پرش به محتوا

جی. پال گتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جی. پال گتی
گتی در سال ۱۹۴۴
نام هنگام تولدجین پال گتی
زادهٔ۱۵ دسامبر ۱۸۹۲
درگذشت۶ ژوئن ۱۹۷۶ (۸۳ سال)
مدفنگتی ویلا
پسیفیک پَـلسیدس (لس آنجلس)، کالیفرنیا
تحصیلاتکالج مگدالن، آکسفورد
پیشهسرمایه‌گذار
همسران
  • ژانت دومونت (ا. ۱۹۲۳–۱۹۲۶)
  • آلین اشبی (ا. ۱۹۲۶–۱۹۲۸)
  • آدولفین هِلمله (ا. ۱۹۲۸–۱۹۳۲)
  • اَن رورک لایت (ا. ۱۹۳۲–۱۹۳۶)
  • تدی گتی گستون (ا. ۱۹۳۹–۱۹۵۸)
شریک‌های زندگیلیدی اورسولا دابو
ماری تسیه
رُزابلا برچ
پنه‌لوپه کیتسون
فرزندان
والدینجرج گتی
خانوادهخاندان گتی

جی. پال گتی بزرگ (انگلیسی: J. Paul Getty؛ /ˈɡɛti/؛ زاده ۱۵ دسامبر ۱۸۹۲ درگذشته ۶ ژوئن ۱۹۷۶) سرمایه‌دار، کارآفرین و صنعتگر نفت آمریکایی بود که شرکت نفتی گتی اویل را در سال ۱۹۴۲ تأسیس کرد و بزرگ‌خاندان گتی بود.[۱] او که بومی مینیاپولیس در مینه‌سوتا بود، فرزند جرج گتی، از پیشگامان صنعت نفت، بود. در سال ۱۹۵۷، مجله فرچون جی. پال گتی را ثروتمندترین آمریکایی زنده معرفی کرد،[۲] در حالی که کتاب رکوردهای جهانی گینس در سال ۱۹۶۶ او را با ثروتی در حدود ۱.۲ میلیارد دلار (تقریباً ۸.۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴) ثروتمندترین شخص حقیقی (غیردولتی) جهان اعلام کرد.[۳] در زمان مرگش، او بیش از ۶ میلیارد دلار ثروت داشت (تقریباً ۲۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴).[۴] کتابی که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، او را به عنوان شصت و هفتمین آمریکایی ثروتمندی که تا کنون زیسته است (بر اساس ثروتش به عنوان درصدی از تولید ناخالص ملی در آن زمان) رتبه‌بندی کرد.[۵]

گتی به صرفه‌جویی مفرط شهرت داشت، تا جایی که وقتی نوه او جان پال گتی سوم در سال ۱۹۷۳ برای باج‌خواهی ربوده شد، با آدم‌ربایان چانه زد. او پنج فرزند داشت و پنج بار طلاق گرفت. گتی مجموعه‌دار مشتاق آثار هنری و اشیای عتیقه بود. مجموعه او اساس موزه جی. پال گتی در لس آنجلس را تشکیل داد؛ پس از مرگش، بیش از ۶۶۱ میلیون دلار از دارایی او برای این موزه به ارث گذاشته شد.[۴] او در سال ۱۹۵۳ تراست جی. پال گتی را تأسیس کرد. این تراست که ثروتمندترین نهاد هنری در جهان است، مجموعه‌های موزه جی. پال گتی شامل مرکز گتی، گتی ویلا و بنیاد گتی، مؤسسه تحقیقاتی گتی و مؤسسه حفاظت از آثار گتی را اداره می‌کند.[۶]

پیشینه

[ویرایش]

گتی در مینیاپولیس از سارا کاترین مک‌فرسون (ریشر) و جرج فرانکلین گتی، که وکیلی در صنعت بیمه بود، متولد شد. او در مذهب متدیست بزرگ شد؛ پدرش یک «کریستین ساینتیست» متدین بود و هم پدر و هم مادرش از مخالفان سرسخت مصرف الکل بودند. جین بخشی از تبار اسکاتلندی داشت.[۷] در سال ۱۹۰۳، زمانی که جین ۱۰ ساله بود، پدرش به بارتلزویل در اکلاهما سفر کرد و حق استخراج مواد معدنی ۱۱۰۰ آکر (۴۵۰ هکتار) زمین را خرید. خانواده گتی سپس به بارتلزویل نقل مکان کردند، جایی که جی. پال گتی در مدرسه گارفیلد تحصیل کرد. ظرف چند سال، گتی چاه‌هایی را در آن زمین ایجاد کرد که ماهانه ۱۰۰٬۰۰۰ بشکه (۱۶ مگالیتر) نفت خام تولید می‌کردند.[۸]:۲۰

خانواده که به میلیونرهای نوپا تبدیل شده بودند، به لس آنجلس نقل مکان کردند، اما جی. پال گتی بعداً به اکلاهما بازگشت. او در ۱۴ سالگی به مدت یک سال در مدرسه نظامی هاروارد تحصیل کرد و پس از آن در دبیرستان پلی‌تکنیک در سان ولی لس آنجلس به مطالعات کلاسیک پرداخت.[۱] او در زبان‌های فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی مسلط شد و در زبان‌های اسپانیایی، یونانی، عربی و روسی توانایی مکالمه پیدا کرد. عشق به آثار کلاسیک باعث شد گتی در خواندن زبان‌های یونانی باستان و لاتین نیز مهارت کسب کند.[۱]

گتی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی ثبت‌نام کرد اما مدرکی دریافت نکرد.[۹][۱۰] او که پس از سفر به خارج از کشور با والدینش در سال ۱۹۱۰، شیفته اروپا شده بود، در ۲۸ نوامبر ۱۹۱۲ در دانشگاه آکسفورد در آکسفوردِ انگلستان ثبت‌نام کرد.[۱۰] یک توصیه‌نامه از رئیس‌جمهور ایالات متحده، ویلیام هاوارد تفت، او را قادر ساخت تا از استادان کالج مگدالن آموزش‌های مستقل دریافت کند. اگرچه او در مگدالن ثبت‌نام رسمی نشده بود، ادعا می‌کرد که دانشجویان اشرافی «او را به عنوان یکی از خودشان پذیرفته‌اند» و با علاقه از دوستانی که پیدا کرده بود، از جمله شاهزاده ولز و پادشاه آینده بریتانیا، ادوارد هشتم، یاد می‌کرد.[۸]:۲۹ او در ژوئن ۱۹۱۳ دیپلم اقتصاد و علوم سیاسی را از آکسفورد دریافت کرد،[۱۰] سپس ماه‌ها به سفر در سراسر اروپا و مصر گذراند و پیش از آنکه در ژوئن ۱۹۱۴ به همراه والدینش به ایالات متحده بازگردد، با آن‌ها در پاریس ملاقات کرد.

