فلانری اوکانر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فلانری اوکانر
Flannery-O'Connor 1947.jpg
نام اصلی مری فلانری اوکانر
زمینهٔ کاری رمان، داستان کوتاه، مقاله
زادروز ۲۵ مارس ۱۹۲۵(۱۹۲۵-03-۲۵)
ساوانا، جورجیا
پدر و مادر ادوارد اوكانر
رجينا كلاين
مرگ ۳ اوت ۱۹۶۴ میلادی (۳۹ سال)
ميلدجويل، جورجیا
ملیت آمریکایی
علت مرگ عوارض ناشی از لوپوس
جایگاه خاکسپاری ميلدجويل، جورجیا
پیشه نویسنده
سال‌های نویسندگی ۱۹۴۶-۱۹۶۴
کتاب‌ها خون هوشیار
از خشونت دست بردار
مرد خوب سخت پیدا می شود
همسر(ها) مجرد
اثرگذاشته بر دان دولیلو، میچل کالین، جویس کارول اوتس، مری گیتسکیل، کوئنتین تارانتینو، دانالد ری پولاک
اثرپذیرفته از ویلیام فاکنر، توماس آکویناس، سورن کیرکگارد، سیمون ویل
صفحه در دادگان فیلم‌ها

مری فلانر اوکانر (به انگلیسی: Mary Flannery O'Connor) رمان نویس، نویسنده داستان کوتاه و مقاله نویس آمریکایی

زندگینامه[ویرایش]

فلانری اوکانری در ۲۵ مارس سال ۱۹۲۵ به عنوان تنها فرزند ادوارد اوکانر و رجینا کلاین در شهر ساوانا واقع در ایالت جورجیا متولد شد. او دوران کودکی خود را به سان کبوتری ترسو که با عقده‌های کوچک خود تنها رها شده است توصیف میکند[۱] او در سن شش سالگی برای اولین بار طعم پیروزی را احساس کرد و مردم در جشن پته برای اولین بار مری اوکانر کوچک را با جوجه‌اش دیدند فیلمی که از وی گرفته شده بود در ایالتهای اطراف به نمایش درآمد او می‌گوید:

هنگاميكه شش ساله بودم به جوجه‌ام ياد داده بودم عقب عقب راه برود در آن دوره كمكي كه به جوجه ايي خرد درزندگي ام كرده بودم نقطه اي پراهميت در زندگي ام محسوب مي گرديد انگار كه به خودم كمك مي كردم از آن به بعد بود كه ضعف برايم معني شد و از آن به بعد همه چيز برايم سيري قهقرائي پيدا كرد.[۲]

در ۱ فوریه سال ۱۹۴۱ بیماری که با آن دست و پنجه نرم می کرد او را به ورطه مرگ کشاند و در سن پانزده سالگی پس از تجربه ای که او را تقریباً به ورطه نابودی کشانده بود[۳] خود را برای رفتن به کالج آماده ساخت در سال ۱۹۴۲ پس از فارغ التحصیلی از مقطع متوسطه به کالج جورجیا واقع در دانشگاه ایالتی راه یافت و به سرعت و پس از سپری شدن سه سال فارغ التحصیل گردید و مدرک خود را در علوم اجتماعی اخذ نمود و پس از آن در کارگاه نویسندگی لوآ در دانشگاه لوا پذیرفته شد. اینجا در واقع اولین جایی است که او اولین آموزشها را در عرصه روزنامه نگاری فرا گرفت . و در آنها بود خود در میان شماری از مهمترین نویسندگان و منتقدان ادبی مطرح آن روزگار یافت که در میان ایشان به افرادی چون رابرت پن وارن جان کرو رانسوم روبی مکاوولی آستین وارن و اندرو لیت اشاره کرد لیت برای مدتها ویراستاری روزنامه سوئینی ریویو را بر عهده داشت و ازاولین تحسین کنندگان آثار اوکانر به شمار می رفت و بعدها چندین داستان را از او در سوئینی ریویو انتشار داد و نقدهای مثبتی را بر آثار وی نگاشت. راهنمای جلسات رابرت انگل نام داشت او اولین کسی بود که به نقد و بررسی نخستین اثر مهم اوکانر شهود (Wise Blood) و آن را مورد ستایش قرار داد.

