خوابگاه دختران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خوابگاه دختران چهارمین فیلم سینمایی محمدحسین لطیفی و ساخت سال ۱۳۸۳ است.

خوابگاه دختران
کارگردان محمدحسین لطیفی
تهیه‌کننده مجید مدرسی
حمید مدرسی
نویسنده ایرج طهماسب
بازیگران باران کوثری
مجید صالحی
صادق صفائی
نگار جواهریان
اسماعیل پوررضا
فرحناز منافی ظاهر
خشایار راد
افسانه ناصری
موسیقی محمدرضا علیقلی
فیلم‌برداری حمید خضوعی ابیانه
تدوین حسین زندباف
توزیع‌کننده سینما هفت
تاریخ‌های انتشار صحرا فیلم
مدت زمان ۹۶ دقیقه
کشور ایران
زبان فارسی

بازیگران[ویرایش]

بازیگر نقش
باران کوثری رویا
مجید صالحی فرهاد
صادق صفائی قباد
نگار جواهریان شیرین
اسماعیل پوررضا پدر فرهاد و شیرین
فرحناز منافی ظاهر مادر فرهاد و شیرین
خشایار راد پدر رویا
افسانه ناصری مادر رویا
خسرو احمدی جناب سروان
محمد باطبی افسر نگهبان
شهربانو موسوی سکینه خانم
مریم بلالی‌مقدم نسرین
سحر گوران لیدا
نازنین کشاورز مژگان
پروین میکده مادربزرگ رویا
فاطمه دهقان‌زاده رها، خواهر رویا
سولماز قبادی عروس سکانس اول
حسین دوستدار درجه‌دار


جزییات[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

خلاصه فیلم[ویرایش]

رویا و شیرین که در همسایگی هم زندگی می‌کنند، پس از قبول شدن در کنکور با مشکل جدیدی مواجه می‌شوند. دانشگاه آنها در منطقه سرکوه در خارج از تهران است و برای همین، خانواده‌هایشان با تحصیل آنها مشکل دارند، اما با قولی که فرهاد برادر شیرین بابت مواظبت از آنها می‌دهد، رویا و شیرین برای ثبت نام به آنجا می‌روند. رویا پی می‌برد که خوابگاه دانشگاه در دست تعمیر است و آنها برای اقامت باید به ساختمان نزدیک خوابگاه بروند. روبروی ساختمان سکینه خانم، خانه‌ای مخروبه و قدیمی هست که شب‌ها از آنجا صدای جیغ‌های زنانه می‌آید و همه، از جمله سکینه خانم اعتقاد دارند آن ساختمان محل سکونت اجنه و شیطان است. رویا که سری نترس دارد و برخلافش شیرین که دختری ترسو است همراه با هم‌اتاقی‌هایشان و البته فرهاد که گاه به گاه به آنها سر می‌زند، قصد دارند پی به راز آن خانه متروک ببرند. در یکی از جست‌وجوها رویا و شیرین سر از اتاقی درمی‌آورند که در آن سفره عقد پهن است و لباس‌های عروسی خونین نیز در آنجا از دیوار آویخته شده. شیرین از ترس به تهران برمی‌گردد، اما رویا با سماجت‌های خود پی می‌برد که آنجا دیوانه‌ای مشکوک به نام قباد در حال رفت وآمد است. سکینه از راز خانه می‌گوید که اجنه علاقه خاصی به عروس‌ها دارند و تا حالا در این منطقه اجنه چند عروس را درست روز عروسی‌شان دزدیده‌اند و خبری از آنها نیست. سکینه به رویا هشدار می‌دهد که شاید او را نیز اجنه بدزدند. از طرفی قباد که پی برده رویا راز جنایت‌های او را دریافته، درصدد کشتن رویا برمی‌آید. رویا که دچار عدم تعادل روحی شده، مدام از سوی قباد تهدید می‌شود. سرانجام راز جنایت‌های قباد و کشته شدن عروس‌ها آشکار می‌شود، اما قباد از دست ماموران فرار می‌کند. در روزهای نزدیک به برگزاری جشن عروسی رویا و فرهاد، قباد رویا را با لباس عروس می‌دزدد، اما با کمک فرهاد و ماموران پلیس، او از دست قباد نجات پیدا می‌کند.

پایان خطر لوث‌شدن

منبع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]