حرفه

[ویرایش]
سهم شرکت نفت اوکلاهما، صادر شده در ۱۲ سپتامبر ۱۹۳۰، امضا شده توسط رئیس شرکت، جی. پل جین گتی و متعلق به او.

در پاییز ۱۹۱۴، جورج گتی ۱۰،۰۰۰ دلار (معادل ۳۲۰،۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۵) به پسرش داد تا برای گسترش دارایی‌های نفتی خانواده در اوکلاهما سرمایه‌گذاری کند. اولین قطعه زمینی که او خرید، محل چاه نفت شماره ۱ نانسی تیلور در نزدیکی هاسکل، اوکلاهما، برای موفقیت مالی اولیه او حیاتی بود. این چاه در اوت ۱۹۱۵ به نفت رسید و تا تابستان سال بعد، بهره مالکانه ۴۰ درصدی تولید خالصی که نصیب او شده بود، او را به یک میلیونر تبدیل کرد.[۸]:۳۴

در سال ۱۹۱۹، گتی به کسب‌وکار در اوکلاهما بازگشت. در طول دهه ۱۹۲۰، او حدود ۳ میلیون دلار به دارایی‌هایِ از قبل قابل توجه خود افزود. توالی ازدواج‌ها و طلاق‌های او چنان پدرش را آزرده‌خاطر کرد که گتی از ثروت ۱۰ میلیون دلاری که پدرش در زمان مرگ در سال ۱۹۳۰ بر جای گذاشت، تنها ۵۰۰،۰۰۰ دلار به ارث برد. به گتی یک‌سوم از سهام شرکت جورج گتی رسید، در حالی که مادرش دو‌سوم باقی‌مانده را دریافت کرد که به او حق کنترل شرکت را می‌داد.[۸]:۴۷ در سال ۱۹۳۶، مادر گتی او را متقاعد کرد تا در تأسیس یک تراست سرمایه‌گذاری ۳.۳ میلیون دلاری به نام «تراست سارا سی. گتی» مشارکت کند تا اطمینان حاصل شود که ثروتِ مدام در حال رشد خانواده می‌تواند به درآمدی امن و معاف از مالیات برای نسل‌های آینده خانواده گتی هدایت شود. این تراست به گتی اجازه داد تا دسترسی آسانی به سرمایه آماده داشته باشد، که او آن را به خرید سهام شرکت نفت تایدواتر سرازیر می‌کرد.[۸]:۶۳–۶۵

در طول رکود بزرگ، گتی شرکت نفت پاسیفیک وسترن را تصاحب کرد و فرآیند خرید شرکت میشـن (که در سال ۱۹۵۳ تکمیل شد) را آغاز کرد که شامل شرکت‌های نفت تایدواتر و نفت اسکلی می‌شد. در سال ۱۹۶۷، گتی این دارایی‌ها را در شرکت نفتی گتی ادغام کرد.[۱۱] در سال‌های ۴۹–۱۹۴۸، گتی ۹.۵ میلیون دلار نقد به عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود پرداخت کرد و مبلغ ۱ میلیون دلار در سال و بهره مالکانه ۵۵ سنت برای هر بشکه را برای امتیاز منطقه بی‌طرف عربستان سعودی تضمین کرد؛ این مبلغ ۲.۵ برابر بیشتر از آن چیزی بود که سایر شرکت‌های بزرگ نفتی در آن زمان در خاورمیانه پرداخت می‌کردند. سرانجام در مارس ۱۹۵۳ نفت کشف شد.[۱۲] از سال ۱۹۵۳، خطرپذیری گتی سالانه ۱۶ میلیون بشکه (۲.۵ گیگالیتر) نفت تولید کرد که سهم بزرگی در ثروتی داشت که او را به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل کرد.

فروتنان، وارثان زمین خواهند بود، اما نه وارث حق استخراج مواد معدنی آن.

— گفته‌ای منسوب به جین پال گتی[۱۳]

ثروت گتی و توانایی‌اش در صحبت کردن به زبان عربی، او را قادر به گسترشی بی‌نظیر در خاورمیانه کرد. او مالکِ اکثریت سهام حدود ۲۰۰ کسب‌وکار، از جمله شرکت نفتی گتی بود. گتی اویل شرکت نفتی گتی، شرکت گتی، شرکت جورج اف. گتی، شرکت نفت پاسیفیک وسترن، شرکت میشـن، شرکت توسعه میشـن، تایدواتر اویل، اسکلی اویل، شرکت نفت مکزیکن سی‌بورد، شرکت نفت آمریکا، شرکت هواپیماسازی اسپارتان، شرکت کافه تریا اسپارتان، شرکت بیمه مینهوما، شرکت مالی مینهوما، هتل پیر، هتل پیر مارکز، یک کاخ متعلق به قرن پانزدهم و قلعه‌ای در نزدیکی آن در لادیسپولی در ساحل شمال غربی رم، یک ویلا در مالیبو و ساتن پلیس، عمارتی با ۷۲ اتاق در نزدیکی گیلفورد در مِـرِی بود.[۱۴]

مجموعه هنری

[ویرایش]

