ریزعلی خواجوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ریزعلی خواجوی در بیمارستان شهید رجایی (بهمن ۱۳۹۳)

أزبرعلی حاجوی[۱] معروف به ریزعلی خواجوی و دهقان فداکار (زادهٔ ۵ اسفند ۱۳۰۹ - میانه) [۲] فرزند علی اصغر ، فردی است که داستانش سال‌هاست با عنوان «دهقان فداکار» در کتاب فارسی مدارس ایران چاپ می‌ شود.

دهقان فداکار ، هم اکنون ۸۵ ساله است و در حصارک کرج زندگی می کند.[۳][۴]

خلاصهٔ رویداد[ویرایش]

ریزعلی خواجوی ، فرزند علی اصغر ، روز پنجم اسفندماه سال ۱۳۰۹ خورشیدی در روستای قلعه جوق شهرستان میانه متولد شد.

او در آذرماه ۱۳۴۱ شمسی ، در سن سی و دو سالگی شب‌هنگام در حالی که در کنار ریل قطار حرکت می‌کرد، متوجّه مسدود شدن مسیر قطار به علت ریزش کوه شد. در آن هنگام برای نجات قطار و مسافران آن، کُت خود را آتش زد و به سمت قطار حرکت کرد;این کار نتوانست مسئولین قطار را آگاه سازد و در نهایت با شلیک چند گلوله از تفنگ شکاری خود، توانست باعث توقف قطار شود.

به گفتهٔ او پس از توقّف قطار، مردم ناراضی از قطار پیاده شدند و او را کتک زدند. تا اینکه او آنها را متوجه خطری که در انتظار آنها بود؛ ساخت. پس از آنکه مسافرین با چشم خود ریزش کوه را دیدند به تشکر و عذرخواهی از او روی آوردند.

تقدیر از دهقان فداکار[ویرایش]

«اون شب که بارون اومد»، فیلمی مستند که داستانش را از اتفاقی مشابه ماجرای دهقان فداکار وام گرفته است

در سال ۱۳۸۵ در سومین همایش اعطای تندیس ملی فداکاری از وی تجلیل شد و این تندیس به او اهدا شد. این مراسم در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد. دهقان فداکار ترک زبان است و قادر به صحبت کردن به زبان فارسی نیست به همین دلیل مترجمی سخنان وی را به فارسی ترجمه کرد.[۵]

در سینما[ویرایش]

ماجرای دهقان فداکار یکبار در سال ۱۳۴۷ با روایتی مشابه دستمایهٔ فیلم مستندی به نام «اون شب که بارون اومد (حماسهٔ روستازادهٔ گرگانی)» به کارگردانی کامران شیردل قرار گرفت.

منابع[ویرایش]

  1. عکس کارت ملی دهقان فداکار
  2. کتاب مشاهیر میانه تألیف محمدصادق نایبی، تهران، ویرایش دوم، انتشارات پردیس دانش، 1393
  3. دو توصیه برای کارگردان فیلم دهقان فداکار
  4. ماجرای کتک خوردن دهقان فداکار
  5. «اهداء «تندیس ملی فداکاری» به دهقان فداکار». Internet Archive. ۲۰۰۷-۰۳-۱۱. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۰۵-۱۶. 

پیوند به بیرون[ویرایش]