شانس اخلاقی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شانس اخلاقی، موقعیت‌هایی را توصیف می‌کند که در آن‌ها، فرد به خاطر‌ رفتارش سرزنش شده یا مورد تشویق قرار می‌گیرد، در حالی‌که به نظر می‌رسد نسبت به آن رفتارها کنترل کاملی ندارد. به عنوان مثال فرد ممکن است به شکل ژنتیکی و یا بر اثر آموزش‌های محیطی، دارای خصوصیتی همچون حسادت باشد. این فرد کنترلی بر روی ژنتیک و آموزش‌های خود نداشته، اما همچنان رفتارهای حسادت‌آمیزش مورد سرزنش اخلاقی ما قرار می‌گیرد.

آنچه مساله‌ی شانس اخلاقی را تبدیل به موضوعی مناقشه‌برانگیز در فلسفه اخلاق می‌کند، این است که طبق قاعده‌ای کلی که می‌توان آن را «اصل کنترل» نامید، ما تنها زمانی می‌توانیم درباره چیزی مورد قضاوت اخلاقی قرار بگیریم، که بر آنچه درباره‌اش قضاوت می‌شویم کنترل داشته بوده باشیم. در طرف مقابل، به نظر می‌رسد موقعیت‌های متعددی وجود دارند که در آن‌ها، ما افراد را درباره چیزهایی قضاوت می‌کنیم، که به فاکتورهایی خارج از کنترل آن‌ها وابسته است. مساله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که ببینیم با پذیرش «اصل کنترل»، حتی می‌توان تا جایی پیش رفت که ادعا کرد قضاوت کردن اخلاقی افراد، به کلی ناممکن است چرا که همواره در تمام موقعیت‌ها، فاکتورهایی خارج از کنترل افراد وجود دارد.[۱]

تاریخچه[ویرایش]

نخستین بار، ایمانوئل کانت، مطرح کرد که اخلاق، امری مطلق است و شانس در آن نقشی ندارد. این ایده تا زمانی که برنارد ویلیامز، مقالهٔ معروف خود با عنوان "شانسِ اخلاقی" را در دههٔ ۸۰ میلادی منتشر کرد، ایده‌ای پرطرفدار بود. اما به زودی با صورت‌بندی‌ای که ویلیامز و سپس تامس نیگل از این مسئله ارائه دادند، این موضوع تبدیل به یکی از مسئله‌های مناقشه‌برآمیز فلسفهٔ اخلاق شد.

نمونه‌ها[ویرایش]

چه موقعیت‌هایی وجود دارند که در آن‌ها شانس، در موقعیت‌های اخلاقی وارد می‌شود؟ نیگل در مقاله ۱۹۷۹ خود، چهار نوع متفاوت از نقش شانس در موقعیت‌های اخلاقی را توصیف می‌کند.[۲]

شانس حاصل از شرایط[ویرایش]

مثالی شناخته‌شده از این نوع شانس را می‌توان در مقاله نیگل پیدا کرد. نازی‌ها و طرفداران‌شان را در زمان حکمرانی آدولف هیتلر در آلمان نازی تصور کنید. این افراد به دلیل انجام کارهایی که به لحاظ اخلاقی نارواست یا به خاطر مقاومت نکردن در برابر تصمیمات ناروا، شایسته سرزنش‌اند. حالا فرض کنید که همین آدم‌ها در سال ۱۹۲۹، به کشور دیگری مهاجرت کرده بودند که به دور از جنگ و مجریان آن قرار داشت. کاملاً محتمل بود که این افراد زندگی متفاوت و شاید بسیار اخلاق‌گرایانه‌ای را دنبال می‌کردند. به عبارتی، شانس حاصل از محیطی که در آن قرار داشته‌اند، بر روی رفتارهای آن‌ها و نحوه عملکردشان اثر گذاشته است و شاید دیگر نتوان آن‌ها را به اندازه قبل سرزنش کرد.[۳]

شانس حاصل از نتیجه[ویرایش]

نمونه‌ای دیگر به بحث شانس اخلاقی به نتیجه کارها باز می‌گردد: فرض کنید که دو نفر، هر دو به گونه‌ای رفتار می‌کنند که به لحاظ اخلاقی، سزاوار نکوهش هستند؛ مثلاً هر دو، بی‌دقت رانندگی می‌کنند. اما در نهایت، هر کدام نتیجهٔ متفاوتی می‌گیرد و میزان متفاوتی از خسارت را به بار می‌آورد. یکی از مسیر منحرف شده و یک عابر پیاده را زیر می‌گیرد، در حالی‌که دیگری، چنین اتفاقی برای‌اش نمی‌افتد. این‌که یکی از رانندگان کسی را به قتل رسانده و دیگری نه، جزو رفتارهای ارادی رانندگان نبوده است، اما بیشتر ناظران، راننده‌ای را که یک نفر را به قتل رسانده، بیشتر مورد سرزنش قرار می‌دهند.

شانس حاصل از ترکیب[ویرایش]

تصمیم‌های اخلاقی ما، تحت تاثیر باورهای اخلاقی ما و به عبارتی دقیق‌تر تحت تاثیر شخصیت‌مان قرار دارد. به سختی قابل انکار است که آموزش، تربیت، ژن‌ها و سایر عوامل غیرقابل کنترل از این دست، بر شکل‌گیری شخصیت ما اثر گذاشته‌اند. حال فرد ممکن است به خاطر یک خصیصه اخلاقی همچون خودخواهی مورد ملامت قرار بگیرد، در حالیکه این خصیصه خود می‌توانسته ناشی از عوامل غیرقابل کنترلی همچون ژنتیک بوده باشد.

شانس حاصل از علیت[ویرایش]

مورد آخر که کمتر از همه توسط نیگل، مورد بررسی قرار گرفته است، شانس حاصل از علیت است. در این حالت، گفته می‌شود که اگر رفتارهای فرد، تابع علیت باشند و او دارای اختیار برای انجام دادن آن‌ها نباشد، آن‌گاه نمی‌توان آن‌ها را مورد سرزنش قرار داد.

دانا نلکین از این دسته چهارم انتقاد کرده و معتقد است که به سختی می‌توان آن را گزینه‌ای مجزا از دسته سوم دانست.[۳]

پاسخ‌ها به مساله شانس اخلاقی[ویرایش]

دو راهکار کلی و مهم برای پاسخ‌گویی به مساله شانس اخلاقی وجود دارد[۴]:

  1. شانس اخلاقی وجود ندارد و مثال‌هایی که برای آن زده می‌شود، با وجود شهودی بودن، هر کدام به دلیلی نادرست‌اند.
  2. شانس اخلاقی وجود دارد اما "اصل کنترل" اشتباه است. وجود شانس اخلاقی، در تضاد با قضاوت‌های اخلاقی ما قرار ندارد.

هر کدام از این دو راهکار طرفداران و مخالفان خود را دارند و استدلال‌های متعددی در دفاع و رد هر کدام آورده شده است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

فهرست مسئله‌های حل‌نشده در فلسفه

منابع[ویرایش]

  1. Nelkin, Dana. “Moral Luck”. Stanford Encyclopedia of Philosophy. Apr 10, 2013. 
  2. Nagel, Thomas. "Moral luck." Ethical theory: an anthology (1979): 322-329.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Moral luck». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۸.
  4. Latus, Andrew. “Moral Luck”. The Internet Encyclopedia of Philosophy. Retrieved Jun 16, 2018