نخستین تلاش‌های گتی در زمینه مجموعه‌داری در اواخر دهه ۱۹۳۰ آغاز شد، زمانی که او از مجموعه نقاشی‌ها و مبلمان فرانسوی قرن هجدهمی متعلق به موجرِ پنت‌هاوسش در شهر نیویورک، امی گست، که از بستگان سِـر وینستون چرچیل بود، الهام گرفت.[۸]:۷۲ گتی که از طرفداران فرانسه قرن هجدهم بود، به دلیل بازار راکد هنر، خرید مبلمان آن دوره را با قیمت‌های کاهش‌یافته آغاز کرد. او چندین کتاب درباره مجموعه‌داری نوشت، از جمله «اروپا و قرن هجدهم» (۱۹۴۹)، «انتخاب مجموعه‌دار: شرح یک اودیسه هنری در اروپا» (۱۹۵۵) و «لذت‌های مجموعه‌داری» (۱۹۶۵). خسیس بودن او دامنه مجموعه‌داری‌اش را محدود می‌کرد، زیرا او از پرداخت قیمت کامل امتناع می‌ورزید. پنه لوپه کیتسون، همراه گتی در سال‌های پایانی زندگی‌اش، گفت: «پل واقعاً خسیس‌تر از آن بود که هرگز به خود اجازه دهد یک تابلوی نقاشی عالی بخرد.»[۸]:۸۴ با این حال، او در زمان مرگش مالک بیش از ۶۰۰ اثر به ارزش بیش از ۴ میلیون دلار بود، از جمله نقاشی‌هایی از پیتر پل روبنس، تیسین، توماس گینزبرا، پیر اگوست رنوآر، تینتورتو، ادگار دگا و کلود مونه.[۱] بی‌میلی گتی برای اهدای آثار هنری بیشتر به شهرستان لس آنجلس، پس از آنکه متوجه شد اولین هدایای او در موزه تاریخ طبیعی لس آنجلس به شکلی نامناسب به نمایش درآمده‌اند، باعث شد ادوارد دبلیو. کارتر تلاش‌ها برای جمع‌آوری کمک مالی جهت تأسیس موزه هنر شهرستان لس آنجلس را سازماندهی کند.[۱۵] در طول دهه ۱۹۵۰، علایق گتی به سمت مجسمه‌سازی یونانی-رومی سوق پیدا کرد که منجر به ساخت گتی ویلا در دهه ۱۹۷۰ برای نگهداری از این مجموعه شد.[۸]:۸۶–۸۷ این اشیاء پس از مرگ او به موزه جی. پال گتی و گتی ویلا در لس آنجلس منتقل شدند.

ازدواج‌ها، طلاق‌ها و فرزندان

[ویرایش]

جین از زمان جوانی یک زن‌باره مشهور بود که این موضوع والدین محافظه‌کارش را وحشت‌زده می‌کرد. وکیل او، روبینا لاند، زمانی گفت: «پل تقریباً هرگز نمی‌توانست به یک زن بگوید "نه" یا به یک مرد بگوید "آره"».[۱۶] لرد بیوربروک او را در عادات جنسی‌اش «شهوت‌ران» و «همیشه‌آماده» نامیده بود.[۱۶] در سال ۱۹۱۷، زمانی که او ۲۵ ساله بود، السی اکستروم در لس‌ آنجلس علیه گتی شکایت اثبات نسب (پدری) تنظیم کرد و مدعی شد که او پدر دخترش است.[۸]:۳۶–۳۷ اکستروم گفت که گتی در حالی که او مست بوده بکارتش را گرفته و باعث بارداری او شده است. تیم حقوقی گتی سعی کرد با ادعای اینکه او پیشینه روابط متعدد داشته، اعتبار او را زیر سؤال ببرد. گتی با پرداخت ۱۰٬۰۰۰ دلار برای مصالحه موافقت کرد و پس از آن اکستروم با نوزاد، شهر را ترک کرد.[۸]:۳۷[۱۷]

گتی پنج بار ازدواج کرد و طلاق گرفت. او از چهار همسرش، پنج پسر داشت:[۴][۱۸]

  1. ژانت دومونت (ازدواج ۱۹۲۳ – طلاق ۱۹۲۶)؛ یک پسر به نام جرج اف. گتی دوم.
  2. آلین اشبی (۱۹۲۶–۱۹۲۸)؛ بدون فرزند.[۱۹] گتی در مکزیکوسیتی، زمانی که در حال یادگیری زبان اسپانیایی و نظارت بر منافع تجاری خانواده‌اش بود، با اشبی ۱۷ ساله، دختر یک دامدار تگزاسی، آشنا شد. آن‌ها به کورناواک در مکزیک فرار کردند و مخفیانه ازدواج کردند، اما این ازدواج «دو همسری» محسوب می‌شد چون او هنوز از ژانت طلاق نگرفته بود. آن دو در حالی که هنوز در مکزیک بودند، به سرعت تصمیم به ابطال این پیوند گرفتند.[۸]:۴۲
  3. آدولفین هِلمله (۱۹۲۸–۱۹۳۲)؛ یک پسر، که پسرِ او (نوه گتی) یعنی کریستوفر رونالد گتی با پیا میلر، خواهر ماری-شنتل، همسر ولیعهد یونان، ازدواج کرد. آدولفین نیز مانند همسران اول و دوم گتی، ۱۷ ساله بود که گتی او را در وین ملاقات کرد. او دختر یک پزشک برجسته آلمانی بود که با ازدواج او با گتیِ ۳۶ ساله که دو بار طلاق گرفته بود، مخالفت کرد.[۸]:۴۵ آن دو به کورناواک، همان جایی که او با اشبی ازدواج کرده بود، فرار کردند و سپس در لس‌ آنجلس ساکن شدند. پس از تولد پسرشان، گتی علاقه‌اش را به او از دست داد و پدر آدولفین او را متقاعد کرد که در سال ۱۹۲۹ به همراه پسرشان به آلمان بازگردد. پس از یک نبرد طولانی و جنجالی، طلاق آن‌ها در اوت ۱۹۳۲ نهایی شد و آدولفین مبلغ هنگفتی بابت خسارت تنبیهی و حضانت کامل پسرشان دریافت کرد.[۸]:۴۸، ۵۹–۶۰
  4. ان رورک لایت (۱۹۳۲–۱۹۳۶)؛ دو پسر به نام‌های جان پال گتی پسر و گوردون گتی. گتی زمانی که رورک ۱۴ ساله بود به او معرفی شد، اما او تا سال ۱۹۳۰ که ۲۱ ساله شد، شریک عاطفی گتی نشد. از آنجایی که گتی در گیرودار طلاق از آدولفین بود، این زوج ناچار شدند دو سال برای ازدواج صبر کنند. او در طول ازدواجشان عمدتاً غایب بود و دوره‌های طولانی را در اروپا سپری می‌کرد. رورک در سال ۱۹۳۶ با ادعای آزار عاطفی و بی‌توجهی، علیه او شکایت طلاق تنظیم کرد. او حادثه‌ای را شرح داد که طی آن، در حالی که هر دو در ایتالیا بودند، گتی او را مجبور کرده بود در زمان بارداریِ اولین پسرشان، برای دیدن دهانه آتشفشان وزوو بالا برود.[۸]:۷۱ دادگاه به نفع او رأی داد و مبلغ ۲٬۵۰۰ دلار در ماه بابت نفقه، به اضافه ۱٬۰۰۰ دلار برای هر یک از پسرانش به عنوان هزینه فرزند، برای او تعیین شد.[۸]:۷۱
  5. لوئیز دادلی «تدی» لینچ (۱۹۳۹–۱۹۵۸)؛ یک پسر.

