جنگ دوم استقلال ایتالیا
| دومین جنگ استقلال ایتالیا | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از یگانگی ایتالیا ، رقابت فرانسه و هابسبورگ | |||||||||
ناپلئون سوم در جنگ سولفرینو | |||||||||
| |||||||||
| طرفهای درگیر | |||||||||
|
با حمایت: |
| ||||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||||
|
| |||||||||
جنگ دوم استقلال ایتالیا که با نامهای جنگ ساردینیا، جنگ اتریش-ساردنی، جنگ فرانسه-اتریش یا جنگ ایتالیا در سال ۱۸۵۹ (ایتالیایی: Seconda Guerra d'Indipendenza italiana؛ آلمانی: Sardinischer Krieg؛ فرانسوی: Campagne d'Italie[۱]) نیز شناخته میشود،
در سال ۱۸۵۹ بین امپراتوری دوم فرانسه و پادشاهی ساردنی در مقابل امپراتوری اتریش اتفاق افتاد و نقشی کلیدی در فرایند وحدت ایتالیا ایفا کرد.
در ۱۸۵۸ در ملاقات کاوور نخست وزیر ایتالیا با ناپلئون سوم قرار شد فرانسه لمباردی و جمهوری ونتو را از اتریش گرفته و در ازای آن ساوی و نیس به فرانسه واگذار شوند. در نتیجه وقتی در ۱۸۵۹ اتریش به ساردنی اعلام جنگ داد، ناپلئون سوم طرف ساردنی را گرفت. نیروهای فرانسه و ساردنی در ۴ ژوئن ۱۸۵۹ در نبرد ماژنتا (نبرد مگنتا) پیروزی چشمگیری به دست آوردند و اتریش را مجبور به تخلیه لمباردی کردند؛ ولی در ۲۲ ژوئن ۱۸۵۹ در نبرد سولفورینو، پس از کشته شدن چهل هزار فرانسوی لوئی ناپلئون مجبور به پذیرش آتشبس شد.
یک سال قبل از جنگ، در توافقنامه پلمبیر، فرانسه موافقت کرد که در ازای دریافت غرامت ارضی به شکل دوکنشین ساووی و استان نیس، از تلاشهای ساردنی برای اخراج اتریش از ایتالیا حمایت کند. این دو کشور در ژانویه ۱۸۵۹ یک اتحاد نظامی امضا کردند. ساردنی ارتش خود را در ۹ مارس ۱۸۵۹ و اتریش در ۹ آوریل بسیج کردند. در ۲۳ آوریل، اتریش با ارائه اولتیماتوم به ساردنی خواستار تخلیه نیروهایش شد. با امتناع ساردنی، جنگ در ۲۶ آوریل آغاز شد. اتریش سه روز بعد به ساردنی حمله کرد و فرانسه در ۳ مه به اتریش اعلام جنگ داد.
حمله اتریش با ورود نیروهای فرانسوی به پیمونت که در اواخر آوریل آغاز شده بود، متوقف شد. اتریشیها در ۴ ژوئن در نبرد ماژنتا شکست خوردند و به لمباردی عقب رانده شدند، جایی که پیروزی فرانسه-ساردنی در نبرد سولوفرینو در ۲۴ ژوئن منجر به پایان جنگ و امضای آتشبس ویلافرانکا در ۱۲ ژوئیه شد.
اتریش لمباردی را به فرانسه واگذار کرد که به نوبه خود، آن را به ساردنی داد. ساردنی با سوءاستفاده از فروپاشی قدرت اتریش در ایتالیا، در ۲۲ مارس ۱۸۶۰ استانهای متحد ایتالیای مرکزی، متشکل از دوکنشین بزرگ توسکانی، دوکنشین پارما، دوکنشین مودنا و رجیو و سفارتخانههای پاپ را ضمیمه خود کرد. دو روز بعد، ساردنی، ساووآ و نیس را به عنوان غرامت کمکهای فرانسه در پیمان تورین به این کشور واگذار کرد. پادشاهی ایتالیا در ۱۷ مارس ۱۸۶۱ اعلام موجودیت کرد.
پیشینه
[ویرایش]پیدمونتیها، پس از شکست از اتریش در نخستین جنگ استقلال ایتالیا، نیاز خود به متحدان را تشخیص دادند. این امر باعث شد که نخست وزیر کامیلو بنسو، کنت کاوور، تلاش کند تا با سایر قدرتهای اروپایی، تا حدی از طریق مشارکت پیهمونته در جنگ کریمه، روابط برقرار کند. کاوور در کنفرانس صلح پاریس پس از جنگ کریمه، تلاش کرد تا توجهها را به تلاشهای وحدت ایتالیا جلب کند. او بریتانیا و فرانسه را همدل یافت اما از مخالفت با خواستههای اتریش خودداری کرد، زیرا هرگونه حرکتی به سمت استقلال ایتالیا، قلمرو لومباردی-ونتیا اتریش را تهدید میکرد. مذاکرات خصوصی بین ناپلئون سوم و کاوور پس از کنفرانس، ناپلئون را به عنوان محتملترین نامزد برای کمک به ایتالیا معرفی کرد، اگرچه او هنوز متعهد نبود.