Robie with Flannery 1947.jpg

او در سال ۱۹۴۹ به پیشنهاد غافلگیرکننده رابرت فیتزجرالد (مترجم مشهور آثار کلاسیک) و همسرش سالی پاسخ مثبت داد و در کنار آنها در شهر ردینگ ایالت کانتیکات اقامت گزید[۴] در سال ۱۹۵۱ مانند پدرش علائم بیماری لوپوس التهابی را در خود مشاهده کرد و به ناچار برای ادامه زندگی به مزرعه اجدادی خود آندولوزیا در میلدگویل ایالت جورجیا بازگشت و برای مدتی بیش از پنج سال در آنجا به سر برد. او در آنجا در کنار مشغولیت نویسندگی به پرورش پرندگان از جمله صد طاووس پرداخت. او خود را مجذوب پرندگان یافت. ساعات زیادی از روز را در کنار مرغها، اردکها و غازها و دیگر گونه‌های کمیاب که امکان پرورش آنها بود سپری میکرد. این دوره در زندگی وی به قدری تاثیرگذار بود که آثار آن را در زندگی و کتابهای وی می‌توان سراغ گرفت. او نوشته‌های خود در خصوص طاووسهایش را در نوشته‌ایی تحت عنوان پادشاه پرندگان سامان داد همین دوره از زندگی متزلزل وی برای او آشکار کننده خصوصیات ظریفی از رفتار بشر بود برای همین به طریقی پارسا منشانه تحت لوای آئین پروتستان (bibl belt) روی آورد که تحت پوشش پروتستانهای حاشیه جنوب در آمریکا قرار داشت او به جمع‌آوری کتاب در خصوص آئین کاتولیک و الهیات پرداخت و زمان بیشتری را صرف تنظیم ادبیات منبعث از الهیات و سفرهای مختلف پرداخت تا اینکه وضع جسمانی‌اش رو به وخامت نهاد. او در این زمان به اتمام حسب و حال شخصی خود همت گماشت سیاق نگارش وی را در خصوص این اثر همتای دو اثر معروف دیگر از الیزابت بیشاپ و رابرت لاوی ذکر کرده‌اند او هرگز ازدواج نکرد و تا آخر عمر رابطه نزدیک خود را با مادرش رجینا کلاین اوکانر حفظ کرد.

او بیش از بیست داستان کوتاه و دورمان را درهنگام دست و پنجه نرم کردن با بیماری لوپوس به پایان برد سرانجام در سوم آگوست سال ۱۹۶۴ در بیمارستان بالدوین کانتی ایالت جورجیا زندگی او درسی و نه سالگی برای همیشه خاتمه یافت. او را در گورستان مموری هیل به خاک سپردند مادر او در سال ۱۹۹۷ از دنیا رفت اوکانر در خصوص توجه عمیقی که به فضای گروتسک در آثارش داشت چنین گفته است:

هر پديده و اتفاقی كه در جنوب به وقوع می‌پيوندد در از مجرای فضای گروتسك برای يك خواننده شمالی قابل فهم خواهد بود در صورتی كه من قصد آن را ندارم كه بر روی واقعگرائی بيش از اندازه تاكيد كرده باشم[۵]

. فضا و مکانیت آثار وی در محدوده شمالی حول محور شخصیتهایی با نقیصه‌های اجتماعی که بیشتری در میان مایه آن مواردی همچون بحث های قومی نژادی دور می‌زند اختصاص دارد. یکی از شاخصه‌های سبکی وی در آثارش دادن اطلاعات پراکنده به خواننده برای دادن نوعی قدرت پیشگوئی در اتفاقات و گره های دراماتیک در اثر است. بیشتر فضای آثار او حول عناصری است که او در زندگی خود نسبت به آنها بدبین بود. او می‌گوید: تلاش من بر این بوده تا به صورتی نیش دار به خوی بی‌رحم بشری که از آن به عنوان یک نمونه عالی یاد می‌شود بپردازم. او می‌نویسد: داستانهایم توصیفگر شرایط سختی هستند اما این مسئله سخت‌تر و یا کمتر از آن در خصوص احساسات مسیحی نیست..... وقتی می‌بینم این داستانها به صورتی ترسناک روایت می‌شوند از خواندنشان حالتی مسخره به من دست می‌دهد[۶].

