زنان کوچک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
زنان کوچک
Little Women
نویسنده لوییزا می الکات
ناشر برادران رابرتز
ناشر فارسی: نشرافق
محل نشر ایالات متحده آمریکا
تاریخ نشر ۱۸۶۸ (جلد اول)
۱۸۶۹ (جلد دوم)
موضوع عاطفی- ماجراجویی
زبان انگلیسی
کتاب‌شناسی لوییزا می الکات

زنان کوچک نام رمان بلندی از لوییزا می الکات (زاده ۱۸۳۲، درگذشت ۱۸۸۸)، نویسنده آمریکایی است. زنان کوچک داستانی است که به بیش از ۵۰ زبان ترجمه شده و موفق شده‌است از میان مرزهای فرهنگی و مذهبی عبور کند. اقتباسی از این داستان در اپرا، باله، برنامه‌های تلویزیونی، هالیوود، بالیوود و انیمه‌های ژاپنی استفاده شده‌است.[۱] داستان در مورد زندگی ۴ خواهر -مگ، جو، بت و ایمی مارچ- است که با الهام از زندگی واقعی نویسنده با سه خواهرش نوشته شده‌است. جلد اول، زنان کوچک، به اندازه‌ای موفق بود که نوشتن جلد دوم، همسران خوب را موجب شد که به اندازه جلد اول موفق بود. چاپ کتاب در یک نسخه اول بار در سال ۱۸۸۰ با عنوان زنان کوچک انجام شد. الکات ادامه این داستان را با دو کتاب به نام‌های مردان کوچک و پسران جو ادامه داد.

شخصیت‌های داستان[ویرایش]

جو (Jo)[ویرایش]

شخصیت محوری داستان، دختری است ۱۵ ساله لاغر و قد بلند که مغرور، رک، جسور، اصولی و وفادار است. علاقه‌مند به خواندن و نوشتن، که صفحه به صفحه کتاب و نمایشنامه می‌نویسد.او خود را به شکل یک پسر در می آورد و دوست ندارد که به علت دختر بودن در همه ی کارها محدودیت داشته باشد. بهترین و صمیمی ترین دوست او تئودور( لاری) لارنس است که جو او را تدی صدا می زند.جو معلم اخلاق و محرم راز خواهر خود، بت می باشد.اسم کامل او ژوزفین است و به عنوان همدم در خانه ی عمه ی پیر خود کار می کند.[۲]

مگ (Meg)[ویرایش]

مگ بزرگترین دختر خانواده است و به بچه های مردم درس میدهد. او زیباست و چون بیش تر ازهمه زندگی مجلل گذشته شان را به خاطر می آورد بیش تر از سه خواهر خود طرفدار تجمل و ثروت است و دوست دارد ثروتمند شود.او معلم اخلاق ایمی است. نام کامل مگ، مارگارت است.

بت (Beth)[ویرایش]

بت دختر سوم خانواده است و به پیانو علاقه زیادی دارد ولی در خانه شان پیانوی خوبی نیست و خودش در خانه درس می خواند و کمک زیادی در تمیز کردن خانه انجام می دهد. او خواهر خود، جو را از بقیه ی خواهر ها بیش تر دوست دارد.

ایمی (Amy)[ویرایش]

ایمی کوچکترین دختر خانواده است و خیلی از خود راضیست و از اینکه بچه ها به خاطر لباس های کهنه او در مدرسه مسخرش می کنند به شدت ناراحت است.او مرتبا اشتباهات لپی خنده دار می کند و همیشه آرزو دارد که دماغی سربالا داشته باشد.

خانم مارچ (Mrs. March)[ویرایش]

خانم مارچ که مادر این 4 دختر است خانمی بسیار عاقل و زیبایی است که همواره به بچه هایش کمک می کند و درس هایی از زندگی را به آن ها می آموزد

لاری (Laurie)[ویرایش]

لاری نوه همسایه آن هاست که به دلیل از دست دادن والدینش پیش پدربزرگ پدری اش زندگی می کند و در داستان دوست مورد علاقه جو خواهد شد. او به نواختن موسیقی ـ به خصوص پیانو ـ علاقه زیادی دارد ولی پدربزرگ او دوست ندارد که لاری هنرمند شود و می خواهد او را وادار کند تا بازرگان شود و عشق خود به موسیقی را فراموش کند. لاری ایتالیایی است و بسیار خوش قیافه و ثروتمند می باشد ولی شیطان و کمی عجول و فوضول است.او به همسایه های خود، به خصوص جو، علاقه ی زیادی دارد. نام واقعی او تئودور است ولی چون دیگران او را دورا صدا می زنندـ که یک اسم دخترانه است ـ نام خود را به لاری تغییر داده است و هیچ کس به جز جو او را تدی صدا نمی زند.