در ۱۴ ژانویه ۱۸۵۸، فلیچه اورسینی، یک ایتالیایی، سوء قصد به جان ناپلئون سوم را رهبری کرد. این سوء قصد، همدلی گستردهای را برای وحدت ایتالیا به همراه داشت و تأثیر عمیقی بر خود ناپلئون سوم گذاشت، که اکنون مصمم بود به پیهمونته در برابر اتریش کمک کند، چرا که میخواست مانع از رخ دادن فعالیتهای انقلابی گستردهتر آتی شود، چیزی که میتوانست در دولتهای ایتالیا بستر بروز پیدا کند. پس از یک ملاقات مخفیانه در پلمبیر در ۲۱ ژوئیه ۱۸۵۸، ناپلئون سوم و کاوور در ۲۸ ژانویه ۱۸۵۹ یک پیمان اتحاد مخفی علیه اتریش امضا کردند.فرانسه در صورت حمله، به پیهمونته-ساردنی کمک میکرد تا با اتریش بجنگد، مشروط بر اینکه پیهمونته-ساردنی در عوض نیس و ساووی را به فرانسه بدهد. این اتحاد مخفی با کمک به طرح پیهمونته-ساردنی برای وحدت شبه جزیره ایتالیا تحت نظر خاندان ساووی، به هر دو کشور کار کرد. همچنین اتریش، دشمن سرسخت امپراتوری دوم فرانسه ناپلئون سوم، را تضعیف کرد.
کاوور، که قادر به دریافت کمک فرانسه نبود مگر اینکه اتریشیها ابتدا حمله کنند، با یک سری مانورهای نظامی در نزدیکی مرز، وین را تحریک کرد. ساردنی ارتش خود را در ۹ مارس ۱۸۵۹ بسیج کرد. اتریش در ۹ آوریل ۱۸۵۹ بسیج شد و در ۲۳ آوریل اولتیماتومی صادر کرد و خواستار خلع سلاح کامل ارتش ساردنی شد. وقتی به این درخواست توجهی نشد، اتریش در ۲۶ آوریل جنگی را علیه ساردنی آغاز کرد. نخستین نیروهای فرانسوی در ۲۵ آوریل وارد پیهمونته شدند و فرانسه در ۳ مه به اتریش اعلام جنگ کرد.[۲]
نیروهای متخاصم
[ویرایش]

ارتش فرانسه در نبرد ایتالیا ۱۷۰ هزار سرباز، ۲ هزار سواره نظام و ۳۱۲ توپ داشت که نیمی از کل ارتش فرانسه بود. ارتش، تحت فرماندهی ناپلئون سوم، به پنج سپاه تقسیم میشد: سپاه اول به رهبری آشیل باراگی دِهیله؛ سپاه دوم به رهبری پاتریس دو مک ماهون؛ سپاه سوم به رهبری فرانسوا ترن دو کانروبر؛ سپاه چهارم به رهبری آدولف نیل و سپاه پنجم به رهبری شاهزاده ناپلئون ژوزف شارل پل بناپارت. فرماندهی گارد امپراتوری بر عهده آگوست رنو دو سن-ژان دِ آنجلی بود. ناپلئون سوم با این باور که این کار میتواند مردم فرانسه را در طول جنگ ترغیب کند، در میدان نبرد حاضر شد. این کار موفقیتآمیز بود.
ارتش ساردنی حدود ۷۰ هزار سرباز، ۴ هزار سوارکار و ۹۰ توپ داشت. این ارتش به پنج لشکر تقسیم شده بود که توسط کاستلبروگو، مانفردو فانتی، جووانی دوراندو، انریکو چالدینی و دومنیکو کوچیاری رهبری میشدند. دو گروه داوطلب، کاچیاتوری دله آلپی و کاچیاتوری دلی آپنینی، نیز حضور داشتند. رهبری آن را ویکتور امانوئل دوم ساووی بر عهده داشت و توسط آلفونسو فررو لا مارمورا حمایت میشد.
ارتش اتریش با ۲۲۰ هزار سرباز، ۸۲۴ توپ و ۲۲ هزار سواره نظام، نفرات بیشتری را به میدان فرستاد. فرماندهی این ارتش را فیلد مارشال فرنتز گراف گیولای بر عهده داشت.
