زبان سواحیلی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
زبان سواحیلی عضوی از خانوادهٔ زبانهای بانتو است و در شرق افریقا بهکار میرود. سواحیلی زبان اول حدود ۵ میلیون نفر و زبان دوم حدود ۵۰ میلیون نفر است. علاوه بر عربی، واژههای زبانهای فارسی، آلمانی، هندی و انگلیسی نیز به دلیل ارتباطات با دیگر خانوادههای زبانی وارد این زبان شدهاست.[۱]
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تأثیر فارسی بر سواحیلی
زبان سواحیلی ترکیبی است از زبان مردم بومی منطقه به ویژه بنتو و بسیاری از واژههای عربی و فارسی. این زبان در شرق و تا حدودی مرکز آفریقا بکار برده میشود.
در زبان سواحیلی برخی واژهها با گویش بندری فارسی بسیار نزدیک و هممعنی هستند مانند:
- کاکا= برادر
- دادا= خواهر
- بندری= بندری (بندرگاه)
- سیفه=سیفه (روغن کوسه)
- منشوه= منشوه (یک نوع قایق)
- چنگو= چنگو (یک نوع ماهی خوش مزه برای برشتن)
- رفیقی= رفیق
در اصطلاحات دریانوردی و لنجداری و مراسم زار واژههای فارسی بیشتری وجود دارد.
[ویرایش] چند واژه و معانیش در زبان سواحیلی
- میمی= من
- وی.وی= تو، شما
- زیچی= قشنگ، زیبا
- جمبو = سلام
- سننه= خوب، عالی
- کا کا میزی = دانشجو
- حباری= چطوری؟
- مزاری سننه= خیلی خوب
- کواری = خدا حافظ
- بووانا =اقا، جناب
- اسنتی سننه = خیلی ممنون
- جمبو بووانا = سلام آقا
- ح کونا ما تا تا= اشکالی ندارد، مشکلی نیست، خبر بدی نیست.
[ویرایش] ادبیات زبان سواحیلی
ادبیات به زبان سواحیلی، در قالب اشعار حماسی شکل گرفتهاست. این اشعار از فرهنگ و ادب اسلامی مایه گرفتهاند و دربارهٔ زندگانی محمد، پیامبر اسلام، علیابن ابی طالب و حسینابن علی سروده شدهاند.
ابن حاجی غسّانی نیز اشعاری غیر مذهبی سرود. شیخ امری عابدی و ماتیاس مِنیمپالا از شاعران برجستهٔ سواحیلی زبان در قرن بیستم میلادی هستند. نویسندگانی مانند دیوید دیوا و عُمر شریف، آثاری بر پایهٔ افسانهها و اسطورههای سنتی شرق در این زبان آفریدند.
شَبان روبِرت، بزرگترین نویسندهٔ مسلمان و معاصر در زبان سواحیلی است که داستانهای تربیتی نوشت. او آغازگر مقاله نویسی به این زبان است. در دورهٔ معاصر رمانها و داستانهای پلیسی نیز به زبان سواحیلی نوشته شدهاست.
[ویرایش] پیوند به بیرون
[ویرایش] منابع
- ↑ Prins, A.H.J. ۱۹۶۱. The Swahili-Speaking Peoples of Zanzibar and the East African Coast (Arabs, Shirazi and Swahili). Ethnographic Survey of Africa, edited by Daryll Forde. London: International African Institute.
- زبان سواحلی، نوشته جی، اف، سخری، ترجمهی پریوش مقیم خان، تهران، انتشارات قاضی، ۱۳۸۵.
- عبادیان، محمود، یکی از ویژگیهای زبانی فرهنگ مردم سواحلی، ادبیات داستانی، (پاییز ۱۳۷۳): ص ۴۰ ـ ۴۱ ویژهنامه.
- تاثیر اسلام بر فرهنگ سواحلی، عبدالعزیز، نامه فرهنگ، سال ۶، ش ۱، (بهار ۱۳۷۵)، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۶.


