سندبادنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کتاب سِندبادنامه طی دوره‌های گذشته با نام‌های گوناگونی مانند: کتاب حکیم سندباد، داستان هفت‌وزیر، کتاب مکرالنساء، حکایت وزراء سبعه و … نامیده می‌شده و امروزه به نام سندبادنامه مشهور است.[۱]

سیر تاریخی کتاب سندباد[ویرایش]

چون سندبادنامه مورد علاقهٔ مردم بوده است، در دوره‌های مختلف توسط شاعران و نویسندگان ویرایش شده‌است.[۲]

رودکی شاعر قرن چهارم هجری داستان سندبادنامه را منظوم ساخته‌است ولی امروز تنها چند بیت از آن باقی‌مانده‌است.

کتاب سندبادنامه به فرمان نوح‌بن نصر سامانی در سال ۳۳۹ هجری قمری توسّط ابوالفوارس فناروزی به فارسی سادهٔ دری ترجمه شده‌است. این ترجمه از بین رفته‌است.

ازرقی هروی شاعر نیمهٔ دوم قرن پنجم سندبادنامه را منظوم ساخته‌است. این ترجمه از بین رفته‌است.

ظهیری سمرقندی از کاتبان بزرگ ایران در قرن ششم هجری قمری است که سندبادنامه را از صورت ساده به نثر فنی آراسته کرد. ظهیری سمرقندی این کتاب را با بهره‌گیری از آیات قرآن، حدیث‌ها، سروده‌ها و زبانزدهای فارسی و عربی، آرایه‌های گوناگون ادبی و آن گونه که در آن دوره معمول بوده‌است، به نثر فنی آراسته‌است.

تصحیح و ویرایش[ویرایش]

کتاب سندبادنامه در سال ۱۹۴۸ میلادی توسّط احمد آتش در ترکیه تصحیح شده‌است که خالی از اشکال نبود.[۵] تصحیح دیگری در سال ۱۳۸۱ در ایران توسّط مرکز پژوهشی میراث مکتوب و با همکاری مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها به چاپ رسیده‌است. این کتاب توسط محمدباقر کمال‌الدینی تصحیح شده‌است.[۶] بازنویسی این کتاب با روایتی ساده و روان به‌وسیلهٔ مهدی نصیری دهقان با عنوان شاهزاده و هفت وزیر فرزانه توسّط انتشارات شانی در سال ۱۳۸۹ منتشر شده‌است.[۷][۸]

درون‌مایه[ویرایش]

سندبادنامه در موضوع آداب کشورداری و رفتار با رعیت است و از دیدگاه ساختار با کلیله و دمنه همانندی دارد، یعنی یک داستان اصلی که در ضمن آن داستان‌ها و قصّه‌های دیگری نیز می‌آید و آن داستان اصلی شبیه داستان سیاوش و سودابه و قصّهٔ یوسف و زلیخا است.[۷]

خلاصهٔ داستان[ویرایش]

مجموعه حکایت‌ها و داستان‌های پندآموز است که به‌صورت پی‌درپی آمده و هدف آن به ظاهر آگاه ساختن پادشاه و در واقع تنبیه و تَنَبُّه خواننده‌است. روند داستان دربارهٔ حکومت پادشاهی عادل به نام کوردیس است که در کشور هندوستان حکمرانی می‌نموده و پس از آن‌که فرزندش تا سنّ جوانی هیچ علمی نیاموخت، حُکما و فلاسفه گرد آمدند و تدبیری اندیشیده وی را توسّط یکی از آنان که سِندباد نام داشت، آموزش دادند. آنگاه تا رفع بلا و قضای آسمانی، هر روز به‌صورتی وزیران برای پادشاه حکایتی نقل می‌کردند و در انتهای کار نیز کلمات حکمت‌آموزی که لازمهٔ حکومت است، در هشت‌بند به عرض پادشاه رساندند. داستان سِندبادنامه با شکرگزاری پادشاه به داشتن فرزندی آراسته به زیور حکمت و کناره‌گیری از سلطنت به نفع وی و پرداختن به آخرت خاتمه یافته‌است.[۹]

پانویس[ویرایش]

  1. سایت پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی شرح سندبادنامه و بررسی نقش زن در این کتاب
  2. پایگاه مجلات تخصصی نور اصل و منشأ سندبادنامه
  3. سایت پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی سندبادنامه جلال عضد
  4. سایت خانهٔ کتاب سندبادنامه
  5. پایگاه مجلات تخصصی نور نگاهی به چاپ تازه سندبادنامه
  6. پایگاه مجلات تخصصی نور نقد و بررسی: یادی از سندباد
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ بانک اطلاعات نشریات کشور، روزنامهٔ جام جم شاهزاده و هفت وزیر فرزانه
  8. سایت خانهٔ کتاب سندبادنامه: شاهزاده و هفت وزیر فرزانه
  9. همان

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]