در سال ۲۰۱۳، در سن ۹۹ سالگی، پنجمین همسر گتی، لوئیز که به نام تدی گتی گاستون شناخته می‌شد، خاطراتی را منتشر کرد و در آن شرح داد که چگونه گتی در دهه ۱۹۵۰ او را به خاطر صرف هزینه‌های بیش از حد برای درمان پسر شش ساله‌شان که به دلیل تومور مغزی نابینا شده بود، سرزنش کرده است. پسر آن‌ها در سن ۱۲ سالگی درگذشت و گتی که در انگلستان و جدا از خانواده‌اش (که در آمریکا بودند) زندگی می‌کرد، در مراسم تدفین شرکت نکرد.[۲۰] گاستون در همان سال از گتی طلاق گرفت.[۲۱] او در سال ۲۰۱۷ در سن ۱۰۳ سالگی درگذشت.[۲۲]

از گتی نقل شده است که: «رابطه پایدار با یک زن تنها زمانی ممکن است که شما در کسب‌وکار شکست خورده باشید»[۱۸] و «من از بازنده بودن متنفرم. از شکست در ازدواج‌هایم متنفرم و متأسفم. من با کمال میل تمام میلیون‌هایم را فقط برای یک موفقیت زناشویی پایدار می‌دادم.»[۲۳]

ربوده شدن نوه، جان پال گتی سوم

[ویرایش]

در ۱۰ ژوئیه ۱۹۷۳ در رم، آدم‌ربایانِ عضو اندرانگتا، نوه ۱۶ ساله گتی، جان پال گتی سوم را ربودند و برای بازگشت امن او ۱۷ میلیون دلار (معادل ۱۲۳ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵) طلب کردند.[24] خانواده گتی گمان می‌کردند این ترفندی از سوی این نوجوان سرکش برای بیرون کشیدن پول از پدربزرگ خسیس‌اش است.[۲۴] جان پال گتی پسر، از پدرش درخواست پول کرد اما با مخالفت او روبرو شد.[۲۵] در نوامبر ۱۹۷۳، پاکتی حاوی یک طره مو و یک گوش انسان به دفتر یک روزنامه رسید. دومین تقاضای آدم‌ربایان به دلیل اعتصاب اداره پست ایتالیا، سه هفته دیرتر رسیده بود.[۲۴] در این تقاضا تهدید شده بود که اگر قربانیان ۳.۲ میلیون دلار پرداخت نکنند، پلِ جوان باز هم مثله خواهد شد. در متن درخواست آمده بود: «این گوشِ پل است. اگر تا ۱۰ روز دیگر پولی به دستمان نرسد، گوش دیگر او خواهد رسید. به عبارت دیگر، او قطعه‌قطعه باز خواهد گشت.»[۲۴]

زمانی که آدم‌ربایان خواسته خود را به ۳ میلیون دلار کاهش دادند، گتی موافقت کرد که بیش از ۲.۲ میلیون دلار (معادل ۱۶ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵)[۲۶] پرداخت نکند؛ این حداکثر مبلغی بود که شامل بخشودگی مالیاتی می‌شد. او ۸۰۰،۰۰۰ دلار باقی‌مانده را با بهره ۴ درصد به پسرش وام داد. نوه گتی در ۱۵ دسامبر ۱۹۷۳، مدت کوتاهی پس از پرداخت باج، در یک پمپ بنزین در لاوریا، در استان پوتنزا، زنده پیدا شد.[۲۷] گتیِ جوان پس از آزادی، با پدربزرگش تماس گرفت تا برای پرداخت باج از او تشکر کند، اما گتی حاضر نشد پای تلفن بیاید.[۲۸]

گتی از مخالفت اولیه خود برای پرداخت باج به دو دلیل دفاع کرد. او استدلال می‌کرد که اگر باج بدهد، ۱۳ نوه دیگرش نیز ممکن است به اهداف آدم‌ربایی تبدیل شوند[۲۸] و گفت: «دلیل دوم امتناع من بسیار ریشه‌دارتر بود. من معتقدم که تن دادن به خواسته‌های جنایتکاران و تروریست‌ها صرفاً تداوم افزایش و گسترش قانون‌شکنی، خشونت و فجایعی همچون بمب‌گذاری‌های تروریستی، هواپیماربایی و قتل‌عام گروگان‌ها را که دنیای امروز ما را گرفتار کرده است، تضمین می‌کند.»[۲۹] نه نفر از آدم‌ربایان دستگیر شدند، از جمله جیرولامو پیرومالی و ساوریو مامولیتی که از اعضای بلندپایه «اندرانگتا»، یک سازمان مافیایی در کالابریا، بودند.[۳۰] دو تن از آدم‌ربایان محکوم و به زندان فرستاده شدند؛ سایرین، از جمله رؤسای اندرانگتا، به دلیل نبود مدارک تبرئه شدند. بخش اعظم پول باج هرگز پیدا نشد.[۲۸][۳۱]