در حالی که تفنگ لورنتز نسبت به تفنگهای مینی فرانسوی برتری خود را نشان داد[۳]، پیادهنظام اتریشی آموزش مناسبی برای استفاده کامل از تفنگهای جدید خود دریافت نکرد. مشکل دیگر اتریشیها این بود که بیشتر ارتش چند قومیتی آنها به زبان آلمانی صحبت نمیکردند، بنابراین سربازان آنها قادر به پیروی از دستورهای افسران خود نبودند. به گفته واورو (Wawro)، در حالی که ارتش اتریش در زمان صلح از نُه زبان مختلف (از جمله چکی، صربی-کرواتی، مجاری، رومانیایی و ایتالیایی) استفاده میکرد، در نبرد فقط از زبان آلمانی استفاده میشد. یکی از افسران اتریشی به یاد میآورد که سربازان اسلاو او حتی قادر به درک فرمان «ایست» نبودند.[۴]امیرنشینهای متحد تازه تأسیس مولداوی و والاکیا نیز از اتحاد فرانسه و ایتالیا حمایت کردند. ناپلئون سوم به حاکم آنها، الکساندر ایوان کوزا، ۱۰ هزار تفنگ و مهمات هدیه داد. ناپلئون سوم نیز با همدلی بیدریغ و بسیار خالصانه خود، یک هیئت نظامی به بخارست فرستاد. کوزا که از این اقدام تشویق شده بود، یک اردوگاه نظامی جدید در پلویشت تشکیل داد. در نتیجه، اتریش مجبور شد ۳۰ هزار سرباز را در ترانسیلوانیا نگه دارد که به سختی میتوانست از ایتالیا در امان بماند.[۵]
جنگ
[ویرایش]
ارتش فرانسه، به فرماندهی مارشال فرانسوا ترن کانروبر، در نخسین استفاده نظامی گسترده از راهآهن، به سمت پیهمونته حرکت کرد. نیروهای اتریشی روی پیروزی سریع بر ارتش ضعیفتر ساردنی قبل از رسیدن نیروهای فرانسوی به پیهمونته حساب میکردند. با این حال، کنت گیولای (Count Gyulai)، فرمانده نیروهای اتریشی در لومباردی، بسیار محتاط بود و برای شروع حمله بدون جهت مشخصی در اطراف رودخانه تیچینو راهپیمایی کرد تا از آن عبور کرد. متأسفانه، بارانهای بسیار شدیدی شروع به باریدن کرد که به پیمهونتهها اجازه داد تا مزارع برنج را در مقابل پیشروی او غرق آب کرده و پیشروی ارتش او را به شدت کند کنند.
اتریشیها، به فرماندهی گیولای، نووارا را در ۳۰ آوریل و ورچلی را در ۲ مه تصرف کردند و از ۷ مه به سمت تورین پیشروی کردند. اقدام فرانسه-ساردنی برای تقویت پلهای آلساندریا و پو در اطراف کازاله مونفراتو، اتریشیها را مجبور کرد که در ۹ مه پیشروی خود را متوقف کرده و در ۱۰ مه عقبنشینی کنند. ناپلئون سوم در ۱۰ مه پاریس را ترک کرد، در ۱۲ مه در جنوا پیاده شد و در ۱۴ مه به الساندریا رسید.
سپس ناپلئون فرماندهی عملیات جنگ را بر عهده گرفت که نخستین درگیری بزرگ آن، نبرد مونتهبلو در ۲۰ مه، بین سپاه نهم اتریش به رهبری کارل فون اوربان (تحت فرماندهی کل استادیون) و لشکر فوری، بخشی از سپاه نخست فرانسه به فرماندهی مارشال دی هیلیرز بود. اتریشیها پس از ۹ ساعت نبرد، زمانی که سواره نظام ساردنی به فرماندهی د سوناز از راه رسید، عقبنشینی کردند و این امر گیولای را محتاطتر کرد.
ناپلئون سوم پس از نبرد توربیگو از رودخانه تیچینو عبور کرد و وارد لومباردی شد. او با بخشی از نیروهای خود پیشروی کرد و بسیاری از نیروهای دیگر را به شمال فرستاد تا از کنار به اتریشیها حمله کنند. اتریشیها قصد داشتند قبل از میلان مقاومت کنند، اما در نبرد ماژنتا در ۵ ژوئن شکست خوردند و این باعث شد گیولای از شرق رودخانه مینچیو به قلعههای چهارضلعی عقبنشینی کند، جایی که او توسط امپراتور فرانتس یوزف از سمت فرماندهی برکنار شد و خود امپراتور فرماندهی را به عهده گرفت.
