زبان اول

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

زبان اول یا زبان مادری به اولین زبانی گفته می‌شود که کودک تکلم به آن را یاد می‌گیرد.زبان اول( بعلاوه زبان بومی[۱])[۲]، زبان اصلی، زبان مبدا، زبان مادری یا مجموعه اصطلاحات بومی) زبان شخصی است که از زمان تولدآن را آموخته و به بهترین وجه صحبت می کند و اغلب معنایی برای همسانی جامعه شناسی زبان است. در بعضی از کشورها، اصطلاحات زبان بومی یا زبان مادری بیشتر به زبان قومی یک فرد اشاره می کند تا زبان اول او. در مقابل، زبان دوم زبانی است که هر فردی متفاوت با زبان اولش صحبت می کند.

از نظر عصب‌شناسی زبان اول در مقایسه با زبان‌هایی که فرد بعداً در بزرگسالی می‌آموزد(زبان دوم) جایگاهی متفاوت را در قشر مغز اشغال می‌کند. به طوری که دربسیاری موارد آسیب‌های مغزی محدود ممکن است سبب اختلال شدید در یکی از این دو زبان (اول و دوم) شوند در حالی که مهارت‌های زبان دیگر هیچ آسیبی نبینند.

در سکته‌های ایسمیک مغزی آسیب رایج‌تر آسیب وارد به ناحیه زبان دوم است و فرد معمولاً ابتدا توانایی‌های زبان دوم را از دست می‌دهد درحالی که هنوز قادر است به زبان اول نیز صحبت کند.[۳]

در صورتی که کودک در همان اوایل کودکی بیش از یک زبان را فرا بگیرد ناحیه مغزی مربوط به همه این زبان‌ها با ناحیه زبان اول مشابه‌است و نمی‌توان ازنظر علمی هیچ یک از آنها را زبان دوم وی دانست.

واژه‌شناسی[ویرایش]

بعضی اوقات اصلاح زبان بومی برای اشاره به زبانی که به کار می رود که شخص به اندازه ی یک فرد بومی که زبان« اصلی کشورش» است، مهارت دارد، یا به اندازه ی یک فرد معمولی که زبان دیگری صحبت نمی‌کند درآن زبان مهارت دارد. گاهی اوقات اصلاح زبان اصلی یا زبان مادری برای زبانی به کار می رود که شخص از زمان کودکی در خانه( معمولاً از والدینشان) آموزش دیده اند. بچه هایی که درخانه هایی بزرگ می شوند که در آنجا دو زبان صحبت می شود، بر طبق این تعریف، می توانند بیشتر از یک زبان اصلی یا زبان بومی داشته باشند.

در زمینه ی سرشماری جمعیت که بر روی جمعیت کانادایی ها اجرا شده است، آمارهای کانادا مشخص می کنند که زبان اصلی به عنوان« زبان اولی که در دوران کودکی در خانه آموخته شده است و همچنان به صورت انفرادی در زمان سرشماری درک شده است، تا حدودی ممکن است که زبان اول آموخته شده طولی نکشد که زبان اصلی گوینده ای باشد. [۴] این مطلب شامل کودکان مهاجر کم سن و سالی است که خانواده هایشان به محیط زبانی جدیدی نقل مکان کرده اند، به خوبی افرادی که زبان اصلی شان را در دوران کودکی در خانه آموخته اند( نسبت به زبان اکثریت جامعه)، کسانی که بخشی یا کل زبانی را که در ابتدا فراگرفته اند، ممکن است از دست داده باشند.( رجوع شود به فرسایش زبان) زبان اصلی

  • اصلاح زبان اصلی نباید به این معنی تفسیرشود که آن زبان مادری فرد است. در بعضی از جوامع پدری، خانم به همراه همسرش نقل مکان می کند و در نتیجه ممکن است زبان اول متفاوتی نسبت به همسرش داشته باشد. Mother در این متن از کلمه ی« مادر» به معنای اصل همانند کلمه ی mother land نشات گرفته است.
  • در بعضی از کشورها مثل کنیا، هند و کشورهای گوناگون آسیای شمالی، « زبان اصلی» یا« زبان بومی» برای اشاره به زبان قومی یک فرد، در اصطلاح رایج روزنامه نگارانه به کار رفته است.

