تولید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

واژه Production در لغت به معانی استخراج، فراورده، محصول، کار، عمل، نتیجه، ارائه و تولید آمده است

تولید یا فرآوری، از اصطلاحات علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. فعالیّت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می‌گیرد.

تولید یا ساخت نام صنعت بسیار مهمّی ست که از ماقبل تاریخ ایجاد شد. شاید بتوان تولید را اوّلین صنعت بشر دانست. نیاز به تولید، منجز به پیشرفت تمام رشته‌های مهندسی شد.

تولید یا فرآوری، از اصطلاحات علم اقتصاد، به معنی تهیه کالا و خدمات مورد نیاز با استفاده از منابع و امکانات موجود است. فعالیّت تولیدی سلسله اقداماتی است که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می‌گیرد.

در اقتصاد، خلق مطلوبیت از طریق فعالیت انسانی است. تولید از نظر علم اقتصاد، دربردارنده خلق اشیا توسط انسان نیز هست؛ ولی شامل دیگر فعالیت‌های خدماتی چون حفاظت و نگهداری، پاکیزه‌سازی و ... هم می‌شود[۱]

تولید عبارت است از هرگونه فعالیت و كار (صرف انرژی) كه عنصر یا عناصری از طبیعت را به مصرف انسان نزدیك كند[۲]

تولید را ایجاد فایده و مطلوبیت برای ارضای خواسته¬های افراد می¬دانند؛ در عین حال تولید، رشته¬ای از فعالیت‌های انسانی است که عوامل تولید توسط آنها با یكدیگر تركیب شده و كالاها و خدمات مورد نیاز افراد را فراهم می¬كند. تولید كردن یعنی ایجاد فواید اقتصادی جدید. مفهوم تولید، علاوه‌بر جریان تغییر كالاها، شامل كلیه خدماتی است كه در بهبود فایده كالا مؤثر بوده و به‌هنگام نیاز در دسترس افراد قرار می¬گیرند. تولیدكنندگان اقتصادی برای كسب سود بیشتر عوامل تولیدی را به‌گونه‌ای مناسب با یكدیگر تركیب می¬كنند. همچنین روند فعالیت‌های تولیدی آنها چنان است كه كمترین هزینه¬های تولیدی را برای یك سطح تولید مشخصی به‌دنبال دارد. به این ترتیب، علاوه‌بر تولید و مباحث مربوط به آن، هزینه¬های تولید نیز نقش مهمی در فعالیت‌های اقتصادی ایفا می¬كنند[۳] مباحث تولید، بخش‌های عمده¬ای از علم اقتصاد را تشكیل می¬دهد. میزان تولیدات و ارزش اقتصادی آن یكی از مهم‌ترین ابزار اندازه¬گیری موفقیت‌های اقتصادی كشوهاست. به‌نظر ژان باتیست سی (Jean Baptiste Say: 1767-1832)، هر كالایی هنگامی تولید تلقی می¬شود، كه ارزش آن برای مصرفكننده مساوی هزینه‌های تولید باشد. تولیدكننده¬ای كه كالایی را تولید كند و قادر به فروش آن نباشد، در حقیقت چیزی تولید نكرده است[۴] منابع تولید: در علم اقتصاد مجموعه عواملی كه موجب ایجاد كالاها و خدمات می¬شوند، منابع یا عوامل تولید نام دارند. از تركیب انعطاف‌پذیری و قابلیت تغییرپذیری مزیت عوامل تولید، می‌توان كالاهای متنوعی تولید كرد. این منابع به منابع تولیدی اقتصادی نیز معروف¬اند. برخی منابع، مانند اكسیژن موجود در هوا فراوان بوده و افراد برای دریافت آنها پولی پرداخت نمی¬كنند. منابع تولید اقتصادی عبارتند از: منابع طبیعی؛ منابع انسانی؛ سرمایه مادی؛ [۵] انواع تولید 1) تولید با یك عامل متغیر برای تولید، مقادیر متفاوتی از محصول در نسبت‌های متفاوت، فرض می¬كنیم كه یك عامل متغیر وجود دارد. دوره¬ای كه در نظر می¬گیریم، دوره كوتاه‌مدت است؛ كه تمام عوامل، به‌جز یكی ثابت در نظر گرفته می¬شود. شكل این تابع، به‌صورت زیر ترسیم می¬شود كه در آن، تولید كل با TP و تولید متوسط با AP و تولید نهایی با MP نمایش داده می¬شود. تولید كل عبارت از حداكثر محصول قابل حصول از هر تعداد كارگر، تولید متوسط نیروی كار، عبارت از تقسیم تولید كل بر تعداد كارگران و محصول نهایی عبارت است از محصول اضافی منتسب به افزایش كمّی در مقدار عامل متغیر؛ كه با یك كارخانه ثابت بهكار گرفته می¬شود. محصول نهایی را غالباً با تغییر متغیر به مقدار یك واحد به‌دست می‌آوریم. تولید نهایی ابتدا افزایش و سپس كاهش می¬یابد و نهایتاً هنگامی كه كارگر اضافه می¬شود، تولید كل را كاهش می¬دهد و مقدارش را منفی می¬نماید.[۶] ) تولید یکسان؛ تولید با دو یا چند عامل متغیر به تولید یكسان معروف است. منحنی تولید یکسان مکان هندسی تمام مقادیر کار و سرمایه است که سطح معینی از محصول را به‌دست می¬دهد.[ سالواتوره، دومینيك؛ اقتصاد خرد، ترجمه احمد یزدان‌پناه، تهران، چاپ و نشر بازرگانی، 1385، چاپ سوم، ج1، ص255 و جمعی از نویسندگان؛ مجموعه مقالات اقتصاد خرد و کلان، مترجمین احمد جعفری صمیمی وغلامعلی فرجادی، نشر دانشگاه مازندران، وثقي، 1378، چاپ اول، ص127.]