گتیِ سوم برای همیشه تحت تأثیر این تروما قرار گرفت و به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد. پس از یک سکته مغزی ناشی از مصرف هم‌زمان مواد مخدر و الکل در سال ۱۹۸۱، او تا پایان عمر توانایی تکلم را از دست داد، تقریباً نابینا شد و دچار فلج جزئی گردید. او در ۵ فوریه ۲۰۱۱ در سن ۵۴ سالگی درگذشت.[۲۸]

شهرت به صرفه‌جویی مفرط

[ویرایش]

داستان‌های حکایتی بسیاری دربارهٔ ناخن‌خشکی و حسابگری افراطی گتی وجود دارد که به دلیل ثروت بی‌کران او، در نظر ناظران مضحک و حتی غیرعادی جلوه می‌کرد.[۳۲] دو نمونه از شناخته‌شده‌ترین این موارد، بی‌میلی او به پرداخت باج برای آدم‌ربایی نوه‌اش و نصب یک تلفن عمومی سکه‌ای در عمارت «ساتن پلیس» است. واقعه‌ای تاریک‌تر، ادعای همسر پنجم اوست که گتی وی را به خاطر صرف هزینه زیاد برای درمان پزشکی پسرشان که به بیماری لاعلاج مبتلا بود، سرزنش کرده بود؛ آن هم در حالی که گتی در آن زمان ده‌ها میلیون دلار ثروت داشت.[۳۲] او به چانه‌زنی بر سر تقریباً هر چیزی برای دستیابی به کمترین قیمت ممکن مشهور بود، از جمله برای سوئیت‌های هتل‌های مجلل و تقریباً تمام خریدهای هنری و املاک. در سال ۱۹۵۹، او عمارت ۷۲ اتاقه «ساتن پلیس» را از جرج ساترلند-لِـوِسون-گاور، پنجمین دوکِ ساترلند، به قیمت ۶۰٬۰۰۰ پوند خریداری کرد که حدوداً نیمی از قیمتی بود که دوک ۴۰ سال قبل برای آن پرداخته بود.[۸]:۱۱۳

  • منشی گتی ادعا می‌کرد که او لباس‌هایش را با دست می‌شست زیرا نمی‌خواست هزینه‌ای بابت خشک‌شویی بپردازد. وقتی سرآستین پیراهن‌هایش فرسوده می‌شد، او به جای خرید پیراهن جدید، بخش‌های فرسوده را قیچی می‌کرد.[۳۳]
  • استفاده مجدد از لوازم‌التحریر یکی دیگر از وسواس‌های گتی بود. او عادت داشت به جای استفاده از یک برگه کاغذ جدید، پاسخ نامه‌ها را در حاشیه یا پشت همان نامه‌ها بنویسد و بازپس بفرستد. او همچنین پوشه‌های کاغذی، کش‌های لاستیکی و سایر ملزومات اداری را با دقت نگهداری و دوباره استفاده می‌کرد.[۸]:۶۹، ۱۲۱
  • زمانی که گتی گروهی از دوستانش را به یک نمایش سگ در لندن برد، آن‌ها را مجبور کرد ۱۰ دقیقه دور محوطه قدم بزنند تا ساعت ۵ عصر شود و قیمت بلیت‌ها نیم‌بها گردد، چرا که نمی‌خواست برای هر نفر ۵ شیلینگِ کامل بپردازد.[۳۲]
  • گتی بخشی به این دلیل به «ساتن پلیس» نقل مکان کرد که هزینه زندگی در آنجا ارزان‌تر از لندن بود که در هتل «ریتز» اقامت داشت. او زمانی نزد آرتور بوخوالد، ستون‌نویس آمریکایی، لاف زده بود که قیمت یک نوشیدنی «رام و کک» در ساتن پلیس ۱۰ سنت تمام می‌شود، در حالی که در ریتز بیش از یک دلار بود.[۳۲]
  • گتی هر روز با ماشین خودش به سر کار می‌رفت.

جان پیرسونِ نویسنده، بخشی از این ناخن‌خشکی شدید گتی را به روحیات مذهب متدیسم در تربیت او نسبت می‌دهد که بر زندگی ساده و صرفه‌جویی شخصی تأکید داشت. شم تجاری او نیز عاملی اصلی در خست او بود: «او به خود اجازه هیچ‌گونه زیاده‌روی در خرید محل زندگی، یک اثر هنری، یا حتی یک قطعه مبلمان را نمی‌داد، مگر آنکه می‌توانست خودش را متقاعد کند که ارزش آن وسیله افزایش خواهد یافت.»[۸]:۴۲ گتی مدعی بود که صرفه‌جویی‌اش در قبال دیگران، واکنشی به مورد سوءاستفاده قرار گرفتن بوده است. او می‌گفت: «موضوع پولی نیست که با آن مخالفت می‌کنم، بلکه اصلِ ماجراست که مرا آزار می‌دهد.»[۱]

تلفن سکه‌ای

[ویرایش]

گتی به‌طور معروفی یک تلفن سکه‌ای در ساتن پلیس نصب کرد که به تثبیت شهرت او به عنوان یک خسیس کمک کرد.[۳۴] او بر روی تمامی تلفن‌های معمولی قفلِ شماره‌گیر قرار داد و استفاده از آن‌ها را به پرسنل مجاز محدود کرد و تلفن سکه‌ای را برای استفاده دیگران نصب نمود. او در زندگی‌نامه خود دلایلش را چنین شرح داده است:

اکنون، برای ماه‌ها پس از خریداری ساتن پلیس، تعداد زیادی از مردم در این خانه رفت و آمد می‌کردند. برخی بازرگانانِ مهمان بودند. برخی دیگر صنعتگران یا کارگرانی بودند که مشغول نوسازی و بازسازی بودند. برخی دیگر نیز کسبه‌ای بودند که کالا تحویل می‌دادند. ناگهان، قبوض تلفن ساتن پلیس شروع به سر به فلک کشیدن کرد. دلیل آن واضح بود. هر یک از تلفن‌های معمولی خانه دسترسی مستقیم به خطوط خارجی و در نتیجه اپراتورهای راه دور و حتی بین‌المللی داشتند. انواع و اقسام مردم از این فرصت نایاب نهایت استفاده را می‌بردند. آن‌ها تلفن‌های ساتن پلیس را برمی‌داشتند و با دوست‌دخترهایشان در ژنو یا جورجیا و با عمه‌ها، عموها و پسرخاله‌های دورشان در کاراکاس و کیپ‌تاون تماس می‌گرفتند. هزینه گپ‌وگفت‌های دوستانه آن‌ها، طبیعتاً به حساب قبض ساتن پلیس گذاشته می‌شد.[۳۵]

در یک مصاحبه تلویزیونی با آلن ویکر در سال ۱۹۶۳،[۳۶] گتی گفت که فکر می‌کرده مهمانان تمایل دارند از تلفن سکه‌ای استفاده کنند.[۳۷] او گفت پس از ۱۸ ماه، «ترافیک رفت و آمد در ساتن فروکش کرد. مدیریت و اداره خانه به یک روال منطقی رسید. با این اتفاق، تلفن سکه‌ای برداشته شد و قفل‌های شماره‌گیر از روی تلفن‌های خانه باز شدند.»[۳۸]

سال‌های پایانی و مرگ

[ویرایش]

در ۳۰ ژوئن ۱۹۶۰، گتی به مناسبت تولد ۲۱ سالگی یکی از اقوام دوستش، شانزدهمین دوکِ نورفولک، میهمانی‌ای برپا کرد که به عنوان جشن خانه‌مبارکی برای عمارت تازه‌خریداری‌شده «ساتن پلیس» نیز محسوب می‌شد.[۸]:۱۱۹ میهمانان از خست گتی، از جمله فراهم نکردن سیگار و وادار کردن همگان به استفاده از توالت‌های صحرایی آغشته به کرئوزوت در فضای بیرون، آزرده‌خاطر شدند. حوالی ساعت ۱۰ شب، با ورود افراد ناخوانده از لندن، میهمانی به هرج‌ومرج کشیده شد که باعث ازدحام بیش از حد در تالارها و خسارتی در حدود ۲۰٬۰۰۰ پوند گردید.[۸]:۱۱۹ یک پارچ نقره‌ای ارزشمند اثر پل دو لامری، نقره‌ساز قرن هجدهم، به سرقت رفت، اما با شروع پوشش خبری این سرقت در روزنامه‌های لندن، به صورت ناشناس بازگردانده شد.[۳۹] شکست این مراسم گتی را به موضوع تمسخر بدل کرد و او دیگر هرگز میهمانی بزرگی برپا نکرد. او همچنان یک سخت‌کوشِ خستگی‌ناپذیر باقی ماند و در سن ۷۴ سالگی لاف می‌زد که اغلب ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز را صرف نظارت بر فعالیت‌هایش در سراسر جهان می‌کند.[۱] ارزش سهام شرکت نفتی گتی در طول جنگ اعراب و اسرائیل (جنگ یوم کیپور) در سال ۱۹۷۳، که باعث کمبود جهانی نفت برای سال‌ها شد، چهار برابر گردید. درآمدهای گتی در سال ۱۹۷۵ به بیش از ۲۵٫۸ میلیون دلار رسید.[۸]:۱۹۹

گتی در دهه ۱۹۵۰ با پنه‌لوپه کیتسون، طراح داخلی انگلیسی، آشنا شد و دکوراسیون خانه‌ها و اتاق‌های عمومی نفت‌کش‌هایی را که به آب می‌انداخت به او سپرد. از سال ۱۹۶۰، کیتسون در کلبه‌ای در محوطه ساتن پلیس اقامت گزید. گتی و کیتسون رابطه‌ای افلاطونی (غیرجنسی) داشتند و گتی احترام و اعتماد بالایی برای او قائل بود.

اشتهای سیری‌ناپذیر گتی برای مسائل جنسی تا دهه ۸۰ زندگی‌اش نیز ادامه داشت. او برای حفظ توانایی خود از یک داروی آزمایشی به نام H3 استفاده می‌کرد.[۱۶] معشوقه‌هایی که در ساتن پلیس اقامت داشتند شامل ماری تسیه، از بستگان دور آخرین تزار روسیه؛ لیدی اورسولا دابو، که روابط نزدیکی با خانواده سلطنتی بریتانیا داشت؛ و روزابلا برچِ نیکاراگوئه‌ای بودند.[۱۶] نیویورک تایمز دربارهٔ آرایش خانوادگی گتی نوشت که او «زندگی خود را با مجموعه‌ای از زنانِ به شدت امیدوار به پایان رساند که همگی با هم در عمارت تودور او در انگلستان زندگی می‌کردند، بدون آنکه بدانند سرگرمی مورد علاقه او بازنویسی وصیت‌نامه‌اش و تغییر میراث‌های ناچیز و توهین‌آمیزش است: ۲۰۹ دلار در ماه برای یکی و ۱٬۱۶۷ دلار برای دیگری.»[۴۰] تنها کیتسون پس از مرگ گتی میراث قابل توجهی دریافت کرد: ۵٬۰۰۰ سهم از شرکت نفتی گتی که ارزش آن در دهه ۱۹۸۰ دو برابر شد، و درآمد ماهانه ۱٬۱۶۷ دلاری.[۱۶]

