اشغال تبریز (۱۲۹۰)
اشغال تبریز ( ۱۳۲۹ قمری ۱۲۹۰ خورشیدی) توسط قوای روس نقطه عطف و محصول نهائی دخالت های قوای بیگانه روس و انگلیس در ایران بود.
محتویات |
[ویرایش] پیشگفتار
در سال ۱۳۲۹ قمری هنوز بیش از چهار سال از پیروزی انقلاب مشروطه نگذشته بود که شرایط بحرانی و هرج ومرج بر ارکان کشور حاکم بود، نایب السلطنه در خارج کشور، کابینه دولت متزلزل، و رقابت احزاب اعتدالی و دموکرات به حد اکثر رسیده بود. رقابت های آشکار و پنهان دولت های روس و انگلیس مملکت را فلج نموده بود. محمد علی شاه که در تبعید بسر میبرد بکمک های مالی و تدارکاتی دولت روس، در پشت مرز های شمالی در پی تجمع نیرو از قبائل ترکمن و آذربایجانی بود.
در این بین روسها وجود مورگان شوستر در خدمت وزارت مالیه را بهانه قرار داده و اولتیماتوم با سه درخواست به دولت ارائه دادند و در پی نپذیرفتن آن اولتیماتوم توسط مجلس شورا، و سپس انحلال مجلس توسط دولت وقت و پذیرش آن اولتیماتوم، نتوانست از لشگرکشی دولت روس به مناطق شمالی کشور از جمله تبریز جلوگیری نماید.
[ویرایش] اشغال
جنگ از روز های ۲۸ و ۲۹ ذیالحجه ۱۳۲۹ ( برابر با ۲۰ و ۲۱ دسامبر ۱۹۱۱) در سه شهر تبریز، رشت و انزلی شروع و در تبریز از همه جا شدید تر و در تمام طول روز ادامه داشت. مردم تبریز شجاعانه میجنگیدند ولی بواسطه نبود رهبری واحد تلفات زیاد بود.
روز بعد جنگ از سر گرفته شد ولی در غروب آنروز دو طرف با آتش بس موافقت کردند، به عبارت دیگر تا این زمان موقعیت تبریزیان خوب بود. بنا به گفته شیپلی کنسول انگلیس در تبریز «در اینموقع پنج هزار نیروی کمکی از جلفا عازم تبریز گردید و به فرمانروای کل قفقاز دستور داده شده است تا به فرماندهان نظامی اجازه دهد با نظر کنسول های روسیه، اهالی را به شدید ترین وجه تنبیه کنند.[۱]»
[ویرایش] کشتار
علاوه بر بمباران چند روزه در شهر، کشتار روس ها از روز دهم محرم (اول ژانویه) و با دستگیری و اعدام میرزاعلی ثقةالاسلام تبریزی و شیخ سلیم آغاز گردید و با ورود صمد خان شجاعالدوله(یاغی دست نشانده روس) به تبریز خونریزی ابعاد گستردهای یافت.
[ویرایش] اسامی کشته شدگان
بسیاری از مردم تبریز بطور بی نام ونشان توسط سالدات (سربازان) روسی کشته شدند، تعداد کشته های مشخص شده بیش از ۱۲۰۰ نفر بود.
| توسط روسها | ثقةالاسلام تبریزی - شیخ سلیم - حاجعلی دوافروش - احمد سهیلی - میرزاعلی ویجویه-حاجی قفقازی - بدروس آندرئاسیان- ضیاءالعلماء - میرزا حاج اقا رضازاده - صادق الملک - دو پسر علی مسیو - برادرزاده ستارخان - سه نفر گرجی - و هیجده نفر دیگر |
|---|---|
| توسط صمدخان | یوسف حکم آبادی - آقابالاخان - مشهدی عباس قند فروش - ملا رحیم سلماسی - نایب محمد نجار - حاج صمد خیاط |
[ویرایش] سرانجام
سقوط تبریز درحقیقت سقوط آزادی و مشروطیت بود. صمدخان دشمن شماره یک مشروطه در آذربایجان اکنون بنا به درخواست و پافشاری سفیر روس در تهران و با تائید سفیر انگلیس از طرف دولت بعنوان والی تبریز ماَموریت مییابد و بسرعت تمام آثار و افکار آزادی خواهی را در منطقه نابود میکند تقریباً تمام ۲۵ باب مدرسه ابتدائی و متوسطه که بیش از سه هزار محصل داشت همه متروک و فعالیت آنها متوقف شده است. مدرسه سعادت تخریب و با خاک یکسان شده است. صمد خان به تحریک روس ها محترمین، تجار و اصناف را جمع کرده و نامه امضاء میکنند که ما محمدعلی شاه را میخواهیم.[۲]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- براون، ادوارد. نامههائی از تبریز ترجمه حسن جوادی.چاپ دوم ۱۳۶۱ شرکت سهامی انتشار تهران
- رضازاده ملک، رحیم. انقلاب مشروطه ایران (کتاب آبی) چاپ اول ۱۳۷۷ انتشارات مازیار- معین
- دولت آبادی، یحیی. حیات یحیی چاپ سوم انتشارات عطار ۱۳۶۱ تهران.
[ویرایش] پانویس
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||