الیزابت راس
الیزابت نس مکبین راس | |
|---|---|
| زادهٔ | ۱۴ فوریه ۱۸۷۸ |
| درگذشت | ۱۴ فوریه ۱۹۱۵ کراگویواتس، صربستان |
| علت مرگ | تیفوس |
| ملیت | اسکاتلند |
| محل تحصیل | کالج کویین مارگارت گلاسگو |
| پیشه | پزشک |
الیزابت نس مک بین راس (به انگلیسی: Elizabeth Ness Macbean Ross) (زاده ۱۴ فوریه ۱۸۷۸ – درگذشته ۱۴ فوریه ۱۹۱۵) پزشک اسکاتلندی است که برای کار به کشورهای مختلفی از جمله ایران و صربستان سفر کردهاست. او مدرک پزشکی خود را از کالج کویین مارگارت در گلاسگو گرفت ولی بیشتر دوران کاری خود را خارج از انگلستان گذراند. الیزابت راس در ۱۴ فوریه ۱۹۱۵ در بحبوحه جنگ جهانی اول و هنگام خدمت در کراگویواتس صربستان بر اثر ابتلا به تیفوس درگذشت.
زندگینامه
[ویرایش]الیزابت از خانوادهای تحصیلکرده و ماجراجو بود. خانواده راس در شهر تین اقامت داشتند و پدر خانواده بانکدار بود. پدر و مادر الیزابت معتقد بودند در زمینه آموزش نباید بین دختر و پسر تفاوتی باشد. خواهر الیزابت، لوسی هم مدرک پزشکی داشت. برادرش جیمز نس مک بین راس نیز تحصیلات پزشکی و جراحی داشت و به عنوان جراح کشتی کار میکرد. الیزابت در سن ۱۸ سالگی وارد کالج شد و یکی از اولین زنان اسکاتلند بود که مدرک پزشکی خود را در سال ۱۹۰۱ با نمرات بالا دریافت کرد.
راس پس از فراغت از تحصیل برای مدتی در لندن و سپس در جزیره کولونسی مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۸ به یک آگهی با عنوان «یک خانم دکتر برای (کار) در شرق نیازمندیم» جواب داد و به عنوان دستیار یک پزشک ارمنی به ایران آمد و سپس مشغول کار میان ایل بختیاری شد. او در کتابی با عنوان «خانم دکتری در سرزمین بختیاری» به ذکر خاطراتش از این دوران میپردازد. سفر وی به ایران دو بار دچار وقفه شد. بار اول برای گذراندن دوران نقاهت در خانه و بار دوم برای کار به عنوان جراح کشتی عازم سواحل هند و ژاپن. با این حال او دوباره به ایران برگشت و تا آغاز جنگ جهانی اول در ایران مشغول به کار بود.[۱]
پس از شروع جنگ جهانی اول در سپتامبر ۱۹۱۴، به دلیل کمبود نیرو برای کار در صربستان داوطلب شد و اواخر ژانویه ۱۹۱۵ کار خود را در بیمارستان نظامی شهر کراگویواتس این کشور شروع کرد. شرایط کاری وی در آنجا بسیار سخت بود. او تنها دو همکار یونانی داشت و بدون پرستار آموزشدیده کار میکرد.[۲]
الیزابت که در بخش تیفوس بیمارستان نظامی در کراگیواتس کار میکرد، خود مبتلا به تیفوس شد و در ۱۴ فوریه ۱۹۱۵ در زادروز ۳۷ سالگیش درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد. مراسم بزرگداشت دکتر راس هر ساله در همین شهر برگزار میشود.[۱]
زندگی در میان ایل بختیاری
[ویرایش]زمان سفر الیزابت راس به ایران مقارن با دوران انقلاب مشروطه بود. دکتر راس ابتدا در شهر جلفا مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۹ بود که دیداری با نجفقلیخان پسر حسینقلیخان بختیاری داشت. در این دیدار نجفقلیخان به راس گفت که تمایل دارد یک پزشک انگلیسی در میان ایل بختیاری باشد. این دیدار زمینهساز رفتن او میان بختیاریها برای حدود ۴ سال شد. راس پزشک زنان اشرافی بختیاری (معروف به بیبی) بود. کتاب خاطرات او مشروحی از زندگی بختیاریها به خصوص زنان بختیاری و نقش آنها را در آن دوران بیان میکند. همانطور که او علاقه خاصی به بختیاریها داشت، آنها نیز او را دوست داشتند و حتی به او لقب بیبی گلافروز را داده بودند.[۳][۴] زندگی او در ایران با ماجراهای مختلفی همراه بود. منجمله یک بار در بیابان گم شد و مورد دستبرد راهزنان قرار گرفت.[۵]
الیزابت راس درباره انتخابش به عنوان همراه بیبی صاحبجان (همسر نجفقلیخان صمصامالسلطنه) برای سفر به مکه نوشته است:
