هریسون فورد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هریسون فورد
Harrison Fords Jules Verne Award.JPG
زمینه فعالیت سینما
تولد ۱۳ ژوئیهٔ ۱۹۴۲(۱۹۴۲-07-۱۳) ‏(۷۲ سال)
شیکاگو، ایلینوی
ملیت پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکایی
پیشه بازیگر تهیه‌کننده
سال‌های فعالیت ۱۹۶۶ - تاکنون
شریک(های)
زندگی
(۱۹۷۹-۱۹۶۴)[۱]
(۲۰۰۴-۱۹۸۳)[۲]
(ازدواج ۲۰۱۰)[۳]
فرزندان پنج فرزند
صفحه در وب‌گاه IMDb

هریسون فورد (به انگلیسی: Harrison Ford) (زاده ۱۳ ژوئیه۱۹۴۲) بازیگر آمریکایی و از چهره‌های قدیمی هالیوود است.

مردم فورد را بیشتر با نقش هان سولو در فیلم ) می‌شناسند. در عین حال نقش دکتر ایندیانا جونز، باستان‌شناس و ماجراجوی سری فیلم‌های ایندیانا جونز هم بسیار بر شهرت او افزوده است.

بزرگ‌ترین‌سوپراستارهای هالیوود آنهایی هستند که بیشترین‌دستمزدها را می‌گیرند. "تام هنکس"، "مل گیبسون" و "جیم کری"، ۲۰ میلیون‌دلار پول می‌گیرند. چون اسم آنها تضمین کننده‌یک فیلم است.

هریسون فورد ثروتمندترین سوپراستار سینما است. فیلم‌های او نزدیک به شش میلیارد دلار فروش‌داشته است و در مورد جنگ ستارگان و ایندیاجونز از این هم بیشتر بوده است. فورد در شصت سالگی نیز برای هر عکسش ۲۵میلیون دلار دریافت می‌نماید. اگر از نظر مالی به‌این هنرپیشه بپردازیم، می‌بینیم که در تاریخ سینمابرترین است.

دلیل این اتفاق مشخص می‌باشد. در بیشتر فیلم‌ها، او یک شخصیت تماماً آمریکایی‌دارد و از آن جا که آمریکا همیشه خود را خوب‌می‌داند، فورد نیز از نظر آنها شخصیتی دوست‌داشتنی دارد.

فورد بیش از هر چیز به خاطر فیلم‌های اکشن خودمعروف است. پس از چهار دهه کار در عرصه هنراو نقش و شخصیت‌های متفاوتی را ایفا کرده‌است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

هریسون فورد در روز سیزدهم ژوئیه سال ۱۹۴۲ در شیکاگو ایالت ایلینوی به دنیا آمد. پدر وی، کریستوفر فورد، بازیگر تبلیغاتی بود و مادر وی، دوروتی نیدل‌من، بازیگر و گوینده رادیو بود. اجداد مادری او یهودی بوده و از مینسک در روسیه مهاجرت کرده‌اند. اما اجداد پدریش کاتولیک مذهب بوده و اصلیت آنها ایرلندی و آلمانی می‌باشد.

او همیشه مراقب‌هریسون و برادرش (تریسن) بود. هریسون در کودکی بسیار خجالتی بود و همیشه احساس می‌کرد با بقیه بچه‌ها فرق دارد. در مدرسه پیوسته قوی‌ترها به او زور می‌گفتند و هر روز جونز آینده را به پارک می‌بردند و حسابی کتک می‌زدند و سپس از بالای تپه‌ای به پایین قل می‌دادند. اوهیچ وقت از خودش دفاع نمی‌کرد. هر چند که از درون از خشم می‌سوخت، خشمی که سال‌ها در او ماند ولی همیشه سیاست گاندی را در پیش می‌گرفت و صبر پیشه می‌کرد و با این عکس‌العمل دشمنان خود را جری‌تر می‌نمود. سال‌های دبیرستان را در مدرسه (مین‌تاون شیپ) در شمال شیکاگو گذراند. در آن جا نیز همچنان گوشه گیر بود. او در ورزش اصلاً خوب کار نمی‌کرد و نمره‌هایش همیشه در سطح پایین بود. والدینش هیچ امیدی به موفقیت او در آینده نداشتند. از تنها چیزی که کمی لذت می‌برد، کار در رادیو بود. صدای او اولین صدایی بود که از رادیو داخلی دبیرستان پخش شد.

پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان در سال ۱۹۶۰، وارد دانشگاه ریپون شد و رشته ادبیات‌انگلیسی را ادامه داد. رشته‌ای که از آن متنفر بود. کم‌کم علائم افسردگی در او نمودار گشت. مدت‌ها پشت سرهم می‌خوابید و برایش سخت بود که بلند شود. او می‌گوید یک روز بعد از سه شبانه روز چرت زدن از رختخواب برخاستم تا به دانشگاه بروم. انگار همه چیز در حرکت آهسته بود. وقتی به کلاس رسیدم، آن قدر بی‌حال و بی‌حوصله بودم که نتوانستم دستگیره را بچرخانم و آن را بازکنم. برگشتم و دوباره به رختخواب رفتم. این حالت سه سال طول کشید. در این سه سال کاری نمی‌کرد و اغلب در کلاس‌ها شرکت نمی‌نمود. او بعدها می‌گفت: "بهترین کلمه‌ای که می‌شد به من گفت تنبل بود. چند روز قبل از فارغ‌التحصیل شدن استادان دانشگاه وضعیتم را فهمیدند و به من مدرک ندادند." ولی در آن سال‌ها دو اتفاق خوب برایش افتاد. یکی آشنایی با "ماری‌مارکوارت" بود که در سال ۱۹۶۴ یعنی یک سال پس از ترک دانشکده با یکدیگر ازدواج نمودند و صاحب دو پسر به نام‌های "بنجامین" که بعدها سرآشپز شد و "ویلیارد" که معلم تاریخ شد، گشتند. اتفاق دوم آشنایی با گروه بازیگری "بلفری پلیرز" بود. او یک بار در آن گروه بازی کرد و از همان زمان بود که فهمید به این کار علاقه دارد. کارگردان گروه به او پیشنهاد داد که به کالیفرنیا برود و درس بازیگری بخواند.

فورد با آرزوهای بسیار ماری را در فولکس واگن قدیمی خود به غرب آمریکا برد و در مدرسه بازیگری لاگونا شروع به تحصیل نمود. همان زمان بود که به هنگام رانندگی کنترل خود را از دست داد و تصادف کرد و چانه‌اش زخمی شد. جای آن زخم‌هنوز هم روی صورت هریسون مانده است و او را در ایفای نقش‌ها کمک می‌نماید.

در قسمت سوم فیلم ایندیانا جونز نشان می‌دهند که در کودکی شلاق به صورت ایندیانا خورده و جای آن هنوز هم روی چانه‌اش باقی است، و در فیلم دختر شاغل فورد می‌گوید وقتی در نوجوانی می‌خواستم خودم گوشم را سوراخ کنم، غش کردم و چانه‌ام به لبه دستشویی خورد. در آن زمان استودیوهای فیلمسازی بزرگ از استعدادهای جوان بهره می‌بردند. بنابراین در سال ۱۹۶۵ هرسیون برای کار به کلمبیا پیکچرز رفت. آنها با او مصاحبه کردند ولی پذیرفته نشد.

قبل ازاین که سوار آسانسور شود فکر کرد به دستشویی‌برود. وقتی از دستشویی بیرون آمد، دستیار کارگردان رادیو که به دنبال او می‌رود. او از فورد پرسید: "با ما قرارداد امضا می‌کنید؟ صد و پنجاه دلار در هفته خوبه؟" معلوم بود که خوب است وهریسون کارش را شروع کرد.

هریسوه فورد و کالیستا فلاکهارت ۲۰۰۹

اولین فیلم او گرمای مرگ در شهر بازی نام داشت که در آن نقش خیلی کوتاهی را ایفا کرد. اولین و تنها حرفی که گفت این بود که از پشت پنجره گفت: ":آقای جونز... آقای جونز..." و پس‌از آن نقش کوتاه دیگری در یک فیلم کمدی بازی‌کرد. شرکت کلمبیا او را کنار گذاشت و در سال ۱۹۶۷ وارد شرکت یونیورسال شد.

نقش‌های کم و کوتاهی به او می‌دادند. کسی‌توجه چندانی به استعدادهای او نمی‌کرد. او در نقش‌هایی مثل گاوچران، جوان ژیگول، مظنون به قتل و... بازی کرد ولی نتوانست هنر خود را به‌دیگران بشناساند. تنبلی و بی‌اهمیت بودن او ضربه سختی به او زد. یک روز یکی از کارگردانان‌با لحن تحقیرکننده‌ای به او گفت: "این چه وضع‌بازی است". هریسون پاسخ داد: "من سعی خودم را می‌کنم ولی من که یک ستاره نیستم" آن کارگردان گفت: "تونی کورتیس را ببین در اولین فیلمش یک قصاب واقعی است در حالی که می‌دانیم او دارد نقش بازی می‌کند و یک ستاره‌است." هریسون با بی‌حوصلگی جواب داد: "فکر کردم شما فکر می‌کنید قصاب است." و کارگردان فریاد زد: "این لعنتی را از دفتر من بیرون بیندازید" این جور اتفاقات برای او پیش‌می‌آمد.