( برای مثال من هیچ عذری برای نیاموختن زبان اصلی ام ندارم)، تا اینکه به زبان اول شاره کند. همچنین در سنگاپور« زبان اصلی» بدون توجه به مهارت واقعی به زبان قومی فرد اشاره می کند، در حالی که« زبان اول» به زبان انگلیسی ای که در جزیره ای توسط استعمار برینانیایی ثابت شده بود، اشاره دارد که زبان میانجی برای بیشتر سنگاپوری های مستقل ناشی از کاربرد آن به عنوان زبان دستور در مدارس دولتی و به عنوان زبان عمومی می باشد.

  • مراسم پرده برداری اثر تاریخی روز زبان اصلی بین‌المللی در سیدنی، استرالیا، ۱۹فوریه۲۰۰۶.
  • جی. آر. آر تولکین در سال۱۹۵۵ در سخنرانی‌اش در مورد« زبان انگلیسی و ویلزی» « زبان بومی» را از « زبان خاستگاه» تشخیص می‌دهد، وجود زبان اخیری که یادگیری آن برای شخص از اوایل دوران کودکی اش اتفاق می افتد، در حالی که ممکن است« زبان بومی» اصلی او متفاوت باشد، که احتمالاً با علاقه ی زبان شناسی موروثی تعیین شده باشد، و ممکن است بعداً در زندگی به وسیله ی یک پیوستگی احساسی شدید به یک گویش خاص کشف شود( تولکین شخصاً چنین پیوستگی ای را به ویژه برای زبان انگلیسی میانه ی میدلنز غربی اعتراف کرد).
  • 21فوریه روز زبان اصلی بین‌المللی به وسیله ی یونسکو در۱۷ نوامبر۱۹۹۹ اعلام شده است.

زبان مادری در ایران[ویرایش]

در ایران همایش های مختلفی با موضوع زبان مادری در میان اقوام مختلف بر‌گزار می شود. [۵]فعالان اقوام و برخی نویسندگان اجتماعی در ایران همواره درباره زبان مادری اقوام و تدرس آن در مدارس تاکید کرده‌اند. آنها معتقدند نمی­ توان به زیباییِ تنوع­های طبیعی و انسانی شک کرد. این طیف بر دگراندیشی­ها و دگربودگی­ها ارج می‌نهند و زیبایی هستی را در تنوع آن می‌بینند. به عقیده فعالان عرصه اجتماعی، زبان، آداب و رسوم، آیین­ها، مناسک و اندیشه­ها، ویژگی­های اقوام­ اند؛ چه در شکل­هایی پسندیده یا ناپسند. بنابراین هر گونه تغییر و پیشرفت و ترقی جوامع بشری عمدتاً باید و می­ تواند که بر ویژگی­های پویای قومی و بومی آنان اتفاق بیفتد.

در نظام آموزشی و پرورشی ما، باتوجه به واقعیت تنوع زیبای قومی در این سرزمین وسیع با گوناگونی­های اقلیمی، فکری و فرهنگی و اتفاقات تاریخی منطقه­ ای و غیره، هیچ­گونه التفاتی به آنها نشده است.[۶]

اهمیت[ویرایش]

زبان اول یک کودک بخشی از هویت شخصی، اجتماعی و فرهنگی اواست.[۷] تاثیر دیگر زبان اول این است که باعث بازتاب و یادگیری عملکرد و سخن گفتن در مورد الگوهای اجتماعی موفق می شود. این امر اساساً عهده دار تفاوت میان توانایی عملکرد زبان شناسی است.