در ۶ ژوئن ۱۹۷۶، گتی در سن ۸۳ سالگی بر اثر نارسایی قلبی در ساتن پلیس درگذشت.[۱]

بازنمایی در رسانه‌ها

[ویرایش]

رودی د لکا در فیلم بوی گند زندگی اثر مل بروکس محصول ۱۹۹۱، نقش گتی را ایفا کرد؛ در این فیلم بروکس نقش یک غول املاک و مستغلات را بازی می‌کند که شرط می‌بندد می‌تواند یک ماه مانند یک بی‌خانمان در خیابان‌ها زندگی کند. او در طول فیلم چندین بار با مرد بی‌خانمانی برخورد می‌کند که ادعا می‌کند گتی است و در وضعیتی مشابه قرار دارد، اما هیچ‌کدام حرف دیگری را باور نمی‌کنند. هرگز تأیید نمی‌شود که آیا این شخصیت واقعاً قرار بوده خودِ گتی باشد یا صرفاً یک فرد بی‌خانمان با اختلال شخصیت است، اما در تیتراژ نام او «جی. پال گتی» درج شده است.

کریستوفر پلامر در فیلم تمام پول‌های جهان محصول ۲۰۱۷، که ماجرای ربوده شدن نوه او را به تصویر می‌کشد، نقش گتی را ایفا کرد. در ابتدا کوین اسپیسی این نقش را بازی کرده بود، اما پس از مطرح شدن اتهامات سوءرفتار جنسی علیه اسپیسی پیش از اکران فیلم، پلامر صحنه‌های مربوط به او را دوباره فیلم‌برداری کرد. پلامر برای این نقش‌آفرینی، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. ماجرای این آدم‌ربایی همچنین در فصل اول سریال درام آنتولوژی آمریکایی تراست به تصویر کشیده شده است که در آن دونالد ساترلند نقش گتی را بازی می‌کند.[۴۱]

در سال ۱۹۷۲، خودِ گتی در یک آگهی تلویزیونی ۳۰ ثانیه‌ای برای شرکت کارگزاری ئی.اف. هاتن ظاهر شد. این آگهی که در ساتن پلیس فیلم‌برداری شده بود، به مدت پنج سال در تلویزیون ایالات متحده پخش شد.[۴۲]

نقل‌قول‌ها

[ویرایش]

جی. پال گتی یک مدخل در ویرایش هشتم فرهنگ گفتاوردهای آکسفورد دارد: «اگر واقعاً می‌توانید پولتان را بشمارید، پس واقعاً آدمِ ثروتمندی نیستید.»[۴۳][۴۴]

آثار منتشر شده

[ویرایش]
  • جی. پال گتی. تاریخچه کسب‌وکار بزرگ نفتی جورج اف.‌اس. اف. و جی. پال گتی از ۱۹۰۳ تا ۱۹۳۹. لس‌ آنجلس؟، ۱۹۴۱
  • جی. پال گتی. اروپا در قرن هجدهم. [سانتا مونیکا، کالیفرنیا]: چاپ خصوصی، ۱۹۴۹
  • لو وِین، اتل، و جی. پال گتی. انتخاب مجموعه‌دار: شرح یک اودیسه هنری در سراسر اروپا. لندن: دبلیو. اچ. آلن، ۱۹۵۵
  • جی. پال گتی. زندگی و ثروت‌های من. نیویورک: دوئل، اسلون و پیرس، ۱۹۶۳
  • جی. پال گتی. لذت‌های مجموعه‌داری. نیویورک: هاثورن بوکز، ۱۹۶۵
  • جی. پال گتی. چگونه ثروتمند باشیم. شیکاگو: پلی‌بوی پرس، ۱۹۶۵
  • جی. پال گتی. عصر طلایی. نیویورک: ترایدنت پرس، ۱۹۶۸
  • جی. پال گتی. چگونه یک مدیر موفق باشیم. شیکاگو: پلی‌بوی پرس، ۱۹۷۱
  • جی. پال گتی. آن‌گونه که من می‌بینم: خودزندگینامه جی. پال گتی. انگلوود کلیفس، نیوجرسی: پرنتیس‌-هال، ۱۹۷۶.

