پرش به محتوا

بامداد خمار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بامداد خُمار
نویسنده(ها)فتانه حاج‌سیدجوادی
گونه(های) ادبیرمان
ناشرنشر البرز
تاریخ نشر
۱۳۷۴
شمار صفحات۴۴۰
شابکشابک ۹۶۴−۴۴۲−۲۵۶−۲

بامداد خُمار رمانی نوشتهٔ نویسنده ایرانی فتانه حاج‌سیدجوادی است که در سال ۱۳۷۴ منتشر شد[۱] و داستان عشق نافرجام دختری از اعیان دورهٔ قدیم تهران به جوانی نجار از طبقهٔ پایین جامعه را روایت می‌کند.[۲] این کتاب یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر ایران است و آن را نمونه‌ای از ادبیات عامه‌پسند دانسته‌اند.[چه کسی؟][۳]

بامداد خمار در ده سال نخست انتشار، ۳۰۰ هزار نسخه فروش داشت و در برخی از نوبت‌های چاپ به تیراژ ۱۰ تا ۱۸ هزار نسخه نیز رسید. پیرامون این رمان بحث‌های داغ و نقدهای بسیاری مطرح شده است. موافقان این رمان معتقدند که این کتاب می‌تواند برای جوانان درس‌های آموزنده‌ای در خصوص روابط عاشقانه داشته باشد.[نیازمند منبع] درحالی‌که مخالفان، آن را نوعی دفاع از اصالت و شرافت طبقات بالادست جامعه و تحقیر فرودستان می‌دانند.[۴]

نام این کتاب از بیتی از سعدی گرفته شده است.[۵]

به راحت نفسی، رنج پایدار مجویشب شراب نیرزد به بامداد خمار

خلاصهٔ داستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سودابه دختر جوان تحصیل‌کرده و ثروتمندی است که می‌خواهد با مردی که از نظر طبقه اجتماعی از خانوادۀ او ‌پایین‌تر است، ازدواج کند. برای جلوگیری از این پیوند، مادر سودابه وی را به پند گرفتن از محبوبه، عمهٔ سودابه، سفارش می‌کند.

بامداد خمار داستان سیاه‌بختی محبوبه در زندگی با عشقش رحیم است که از همان برگ‌های نخست داستان آغاز می‌شود و همهٔ کتاب را دربرمی‌گیرد. با آنکه ماجرا در روزهای نخست زمامداری رضاشاه روی می‌دهد، جز یکی دو مورد، همچون کشف حجاب، به دیگر جنبه‌های سیاسی و اجتماعی زمانه هیچ اشاره‌ای نمی‌شود. محبوبه، دختر بصیرالملک بافرهنگ و اشرافی، عاشق یک شاگرد نجار می‌شود. او خواستگارهایش را رد می‌کند و در برابر خانواده آنقدر مقاومت می‌کند تا خانواده به ازدواج او رضایت می‌دهد. اما خانواده او را اخراج می‌کند، به‌طوری‌که نه او اجازه دارد به خانواده‌اش سری بزند و نه در طول هفت سال زندگی با رحیم، کسی از خانواده به او سر می‌زند.

پدر محبوبه برایش خانه‌ای کوچک می‌خرد و دکانی نیز برای نجاری رحیم فراهم می‌کند، سپس او را به حال خود رها می‌نماید تا دخترک شانزده‌ساله با عشق خود، در خانواده‌ای ناشناس، تنها زندگی کند و از خودسری خود پند بگیرد. تنها دایهٔ دختر اجازه دارد ماهی یک‌بار به محبوبه سر بزند و مبلغی خرجی از سوی پدر به محبوبه برساند که همهٔ آن خرج شراب‌خواری و زن‌بارگی رحیم می‌شود. رحیم که فردی تهیدست و بی‌فرهنگ است، نه‌تنها قدر این دختر بافرهنگ اشرافی را نمی‌داند، بلکه او را تحقیر می‌کند و حتی کتک می‌زند. مادر رحیم نیز اهریمنی است که زندگی زناشویی آنان را به جهنمی واقعی بدل می‌کند و از همان آغاز در خانهٔ آنان ماندگار می‌شود و از آنجا که کارش بنداندازی بوده، زبان طعنه و زخم زبان و دهان بی‌چاک او، برای محبوبه جای تعجب ندارد؛ چون که محبوبه این شغل را به‌شدت تحقیر می‌کند و خیلی راحت بی‌فرهنگی‌ها، دوبه‌هم‌زدن‌ها، آتش سوزاندن‌های مادرشوهر را ناشی از شغل پست و خاستگاه خانوادگی‌اش می‌بیند. رحیم، قدر دختر بصیرالملک را در خانه‌اش نمی‌داند و او را تا پست‌ترین مرتبه فرو می‌کشاند. دختری که در سراسر عمرش دست به سیاه‌وسفید نزده، اینک باید ظرف بشوید و فقط کارِ خانه بکند.