چند سال بعد در فیلمی بازی کرد که داستان زندگی یک معلم بود. این معلم در قسمتی‌از فیلم باید درباره عنکبوت‌ها سخنرانی می‌کرد. هریسون یک رتیل خرید ودرمورد آن به مطالعه‌پرداخت. روز فیلمبرداری رتیل را درون یک‌قوطی با خود برد و فکر کرد حتماً کارگردان از این‌کار او خوشش می‌آید واز آن در فیلم استفاده‌می‌نماید ولی عکس‌العمل کارگردان جور دیگری‌بود.

او فریاد زد: "این قوطی لعنتی را از این جا بیندازید بیرون'. اکنون فورد دو فرزند داشت و در یک‌خانه ۱۸۵۰۰ دلاری زندگی می‌کرد که باید پول‌آن را می‌پرداخت. یک روز بایکی از دوستانش به مغازه آنتیک فروشی رفته‌بود. دوستش تصمیم گرفت دو میز که هر کدام۱۱۰۰ دلار قیمت داشتند را خریداری نماید. فورد گفت: این کار را نکن. من با ۲۰۰ دلار برایت‌میز می‌سازم. دوستش ۴۰۰ دلار خرج کرد ووسایل کار را آماده نمود و رفت. ولی آن میزهاهیچ وقت ساخته نشدند و درعوض چند سال بعدفورد یک میز آنتیک برای دوستش خرید.

جنگ ستارگان[ویرایش]

در سال ۱۹۷۲ فرد روس تهیه‌کننده‌ای که به توانایی بازیگری فورد اعتقاد داشت، از او برای فیلم جدیدی به کارگردانی کارگردان تازه‌کاری به نام "جورج لوکاس" دعوت کرد. در دیوارنویسی آمریکایی قرار بود فورد یکی از هنرپیشه‌ها را کتک بزند. کمی بعد لوکاس به او پیشنهاد کرد که در فیلم آواز نیز بخواند ولی هیچ‌کس صدای او را نپسندید به جز لوکاس، فیلم دیوارنویسی آمریکایی در زمان خودفروش‌خیلی خوبی‌داشت و مقدمه‌ای بر کارهای بزرگ لوکاس در آینده بود. پس از آن در فیلم مکالمه به کارگردانی "فرانسیس فورد کوپولا" بازی کرد و این فیلم نیز در دهه هفتاد یکی از برترین‌ها شد. ولی فورد هنوز هم به شهرت زیادی دست نیافته بود.

او همچنان نجاری می‌کرد و به "نجار ستاره‌ها" معروف شده بود. یک روز که داشت درب خانه فرانسیس کوپولا را می‌ساخت، جرج لوکاس از آن جا رد شد. وقتی فورد را دید با خود گفت: حیف است که یک انسان مستعد عمرش را هدر بدهد. جلو رفت و به او گفت می‌خواهد فیلم کوچکی بسازد واز او خواست در آن بازی نماید. این فیلم کوچک‌همان جنگ ستارگان بود. لوکاس در ابتدای‌کار نمی‌خواست نقش "هان سولو" را در "جنگ ستارگان" به فورد بدهد، ولی کمی بعد متوجه شداو برای این کار بهترین است و بدین ترتیب فورد وارد کهکشان ستارگان شد.

و حالا ایندیانا جونز[ویرایش]

HarrisonFordHWoFOct10.jpg

سال‌های دهه هشتاد موفقیتی باور نکردنی رابرای فورد به همراه داشتند. ابتدا او نقش هان سولو را بازی کرد. سپس در فیلم امپراتور سرنگون می‌شود، در نقش "دارت ویدر" بازی کرد و پس از آن نوبت به اوج موفقیتش در فیلم "مهاجمان صندوقچه گم شده" رسید. نویسنده‌این فیلم جرج لوکاس و کارگردان آن استیون اسپیلبرگ بود. فیلمی کاملاً کلاسیک با داستانی‌بسیار سرگرم‌کننده از جاسوسان، جویندگان گنج و نازی‌های بد ذات. در این فیلم‌فورد برای اولین بار ایندیانا جونز شد.