«من خودم نزدیک بود در پاییز سال ۱۹۱۱ به مکه بروم و همیشه افسوس میخورم که در آخرین لحظه، نقشهام بهعلتِ آشوبهای ایران و نیز ناآرامیهایی که از سوی قبایل عرب در اطراف مکه — که بر ضد ترکها شوریده بودند — رخ داد، نقش بر آب شد. بیبی صاحبجان، همسر صمصامالسلطنه، تصمیم داشت به زیارت برود و چون در وضع جسمانی نسبتاً ناپایداری بود، میل داشت مرا به عنوان پزشکِ همراه با خود ببرد. او ترتیب داده بود که من چونان یک بیبی بختیاری لباس بپوشم، با موهای سیاه مصنوعی و دیگر لوازم لازم برای این کار. قرار بود در همهجا مرا به عنوان زنی کر و لال معرفی کنند و من در این هیأتِ مبدّل، بتوانم به همهٔ رازهای شهر راه یابم. به تمام خادمان او هشدار داده شده بود که اگر این راز را فاش کنند، گوشهایشان بریده خواهد شد و اگر از افشای راز آسیبی پدید آید، زبانهایشان نیز به همانسان قربانی خواهد شد.»[۶][۷]
او همچنین درباره اعتقادات و باورهای بختیاریها نوشته است:
«بختیاریها هیچگاه مردمی خرافاتی نبودهاند و بیشترشان به جن یا موجودات مشابه آن باور ندارند. البته طبقات پایینتر تا حد زیادی چنین اعتقاداتی دارند، گرچه من یقین دارم که حتی آنان نیز به اندازهی کوهنشینان اسکاتلندیِ همطبقهی خود سادهدل و خرافاتی نیستند. در طول اقامتم در چهارمحال فقط یکبار با پدیدهای از نوع «ماوراءالطبیعه» روبهرو شدم. کدخدا که میبایست مقداری پول را، که برای بیبی حاجی (پیرزنی از خیرآباد) جمع کرده بود، بیاورد، پیغام فرستاد که بیمار است و نمیتواند بیاید. بیبی از من خواست که خودم بروم و او را ببینم. نزدش رفتم و او با من در میان گذاشت که شب پیش، جنّی گلویش را گرفته و پول را ربوده است. به او گفتم درمان بیماریاش از توان یک «حکیم فرنگی» بیرون است، ولی گفتم اندکی کاربرد سنجیدهی «چوب» در حضور بیبی [اگر در حضور بیبی چند ضربهی چوب بخورد]، بیتردید هم دردش را تسکین خواهد داد و هم باعث میشود جن پول را بازگرداند. نیمساعت بعد، مبلغ مذکور در دستان پیرزن بود. تنها چیزی که آنها واقعاً به آن باور دارند نوعی سالنما است، مشابه سالنمای مورِ پیر [کتابچهی سالانهی پیشگوییها و طالعبینیها که در قرن نوزدهم و بیستم در بریتانیا بسیار مشهور بود]، که روزهای نحس و میمون را معیّن میکند. خود دیدهام بیبی و خانوادهاش خانهی راحت خود را ترک کردند و شب را در کلبهای محقر کنار دروازهی منزلشان گذراندند تا گفته شود سفرشان در روزی نیکبخت آغاز شده است.»[۸]
آثار
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ صفحه الیزابت راس در دانشگاه گلاسگو
- ↑ صفحه الیزابت راس در دانشگاه کلاسگو
- ↑ A Lady Doctor in Bakhtiry Land
- ↑ Three British Ladies in Bakhtiariland
- ↑ مصاحبه با خواهرزاده الیزابت راس
- ↑ Ross, Elizabeth N. A Lady Doctor in Bakhtiari Land. London: Seeley, Service & Co., 1921, pp. 84–85.
- ↑ واویر (۲۰۲۴-۰۱-۰۹). «بی بی صاحب جان». مجله اینترنتی واویر | سلامت، گردشگری، موفقیت و جانوران. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۶.
- ↑ Ross, Elizabeth N. A Lady Doctor in Bakhtiari Land. London: Seeley, Service & Co., 1921, pp. 85–86.
منابع
[ویرایش]- Ross, Elizabeth Ness MacBean (۱۹۲۱)، A lady doctor in Bakhtiari land
- مکبنروز، الیزابت (۱۳۷۳)، با من به سرزمین بختیاری بیایید، ترجمهٔ مهراب امیری، آنزان
- Mawer، Caroline (۲۰۱۰). «THREE BRITISH LADIES IN BAKHTIARILAND». Asian Affairs. ۴۲ (۱): ۲۸-۴۸. doi:10.1080/03068374.2011.539322.
- «Dr Elizabeth Ross - the Scottish saint of Serbia». ۲۴ فوریه ۲۰۱۰. دریافتشده در ۸ آبان ۱۳۹۰.
- "Doctor Elizabeth Ness MacBean Ross" (به انگلیسی). Archived from the original on 15 April 2011. Retrieved 23 Oct 2011.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- کتاب خاطرات الیزابت راس میان ایل بختیاری: A lady doctor in Bakhtiari land
- صفحه الیزابت راس در وبلاگ کارولین ماور: Ladies in Bakhtiariland – and the Constitutional Revolution[پیوند مرده]
- اهالی اسکاتلند
- اهالی لندن
- اهالی همپستید
- پزشکان اهل اسکاتلند
- پزشکان سده ۲۰ (میلادی) اهل اسکاتلند
- خاطرهنویسان اهل اسکاتلند
- دانشآموختگان دانشگاه گلاسگو
- درگذشتگان ۱۹۱۵ (میلادی)
- درگذشتگان به علت تیفوس
- زادگان ۱۸۷۸ (میلادی)
- زنان اهل بریتانیا در جنگ جهانی اول
- زنان در جنگ جهانی اول
- دور از وطنهای اهل اسکاتلند در ایران