دخمه خونین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
طرح جلد نسخه آمریکایی کتاب دخمه خونین

دخمه خونین (به انگلیسی: Tunnels of blood) نام کتابی از دارن شان و سومین کتاب از سری داستان‌های قصه‌های سرزمین اشباح است.

داستان[ویرایش]

یک سال و نیم از قسمت قبل مجموعه میگذره و دارن شان دیگه کم کم با قدرتها و تواناییهاش و شرایط زندگیش در سیرک عجایب کنار اومده و رابطش با لارتن کرپسلی هم نسبتاً خوب شده.اما یک روز یکی از دوستان قدیمی لارتن به نام گاونر پورل که یکی از ژنرالهای اشباح هست به دیدن لارتن میاد و میفهمه که لارتن بر خلاف قوانین اشباح یک بچه سن پایین رو هم خون کرده.گاونر تقاضا میکنه که خصوصی با لارتن صحبت کنه و دارن هم میره که از بچه ها یس سیرک راجع به ژنرالهای اشباح بپرسه و متوجه میشه که اشباح یک سری شاهزاده دارند که مسئول هدایت و قانون گذاری و ... اشباح هستند و بعد از اونها تعداد زیادی ژنرال هستند که مسئول انجام دستورات شاهزاده ها و رسیدگی به سایر اشباح هستند.همان شب وقتیکه گاونر میخواست بره از دارن میخواد که با اون کمی صحبت کنه.گاونر به دارن میگه که لارتن شبح بزرگ و محترمیه که قبلاً ژنرال بوده و وقتیکه تنها کمی با شاهزادگی فاصله داشته قبیله اشباح رو رها میکنه و میره.بعد هم به دارن میگه که لارتن با نیمه شبح کردن اون خودشو به خطر انداخته و باید به شاهزاده ها جوابگو باشه و در آخر هم میگه که به حرفاش گوش کنه و بعد میره.همون شب لارتن به دارن میگه که وسایلشو جمع کنه که باید بریم.دارن خیلی عصبانی میشه و میگه که اینطوری نمیشه و اون تازه به زندگیش عادت کرده و نمیتونه دوستهایش رو رها کنه.لارتن هم میگه باید بریم ولی تو میتونی ایورا ون رو هم با خودت بیاری.دارن هم ایورا رو راضی میکنه و سه نفری سیرک عجایب رو ترک میکنند و به شهر دیگه ای میرند.نزدیک کریسمس بود و اونها در یک هتل اقامت میکردند.دارن سال پیش نتونسته بود جشن بگیره چون کسی تو سیرک اهمیت نمیداد ولی در اینجا میتونست اینکار رو بکنه.ایورا هم که از بچگی تو سیرک بزرگ شده بود از این زندگی جدید و امکاناتی مثل تلویزیون خیلی خوشش میاد.اما لارتن هر شب از هتل بیرون میرفت و صبح به هتل بر میگشت و به بقیه هم نمی گفت که کجا بوده هر چند دارن به این موضوع اهمیتی نمیداد و حتی خیلی هم خوشحال بود.چند روز بعد دارن که بیرون از هتل بود با دختری به نام دبی هملاک دوست میشه.اون این موضوع رو به ایورا میگه و ایورا هم استقبال میکنه.یک روز پس از اینکه دارن به همراه دبی به سینما رفته بود به هتل بر میگرده و میبینه که ایورا محو خبری که از تلویزیون پخش میشه شده.خبرنگار میگه که در یک ساختمان مخروبه جنازه شش نفر پیدا شده که خونشون بطور کامل کشیده شده و اینجاست که این خبر به همراه شب بیرون رفتن هر شب لارتن انگشت اتهام رو برای اونها به سمت لارتن دراز میکنه.دارن میگه که به محض ورود لارتن اونو خواهد کشت ولی ایورا میگه که صبر کنه و بذاره قضیه روشن شه.ایورا میگه که لارتن الکی اینجا نبوده و با توجه به صحبتهای قبل لارتن و گاونر احتمال میده که لارتن بخاطر حرفهای گاونر اینکار رو کرده و شاید اون افراد آدمای بدی باشند.