منحنی‌های تولید یکسان به سه شکل L، خطی و کاب داگلاس که عموماً به‌شکل محدب است، وجود دارند. در منحنی L شکل، سرمایه و نیروی کار تولید، به نسبت ثابت مصرف می‌شوند و فعالیت در نقطه¬ای به‌جز رأس منحنی یکسان، ناکارآ خواهد بود، در منحنی خطی، جانشینی كامل میان عوامل تولید وجود دارد كه به‌معنای ثبات نسبت جانشینی میان عوامل تولید است و در تابع کاب داگلاس، حالتی متعادل میان دو حالت افراطی خطی و L شکل به‌شمار می¬رود. منحنی تولید یکسان برای تابع کاب-داگلاس دارای حالت متعارف محدب است[۷] تولیدکنندگان برای تولید کالاها و خدمات به عوامل تولید نیاز دارند. تهیه این عوامل، مستلزم پرداخت هزینه¬هایی است. این مخارج، برای صاحبان عوامل، درآمد و برای تولیدکنندگان، هزینه محسوب می‌شود. هزینه تولید، قیمت عوامل تولیدی است که برای ساخت و تولید کالاها و خدمات به‌کار می¬رود[۸] انواع هزینه¬ تولید هزینه¬های تولید از تنوع چشم‌گیری برخوردارند: 1. هزینه ثابت کل (Total Fixed Cost: TFC)؛ مؤسسات تولیدی هزینه¬های ثابتی دارند. هزینه‌های ثابت، غیرمستقیم یا عمومی، با تغییرات میزان تولیدات تغییر نمی¬کنند و برای حفظ عوامل ثابت تولید، به‌کار می¬روند[۹] . هزینه فرصت (Opportunity Cost)؛ بیانگر ارزش واقعی محصول تولیدشده در صورت به‌کارگیری منابع در مطلوب¬ترین گزینه ممکن و بالاترین ارزش تولید کالاهای دیگری که در صورت عدم تولید این کالا می¬توانستند با استفاده از عوامل موجود تولید شوند، است[۱۰] . هزینه نیمه متغیر (Semi Variable Cost)؛ هزینه¬ها تا آستانه معینی ثابت است و با افزایش ظرفیت از حد معینی، مجدداً تغییر کرده تا آستانه بعدی ثابت می¬ماند[۱۱] . هزینه متغیر کل (Total Variable Cost: TVC)؛ هزینه متغیر یا مستقیم، شامل کلیه هزینه‌های عوامل تولیدی است که مقدارشان در کوتاه‌مدت با افزایش یا کاهش میزان تولیدات، تغییر می‌کند. وقتی کالایی تولید نشود، میزان این هزینه¬ها برابر با صفر است. این هزینه¬ها دو گروه¬اند: الف) هزینه¬های متغیری که به تغییرات تولید کل وابسته¬اند؛ مثل مواد اولیه که متناسب با افزایش سطح تولیدات، میزان این هزینه¬ها نیز بالا می¬رود. . هزینه کل (Total Cost: TC)؛ هزینه کل، از جمع هزینه¬های ثابت و متغیر به‌دست می¬آید. عدم تولید کالا، موجب برابری میزان هزینه کل با هزینه¬های ثابت می¬شود؛ در غیر این صورت، همانند هزینه¬های متغیر افزایش پیدا می¬کند. هزینه¬های تولید در کوتاه‌مدت به هزینه¬ کل و هزینه نهایی تقسیم می‌شوند[۱۲] . هزینه متوسط کل (Average Total Cost: ATC)؛ هزینه متوسط از تقسیم هزینه کل بر مجموع تولیدات و یا از راه جمع متوسط هزینه¬های ثابت و متغیر حاصل می¬شود[۱۳] . هزینه ثابت متوسط (Average Fixed Cost: AFC)؛ از تقسیم هزینه ثابت کل بر مقدار تولیدات هزینه ثابت متوسط حاصل می¬شود. با افزایش تولیدات، میزان این هزینه¬ها کم می¬شود[۱۴] . متوسط هزینه متغیر (Average Variable Cost: AVC)؛ با تقسیم تمام هزینه¬های متغیر را بر مقدار تولیدات، هزینه متغیر متوسط به‌دست می¬آید. با توجه به قانون بازدهی غیر نسبی در آغاز هزینه متغیر متوسط سیر نزولی داشته، اما با عبور از یک حداقل، افزایش پیدا می¬کند[۱۵] . هزینه نهایی Marginal Cost: MC))؛ در فعالیت‌های تولیدی هزینه مربوط به هر واحد اضافی تولید را هزینه نهایی می‌نامند. این نوع هزینه¬ها مانند هزینه¬های متوسط، براساس هزینه کل یعنی از تفاوت هزینه کل در تولید قبلی و هزینه کل در تولید بعدی، به‌دست می¬آید. در این هزینه¬ها، فقط هزینه‌های متغیّر دخالت دارند؛ به‌عنوان مثال، تولید یا عدم تولید یک واحد اضافی محصول، تغییری در هزینه¬های ثابت ندارد. یعنی افزایش تولید در حد یک واحد، افزایش هزینه-های ثابت را به‌دنبال نخواهد داشت؛ اما برای تولید یک واحد اضافی کالا، باید مواد اولیه اضافی داشته باشیم؛ که این، خود، موجب بالا رفتن هزینه متغیر می¬شود. منحنی هزینه نهایی ابتدا سیر نزولی داشته، سپس سیر صعودی پیدا خواهد کرد[۱۶] تولید متوسط (AP)