جوانی باشهامت و تکه کلام‌های فراوان، بالاخره فورد به‌نقشی بزرگ رسید. "تام سلک" اولین انتخاب اسپیلبرگ بود ولی او در آن زمان با استودیوی دیگری کار می‌کرد و بدین ترتیب توجهات به هریسون فورد جلب شد. او بارها به هنگام فیلمبرداری زخمی شد. در نقش ایندیا جونز یک‌بار به سختی زانویش آسیب دید و در فیلم دیگری‌دو دندانش شکست. در فراری زانوی راستش‌شکست و در فیلم دیگری دو تا از دیسک‌های‌کمرش جا به جا شد و شانه‌اش در رفت. او با خنده‌می‌گوید: "نجات دنیا کار سختی است"

سال ۱۹۸۲ در فیلم "ET" به کارگردانی‌اسپیلبرگ بازی کرد و در همان زمان با نویسنده‌آن فیلم ملیسا متسیون ازدواج نمود. زندگی‌مشترک آنها نیز تا سال ۲۰۰۱ ادامه داشت و صاحب دو فرزند دیگر به نام‌های "مالکوم" و "جورجیا" شد. پس از آن در قسمت دوم جنگ ستارگان بازی کرد و به شهرتش افزود.

سپس نوبت به "ایندیا جونز و معبد قدیمی" رسید. در سال ۱۹۸۹ هریسون بار دیگر شلاق خود را به دست گرفت و در ایندیا جونز و آخرین نبرد در کنار شون کانری که نقش پدر او را داشت، ظاهرشد. از فیلم‌های دیگر او می‌توان به (ساحل پشه)، آتشین مزاج، شکار اکتبر سرخ، بازی‌های‌میهن پرستانه، فراری که در آن کاندید جایزه شد، (شش روز و هفت شب) اشاره نمود. او به‌تازگی قرار است در فیلمی درباره جنگ عراق درنقش یک ژنرال آمریکایی ایفای نقش نماید. هریسون فورد یکبار گفت: "از دست دادن گمنامی چیزی است که هیچ‌کس آمادگی آن را ندارد. وقتی این اتفاق برای من افتاد، تازه فهمیدم یکی از باارزش‌ترین چیزها را از دست‌داده‌ام." شهرت برای فورد چندان هم بد نبوده‌است و او امروزه با موسسات بزرگ بین‌المللی‌رقابت می‌کند. او قصد دارد ۱/۴ درصد از زمین‌های خود را تبدیل به پارک ملی نماید. این مقدار زمین به اندازه کالیفرنیا می‌باشد. او آدم معروفی است ولی هرگز از نامش بهره‌برداری نمی‌کند.

فیلم‌شناسی[ویرایش]