به این ترتیب ایورا و دارن تصمیم میگیرند لارتن رو تعقیب کنند و از کار اون سر در بیارند.اینکار برای اونها سخت بود چون سرعت لارتن خیلی زیاد بود و چند شب اول راحت اونو گم میکردند.اما بعد از اینکه به کارشون وارد میشند میفهمند که لارتن کار خاصی نمیکنه و فقط تو خیابونها راه میره.بلاخره بعد از چند شب دارن میفهمه که لارتن داره یک مرد چاق رو دنبال میکنه و میفهمه که طعمه همونه.اون مرد چاق وارد یک کشتارگاه میشه.دارن به ایورا میگه که بهتره اون بیرون بمونه که اگر مشکلی پیش اومد بعداً ایورا بتونه به آقای تال خبر بده.دارن پشت سر مرد چاق و لارتن وارد میشه و یک چاقو که روی زمین بود رو بر میداره و وقتی که متوجه میشه لارتن میخواد به سمتش حمله کنه فریاد میکشه و به سمت لارتن میره و چاقوش رو توی دست لارتن فرو میکنه و بعد اونو به زمین میخکوب میکنه.در همین لحظه یک نفر محکم به شکم دارن لگد میزنه طوری که دارن نفسش بند میاد و وقتی روی زمین میوفته میبینه که یک فرد خیلی زشت با صورت بر افروخته روی پنجره سقفه و داره فرار میکنه.بعد لارتن پا میشه و میره مرد چاق رو با نفسش بیهوش میکنه و بعد با عصبانیت سراغ دارن میاد و سرش داد میزنه که چه غلطی بود که انجام دادی و دارن داستان رو براش تعریف میکنه و میگه که نمی خواسته بذاره که لارتن اون مرد رو بکشه.لارتن ناراحت میشه و میگه که همین قدر به من اعتماد داشتی؟و میگه که اون مردی که فرار کرد میخواسته اونو بکشه و لارتن میخواسته جلو اون رو بگیره و بعد داستان رو برای اون تعریف میکنه.لارتن میگه که اون یک شبحواره هست.لارتن میگه که صدها سال پیش تعدادی از اشباح بر این باور بودند که وقتی از انسانی خون میگیرند باید اونو بکشند و خونشو تا ته بیرون بکشند.البته لارتن میگه اونها خیلی شریفند و وقتی قولی میدند هرگز زیرش نمی‌زنند و از اسلحه های گرم استفاده نمی‌کنند و در کل از اشباح سنتی تر هستند.لارتن میگه 700 سال پیش تعداد کمی از اشباح از قبیله جدا میشند و با اشباح جنگ میکنند.در پایان دو طرف آتش بس اعلام میکنند و شبح واره ها بدون اینکه به اشباح کاری داشته باشند از قبیله جدا میشند.بعد میگه که اشباح حدود 2-3 هزار نفر هستند و شبحواره ها هم حداکثر 300 نفر.لارتن میگه که قرار بوده شبحواره ها با دقت جنازه افراد رو پنهان کنند ولی این یکی دیوانست و اینکار رو نمیکنه و بیش از حد آدم میکشه.لارتن میگه که اسم اون مرلو است و گاونر این موضوع رو به من اطلاع داد.بعد دارن میپرسه اگه قراره دو طرف با هم کاری نداشته باشند پس چرا شما سراغ مرلو اومدید؟لارتن میگه آخه این شهر محل تولد منه و با اینکه صد ها سال پیش تمام افرادی که من تو این شهر میشناختم مردند ولی من هنوز به این شهر وابستگی دارم و الان که مرلو میدونه اون اینجاست افراد این شهر رو ول میکنه و میره و من هم دیگه کارم اینجا تمومه.وقتیکه دو نفری میاند بیرون میبینند خبری از ایورا نیست و با توجه به شواهدی که از درگیری اونجا دیدند میفهمند که مرلو،ایورا رو با خودش برده.فردا صبح بعد از اینکه دارن از دبی جدا میشه از دریچه فاضلاب صدایی رو میشنوه.مرلو اون پایین به دارن میگه که ایورا دست اونه و میخواد بدونه که چرا لارتن میخواسته اونو بکشه.