در رابطه با تابع توليد سه مفهوم اساسى وجود دارد که از طريق آنها اصول و قوانين فيزيکى موجود بين عوامل توليد و محصول قابل بررسى است. اين مفاهيم عبارتند از: توليد کل، توليد نهائي، توليد متوسط.

توليد کل

توليد کل که گاهى به آن محصول کل يا توليد فيزيکى کل نيز گفته مىشود، عبارت از ماکزيمم مقدار محصولى است که مىتوان با هر ترکيب خاصى از نهاده‌هاى متغير و ثابت توليد نمود.

در واقع توابع توليد کوتاه‌مدت، کل مقدار محصول را به مقدار نهاده متغير ارتباط مىدهند. يادآورى اين نکته ضرورى است که توليد کل مربوط به يک محصول است. به عبارت ديگر نمىتوان مقادير کالاهاى مختلف را با يکديگر جمع کرد. بنابراين توليد کل فقط در ارتباط با يک محصول همگن تعريف مىشود

توليد نهائى (Marginal Product)

توليد نهائى يا محصول نهائى عبارت از محصول اضافى (Extra output)، حاصل از به‌کارگيرى يک واحد اضافى نهاده متغير است. به بيان ديگر توليد نهائى در هر سطحى از محصول، خالص اضافه شده به توليد کل در اثر اضافه نمودن يک واحد بيشتر نهاده متغير است. همچنين مىتوان گفت MP عبارت از تغيير در TP است که در اثر يک واحد تغيير در نهاده متغير ايجاد مىشود. البته در تمام تعاريف ساير نهاده‌ها ثابت فرض مىشود. بنابراين در تعريف MP توجه به نکات زير از اهميت ويژه‌اى برخوردار است:

۱. MP در هر سطحى از محصول تعريف مىشود. ۲. MP مربوط به يک نهاده متغير (مثل نيروى کار) است. ۳. ساير نهاده‌هاى توليد ثابت هستند.

