عالم کبیر و عالم صغیر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
طراحی Robert Fludd از انسان به عنوان عالم صغیر در هستی به عنوان عالم کبیر. او ذکر می‌کند: «انسان به خودی خود یک جهان است، و عالم صغیر نامیده می‌شود چرا که نمایان‌گر یک الگوی مینیاتوری از تمام اجزا جهان است. سر او به بالاترین فلک مربوط است، سینهٔ او به آسمان اِتِری و شکم او به عناصر مادّی.[۱]

عالم کبیر، عالم صغیر به جهان‌بینی‌ای اشاره دارد که در آن جزء (عالم صغیر) نمایان‌گر کل (عالم کبیر) است و برعکس. این یک نوع دور و خصلتی است که در بسیاری از مدل‌های عرفانی در فلسفه، چه قدیم چه جدید، یافت می‌شود.[۲] این نگاه، با شعار معروفِ آن یعنی «همان طور که در آسمان، در زمین هم»، به شکل تنگاتنگی به هرمسی‌گرایی مربوط است و مبنای مباحث در اختربینی، کیمیا و هندسهٔ مقدس می‌باشد.[۳]

مفاهیم این فلسفه به دست فیثاغورث صورت‌بندی شد که جهان را پیکری واحد و هم‌ساز می‌دانست. این ایده یک سدهٔ بعد توسط افلاطون[۴] و در دورهٔ نوزایی به دست لئوناردو داوینچی، که خصائص مشترک بدن انسان و طبیعت را مورد توجه قرار داد، از نو صورت‌بندی شد.[۵]

در جامعه‌شناسی جدید مفهوم جهان صغیر غالباً برای شرح گروه کوچکی از افراد که رفتارشان الگویی از بدنهٔ اجتماعی بزرگتری است که در آن هستند، استفاده می‌شود.

عالم کبیر، عالم صغیر همچنین از مفاهیم کلیدی در دیدمان سیستم‌ها است. یک نمونه این است که چطور DNA یک موجود زنده در همهٔ سلول‌ها وجود دارد و متقابلاً می‌تواند برای تعیین ساختار ژنتیکی آن موجود به مثابهٔ یک کل واحد استفاده شود.[۶]

در فلسفهٔ اسلامی مراد از عالم کبیر همهٔ کائنات و موجودات غیر از انسان است و مراد از عالم صغیر انسان می‌باشد و گفته می‌شود عالم صغیر نسخه و نمونه‌برداری از عالم کبیر است و لذا هر که انسان را یعنی عالم صغیر را آن چنان‌که حق است بشناسد، پس کل هستی را شناخته‌است و از این جهت است که گفته‌اند (مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه) یعنی هر که خود را شناخت تحقیقاً خدای خود را می‌شناسد، زیرا انسان اگر چه در ظاهر عالم صغیر است ولی در حقیقت معنی و عصارهٔ عالم کبیر است و هر چند به صورت ظاهر در مرحلهٔ آخر آفرینش قرار گرفته ولی در واقع خلقت نخستین است چرا که مقصود آفرینش ظهور صفات و افعال الهی بود و تنها انسان یعنی عالم صغیر است که مظهر تجلّی کامل آن است.[۷]

در تفسیر نمونه نیز «الحَمْدُ لِلّه ربّ العالمین» در سورهٔ فاتحه به عالم کبیر و عالم صغیر تفسیر شده‌است.[۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Robert Fludd in Utriusque Cosmic Historia, II; quoted by Pierre A. Riffard in Dictionnaire de l’ésotérisme, Paris: Payot, 1983, 34.
  2. Pierre A. Riffard, Dictionnaire de l’ésotérisme, Paris: Payot, 1983, 34.
  3. Antoine Faivre, Access to Western esotericism, State University of New York Press, 1994, 10-11.
  4. McDonough, Richard. "Plato: Organicism". Internet Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 6 September 2019.
  5. Wallace, Robert (1972) [1966]. The World of Leonardo: 1452–1519. New York: Time-Life Books. p. 103.
  6. Beerel, Annabel (2009). "Critical Systems Thinking" (PDF). Leadership and Change Management. doi:10.4135/9781446269336.n2.
  7. سبزواری، شرح منظومه، 28.
  8. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تفسیر ذیل سوره فاتحه:2 شماره هشت.