گئوبروه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از گئوبروو)
پرش به: ناوبری، جستجو

گئوبروو یا گئوبروه (به یونانی: گُبریاس)، نام یکی از بزرگان پارسی بود. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک تعدادی از رؤسای هفت خانوادهٔ بزرگ پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود، سلطنت را به داریوش بزرگ و خاندان هخامنشی بازگرداند..

گئوبروه هم در زمان کوروش و هم داریوش از سرداران ارتش ایران بود. گئوبروه در زمان کوروش یکی از شهربانان ایران بود. گئوبروه در فتح بابل به همراه کوروش شرکت داشت. گل‌نوشته‌های بدست آمده در سالهای اخیر نشان می‌دهند که سپاه پارس، تحت فرماندهی گئوبروه، بابل را بدون درگیر شدن در نبردی فتح کرد. پس از محاصره بابل، گئوبروه برای ورود به شهر که دور تا دور آن را رود فرات قرا گرفته بود، دستور داد جریان رود را منحرف کنند تا بتوانند از بستر خشک آن به شهر رخنه کنند. او پسر پادشاه را دستگیر کرده، به قتل رساند؛ آنگاه کورش وارد شهر شد.

پس از کوروش، گئوبروه از نزدیکان داریوش بود. داریوش پیش از رسیدن به پادشاهی با ارته بامه دختر گئوبروه نیزه دار داریوش ازدواج کرد. در گل‌نوشته‌های دیوانی نام او بیشتر از نام دیگر همسران داریوش آمده است.

در نقش برجسته و کتیبه بیستون دو تن از یاران داریوش دیده می‌شوند که شامل ویندَفْرَناه کمان دار و گئوبَروَه نیزه دار، پشت سر او ایستاده اند.

گئوبروه در زمان داریوش، شورشیان بابل را سرکوب کرد. داریوش در کتیبه بیستون به ما می‌گوید که این شورش را با موفقیت سرکوبی کرده، اما شخص دیگری به نام «نبوکدنزر» بازهم ادعای سلطنت بابل را کرده و برای مدتی به بخشهایی از مملکت، احتمالاً" نیپور، حکومت کرده. بابل تا مدتها شاهد مدعیان مختلفی بود که همه ادعای قرابت با خاندان نبونید را داشتند و همه نیز با موفقیت به دست داریوش شکست خوردند. گئوبروه همچنین در سال ۵۱۹ ق.م شورش فردی به نام آتامانیتا را درهمان آغاز سرکوب کرد.

یاری گبریاس با داریوش برای به سلطنت رسیدن[ویرایش]

گئومات غاصب بعد از رفتن کمبوجیه به مصر خود را بجای بردیا پسر کورش معرفی کرده، بر تخت نشست. او بعد از دست انداختن به تاج و تخت، تمام زنان کمبوجیه را نیز در اختیار گرفت، یکی از این زنان فیدمیا، دختر هوتن یا اتانس یکی از تواناترین نجبای ایران بود. اولین کسی که پس از هفت ماه فرمانروایی به گئومات ظنین شد که او فرزند کوروش نیست بلکه مرد شیادی است، هوتن بود. او از دختر خود پرس و جو کرد. دخترش گفت «من هرگز بردیا پسر کوروش را ندیده‌ام و نمی‌توانم او را از مغ تشخیص بدهم.» پدرش از او خواست که از آتوسا خواهر بردیا بپرسد که آیا او بردیای واقعی است یا نه. دخترش گفت «من وسیلهٔ گفتگو با آتوسا را ندارم و هیچیک از زنان حرمسرا را هم ندیده‌ام چون همهٔ ما از هم جدا شده‌ایم.» وقتی کوروش حیات داشت دستور داده بود گوشهای این مغ را ببرند. هوتنه از دخترش خواست وقتی شوهرش در خواب است، دست بر گوش او بکشد، اگر گوش داشت همان بردیا است و اگر نداشت معلوم می‌شود که گئومات است. فیدمیا زود فهمید که شوهرش گوش ندارد و نتیجهٔ تحقیق را به پدر اطلاع داد.

هوتنه یک دستهٔ شش نفره از نجبای پارس را که به آنها اطمینان داشت، تشکیل داد و با ورود داریوش از پارس تصمیم اتخاد شد که او را نیز در گروه خویش وارد سازند. این هفت تن با هم قسم خوردند که برای دفع غاصب اقدام کنند. نام این هفت تن از این قرار است:

در کتاب هرودوت و در کتیبه بیستون

۱. هرودوت :اتانس بیستون : "اوتـانَـه" پسر ثـوخـرَه پارسی.

۲. هرودوت :اسپاتینس بیستون : "اَردومَـنیش" پسر وَهَـئوکَـه پارسی.

