اسکیلاکس
اسکیلاکس کاریاندایی دریانورد، کاشف و نویسنده هخامنشی از اهالی شهر کاریاندا بود او در پایان سده ششم و آغاز سده پنجم پیش از میلاد می زیست و به داریوش اول پادشاه ایران خدمت می کرد. آثار او همگی گمشدهاند و تنها نقل قولهایی که نویسندگان رومی و یونانی از آنها کردهاند باقی مانده است، برخی یک رهنامه به او منصوب کردهاند که در حقيقت از آن خود او نیست و در آغاز دهه ٣٣٠ پ.م به دست یک نویسنده ناشناس نوشته شده است.
زندگینامه
[ویرایش | اشتراکگذاری]اسکیلاکس اهل کاریاندا، شهری کوچک در جزیرهای نزدیک به یاسوس در آسیای کوچک بود. او احتمالاً از قوم کاریان بود که احتمالاً با زبان یونانی آشنا بوده و از آن برای نوشتههای خود استفاده میکرده است. اطلاعات زیادی در مورد اسکیلاکس در دست نیست، به جز قطعات اطلاعاتی که توسط نویسندگان بعدی یونانی نقل شده است. هرودوت او را کاپیتان دریایی از ایونیا مینامد. گفته میشود که او به دستور داریوش اول، امپراتور هخامنشی (۵۲۲-۴۸۶ پیش از میلاد) از رودخانه سند عبور کرده و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده تا به سوئز برسد.در روایت هرودوت:
داریوش کاشف بخش بزرگی از آسیا بود. او که میخواست بداند سند (تنها رودخانهای که به جز یکی تمساح داشت) از کجا به دریا میریخت، تعدادی از مردانی را که میتوانست به اعتمادشان تکیه کند، از جمله اسکیلاکس اهل کاریاندا، برای دریانوردی به پایین رودخانه فرستاد. آنها از شهر کاسپاتیروس، در منطقهای به نام پکتیکا، حرکت کردند و در جهت شرقی به سمت دریا حرکت کردند. در اینجا به سمت غرب تغییر مسیر دادند و پس از سی ماه سفر، به مکانی رسیدند که پادشاه مصر ... فنیقیها را برای دریانوردی به دور لیبی فرستاده بود. پس از اتمام سفر، داریوش هندیها را فتح کرد و از دریا در آن مناطق استفاده کرد. بنابراین، مشخص شده است که تمام آسیا، به جز بخش شرقی، همان ویژگیهای لیبی را دارد. (هرودوت، تاریخ ۴.۴۴)[۱]
او همچنین بر اساس سفرهای اکتشافی خود، اطلاعاتی در مورد شهرهای جزایر مدیترانه، از جمله کرت، ثبت کرد. او یکی از نخستین کسانی است که از شهر سیدونیا در غرب کرت نام برده است. استرابون از او به عنوان "نویسنده باستانی" یاد کرده است.
دریانوردی از شمال سند به جنوب
[ویرایش | اشتراکگذاری]نزدیک به ۵۱۵ سال پیش از میلاد به دستور داریوش یکم هخامنشی مسیر رود سند را از ناحیه گاندارا پیمود. احتمالاً این سفر با هدف جمعآوری اطلاعات برای عملیات نظامی احتمالی آینده ایران در منطقه انجام شده است. او و همراهانش با پیمودن مسیر سند به دریا رسیدند و از آن جا غرب اقیانوس هند را طی کردند و به دریای سرخ رفتند. در آن رود سند به دریای محیط یا اقیانوس رسیدند و از دریای عمان تا دریای سرخ سوئز کشتیراندند و سی ماه پس از آغاز مأموریت بازگشتند و گزارش سفر را به داریوش دادند.
او شرحی از شهرها و جزیرههای دریای مدیترانه نیز نوشتهاست و در آن از جزیره کرت نام بردهاست.
نام اسکیلاکس در جهان باستان شناخته بود و استرابون از او به عنوان «نویسنده قدیمی» یاد کردهاست. رهنامهای از یونان باستان در دست است که در عنوانش (گمان میرود برای تجلیل) از او نام برده شدهاست.
در ترجمههای فارسی نام او را اسکولاخ، اسکولاکس، اسکیلاس، اسکیلاگس، از مردم کاروآندا، دوکاریاند، کاریاندی و کاریندا هم نوشتهاند.
«داریوش بزرگ، شاهنشاه بزرگ هخامنشی هنگامی که میخواست بخشهای باختری و خاوری شاهنشاهی خود را با یک راه آبی به هم بپیوندد، باید به آشکار کردن(: کشف) راههای آبی ناشناخته دست میزد. از این روی به «اسکولاکس کاریایی» اهل کاریاندا، فرمان داد با چند کشتی جنگی پارسی سراسر کرانههای دریایی شاهنشاهی را شناسایی کند و در اینباره گزارش دهد. اسکولاکس از شهر گنداره –در خاور افغانستان امروزی- سفر خود را آغاز کرد. او رود کابل را در مسیرش به سوی خاور تا پیوستن به سند راند و از آن پس بر روی سند، رو به جنوب، خود را به اقیانوس هند رساند. وی با رسیدن به اقیانوس هند، در حالی که به سوی باختر میراند، کرانههای خلیج فارس تا «بندر کاریایی» در بنیشو (در نزدیکی خرمشهر کنونی) را بررسی کرد. او پس از این، دلیرانه آغاز به دور زدن دریاییِ شبه جزیره عربستان کرد، تا پس از سی ماه به «سوئز» کنونی رسید. اسکولاکس گزارشهای کار خود را پس از بازگشت از مصر به داریوش بزرگ داد.»[۲]
فرهنگ عامه
[ویرایش | اشتراکگذاری]در رمان تاریخی «آفرینش» نوشته گور ویدال، اسکیلاکس اهل کاریاندا به عنوان شخصیتی ظاهر میشود که چنان با داریوش بزرگ، صمیمی است که با هم درباره گسترش حکومت ایران به هند، شوخیهای طنزآمیزی میکنند.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ https://books.google.com/books?id=ahMXbSFxGhUC&pg=PA15
- ↑ تارنمای امرداد، مقاله آبراههای که تجارت در جهان باستان را شکوفا کرد، میثم اسدی، ۳۱/۰۳/۱۳۹۲
- نوربخش، حسین، دریانوردی در ایران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران ۱۳۸۲