زرمهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
زرمهر
Sufaray (The Shahnama of Shah Tahmasp).png
زاده شیراز، اردشیرخوره، پارس
درگذشته ۴۹۳
تیسفون، دل ایران‌شهر
وفادار به/عضوِ شاهنشاهی ساسانی
سال خدمت ۴۸۴ تا ۴۸۸م
جنگ‌ها جنگ‌های پارس‌ها-هپتال‌ها

زَرمِهر یا سوخرا ملقب به هزاررفت فرمانروای سیستان در زمان ساسانیان و از آزادگان (اشراف) بزرگ ایران در اواخر سده ۵ میلادی بود. وی از خانوادهٔ کارن و زادگاهش ناحیه اردشیرخوره در پارس بود. مقتدرترین نجبای ایران در زمان پیروز یکم دو تن بودند یکی زرمهر یا سوخرا، و دیگری شاهپور که از مردم ری و خاندان مشهور مهران بود. پس از کشته شدن پیروز در جنگ با هفتالیان این دو سردار که با لشکری بزرگ در ایبری و ارمنستان به جنگ مشغول بودند، با عجله به تیسفون برگشتند تا نفوذ خود را در انتخاب پادشاه جدید به کار ببرند. زرمهر در رویارویی با ارمنیان، گشنسب‌داد را مأمور مذاکره با آنان کرد. وی لقب هزارپت داشت. او با وهن رئیس یاغیان ارمنی صلح کرد.[۱]

بعد از پیروز بلاش برادر پیروز انتخاب شد و در زمان سلطنت این پادشاه فرمانروای حقیقی ایران زرمهر بود. او از ابتدای سلطنت بلاش به سال ۴۸۴ تا ۴۸۸ میلادی عهده‌دار مقام وزارت بود. بلاش با اینکه نیک نهاد بود مردی نبود که کشور ایران در آن وقت به وجود او احتیاج داشت. ناخرسندی بزرگان تعمیم یافت و پس از چهار سال سلطنت بلاش را خلع و کور کردند و قباد یکم را بر تخت سلطنت نشاندند. بلاشک محرک اصلی این انقلاب زرمهر بود.[۲]

فردوسی دربارهٔ او می‌گوید:

جوانی بی‌آزار و زرمهرنامکه از نام او بُد پدر شادکام

در شاهنامه از زرمهر با نام سوفرا و در تاریخ طبری با نام سوخرا نیز یاد شده.

کشته شدن زرمهر[ویرایش]

پس از بلاش قباد یکم پسر پیروز به شاهی رسید. قباد توانست با کمک زرمهر بر بسیاری از نابسامانی‌ها و شورش‌ها پایان دهد. طبری در تاریخ خود می‌نویسد:

«و چون بیشتر روزگار قباد سپری شد تدبیر ملک به دست سوخرا بود. مردم بدو گرویدند و قباد را سبک گرفتند و قباد تحمل این نکرد و بدان رضا نداد و به شاپور رازی که از خاندان مهران بود و اسپهبد ولایت ری بود نوشت که با سپاه خویش بیاید و چون بیامد حکایت سوخرا را با وی در میان نهاد و فرمان خویش دربارهٔ او بداد … پس از آن قباد بفرمود تا سوخرا را بکشند.»

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]