شرکت دانش‌بنیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شرکت دانش‌بنیان یا شرکت متمرکز بر دانش، (به انگلیسی: Knowledge enterprise) به شرکت‌هایی گفته می‌شود که دانش و فناوری، جزئی جدایی‌ناپذیر از دارایی اساسی آن‌ها باشد.

به گفته D. Jemielniak دانشمند علم مدیریت و رئیس مرکز تحقیقات (CROW)، مبدأ و دامنه این اصطلاح، مشخص نیست و چگونگی درک این مفهوم، به میزان وابستگی و تکیه شرکت به دانش و فناوری بستگی دارد که در چنین نگرشی، دانش و فناوری باید دارایی حیاتی سازمان باشد تا دانش‌بنیان تلقی شود. هیچ توافقی در مورد چگونگی یا (میزان) به‌کارگیری لقب دانش‌بنیان برای این‌که یک شرکت، دانش‌بنیان تلقی شود، وجود ندارد. با این حال، برخی از معیارها و مؤلفه‌ها برای تشخیص دانش‌بنیان بودن یک شرکت وجود دارد. از آنجا که در اقتصاد، دو گروه از شرکت‌ها وجود دارند که گروه نخست وابسته به کارگر (labor-intensive) و گروه دیگر وابسته به دانش (knowledge-intensive) است.[۱]

ظهور شرکت‌های دانش‌بنیان[ویرایش]

بر اساس تحقیقات Jemielniak، شرکت‌های دانش‌بنیان به واسطه تغییرات گسترده در اقتصاد جهانی ظهور کرده‌اند که طی دهه‌ها باعث شده‌است خدمات، اولویت بالاتری پیدا کنند. ظهور شرکت‌های دانش‌بنیان به عنوان نشانه ای از انقلاب صنعتی سوم که مرز میان صاحبان منابع تولیدی و کارگران است، نامیده می‌شود. به‌طور مثال، با نگاهی به شرکت IBM می‌توان دید که چنین تغییری چه تأثیر شگرفی بر ساختار درآمد شرکت گذاشته‌است. در سال ۱۹۲۴ سود IBM توسط لیزینگ تجهیزات تولید ۹۶ درصد تولید شد، در حالیکه کارتهای پانچ ۴ درصد از سود را به خود اختصاص دادند. در سال ۱۹۷۰، ۸۰ درصد سود این شرکت از بخش‌های تجهیزات، ۱۵ درصد از بخش نرم‌افزار و ۵ درصد از بخش «خدمات» به دست می‌آمد. در سال‌های ۱۹۹۰ بخش خدمات، ۳۰ درصد از سود IBM رابه خود اختصاص داد. در سال ۲۰۰۷، ۴۵ درصد از خدمات و ۲۰ درصد از نرم‌افزار بود. این مثال تنها بخش کلی این تغییر است که نشان دهنده نسبت معکوس بین دارایی‌های ملموس و غیرمستقیم شرکت‌ها است.[۲] این تکامل، تغییر در دسترسی به این منابع را از کارکنان بدون دانش یا وابسته به کارکنان غیر وابسته (دانش‌بنیان) موجب شده و همچنین قدرت تصمیم‌گیری از بالا به پایین را از صاحبان و مدیران ارشد به مدیران میانی و متخصصان تغییر داده‌است. این تحولات با ظهور و اهمیت فزاینده شرکت‌های دانش همراه است.[۳]

طبقه‌بندی شرکت‌های دانش‌بنیان[ویرایش]

با توجه به نگاه لوونهال، شرکت‌های دانش‌بنیان را می‌توان به شکل ذیل تقسیم‌بندی نمود:

  • شرکت‌های مبتنی بر مشتری یا مشتری-محور (client-oriented) که از لحاظ تمرکز راهبردی، مشتری‌محور هستند، منابع را به صورت جداگانه کنترل می‌کنند؛ از صنایع نمونه این دسته می‌توان به دفاتر قانونی و دفاتر حسابداری اشاره کرد.
  • شرکت‌های مسئله-محور یا مبتنی بر حل مسئله (Problem solving-oriented)، که تمرکز راهبردی این شرکت‌ها بر حل مسئله با راه‌کارهای خلاقانه و نوآوری متمرکز است، منابع آن‌ها به صورت تیمی بنا نهاده شده‌است. مثالی برای این دست صنایع: شرکت‌های تبلیغاتی، شرکت‌های توسعه نرم‌افزاری،
  • شرکت‌های خروجی-محور یا مبتنی بر خروجی، که تمرکز استراتژیک این شرکت‌ها بر سازگاری و استفاده از راه حل‌های موجود است، منابع اختصاص یافته توسط سازمان، شرکت‌های نمونه عبارتند از: شرکت‌های مشاوره مدیریت. در رویکرد دیگری، شرکت‌های دانش‌بنیان به شرکت‌های خدمات حرفه‌ای و شرکت‌های تحقیق و توسعه تقسیم می‌شوند.[۴]

در رویکرد دیگر دانش شرکت‌های در حال تقسیم به خدمات حرفه‌ای شرکت‌ها و تحقیق و توسعه شرکت.[۵]

ابزار شرکت‌های دانش‌بنیان[ویرایش]

شرکت‌های دانش‌بنیان به دلیل بهره‌مندی از فناوری بالاسطح، عمدتاً بر فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله سخت‌افزار و نرم‌افزار برای انجام فرایندهای مدیریتی، و همچنین سازماندهی محیط کار برای همه کارکنان، از مدیران اجرایی و مدیران ارشد، به بهره می‌جویند. به همین دلیل است که توسعه نرم‌افزار برای شکل گرفتن و تکامل این شرکت‌ها بسیار مهم است. برنامه‌های کاربردی نرم‌افزاری برای بخش‌های گوناگون چنین سازمان‌هایی توسعه می‌یابند؛ چرا که بدون آن‌ها، کنترل و هماهنگ‌کردن کارهای نوآورانه و خلاقانه و حل مسائل دشوار است.

شرکت‌های دانش‌بنیان و پدیده فرار مغزها[ویرایش]

شاید بتوان یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین دلایل پدیده مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها را عدم دخالت دانش در شرکت‌های بزرگ و شکاف عمیق بین زیرساخت‌های آموزشی کشورهای مبدأ عنوان کرد.

مشکل این است که زیرساخت‌های آموزشی در کشورهای در حال توسعه در واقع با کشورهای دارای اقتصاد دانش بنیان مانند ایالات متحده هم‌تراز نیست.[۶] دستمزد کارگران متخصص در این دو گروه از کشورها بسیار متفاوت است. شرکت‌های دانش‌بنیان از اقتصادهای دانش‌بنیان انگیزه‌های بسیار خوبی برای حرکت و کار به متخصصان و نخبگان ارائه می‌دهند. این به همین دلیل است که منابع انسانی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته مهاجرت می‌کنند. بر همین اساس، مزیت رقابتی حقوق و دستمزد شرکت‌های دانش‌بنیان در جلوگیری از پدیده مهاجرت نخبه‌های کشورها، نقشی مهم ایفا می‌کند.

منابع[ویرایش]

  1. Praca oparta na wiedzy: praca w przedsiębiorstwach wiedzy na przykładzie organizacji high-tech, Wydawnictwa Akademickie i Profesjonalne, Akademia Leona Koźmińskiego, Warszawa 2008, p. 22.
  2. Ibidem, pp. 23-24.
  3. Ibidem, pp. 24-25.
  4. Ibidem, pp. 25.
  5. Ibidem, pp. 26.
  6. A. Gerbasi, D. Latusek, Cultural Differences in Trust in High-Tech International Business Ventures: The Case of a US-Poland Cooperation, [in:] D. Jemielniak, A. Marks, (eds.), Managing Dynamic Technology-Oriented Businesses: High Tech Organizations and Workplaces, Business Science Reference – IGI Global, Hershey 2012, pp. 1-2.