سینما و تلویزیون
سال عنوان عنوان انگلیسی نقش نکات
۱۹۶۶ Dead Heat on a Merry-Go-Round Bellhop Uncredited
۱۹۶۷ Luv Irate Motorist Uncredited
۱۹۶۷ Time for Killing, AA Time for Killing Lt. Shaffer Credited as Harrison J. Ford
۱۹۶۸ Journey to Shiloh Willie Bill Bearden
۱۹۶۸ The Mod Squad Beach Patrol Cop Uncredited
۱۹۷۰ زابریسکی Zabriskie Point Airport Worker Uncredited
۱۹۷۰ Getting Straight Jake
۱۹۷۰ The Intruders Carl TV movie
۱۹۷۱ Dan August Hewett Episode: "The Manufactured Man"
۱۹۷۳ دیوارنویسی آمریکایی دیوارنویسی آمریکایی Bob Falfa
۱۹۷۴ مکالمه Conversation, TheThe Conversation Martin Stett
۱۹۷۵ Judgment: The Court Martial of Lieutenant William Calley Frank Crowder TV movie
۱۹۷۶ Dynasty Mark Blackwood TV movie
۱۹۷۷ The Possessed Paul Winjam TV movie
۱۹۷۷ جنگ ستارگان اپیزود چهارم: امیدی تازه Star Wars هان سولو نامزد—Saturn Award for Best Actor
۱۹۷۷ Heroes Ken Boyd
۱۹۷۸ Force 10 from Navarone Lieutenant Colonel Mike Barnsby
۱۹۷۸ The Star Wars Holiday Special هان سولو TV movie
۱۹۷۹ اینک آخرالزمان اینک آخرالزمان Colonel Lucas
۱۹۷۹ Hanover Street David Halloran
۱۹۷۹ Frisco Kid, TheThe Frisco Kid Tommy Lillard
۱۹۷۹ More American Graffiti Bob Falfa Uncredited
۱۹۸۰ جنگ ستارگان اپیزود پنجم: امپراتوری ضربه می‌زند امپراتوری ضربه می‌زند هان سولو
۱۹۸۱ دونده‌ای بر لبه تیغه شمشیر مهاجمان صندوق گمشده ایندیانا جونز Saturn Award for Best Actor
۱۹۸۲ ای. تی. موجود فرازمینی ای. تی. موجود فرازمینی School Principal Deleted scene; uncredited cameo
۱۹۸۲ مهاجمان صندوق گمشده بلید رانر Rick Deckard
۱۹۸۳ جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای بازگشت جدای هان سولو
۱۹۸۴ ایندیانا جونز و معبد مرگ ایندیانا جونز and the Temple of Doom ایندیانا جونز نامزد—Saturn Award for Best Actor
۱۹۸۵ شاهد Witness Det. Capt. John Book نامزد—جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
۱۹۸۶ Mosquito Coast, TheThe Mosquito Coast Allie Fox نامزد—جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
۱۹۸۸ دیوانه‌وار Frantic Dr. Richard Walker
۱۹۸۸ دختر شاغل دختر شاغل Jack Trainer
۱۹۸۹ ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی ایندیانا جونز and the Last Crusade ایندیانا جونز نامزد—Saturn Award for Best Actor
۱۹۹۰ Presumed Innocent Rusty Sabich
۱۹۹۱ Regarding Henry Henry Turner
۱۹۹۲ Patriot Games Jack Ryan
۱۹۹۳ فراری (فیلم ۱۹۹۳) Fugitive, TheThe Fugitive Dr. Richard David Kimble نامزد—جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
MTV Movie Award for Best Performance - Male
۱۹۹۴ Jimmy Hollywood Himself Uncredited cameo
۱۹۹۴ Clear and Present Danger Jack Ryan
۱۹۹۵ سابرینا Sabrina Linus Larabee نامزد—جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی
۱۹۹۷ خود شیطان Devil's Own, TheThe Devil's Own Tom O'Meara
۱۹۹۷ هواپیمای رئیس جمهور Air Force One President James Marshall نامزد—MTV Movie Award for Best Fight
۱۹۹۸ شش روز هفت شب Six Days Seven Nights Quinn Harris جایزه برگزیده مردم for Favorite Motion Picture Actor
۱۹۹۹ Random Hearts Sergeant William 'Dutch' Van Den Broeck جایزه برگزیده مردم for Favorite Movie Star
۲۰۰۰ آنچه در زیر است آنچه در زیر است Dr. Norman Spencer نامزد—People's Choice Award for Favorite Motion Picture Actor
۲۰۰۲ کی-۱۹: بیوه‌کن کی-۱۹: بیوه‌کن Alexei Vostrikov
۲۰۰۳ آدمکش‌های هالیوود Hollywood Homicide Sgt. Joe Gavilan
۲۰۰۴ Water to Wine Jethro the Bus Driver
۲۰۰۶ دیوار آتش Firewall Jack Stanfield
۲۰۰۸ ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین ایندیانا جونز and the Kingdom of the Crystal Skull ایندیانا جونز نامزد—People's Choice Award for Favorite Male Movie Star
Saturn Award for Best Actor
۲۰۰۸ Dalai Lama Renaissance Narrator Theatrical documentary
۲۰۰۹ Crossing Over Max Brogan
۲۰۰۹ Brüno Himself Uncredited cameo
۲۰۱۰ Extraordinary Measures Dr. Robert Stonehill
۲۰۱۰ Morning Glory Mike Pomeroy
۲۰۱۱ کابوی‌ها و بیگانگان کابوی‌ها و بیگانگان Colonel Dolarhyde نامزد—Saturn Award for Best Supporting Actor
۲۰۱۳ ۴۲ Branch Rickey نامزد—Satellite Award for Best Supporting Actor – Motion Picture
San Francisco Film Critics Circle Award for Best Supporting Actor
St. Louis Gateway Film Critics Association Award for Best Supporting Actor
۲۰۱۳ Paranoia Jock Goddard
۲۰۱۳ بازی اندر Ender's Game Colonel Hyrum Graff
۲۰۱۳ گوینده ۲: افسانه ادامه دارد گوینده ۲: افسانه ادامه دارد Mack Tannen
۲۰۱۴ یک‌بارمصرف‌ها ۳ یک‌بارمصرف‌ها ۳ Max Drummer
۲۰۱۵ Adaline William فیلمبرداری
۲۰۱۵ جنگ ستارگان: نیروی بیدار هان سولو فیلمبرداری

قاتل مردان

پانویس[ویرایش]

  1. Mary Marquardt
  2. Melissa Mathison
  3. Calista Flockhart

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]