مشورت در میان انداخت و گفت، نظم:

که ای شیرمردان رستم شعار مدارید اندیشه از کارزار
کز آنجا که لطف خدا یار ماست بر اعدا ظفریافتن کار ماست
ز ما کوشش و نصرت از کردگارچرا پا کشیم از ره کارزار؟

امرا نیز در جواب گفتند، نظم:

ایا آفتاب سپهر جلالاطاقه (؟) به فرق تو همچون هلال
نداریم اندیشه از داوری ز ما داوری وز شما یاوری
تمنای ما ملک کاووس نیست ز مردی غرض غیر ناموس نیست

قرایوسف یک‌یک را در آغوش گرفته، همه را به وعده‌های نیکو خشنود گردانید...[۱]

منابع[ویرایش]

  1. احسن‌التواریخ (جلد اول، صص ۴-۶۳)