جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای
کارگردان ریچارد مارکواند
تهیه‌کننده هوارد کازانیان
جرج لوکاس
ریک مک‌کالم
نویسنده داستان:
جرج لوکاس
فیلمنامه:لارنس کاسدان
جرج لوکاس
بازیگران مارک هامیل
کَری فیشر
هریسون فورد
بیلی دی ویلیامز
یان مک‌دیارمید
موسیقی جان ویلیامز
فیلم‌برداری آلان هیوم
تدوین شان بارتون
مارسیا لوکاس
دووین دونهام
توزیع‌کننده فاکس قرن بیستم
تاریخ انتشار Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
۲۵ مه, ۱۹۸۳
مدت زمان ۱۳۴ دقیقه
کشور Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۳۲٬۵۰۰٬۰۰۰ دلار
پس از جنگ ستارگان اپیزود پنجم: امپراتوری ضربه می‌زند

صفحه در وب‌گاه IMDb

صفحه در وب‌گاه All Movie

بازگشت جدای(به انگلیسی: Return of the Jedi)، سومین فیلم از سری فیلمهای جنگ ستارگان است و از لحاظ وقایع داستان به ترتیب زمانی ششمین فیلم می‌باشد که در سال ۱۹۸۳ اکران شده‌است. ژانر این فیلم اپرای فضایی بوده، کارگردان آن ریچارد مارکواند و فیلم‌نامه آن نوشته جرج لوکاس و لارنس کاستان است.

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

داستان فیلم، یک سال پس از وقایع زمانی «اپیزود پنجم: امپراتوری ضربه می‌زند»، اتفاق می‌افتد. لوک اسکای‌واکر به همراه اعضای اتحادیه انقلابیون به سیاره تاتوئین می‌رود تا دوستش هان سولو را از چنگ جابای هات نجات دهد. در همین اثنا، امپراتوری کهکشانی، تصمیم میگیرد تا با یک ستاره مرگ نیرومندتر، نیروهای انقلابی را در هم بشکند. هم‌زمان، ناوگان انقلابیون نیز در حال تدارک دیدن یک حمله تمام عیار به این ایستگاه فضایی جدید است.

پس از رهایی سولو و شکست جابا در تاتوئین، لوک اسکای‌واکر به سیاره داگوبا می‌رود تا تعلیماتش را نزد استاد بزرگ جدای، یودا که آنجا در گوشه انزوا به سرمیرود، به اتمام رساند، ولی یودا را در بستر مرگ و گذران آخرین لحظه‌های زندگی می‌یابد. یودا در پاسخ به تقاضای لوک، به او میگوید که هیچ تعالیم دیگری نمانده است جز روبرو شدن او با پدرش دارت ویدر خبیث. یودا همچنین آخرین کلماتش را دبه سختی برای لوک بازگو کرده و می‌گوید که اسکای واکر دیگری هم غیر از او وجود دارد. پس از مرگ یودا، لوک با شبح اوبی وان کنوبی مواجه می‌شود و اوبی وان در جواب سئوال لوک که چرا پدرش دارت ویدر را به جای قاتل پدرش به او معرفی کرده، میگوید که ویدر روزگاری نامش آناکین اسکای‌واکر بوده‌است اما تحت تأثیر جنبه اهریمنی یا تاریک نیرو، دگرگون شده و از نقطه نظر او، انسان خوب درونش را نابود کرده و به موجود شیطان صفتی بدل گشته‌است. اوبی وان به لوک میگوید که هدفش از بازگویی پیشین ماجرا برای او، این بوده تا لوک از روبروشدن و نبرد با پدرش ترسی به دل راه ندهد. اوبی وان همچنین، به فاش کردن راز واپسین کلمات یودا می‌پردازد و به لوک می‌گوید که پرنسس لیا خواهر واقعی اوست و آنها به خاطر محافظت از شر امپراتور در بدو تولد از هم جدا شده‌اند.

لوک به سفارش اوبی وان کنوبی، در بحبوحه جدال نیروهای امپراتوری با انقلابیون، پیش پدرش می‌رود و با این عنوان که نمی‌تواند او را بکشد و هنوز خوبی را در او احساس می‌کند؛ شمشیر نوری خود را به نشانه تسلیم به ویدر واگذار می‌نماید. ویدر، لوک را تحویل امپراتور خبیث می‌دهد. امپراتور از لوک میخواهد تا به آنها پیوسته و تسلیم خشمش شود. اما لوک سرباز زده و جدالی بین او و پدرش در می‌گیرد. لوک در نبرد شمشیر زنی پیروز شده و با وجود تحریک امپراتور از کشتن پدرش منصرف می‌شود و شمشیر نورانیش را به کناری می‌افکند. امپراتور از فرط خشم از نیروی صاعقه استفاده می‌کند تا جان لوک را بگیرد ولی دارت ویدر، که اکنون از جنبه تاریک نجات یافته، متأثر از دیدن این صحنه، امپراتور را با دستانش بلند کرده و به درون محور استوانه‌ای رِآکتور پرت می‌کند. جراحت‌های کشنده‌ای که بر اثر نیروی صاعقه امپراتور در ویدر به وجود امده، باعث کشته شدن او می‌شود.

همزمان تیم حمله انقلابیون، با از کار انداختن ژنراتور سپر محافظ مغناطیسی ستاره مرگ و هدف قرار دادن رآکتور اصلی، آنرا نابود می‌کنند اما لحظاتی قبل از انفجار، لوک به همراه جسد و زره پدرش موفق به ترک آنجا می‌شود.

در سیاره اِندور جایی که لیا، سولو و سایر دوستانش اکنون در آن به سر می‌برند، لوک به آن‌ها ملحق شده و به پیروی از آیین جدای‌ها جسد پدرش را در تلی از هیزم می‌سوزاند. درحالیکه در همه کهکشان، جشنی برای بزرگداشت نابودی امپراتوری و پیروزی انقلابیون بر‌گزار شده است.

پایان خطر لوث‌شدن

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

StarWars.com]