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 3 4 5 6 7 Whitman, Alden (June 6, 1976). "J. Paul Getty Dead at 83; Amassed Billions From Oil". On This Day. The New York Times. Archived from the original on March 30, 2018. Retrieved March 30, 2018.
  2. Lubar, Robert (March 17, 1986). "The Odd Mr. Getty: The possibly richest man in the world was mean, miserly, sexy, fearful of travel and detergents". Fortune. New York City. Archived from the original on August 13, 2017. Retrieved March 30, 2018.
  3. McWhirter, Norris; McWhirter, Ross (1966). Guinness Book of Records. London, England: Jim Pattison Group. p. 229.
  4. 1 2 3 Lenzner, Robert. 1985. The great Getty: the life and loves of J. Paul Getty, richest man in the world. New York: Crown Publishers. شابک ۰−۵۱۷−۵۶۲۲۲−۷
  5. Klepper, Michael M.; Gunther, Robert E. (1996). The wealthy 100: from Benjamin Franklin to Bill Gates: a ranking of the richest Americans, past and present. Secaucus, New Jersey: Carol Publishing Group. ISBN 0-8065-1800-6.
  6. Wyatt, Edward (April 30, 2009). "Getty Fees and Budget Reassessed". The New York Times. Los Angeles. p. C1. Archived from the original on February 6, 2018. Retrieved March 30, 2018.
  7. "The McPherson ancestry of the Getty Family". Creag Dubh. No. 71. Clan MacPherson Association. 2019. p. 62.
  8. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 Pearson, John (1995). Painfully Rich: J. Paul Getty and his heirs. HarperCollins. ISBN 9780333590331.
  9. Tran, Mark (July 12, 2001). "The Getty fortune". The Guardian. ISSN 0261-3077. Retrieved March 17, 2019.
  10. 1 2 3 Museum, J. Paul Getty (2007). The J. Paul Getty Museum: Handbook of the Collections (به انگلیسی). Getty Publications. ISBN 9780892368877.
  11. "3 GETTY UNITS SET A SINGLE COMPANY". The New York Times (به انگلیسی). Retrieved February 6, 2021.
  12. Yergin, Daniel (1991). The Prize: the Epic Quest for Oil, Money, and Power. New York: Touchstone. pp. 442–443, 790. ISBN 9780671799328.
  13. Manser, Martin H. (April 2007). The Facts on File dictionary of proverbs. Infobase Publishing. p. 186. ISBN 978-0-8160-6673-5. Retrieved May 26, 2011.
  14. Farnsworth, Clyde H. (July 30, 1964). "Surrey Estate Seat of Getty Empire". The New York Times. Archived from the original on March 30, 2018. Retrieved March 30, 2018.
  15. Davis, Margaret Leslie (2007). The Culture Broker: Franklin D. Murphy and the Transformation of Los Angeles. Berkeley: University of California Press. p. 29. ISBN 9780520925557. Retrieved August 30, 2016.
  16. 1 2 3 4 5 Miller, Julie (March 25, 2018). "Yes, J. Paul Getty Reportedly Had as Many Live-In Girlfriends as FX's Trust Claims". Vanity Fair. New York City. Retrieved March 30, 2018.
  17. Bevis Hillier (مارس 26, 1986). "The Great Getty : THE LIFE AND LOVES OF J. PAUL GETTY—RICHEST MAN IN THE WORLD by Robert Lenzner (Crown: $18.95; 304 pp.) : THE HOUSE OF GETTY by Russell Miller (Henry Holt: $17.65; 362 pp.)". Los Angeles Times. Archived from the original on April 6, 2018. Retrieved April 5, 2018.
  18. 1 2 Vallely, Paul (July 19, 2007). "Don't keep it in the family". The Independent. London, England. Archived from the original on December 26, 2010 via The Wayback Machine.
  19. Getty, Jean Paul (1976). As I see it: the autobiography of J. Paul Getty. Los Angeles, California: Getty Publications. p. 91. Retrieved September 13, 2011.
  20. McDonnell–Parry, Amelia (March 20, 2018). "John Paul Getty III: The True Story Behind 'Trust'". rollingstone.com. Rolling Stone. Retrieved 29 January 2026.
  21. Newman, Judith (August 30, 2013). "His Favorite Wife: 'Alone Together,' by Teddy Getty Gaston". The New York Times. Archived from the original on September 2, 2013. Retrieved August 31, 2013.
  22. Miller, Mike (April 10, 2017). "J. Paul Getty's Ex-Wife Teddy Getty Gaston Dies at 103". People. New York City. Archived from the original on September 13, 2018. Retrieved March 30, 2018.
  23. Bloom, Linda; Bloom, Charlie (April 24, 2012). "The Price of Success". Psychology Today. New York City: Sussex Publishers. Retrieved March 30, 2018.
  24. 1 2 3 "Sir Paul Getty (obituary)". The Daily Telegraph. London, England. April 17, 2003. Archived from the original on March 26, 2009. Retrieved March 30, 2018.
  25. "Profile: Sir John Paul Getty II". BBC News. London, England. June 13, 2001. Archived from the original on February 18, 2007. Retrieved March 30, 2018.
  26. Federal Reserve Bank of Minneapolis Community Development Project. "Consumer Price Index (estimate) 1800–". Federal Reserve Bank of Minneapolis. Retrieved January 2, 2019.
  27. "Il rapimento di Paul Getty". Il Post (به ایتالیایی). ژوئیه 10, 2013. Archived from the original on March 30, 2014. Retrieved July 10, 2014.
  28. 1 2 3 4 Weber, Bruce (February 7, 2011). "J. Paul Getty III, 54, Dies; Had Ear Cut Off by Captors". The New York Times. Archived from the original on March 24, 2018. Retrieved March 30, 2018.
  29. Getty, 1976, p. 139
  30. Catching the Kidnappers, Time, January 28, 1974
  31. Woo, Elaine (February 7, 2011). "J. Paul Getty III dies at 54; scion of oil dynasty". Los Angeles Times.
  32. 1 2 3 4 Nicolaou, Elana (مارس 25, 2018). "Was J Paul Getty Really THAT Cheap?". New York City: Refinery29. Archived from the original on March 30, 2018. Retrieved March 29, 2018.
  33. Jackson, Debbie (December 10, 2017). "Throwback Tulsa: Billionaire J. Paul Getty got his start in Tulsa". Tulsa World. Tulsa, Oklahoma. Retrieved March 29, 2018.
  34. Miller, Julie (December 22, 2017). "The Enigma of J. Paul Getty, the One-Time Richest Man in the World". Vanity Fair. New York City. Archived from the original on April 27, 2018. Retrieved March 30, 2018.
  35. Getty, 1976, pg.319
  36. "The Solitary Billionaire J. Paul Getty". Talk at the BBC. Archived from the original on March 19, 2012. Retrieved April 6, 2012.
  37. Talk at the BBC, BBC Four, April 5, 2012
  38. Getty, 1976, p. 320
  39. Anthony Haden-Guest (سپتامبر 27, 2015). "How Wild Was J. Paul Getty's Notorious British Party?". The Daily Beast. Archived from the original on September 20, 2017. Retrieved March 30, 2018.
  40. O'Reilly, Jane (March 30, 1986). "Isn't It Funny What Money Can Do?". The New York Times. Archived from the original on March 30, 2018. Retrieved March 29, 2018.
  41. Petski, Denise (January 5, 2018). "FX Sets 'Atlanta' & 'The Americans' Return Dates, 'Trust' Premiere – TCA". Deadline Hollywood. Archived from the original on January 6, 2018. Retrieved January 5, 2018.
  42. "YouTube video". YouTube. Google LLC. 2017. Retrieved 2026-03-24.
  43. The Oxford Dictionary of Quotations. 8th Edition. Page 340
  44. The Observer November 3, 1957

برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]