ارتش پیهمونتی-فرانسوی، میلان را تصرف کرد و به آرامی به سمت شرق پیشروی کرد تا قبل از اینکه پروس بتواند درگیر شود، کار اتریش را یکسره کند. در طول عقبنشینی، اتریشیها یکی از تنها پیروزیهای خود در جنگ را به دست آوردند، زمانی که کارل فون اوربان، جوزپه گاریبالدی را در نبرد ترپونتی شکست داد. اتریشیها متوجه شدند که فرانسویها در برشا متوقف شدهاند و تصمیم گرفتند که در امتداد رودخانه کیزه ضدحمله کنند. دو ارتش به طور تصادفی در اطراف سولفرینو با هم روبرو شدند که منجر به یک سری نبردهای سردرگمکننده شد.
یک سپاه فرانسوی تمام روز در مدوله سه سپاه اتریشی را متوقف کرد و مانع از پیوستن آنها به نبرد بزرگتر در اطراف سولفرینو شد، جایی که پس از یک نبرد یک روزه، فرانسویها پیشروی کردند. لودویگ فون بندک با سپاه هشتم اتریش از نیروی اصلی جدا شد و از پوزولنگو در برابر بخش پیهمونتی ارتش مقابل دفاع کرد. این حمله موفقیتآمیز بود، اما کل ارتش اتریش پس از پیشروی در سولفرینو عقبنشینی کرد و به دژهای چهارضلعی عقبنشینی کرد.[۶]
در همین حال، در شمال لومباردی، داوطلبان ایتالیایی گروه شکارچیان آلپ به رهبری جوزپه گاریبالدی، اتریشیها را در وارزه و کومو شکست دادند و نیروی دریایی پیهمونتی-فرانسوی 3 هزار سرباز را پیاده کرده و جزایر لوسین (لوسینو) و کرس (چرسو) در دالماسی را فتح کرد.[۷]
صلح
[ویرایش]پس از نبرد سولفرینو، در ۸ ژوئیه آتشبس برقرار شد. دو امپراتور در ۱۱ ژوئیه در ویلافرانکا دی ورونا ملاقات کردند و آتشبس در روز بعد - صلح ویلافرانکا - امضا شد.
ناپلئون سوم به دلایل مختلفی آتشبس با اتریش را در ویلافرانکا امضا کرد. اتریشیها به دژهای چهارضلعی عقبنشینی کرده بودند که تصرف آن بسیار پرهزینه بود. غیبت او در فرانسه، کشور را در برابر حمله آسیبپذیر کرده بود. اقدامات او در ایتالیا در فرانسه مورد انتقاد قرار میگرفت. او نمیخواست کاوور و پیهمونته قدرت زیادی به دست آورند، که بیشتر به قیمت از دست رفتن افرادش تمام میشد. او از دخالت ایالتهای آلمان میترسید. بیشتر لمباردی، به پایتختی میلان، به استثنای قلعههای اتریشی منتووا و لگناگو و سرزمینهای اطراف آن، از اتریش به فرانسه منتقل شد که بلافاصله سرزمینها را به ساردنی واگذار میکرد. حاکمان ایتالیای مرکزی که اندکی پس از آغاز جنگ با انقلاب اخراج شده بودند، قرار بود دوباره به قدرت بازگردند.
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ Arnold Blumberg, A Carefully Planned Accident: The Italian War of 1859 (Cranbury, NJ: Associated University Presses, 1990); Arnold Blumberg, "Russian Policy and the Franco-Austrian War of 1859", The Journal of Modern History, 26, 2 (1954): 137–53; Arnold Blumberg, The Diplomacy of the Austro-Sardinian War of 1859, Ph.D. diss.
- ↑ "Second War of Italian Independence, 1859–61". www.historyofwar.org. Archived from the original on 13 April 2021. Retrieved 30 March 2018.
- ↑ Drury, Ian (1993). The Civil War Military Machine: Weapons and Tactics of the Union and Confederate Armed Forces. New York, NY: Smithmark. p. 55. ISBN 978-0-8317-1325-6. Retrieved 11 May 2025.
- ↑ Wawro, Geoffrey (1996). The Austro-Prussian War: Austria's War with Prussia and Italy in 1866 (به انگلیسی). Cambridge University Press. pp. 11−12. ISBN 978-0-521-62951-5.
- ↑ R. W. Seton-Watson, Cambridge University Press, May 21, 2015, A History of the Roumanians, pp. 302-303
- ↑ Administrator. "La Seconda guerra d'indipendenza". www.150anni-lanostrastoria.it. Archived from the original on 25 April 2021. Retrieved 30 March 2018.
- ↑ Luigi Tomaz, In Adriatico nel secondo millennio, Presentazione di Arnaldo Mauri, Think ADV, Conselve, 2010, p. 411.