قصههای سرزمین اشباح
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
مجموعه داستانی ۱۲ جلدی از دارن شان است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] نام داستان ها
در چهار مجموعه منتشر شدهاست.
- کتابهای : سیرک عجایب، دستیار یک شبح و دخمهٔ خونین را میخوانید.
- کتابهای :کوهستان شبح، آزمونهای مرگ و شاهزاده اشباح را میخوانید.
- کتابهای : شکارچیان غروب، همدستان شب و قاتلان سحر را میخوانید.
- کتابهای : دریاچه ارواح، ارباب سایهها و پسران سرنوشت را میخوانید.
البته این کتابها در جلدهای جداگانه (با جلد سیاه) هم چاپ شدهاند توسط انتشارات قدیانی به فارسی ترجمه شدهاند.
[ویرایش] داستان
این رمان در مورد پسری به نام دارن شان است که زندگی معمولی دارد اما طی اتفاقاتی که برایش میافتد به سیرک عجایب میرود با آقای کرپسلی ـ وور هورسن ـ آشنا میشود و عنکبوت او را میدزدد ولی وقتی عنکبوت بهترین دوستش استیو را نیش میزند، مجبور میشود برای نجات دوستش، هم آن عنکبوت و هم زندگی انسانی خودش را به آقای کرپسلی بدهد و عضویت در قبیله اشباح را بپذیرد، اما داستان به همبنجا ختم نمیشود و او با ـ شبح شدن ـ مشکلات تازهای پیدا میکند و مجبور به ترک خانه و خانواده اش میشود، بنابراین همرا آقای کرپسلی روانه کوهستان اشباح میشود وبعد برای لیاقت برای شبح شدن آزمونهای مرگ را در کوهستان شبح پشت سر میگذارد و در جلد آخر با استیو میجنگد.
[ویرایش] حقایق
در مدتی که دارن شبح بودهاست استیو هم شبح واره شدهاست (شبحهایی که انسانها را میکشند) و در بین آنها ارباب شبح وارهها شده. آقای کرپسلی دارن را به فرمان آقای تینی شبح کردهاست و تمامی اتفاقاتی مثل شبح شدن دارن و شبحواره شدن استیو نقشه آقای تینی بوده. در واقع آقای تینی پدر دارن و استیو است و آنان را با ژنهای خودش به وجود آورده و در مقابل هم قرار داده تا بفهمد کدامیک قوی تر هستند تا او را ارباب سایهها کند.
[ویرایش] پایان
دارن با استیو در جلد آخر میجنگد و او را میکشد. دراین موقع آقای تینی نقشه اش را به او میگوید و دارن میفهمد که با به وجود آمدن ارباب سایهها دنیا ویران خواهد شد. بنابراین نقشه آقای تینی را به هم میزند و کاری میکند که استیو درآخرین لحظه عمرش او را بکشد. سپس به جهنم اشباح یعنی دریاچه ارواح میرود. پس از مدتی خواهر جادوگرش (دختر آقای تینی) او را از دریاچه در میآورد. وقتی از دریاچه در میآید میبیند در آینده یعنی عصر اژدهاها است. خواهرش آقای تینی را راضی میکند او را به صورت کوتولههای آقای تینی به گذشته برگرداند. اما او هم به آقای تینی کلک زده و دفترچه خاطرات دارن را در لباس کوتولهای او گذاشته. دارن دقیقاً به سیرک عجایب برمیگردد و خودش را فراری میدهد تا هیچ وقت آقای کرپسلی را نبیند. به این ترتیب او گناهی مرتکب نمیشود. سپس دفترچه خاطات خود را به برادرش (پسر آقای تینی) که رئیس سیرک عجایب است میدهد. تمامی اتفاقاتی که بعد از شبح شدنش برایش افتادهبود در آن دفترچه وجود داشت. سپس او میمیرد و به بهشت میرود. (مثلاً کتاب سرزمین اشباح همان دفترچه خاطرات اوست که برای هشدار دادن به مردم در مورد آقای تینی چاپ شدهاست. بنابراین او دنیا را نجات داده است!)
[ویرایش] منبع
مجموعه کتب ماجراهای سری سرزیمن اشباح