جان بروک (John Brook)[ویرایش]

آقای بروک معلم خصوصی لاری است که به مرور عاشق مگ می شود و از او درخواست ازدواج می کند.

آقای لارنس پیر(Mr laurence)[ویرایش]

او پدربزرگ لاری است که با وجود ظاهر خشنش قلبی مهربان دارد و لاری را بسیار دوست می دارد. او دوست صمیمی پدربزرگ جو بوده است و چون جو خیلی شبیه به پدربزرگش است آقای لارنس خیلی او را دوست دارد. آقای لارنس نوه ای داشته که او را از داده است. و پیانو ی نوه اش را به بت می بخشد تا بتواند تمرین کند.

پروفسور بهاآر (Professor Bhaer)[ویرایش]

پروفسوری آلمانی که جو در کتاب دوم با او آشنا می شود و با او دوست می شود و بعد از لاری او را بهترین دوست خود می داند.

داستان[ویرایش]

خطر لوث شدن: خواندن آن چه در زیر می آید ممکن است پایان ماجرا را لو دهد!

داستان در مورد خانواده مارچ است که قبلاً پولدار بوده اند ولی الان وضعیت خوبی ندارند و پدرشان برای کمک به سربازان وطن به جنگ رفته است و و حالا آن ها سعی می کنند زندگی خود را اداره کرده و در کنارش به مردم محتاج کمک کنند.آن ها همگی زندگی نسبتا سختی دارند و از یکدیگر حمایت می کنند و ماجراهای جالبی برایشان پیش می آید. در کتاب دوم، ماجراهای جالبی پیش می آید که از برجسته ترینشان می توان به این ماجراها اشاره کرد: لاری عاشق جو می شود و جو هم که این موضوع را فهمیده است سعی می کند از او دوری کند. ولی یک روز وقتی برای قدم زدن به بیرون می روند لاری درخواست خود را به زبان می آورد و از جو می خواهد با او ازدواج کند. لاری به او می گوید که از اولین لحظه ای که او را دیده است عاشقش شده است. جو درخواست او را رد می کند و به او می گوید که با وجود این که سعی کرده است، نتوانسته است عاشق لاری باشد.

لاری که افسرده شده است به همراه پدربزرگ خود به اروپا می رود و در آن جا ایمی را ملاقات می کند و چون ایمی خیلی با او مهربان بوده است، عاشق ایمی می شود و ایمی هم که او را دوست دارد با او ازدواج می کند.

بت مریض می شود و خود این را می داند ولی از مرگ نمی ترسد و شجاعانه با آن روبه رو می شود و سرانجام می میرد. جو که از مرگ 

خواهر خود بسیار اندوهگین شده است کتابی به نام "بتِ من"(My Beth) می نویسد و آن را برای دوست خود پروفسور می فرستد.پروفسور با خواندن کتاب عاشق جو می شود و جو هم با وجود این که به لاری گفته است هرگز ازدواج نمی کند، عاشق پروفسور می شود و وقتی پروفسور بعد از ازدواج ایمی و لاری به آمریکا می آید، جو را ملاقات می کند و سرانجام به او می گوید که دوستش دارد و آن ها با هم ازدواج می کنند.

مگ صاحب دوقلو و جو هم صاحب دو پسر می شود. و این گونه است که داستان پایان می یابد.

پایان خطر لوث شدن

پانویس[ویرایش]

فیلم های زیادی براساس این کتاب ساخته شده است که معروف ترین آن ها فیلم " Little Women " محصول سال 1994 آمریکاست.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Little women»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۱).
  • American Masters بازبینی در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۱.

برگرفته از کتاب خلاصه شده زنان کوچک از انتشارات آکسفورد و کتاب کامل زنان کوچک به زبان انگلیسی

پیوند به بیرون[ویرایش]