دزد شیطانی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| این مقاله نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه آن را تغییر دهید. در پایان، پس از ویکیسازی این الگوی پیامی را بردارید. |
مجموعه ی نبرد با شیاطین (نسخه ی دوم : دزد شیطانی) این کتاب درباره ی پسری است که نور های زیادی را می بیند خیلی ها به این خاطر که او قضیه ی نور ها را فاش کرده او را یک انسان دیوانه می دانند.به همین علت او بسیار تنها شده است. تا روزی به طوری اتفاقی نور ها را کنار یکدگر می چیند و ناگهان دروازه ای به سوی سرزمین دنونتاها باز می شود و اربابی شیطانی از آن بیرون آمده و پسر را با خود می برد. پسر که از موضوع تنهاییش خیلی ناراحت بوده با استفاده از استعداد خود در جادوگری یکی از شیاطین را با استفاده از جادوی دگردیسی تغییر می دهد و به یک كودك تبدیل می کند و اسم او را از آرتری به آرت تغییر می دهد.اما صفات او همچنان در او باقی مانده.او باور مي كند كه آرت برادرش مي باشد. تا روزی آن ارباب شیطانی آن موجود دگردیسی شده را توسط موجود شیطانی به نام کاداور به سرزمین دمونتاها بر می گرداند ولی پسرک دست از تلاش بر نمی دارد و به دنبال كسي كه فكر مي كند برادر كوچكش است پا به دنياي شياطين مي گذارد(ديموناتا) در بین راه با جادوگری بسیر قوی به نام برنابوس بر می خورد.برنابوس که از جنگنده های بسیار قوی بوده پسرک را بعد از ماجرایی در گروه خود راه می دهد سپس پس از یک جنگ برناببوس به توانایی پسرک پی برده و چون دنبال کا_گاش* بوده او را با خود می برد. تا بعد از ماجراهایی پسرک که راز برادرش را از یاد برده بود به یاد می آورد و به خانه باز می گردد ولی پس از برگشت به خانه می فهمد كه هفت سال از زماني كه خانه را ترك كرده مي گذرد در حالي كه او فكر مي كرده تنها چند هفته از آن روز گذشتهكمي بعد متوجه مي شود که جز دردسر برای خانواده اش چیزی نیست پس دوباره نزد برنابوس باز می گردد در آن هنگام پي مي برد كه خودش قطعه اي از كاكاش بوده. این کتاب دومین کتاب نبرد با شیاطین است به وسیله ی دارن شان نوشته و بهوسیله ی خانم فرزانه کریمی ترجمه شده است و چاپ انتشارات بنفشه است
[ویرایش] پا نويس
- _اسلحه ای که معروف بوده اگر کسی آن را به دست آورد می تواند کل سرزمین دمونتاها و یا زمین را نابود کند
[ویرایش] منابع
- متن كتاب