دوره فعالیت[ویرایش]

اوکانر در خصوص توجه عمیقی که به فضای گروتسک در آثارش داشت چنین گفته است:

هر پديده و اتفاقی كه در جنوب به وقع می پيوندد در از مجرای فضای گروتسك براي يك خواننده شمالي قابل فهم خواهد بود در صورتی كه من قصد آن را ندارم كه بر روي واقعگرائي بيش از اندازه تاكيد كرده باشم[۷]

. فضا و مکانیت آثار وی در محدوده شمالی حول محور شخصیتهایی با نقیصه‌های اجتماعی که بیشتری در میان مایه آن مواردی همچون بحث‌های قومی نژادی دور می‌زند اختصاص دارد. یکی از شاخصه‌های سبکی وی در آثارش دادن اطلاعات پراکنده به خواننده برای دادن نوعی قدرت پیشگوئی در اتفاقات و گره‌های دراماتیک در اثر است. بیشتر فضای آثار او حول عناصری است که او در زندگی خود نسبت آنها بدبین بود. او می گوید: تلاش من بر این بوده تا به صورتی نیش دار به خوی بی رحم بشری که از آن به عنوان یک نمونه عالی یاد می شود بپردازم. او می‌نویسد: داستانهایم توصیفگر شرایط سختی هستند اما این مسئله سخت تر و یا کمتر از آن در خصوص احساسات مسیحی نیست..... وقتی می‌بینم این داستانها به صورتی ترسناک روایت می شوند از خواندنشان حالتی مسخره به من دست می دهد[۸].

نام دو رمان او عبارتند از: شهود (۱۹۵۹) خشونت را تاب بیاور (۱۹۶۰) و داستانهای کوتاه وی از این قرار می‌باشد: انسان خوب چه دیریاب است (۱۹۵۹) و هر چه آغاز می‌شود پایانی دارد (که پس از مرگ او در سال ۱۹۶۵ انتشار یافت).

او عمیقاً دارای احساسات مذهبی بود و گرایشات تومیستی وی، او را در برابر خدا خاضع می‌ساخت. در دوران معاصر در حوزه ادبیات نویسنده را مانند او با دغدغه های زهد مآبانه نمی توان سراغ گرفت. البته نتایج تحقیقات روانشناس معروف امرسون در خصوص زندگی و آثارش این نظریه را که ضعف جسمانی و تا حدود زیادی بر روی این خصائص تاثیر داشته را تا حدود زیادی تایید کرد.

آثار[ویرایش]

  • «مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر» با ترجمه‌ی آذر عالی‌پور [۹] ، نشر آموت
  • گرین لیوز
  • خون هوشیار
  • شهود
  • آدم خوب کمیاب است (مرد خوب سخت پیدا می شود)
  • فرزانگی ذاتی
  • پیروزی با مردم حشن است
  • از خشونت دست بردار
  • شمعدانی

پانویس[ویرایش]

  1. Bailey, Blake. "Between the House and the Chicken Yard". Virginia Quarterly Review (Spring 2009): 202–205.
  2. O'Connor, Flannery; Rosemary M. Magee (1987). Conversations with Flannery O'Connor. p. 38. ISBN 0-87805-265-8.
  3. The Life You Save May Be Your Own: An American Pilgrimage, by Paul Elie, Copyright 2003, Farrar, Straus & Giroux
  4. Various sources incorrectly cite Ridgefield, Connecticut, as Fitzgerald's home from the 1940s into the 1960s. He, in fact, lived on Seventy Acres Road in the adjacent town of Redding.
  5. O'Connor, Flannery. Mystery and Manners: Occasional Prose. Eds. Robert and Sally Fitzgerald. New York: Farrar, 1969: p. 40
  6. O'Connor, Flannery. The Habit of Being. Ed. Sally Fitzgerald. New York: Farrar, 1979: p. 90.
  7. O'Connor, Flannery. Mystery and Manners: Occasional Prose. Eds. Robert and Sally Fitzgerald. New York: Farrar, 1969: p. 40
  8. O'Connor, Flannery. The Habit of Being. Ed. Sally Fitzgerald. New York: Farrar, 1979: p. 90.
  9. «درباره فلانری اوکانر». بازبینی‌شده در شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۱. 

منابع[ویرایش]