خاطرات یک گیشا (فیلم)
![]() خاطرات یک گیشا
|
|
|---|---|
پوستر فیلم خاطرات یک گیشا |
|
| کارگردان | راب مارشال |
| تهیهکننده | استیون اسپیلبرگ راجر بیرنباوم گری باربر داگلاس ویک |
| نویسنده | رابین اسویکورد آرتور گولدن |
| بازیگران | گونگ لی ژانگ زئی |
| موسیقی | جان ویلیامز |
| تاریخ انتشار | ۲۵ دسامبر ۲۰۰۵ |
| کشور | |
| زبان | انگلیسی ژاپنی |
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
این نوشتار درباره فیلمی به این نام است. برای کسب اطلاعاتی درباره کتابی به این نام به خاطرات یک گیشا رجوع کنید.
خاطرات یک گیشا (به انگلیسی: Memories Of A Geisha) نام یک فیلم درام دومین فیلم به کارگردانی راب مارشال محصول سال ۲۰۰۶ آمریکاست. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام ساخته شدهاست. تهیه کنندگی این فیلم بر عهده استیون اسپیلبرگ بودهاست. خلاصه ی فیلم:
چیو(سوزوکو اوهگو)، دختر ۹ سالهای با چشمان آبی و خواهرش ساتسو، دختران یک خانوادهی فقیر ماهیگیر روستاییند. مادر بیمار است و پدر، از کار افتاده. پدر و مادر در برابر بهایی نه چندان بالا دختران خود را میفروشند و دخترها به پایتخت برده میشوند. مدیر گیشا خانهی اوکیا( کائوری موموئی) چیو را میپسندد و خواهرش را نمیپذیرد و ساتسو به یک خانهی بدنام برده میشود. چیو در اوکیا خدمتکار میشود و به گیشا خانه و گیشای ستارهاش، هاتسومومو( گونگ لی) خدمت میکند اما روزی بهطور ناخواسته باعث میشود مدیر گیشاخانه متوجه شود که هاتسومومو با جوانی روابطی عاشقانه دارد که باعث تنبیه گیشا میشود چرا که «یک گیشا هرگز نباید عاشق شود» و از آن پس او به چیو به مانند دشمن خود مینگرد و او را آزار میدهد. اما برای چیو مهم نیست، او میخواهد با ساتسو فرار کند بیخبر از آنکه ساتسو ناگهان گم میشود و با نامهای به او خبر داده میشود والدینش فوت کردهاند. پس او میفهمد از این پس فقط یک خدمتکار میماند در حالیکه دوستش، پامپکین( زو وایزنبام) قرار است دستیار هاتسومومو شود تا او هم گیشایی دیگر باشد. چیوی غمگین یک روز در خیابان گریه میکرده که یک مرد ثروتمند (کن واتانابه) میایستد و او را دلداری میدهد و برایش یک بستنی میخرد و دو سکه به او میدهد تا خوشحالش کند، چیو لبش را به شربت سرخ روی بستنی میزند و شادمانه به مرد میگوید حالا من هم یک گیشا هستم، مرد میخندد و با محبت لبهای دخترک را با دستمالش پاک میکند و دستمال هم از آن چیو میشود و خود با دو گیشا از آنجا میرود، اما چیو که در دنیای کودکانهاش یکی را یافته که دوستش دارد تصمیم میگیرد هر کاری کند تا یک گیشا شود و با آن مرد مهربان هر جا که میخواهد برود. بخت با او یار است و گیشای بزرگ، مامهها( میاکو تاچیبانا) که به دیدار مدیر اوکیا آمده متعجب از رنگ چشمان چیو او را به عنوان شاگرد مخصوصش انتخاب میکند تا از او یک گیشا بسازد و شانس پامپکین برای گیشا شدن از بین میرود. از آن پس چیو، نام هنری سایوری را بر میگزیند. سایوری(زییی ژانگ) حالا دختر جوانی است که در اولین نمایش خود همه را میخکوب میکند و دو مرد شاهد اولین نمایشند، مرد ثروتمند که پس از سالها سایوری را از رنگ چشمانش میشناسد و دوستش نابو( کوجی یاکوشو) که نیمی از صورتش دفرمه شده و از گیشاها متنفر است و به اصرار دوستش آمده اما چیزی در سایوری هست که نابو را به خود میکشاند و عاشقش میشود حال آنکه سایوری که پس از مدتها مرد ثروتمند را یافته همو که دستمالش را هر شب چون یادگاری عزیز میبوییده، به عشق نابو وقعی نمینهد. نمایش سایوری آنچنان چشمگیر بود که هاتسومومو که پا به سن گذاشته اخراج میشود و پامپکین عملاً فراموش. همه چیز بر وقف مراد سایوری است که ناگهان جنگ جهانی همه چیز را به هم میریزد…
این فیلم موفق شده برندهی ۳ اسکار شود و ۲۸ نامزدی در جشنوارههای دیگر بدست آورد که منجر به ۱۶ جایزه شد.
آهنگسازی این فیلم را جان ویلیامز، آهنگساز بزرگ آمریکایی برعهده داشته است.
|
|||||
- روابط چین و ژاپن
- فیلمهای ۲۰۰۵ (میلادی)
- فیلمهای اسپایگلاس انترتیمنت
- فیلمهای استیون اسپیلبرگ به عنوان تهیهکننده
- فیلمهای امبلین انترتیمنت
- فیلمهای انگلیسیزبان
- فیلمهای با فریم کشیده
- فیلمهای برنده اسکار بهترین کارگردانی هنری
- فیلمهای برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری
- فیلمهای بوئنا ویستا
- فیلمهای حماسهای
- فیلمهای درام آمریکایی
- فیلمهای درام دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- فیلمهای درام ژاپنی
- فیلمهای دریمورکس
- فیلمهای راب مارشال
- فیلمهای ژاپنیزبان
- فیلمهای کلمبیا پیکچرز
- فیلمهای واقعشده در دهه ۱۹۲۰ (میلادی)
- فیلمهای واقعشده در دهه ۱۹۳۰ (میلادی)
- فیلمهای واقعشده در دهه ۱۹۴۰ (میلادی)
- فیلمهای واقعشده در ژاپن