چندزبانگی[ویرایش]

  • شخصی که می تواند دو یا بیشتراز دو زبان بومی داشته باشد، در نتیجه یک شخص دو زبانه ی بومی در واقع چند زبانه می باشد. ترتیبی که این زبان ها آموخته شده اند الزاماً به همان ترتیب اهمیت آنها نیست. برای مثال، یک زوج فرانسوی زبان ممکن است دختری داشته باشند که در ابتدا زبان فرانسوی را آموخته و سپس انگلیسی؛ اما اگر او در یک کشور انگلیسی زبان بزرگ شده بود، احتمالاً فردی ماهر در زبان انگلیسی می شد. مثال های دیگر هند . آفریقای جنوبی هستند که بیشتر مردم بیش از یک زبان صحبت می کنند.
  • زبان شناس برزیلی کلوآلتن هوفن موضوع« زبان اصلی» در کاربرد عمومی آن به صورت مبهم را مورد بررسی قرار می دهد و در معرض تفسیرهای گوناگون قرار دارد که از لحاظ زبان شناسی، مخصوصاً با توجه به کودکان دو زبانه از گروه های اقلیت قومی تحت تاثیر قرار می دهد. او تجارب خود را به عنوان یک سخنگوی دو زبانه پرتقالی وRiograndenser Hunsuckisch، که ریشه ی آن آلمانی است به وسیله ی اولین مهاجران آلمانی به برزیل جنوبی آورده است. در مثال او، مثل موردی که زبان بسیاری از کودکان که در خانه صحبت می کنند با زبان پیرامون آنها ( زبان رسمی) متفاوت است، این امر که زبان"زبان مادری" شخص است، مورد بحث است. بسیاری از متخصصان از "زبان مادری" طی سال ها براساس کاربرد رایج، ارتباط احساسی گوینده با زبان و حتی تسلط آن در ارتباط با محیط تعاریفی ارائه داده اند. هر چند، این معیارها دقیق نیستند.

زبان مادری[ویرایش]

  • بر اساس منشا آن: زبان( زبان هایی) که شخص در ابتدا آموخته است( زبان (زبان هایی) که او اولین ارتباطات زبانی طولانی را تشکیل داده است).
  • بر اساس تشخیص درونی: زبان (زبان هایی) که شخص بار به عنوان گوینده ی آن زبان تشخیص می دهد.
  • بر اساس تشخیص بیرونی: زبان (زبان هایی) که شخص بار به عنوان گوینده ی آن زبان، به وسیله ی ذیگران تشخیص می دهد.
  • بر اساس توانایی: زبان (زبان هایی) که شخص به بهترین نحو می داند.
  • بر اساس عملکرد: زبان ( زبان هایی) که شخص بیشترین استفاده را می کند.

اصطلاح زبان مادری[ویرایش]

اصطلاح زبان مادری که غالباً به جای زبان اول به کار می‌رود، واژه‌ای ترکیبی است و ورود آن به زبان فارسی به احتمال زیاد ترجمه‌ای مستقیم از یکی از زبان‌های اروپایی است. اصطلاح زبان مادری در لغت نامه دهخدا یافت نمی‌شود، حال آنکه، در واژه نامه‌های برخی از زبان‌های اروپایی حضور دارد (برای نمونه "Muttersprache" در زبان آلمانی و یا «mother tongue» در زبان انگلیسی).

در بسیاری از لغت نامه‌های انگلیسی، از این واژه به عنوان نخستین زبانی که یک کودک می‌آموزد یادشده‌است، در حالی که، در لغت نامه American Heritage ویرایش سوم از این واژه به معنی «زبان بومی یا زبان والدین فرد» یاد شده‌است.

لغت نامه Longman Language Activator تاکید می‌کند که در انگلیسی این اصطلاح اغلب هنگامی مورد استفاده قرار می‌گیرد، که فرد در یک کشور خارجی باشد (این توضیح تعریف ارایه شد در لغت نامه American Heitage را هم توجیه می‌کند.)

اصطلاح زبان مادری اصطلاحی است که اکثر دانشمندان سعی در پرهیز از آن دارند و در علوم زبان‌شناسی، روان‌شناسی، عصب‌شناسی رفتاری (Neurobehaviour) اغلب واژه زبان اول(First Language) به جای این اصطلاح به کار برده می‌شود.

مقالات مرتبط[ویرایش]

  1. زبان دوم

پانوشته‌ها[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

ویکی‌پدیای انگلیسی

  • O'Grady، W.، Dobrovolsky، M.، and aronoff، M.، Contemporary Linguistics، An Introduction، ۲nd edition، St. Martin' Press، Inc.، ۱۹۹۳. ISBN 0-312-06780-1