محبوبه پسری به دنیا می‌آورد، فرزند دومش را سقط می‌کند و برای همیشه عقیم می‌شود. اما پسر پنج ساله‌اش در حوض خانهٔ همسایه بر اثر سهل‌انگاری مادرشوهرش غرق می‌شود. رحیم نه‌تنها هیچ علاقه‌ای به بانوی ثروتمند و بافرهنگی که خانواده‌اش را به‌خاطر زندگی با او زیر پا گذاشته نشان نمی‌دهد، بلکه می‌خواهد خانه و مغازه‌ای را که پدر محبوبه به نام دخترش کرده، تصاحب کند. محبوبه پس از هفت سال از دست شوهر و مادرشوهرش فرار می‌کند و دوباره به پدرش پناه می‌برد. از آن عشق به‌جز نفرت چیزی بر جای نمی‌ماند. او طلاق می‌گیرد و با پسرعمویش منصور که سال‌ها پیش خواستگار او بود و حال همسر و فرزندانی دارد، ازدواج می‌کند و همسر دوم او می‌شود. پس از ازدواج اندک‌اندک عاشق منصور می‌شود. او هرچه معالجه می‌کند، باردار نمی‌شود و نتیجهٔ خودسری‌ها و هوس‌هایش را، حال در بی‌فرزندی و همسر دوم بودن مردی می‌بیند که مرد رؤیاهایش است و می‌انگارد که خودکرده را تدبیری نیست و نتیجهٔ حرف‌ناشنوی از والدین چیزی جز سیاه‌بختی نخواهد بود.

پس از انتشار این رمان، کتابی به نام شب سراب نوشتهٔ ناهید ا. پژواک از نشر البرز منتشر شد. این کتاب درواقع همان داستان بامداد خمار است با این تفاوت که داستان از زبان رحیم نقل شده که می‌گوید محبوبه یک‌طرفه به قاضی رفته و اشتباه می‌کند. این کتاب نیز در زمان خودش به یکی از کتاب‌های پرفروش تبدیل شد. شکایت نویسنده کتاب بامداد خمار از نویسنده شب سراب به دلیل سرقت ادبی نیز در پرفروش شدن آن بی‌تأثیر نبود.[۲][۶] نام شب سراب نیز از همان بیت سعدی گرفته شده است ولی در آن شراب به سراب تبدیل شده است.[۵]

سوزان باغستانی بامداد خمار را در آلمان به زبان آلمانی ترجمه کرده و با میانگین ۱۰ هزار نسخه بارها به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهٔ انگلیسی این رمان را شرکت فیروز مدیا با عنوان The Morning After (صبح بعد) در سال ۱۴۰۱ منتشر کرده است.[نیازمند منبع][۷]

در سال ۱۴۰۴، یک مجموعهٔ نمایشی بر اساس رمان بامداد خمار به کارگردانی نرگس آبیار و تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی پخش شد. بازیگرانی چون ترلان پروانه، نوید پورفرج، رضا کیانیان و علی مصفا در آن بازی می‌کنند. داستان سریال همانند کتاب، روایت عشق میان دختری از طبقه‌ای مرفه با جوانی ساده‌زیست است که به سبب تفاوت‌های طبقاتی دچار سرنوشت تلخی می‌شود.[۸] فیلم‌برداری این اثر در شهر قزوین و اماکن تاریخی آن شهر انجام شده است.[۹]

  1. کمالی، مهرک (۲۰۱۹-۰۵-۱۱). «بامداد خمار؛ رد عوام‌گرایی و بازگشت به خاص‌گرایی پدرسالارانه». BBC Farsi. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۱۳.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. 1 2 اشکان ایرجی- مریم دهخدایی- سعید جعفریان. «ادبیات عامه‌پسند: با کلاس‌ها». همشهری جوان. دریافت‌شده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. "Women Writing Novels Emerge as Stars in Iran" [زنانی که رمان می‌نویسند به ستاره‌هایی در ایران تبدیل می‌شوند] (in English). 2005-06-29. Retrieved 2025-12-15.
  4. احمد کریمی حکاک. «مروری بر «بامداد خمار» اثر فتانه حاج سید جوادی». مَد و مه. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۳ مه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۳ مه ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. 1 2 فرزانه، سام. «شیرازه - بامداد خمار و شب سرابش». بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. «بامداد خمار برعکس/حالا یک دختر، پسری را بیچاره می‌کند». خبر آنلاین. ۲۰ شهریور ۱۳۹۱. دریافت‌شده در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. «خرید و دانلود رمان بامداد خمار | فتانه حاج سید جوادی». طاقچه. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. نوربخش، سیداصغر (۴ آبان ۱۴۰۴). «دربارهٔ «بامداد خمار»؛ زبانِ زمانِ زنانه». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۹ آبان ۱۴۰۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. شهبازی، سهیلا (۲۰۲۴-۰۷-۰۷). «تهیه‌کننده سریال «بامداد خمار»: حاشیه همیشه هست/ هدف همه ما مخاطب است». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۲۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]