دارن موضوع رو براش تعریف میکنه و مرلو میگه که اگه کرپسلی رو به اون بده از جون ایورا میگذره.اما دارن این موضوع رو قبول نمیکنه.ولی بعد مرلو تهدید میکنه که هر سه اونها و همینطور دبی رو میکشه.دارن موضوع رو برای لارتن تعریف میکنه و لارتن میگه که فکر نمیکرده دارن اینقدر دستیار خوبی باشه و به دارن میگه که به اون افتخار میکنه.مرلو به دارن گفته بود که میخواد شب کریسمس ایورا رو بخوره و به این ترتیب اونا سه روز فرصت داشتند.اونا دو روز تموم تونلهای فاضلاب رو میگشتند ولی به نتیجه ای نمی‌رسیدند.بعد دارن نقشه ای میکشه.دبی به دارن گفته بود که شب کریسمس با برادر و پدرش(دارن اونها رو برادر و پدرش معرفی کرده بود و دبی ایورا رو دیده بود) به خونه اونها بیاند.دارن هم به دبی زنگ میزنه که میام ولی چون ایورا مریضه فقط خودم میام.دارن اون شب پیش اونها میره و با هم شام میخورند.بعد دارن و لارتن در آخرین شب به دنبال مرلو میرند.لارتن میخواست کمی استراخت کنه.دارن که عصبانی شده بود سر لارتن فریاد میزنه و میگه که همش تقصیر اونه و برای لارتن اصلاً مهم نیست که چه اتفاقی میوفته.بعد به لارتن میگه بره پی کارش و خودش میره سراغ ایورا.دارن همینطور که تنها در تاریکی به دنبال ایورا میرفت از پشت ضربه ای به سرش میخوره و بیهوش میشه.وقتی به هوش میاد متوجه میشه که سر و ته از سقف آویزونه و در یک غاره.مرلو شمعی رو روشن میکنه و نشون میده که کمی اونطرفتر ایورا هم در حالیکه مجروحه از سقف آویزونه.بعد دارن میگه که تو نمیتونی منو بکشی چون اشباح سراغت میاند و کرپسلی هم احتمالاً همینو میخواسته.بعد مرلو میگه درست میگی ولی من میتونم ایورا رو بکشم.دارن میگه که تو نمیتونی خون مار رو بخوری چون برای شما سمیه.مرلو میگه ولی میتونم بکشمش.دارن میگه من یک پیشنهاد دارم.لارتن الان سراغ ژنرالها رفته و تو باید سریعاً از این شهر فرار کنی.من حاضرم دبی رو به تو بدم و در عوض ایورا رو بگیرم.مرلو قبول میکنه ولی ایورا مدام خواهش و التماس میکنه که دارن اینکار رو نکنهومرلو دارن رو برمیداره و به سمت خونه دبی میره.وقتی به اونجا میرسند دبی روی تختش دراز کشیده بود و پتو رو روی خودش انداخته بود.مرلو آروم وارد اتاق میشه و ناخنهایشو وارد بدن دبی میکنه.اما متوجه میشه که کسی که اونجاست پوزه داره.مرلو پتو رو کنار میکشه و میبینه که یک گوسفند اونجا خوابیده.بعد لارتن از کمد اتاق بیرون میاد و خیلی سریع ناخنهایشو تو بدن مرلو فرو میکنه و اونو از پا در میاره.داستان از این ماجرا بوده که وقتی دارن به خونه دبی رفته بود با خودش یک کیک برده بود که داخل اون کیک داروی بیهوشی ریخته شده بود و دبی و پدر و مادرش با خوردن اون کیک بیهوش شده بودند.دعوای دارن و لارتن در فاضلاب هم همه ساختگی بود.بعد دارن و لارتن اتاق دبی رو تمییز میکنند و دارن درخت کاج رو برای دبی تزیین میکنه و اونو کنار تخت دبی میذاره و سر دبی رو هم به سمت درخت میذاره تا وقتی بیدار شد درخت رو ببینه و بعد در کنار لارتن میرند تا ایورا رو نجات بدند و از این شهر برند...[۱].

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

http://www.darrenshan.com/vampires

منابع[ویرایش]

کتاب دخمه خونین نوشته دارن شان