خولی بن یزید اصبحی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

خولی بن یزید اصبحی از افراد حکومت بنی امیه بود. وی در جریان نبرد کربلا عثمان بن علی را مورد هدف قرار داد که همان سبب کشته‌شدن او شد. وی مامور آوردن سر بریده حسین بن علی از کربلا به کوفه نزد ابن زیاد بود. او سرانجام در سال ۶۶ هجری در کوفه در قیام مختار کشته شد.

نقش خولی در حادثه کربلا[ویرایش]

همانطورکه در بالا گذشت خولی بن یزید در به شهادت رساندن اباعبدالله الحسین(ع) نقش داشت؛ وی به تحریک شمر بن ذی الجوشن و یا سنان بن انس، برای بریدن سر مطهر امام حسین(ع) بر سر پیکر ایشان در گودال قتلگاه وارد شد؛ اما لرزشی بر دست و پایش چیره شد و نتوانست چنین کند.

سپس سنان بن انس، خود سر مبارک امام حسین(ع) را برید و آن را به خولی داد.[۱]

ماجرای سر امام حسین(ع) در تنور خولی[ویرایش]

زمانی که خولی با ورود به شهر کوفه به دلیل شب بودن با درهای بسته دارالحکومه کوفه برخورد کرد سر مبارک را به خانه برد و آن را در درون تنور گذاشت.

همسر وی وقتی وارد مطبخ شد با واقعی عجیبی رو به رو شد. زن خولی این لحظه را اینگونه تعریف میکند.«به خدا قسم دیدم، در مطبخ آشپزخانه نوری به آسمان ساطع است و پرندگانی سفید رنگ در اطراف آن نور در پرواز بودند و صبح، آن سر مقدس را به نزد ابن ‏زیاد بردند.»[۲]

سرانجام خولی[ویرایش]

در منابع آورده شده که ماموران مختار پس از این که به خانه خولی رسیدند، آنجا را محاصره کردند. خولی هم از ترس به چاه مستراح پناه برد و سبد چوبی را بر روس خود گذاشت.

مأموران مختار به خانه ریختند و زن خولی جلوی آنان آمد و گفت: چه خبر است؟ گفتند شوهرت کجاست؟ این زن که عنادی خاص نسبت به شوهر خبیثش داشت و علاقمند به خاندان پیامبر بود دید اکنون بهترین فرصت است که آن خبیث را به سزای اعمالش برساند.

او ابتدا با صدای بلندی به ماموران گفت که از خولی خبر ندارد ولی با اشاره به مستراح مکان مخفی شدن خولی را نشان داد.

سرانجام ماموران بعد از دستگیری او را نزد مختار بردند و مختار نیز دستور داد که در مقابل خانه‌‏اش به حساب وی برسید و او را بکشید و جسدش را نیز بسوزانید. او آن قدر سوخت تا خاکستر شد.[۳]

منابع[ویرایش]

  • کامل ابن اثیر، ج۴، ص۷۶.
  • ابومخنف، وقعة الطف، ص۲۵۳؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۰؛ اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۱۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۹۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ج۴، ص۷۷.
  • ابومخنف، وقعه الطف، ص۲۵۵؛ طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۵۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۵۵؛ سید بن طاووس، اللهوف، ص۱۲۶.
  • ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۹۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۴، ۲۱۸؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۱۹، ج۶، ص۲۴۴؛ ابن سعد، الطبقات، (طبقه خامسه ج۱)، ص۴۷۴، ۴۷۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۷۲؛ اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۵۱.