۳. هرودوت :گبریاس بیستون : "گَئوبَـرووَه" پسر مَـرَدونی‌یَـه پارسی (بابلی ها این نام را اوگْـبَـرو تلفظ می کردند)، (سالنامه نبونید).

۴. هرودوت :اینتافرنس بیستون : "ویدَفَـرنا-وینْـدَفَـرنا" پسر وایَـسـپارَه.

۵. هرودوت : مگابیزوس بیستون : "بَـگَـبوخـشَـه" پسر داتووَهـیَـه پارسی (نام مگابیز در تاریخ حسن پیرنیا بغابیش آمده است)

۶. هرودوت : هیدارنس بیستون : "ویدَرنَـه" پسر بَـگابیگـنَـه پارسی.

۷. هرودوت : داریوس بیستون : "دارَیَـوَئـوش" پسر وِشـتـاسَـپـَه (ویشتاسپ، هرودوت: هیستاسپ) نوه اَرَشـامَـه (ارشام) هخامنشی.[۱]

هفت یار وفادار بر آن شدند که بی درنگ بر غاصب بتازند و پس از ادای فریضه و دعا و نیایش برای پیروزی به طرف قصر شتافتند. مغ که در تالار بود گریخت و به خوابگاهی پناه برد و کوشید در را برروی مهاجمان قفل کند اما دو نفر از ایشان داریوش و گبریاس به او رسیدند و گبریاس مغ را، در بازوان خود گرفت. داخل اتاق تاریک بود. داریوش که نگران زخمی کردن گبریاس بود بالاخره خنجر خود را فرو برد و خوشبختانه به گبریاس اصابت نکرده و پیکر مغ را درید.[۲]

بعد از به سلطنت رسیدن داریوش، پیوند بین گبریاس و داریوش توسط ازدواج‌های سیاسی ای که صورت گرفت عمیق تر شد. داریوش با دختر گبریاس ازدواج کرد و گبریاس با خواهر داریوش زناشویی کرد. دختر اتانس، فیدمیا همان بانو که راز مغ را فاش کرد، نیز با داریوش ازدواج کرد.[۳]

گبریاس سردار داریوش بزرگ با گبریاس فرماندار گوتیان در زمان کوروش بزرگ تفاوت دارند به این دلیل که گوبریاس فرماندار گوتیان بعد از فتح بابل و منصوب شدن به فرمانداری بابل , مدتی بعد درگذشت .[۴]

آریابیگنس پسر گبریاس[ویرایش]

بعد از مرگ داریوش بزرگ پسرش خشایارشا که از جانب مادر دختر زادهٔ کوروش بزرگ بشمار می‌آمد، به پادشاهی رسید. بعد از انتخاب خشایارشا بخاطر نسبتی که خشایارشا با کوروش داشت، برادر ارشد او آریابیگنس[۵] زنان سرباز نامدار تاریخ، میرحسن عاطفی (به نقل از مشیرالدوله، تاریخ ایران باستان)، دو ماهنامه بررسی‌های تاریخی، ۱ اسفند ۱۳۴۵ </ref> که دختر زادهٔ گبریاس بود و مدتها گمان می‌رفت، جانشین پدر شود، حتی نتوانست اندیشهٔ مخالفت را به سر راه بدهد.[۶]

مردونیه پسر گبریاس[ویرایش]

مردونیه که در جنگهای بین ایران و یونان فرماندهی سپاه ایران را برعهده داشت، حاصل ازدواج گبریاس با خواهر داریوش بود. مردونیه نیز با دختر داریوش بنام آرتوزسترا زناشویی کرد.[۷]

پانویس[ویرایش]

  1. هرودوت ص ۲۱۳
  2. هرودوت، ص ۲۱۷
  3. هرودوت، ص ۲۲۲
  4. در رویدادنامه نبونید - کوروش سال هفدهم (۵۳۸/۵۳۹) امده است : در شب یازدهم ماه آرَهسَمنَه، گئوبَروَه مرد.در محاسبات روز شمار رویدادنامه نبونید - کوروش توسط استاد غیاث ابادی امده : برگماری گئوبروه به فرمانداری بابل: ۲۹ مهر ایرانی، ۳ مِرهِشوان آرامی، ۲۸ اکتبر میلادی، ۸۷۵۱۴۷ – روز ژولی.درگذشت گئوبروه: ۷ آبان ایرانی، ۱۱ مِرهِشوان آرامی، ۵ نوامبر میلادی، ۸۷۵۱۳۹ – روز ژولی. کتیبه نبونید - کوروش , موزه بریتانیا , شماره اثر 35382
  5. آریابیگنس در دانشنامه ایرانیکا
  6. زرین کوب، ص ۱۶۲
  7. هرودوت، ص ۳۳۷

منابع[ویرایش]

  • زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴
  • هرودوت. تواریخ. تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