توليد متوسط (Average Product)

توليد يا محصول متوسط يک نهاده متغير، مقدار محصول توليد شده به ازاء هر واحد آن نهاده در هر سطحى از محصول است. در واقع AP از تقسيم توليد کل حاصل از يک‌سرى نهاده (اعم از ثابت و متغير) به مقدار نهاده متغير مورد استفاده به‌دست مىآيد. به بيان ديگر براى محاسبه مقدار توليد متوسط يک نهاده متغير بايستى مقدار توليد کل مربوط به نقطه موردنظر تابع توليد را بر تعداد واحدهاى نهاده متغير تقسيم نمود.

در تعريف توليد متوسط نيز توجه به نکات زير اهميت دارد:

۱. توليد متوسط در هر سطحى از محصول تعريف مىشود. ۲. توليد متوسط مربوط به يک نهاده متغير در توليد يک محصول خاص است. ۳. ساير نهاده‌هاى توليد ثابت فرض مىشوند. [۱۷]

منابع[ویرایش]

  1. مریدی و نوروزی، سیاوش و علیرضا. فرهنگ اقتصادی. پیشبرد و نگاه، 1373صفحه295. 
  2. توانایی فرد، حسن. فرهنگ تشريحي اقتصاد. جهان‌رايانه، 1385ص 817. 
  3. قنادان، محمود. کلیات علم اقتصاد، تهران،. انتشارات دانشگاه تهران، 1386چاپ اول ص103. 
  4. هوفمان، یورگین. نظريه¬ها و زندگي متفكرين بزرگ اقتصاد. ترجمه طهماسب محتشم دولتشاهی، ادیبهشت1367. 
  5. قنادان، محمود. پیشین. انتشارات دانشگاه تهران، 1386ص 105تا108. 
  6. چ. موریس، او، فیلیپس. تحلیل اقتصادی نظریه و کاربرد "اقتصاد خرد"، ترجمه اکبر کمیجانی. انتشارات دانشگاه تهران، 1384چاپ نهم،ج1، ص286 و 287. 
  7. نیکلسون، والتر. نظریه اقتصاد خرد اصول اساسی و مباحث تکمیلی. حمدمهدی عسگری، تهران، دانشگاه امام صادق،، 1387ص507. 
  8. قنادان، محمود. کلیات علم اقتصاد. انتشارات دانشگاه تهران، 1386چاپ اول ص212. 
  9. مزارعی، عدنان. اصول علم اقتصاد. بیجا، نشر مدرسه عالی بازرگانی بیتا. 
  10. لیپسی، ریچارد جی و هاربری، کالبن. اصول علم اقتصاد. ارشاد فکری ، مشهد، نیکا، 1378چاپ اول ص27. 
  11. قنادان، محمود. کلیات علم اقتصاد. انتشارات دانشگاه تهران، 1386. 
  12. قنادان، محمود. پیشین صفحه214. 
  13. [ مک کانل، کامپبل و برو، استانلی. اقتصاد اصول، مسائل و سیاستها. علیرضا کازرونی، تبریز، انتشارات دانشگاه تبریز،، 1378ص276. 
  14. فرگوسن، جی و یی، گلد. نظریه اقتصاد خرد، محمود روزبهان. تهران، مرکز نشر دانشگاهی،، ، چاپ هشتم، ج1، ص233.. 
  15. چ.موریس، او.فیلیپس. پیشین، ص353. 
  16. اقتداری، علیمحمد؛. [ اقتصاد عمومی، تهران. تهران، انتشارات دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران، 1351ص113. 
  17. سالواتوره، دومينيك. اقتصاد خرد. ترجمه احمد یزدان‌پناه، تهران، چاپ و نشر بازرگانی،، 1385. 

اقتصاد چیست؟، محمد مهدی بهکیش، نشر نی، چاپ دوم،۱۳۸۱

الگو:حییم، سلیمان؛ فرهنگ معاصر انگلیس به فارسی و فارسی به انگلیسی، تهران، فرهنگ معاصر، 1386، ص526.